فصل سوم

نقش واهمیت عوامل تولید وتأثیرات آن بالای توسعه اقتصادی

      همان طوریکه یک کالای خاص مربوط عوامل تولید، بکاررفته است، تولید ملی نیز تابع عوامل تولید درسطح ملی می باشد. عوامل تولیدبه چهاردسته تقسیم شده است که عبارت از زمین، سرمایه ،نیروی کاروتکنا لوژی میباشد که ما دراین فصل نقش هریک ازعوامل فوق را به ترتیب شرح خواهیم داد.

1 – زمین یامنابع طبیعی ونقش آن دررشد وتوسعه اقتصادی

      زمین یامنابع طبیعی به حیث یک عامل تولید نقش مهم درانکشاف اقتصادی دارد، مقصد اززمین آنچه که درکره زمین به اختیاربشر قرار گرفته وشامل زمین زراعتی ، جنگلات، کوه ها، دریاها، صحراها، ابحار، منابع زیرزمینی وغیره شامل می باشد.

این هاهمه توسط بشرتولید نشده بلکه هدیه خداوندی است، علاوتاً، مقداراین منابع محدود بوده وبرای هر مملکت حدودسیاسی و جغرافیای آن مقدارموجود این منابع را تعین میکند، گرچه بعضی ممالک با منابع طبیعی محدودهم انکشاف نموده اند، مانند: جاپان وسویس ولی فکرمی شود که غنای منابع طبیعی انکشاف اقتصادی را آسانترمیسازد و هم چنان گفته می شود که سرزمین یک مملکت ذاتاً غیر متحرک بوده وفقط حاصلات زمین(مواد زراعتی ومواد خام) بین ممالک متحرک اند ممالک دارای منابع طبیعی سرشارمانند ممالک نفت خیزبا اعطای امتیازات نفت به کمپنی های خارجی، دراول وبعدها باملی ساختن آنها کمپنی ها توانستند درمدت کوتاه عاید مردم خویش را به سرعت افزایش دهند.  به عباره دیگرانکشاف اقتصادی به ذخیره یا منابع طبیعی[14] دریک مملکت مربوط نبوده بلکه به جریان آن منابع واستفاده ازآن درعملیه تولید می باشد. به طوری کلی منظوراز زمین بالای زمین، سطح زمین وزیرزمین (منابع زیرزمینی) میباشدو منظورازبالای زمین، شرایط اقلیمی وآب وهوای زمین است، بعضی از علمای توسعه با ذکراین نکته که تفریباً تمامی کشورهای درحال توسعه درمنطقه گرمسیر قراردارند، درواقع برنقش غیرمستقیم اقلیم وآب و هوا درتوسعه جوامع تاکید دارند. طورمثال، هانتینگتون درکتاب « علل اصلی تمدن » با تاکید برتوسعه تمامی کشورهای باآب وهوای معتدل نقش این عامل را تعین کننده می داند، به نظر این دسته ازنظریه پردازان، اقلیم آب وهوای گرم وطاقت فرسا موجب کاهش توان کاری ،افزایش بی حوصلگی وتنبلی درافراد می شود ودرنتیجه سرراه انسان درکوشش برای پیشرفت اقتصادی است.

      نقش سطح زمین درتولید، به خصوص درتولید زراعتی (ازجمله مواد غذای ) به شرط داشتن قابلیت کشت وبهره برداری، برکسی پوشیده نیست، البته قابلیت بهره برداری ازسطح زمین خود تابع شرایطی مانند، مرغوبیت خاک، دست رسی به آب وحتی آب وهوا (اقلیم) است.

       نقش  مثبت سطح زمین فقط به تولید محصولات زراعتی محدود نمی شود بلکه وجود زمین مناسب ازنظر جاده سازی ونیز وجود رود خانه ها ودست رسی به دریا ازنظر کاهش مصرف حمل ونقل، عامل مؤثر درتسهیل ارتبا طات دریک کشوراست. اکثرعلمای بخش توسعه براهمیت گسترش ارتباطات جاده سازی درکشورهای درحال توسعه تأکید دارند، به نظرآنها گسترش ارتباطات، امکان ایجاد یک اقتصاد ملی را فراهم می سازد،

      طورمثال درکشورانگلستان به علت وضعیت خاص جغرافیای، امکان بوجود آمدن یک اقتصاد ملی درمراحلی اولیه توسعه وجود داشته است. به این ترتیب که دسترسی به دریا وایجاد ارتباط آبی بین نقاط مختلف آن کشور سبب بجود آمدن یک بازاردرسطح ملی شد، این ارتباط بعدها از طریق گسترش سریع راه آهن تسریع وکامل گردید. کشورهای دیگری نظیرآلمان نیز، به علت جاری بودن رود خانه های متعدد درآن سرزمین ازاین مزیت برخورداربودند درمراحل اولیه توسعه امریکا، ایجاد راه های ارتباطی به عنوان یکی ازهدف های توسعه ملی مطرح بوده است، درآن کشورها، ایجاد خطوط راه آهن دربوجود آوردن یک اقتصاد ملی ویک پارچه نقش مؤثرداشته است. اهمیت شبکه های ارتباطی دریک کشوربه حدی است که آنرا به رگهای بدن یک موجود زنده تشبیه کرده اند ارتباطات نقاط مختلف یک کشورنه تنها بازارهای محلی محدود داخلی را به یک بازارملی گسترده تبدیل می کند، بلکه به دلیل ایجاد ارتباط مناطق مختلف با یکدیگر، فرهنگ جامعه یک نواخت ترمی شود. دراکثرکشورهای جهان سوم عدم وجود شبکه های ارتباطی مناسب ومنسجم یکی ازموانع رشد اقتصادی آنها ذکرمی شود.

           نقش زیرزمین یادر واقع نقش منابع زیرزمینی، نیزازدو طریق درافزایش تولید مؤثراست. اولاً، همراه بارشد اقتصادی تعداد مصرف بسیاری ازمنابع زیرزمینی مانند مواد انرژی زا، آهن وسایل فلزات ودیگرمواد اولیه وغیره به شدت افزایش می یابد، بنابراین داشتن منابع زیرزمینی غنی میتواند دراین راه کمک مؤثرورروند رشد وتوسعه نماید.

       ثانیاً: همراه بارشد اقتصادی وبه خصوص درمراحل اولیه آن، به علت حجم کم سرمایه وداخل نیازبه ماشین آلات وابزاروارداتی شدت می گیرد. برای وروداین نوع سرمایه های فزیکی نیزاحتیاج به اسعاراست که ازطریق صدور قسمت ازمنابع زیرزمینی به خارج این کارامکان پزیراست. بنابراین میتوان گفت که منابع زیرزمینی به صورت مستقیم وغیرمستقیم دررشد تولید نقش مهمی ایفا میکند این مسله برخلاف تصورعامه، تنها خاصه کشورهای جهان سوم نمی باشد، کشورهای نظیرانگلستان وآلمان درقرون 18و19 با صدور بخشی ازذغال خود به کشورهای همسایه ازچنین سیاستی پیروی کرده اند.

        پارکر، درکتابی تحت عنوان « منابع طبیعی ورشداقتصادی » با اشاره به منابع طبیعی به عنوان مؤثرترین عامل رشداقتصادی کشورهای اروپای غربی درقرن نزدهم، به این مطلب اشاره کرده است.  به نظرکیندل درکشورهای کمترتوسعه یافته، به خصوص درمراحل اولیه رشد به دلیل محدودیت سایرعوامل تولید سرمایه، تکنالوژی، ودربسیاری موارد نیروی کارمتخصص به عنوان آخرین عامل تولید بیشترمی شود.

2- سرمایه ونقش آن دررشد وتوسعه اقتصادی

     تقریباً اکثر اقتصاد دانان برتمرکزوتشکل سرمایه به عنوان مهمترین عامل تعین کننده دررشدوتوسعه اقصادی تأکید زیاد دارند. به عقیده نورکس منظورازتمرکزوتشکل سرمایه این است که یک جامعه تمام ظرفیت های مؤلد جاری خودرا صرف تأمین نیازهای مصرفی خود نمی کند، بلکه بخشی ازمنابع مالی خودرا دربخش های مؤثراقتصادی سرمایه گذاری می نماید که می تواند دربلند مدت ومتوسط المدت ظرفیت های مؤلد وبازدهی اقتصادی را افزایش دهد. ماهیت یا جوهرجریان تشکل سرمایه عبارت ازتخصیص بخشی از منابع جاری سرمایه جامعه به بخشهای دیگر به منظور افزایش ذخایرسرمایه به صورت کالاهای سرمایوی، تا بتوان درآینده پیشرفت بخشهای تولید کالاهای مصرفی را ایجاد کرد.  به عقیده سینگرجریان تشکل سرمایه ونقش آن درجهت بهترشدن اقتصاد جامعه شامل کالاهای قابل لمس مانند واحدهای صنعتی، ابزارتولید وماشین آلات می شود وهم شامل کالاهای خدماتی مانند استاندارد سطح تعلیم وتربیه، صحت عامه درسطح علمی وتحقیقاتی وغیره می گردد[15]

       قسمیکه تذکریافت، سرمایه عامل اصلی توسعه اقتصادی است. ازطرف دیگر، اگر تصورکنیم که با تمرکزسرمایه می توان مشکل توسعه نیافتگی راازبین برد، ساده اندیشی کرده ایم زیرا عوامل دیگری نیز مانند عوامل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، تکنالوژی وغیره درروند توسعه اقتصادی نقش مؤثر وحیاتی دارند، به عباره دیگر هرچند تمرکز سرمایه درروند توسعه اقتصادی نقش حیاتی واساسی دارد، عوامل دیگری نیز حایزاهمیت هستند که دربالا تذکربه عمل آمد.[16]

الف:- اهمیت تشکل سرمایه در توسعه اقتصادی:

تشکل سرمایه عامل مهم وبنیادی درتوسعه اقصادی است، دوره های باطل فقردرکشورهای درحال توسعه را تنها ازطریق تمرکز سرمایه وجمع آوری وجوه زیادی سرمایه میتوان ازبین برد، به دلیل نازل بودن عاید قابل تصرف دراین کشورها، تقاضا تولید وسرمایه گذاری ناکافی است، کمبود عاید ازتقاضا وسرمایه گذاری سبب کمیابی تولید کالاهای سرمایوی می شود که این کمبود را میتوان تنهاازطریق تمرکز سرمایه، آنهم به مقادرزیاد ازبین برد. باگسترش سرمایه گذاری دربخش تولید کالاهای سرمایوی میتوان عرضه ماشین آلات، ابزارهای تولید وتجهیزات صنعتی را افزایش ومقدار تولید را گسترش داد. سرمایه گذاری درپروژه های عمده اجتماعی واقتصادی باید گسترش یابد، تمرکز قابل توجه سرمایه واستفاده مطلوب تروکامل ترازمنابع موجود دراقتصاد را امکان پزیرمی سازد. تمرکزسرمایه سبب افزایش تولید ملی، عاید واستخدام می شود.

مشکلات مربوط به تورم بیکاری وکسر بلا نس تادیات راحل میکند واقتصاد رابه سوی توسعه می کشاند.

    هدف اصلی توسعه اقتصادی تولید کالاهای سرمایوی به مقدارکافی برای افزایش تولیدات زراعتی گسترش فعالیتهای استخراج معادن وتوسعه  صنایع است. برای احداث راه آهن، شفاخانه ها، مدارس وسایر مؤسسات آموزشی وغیره نیازبه سرمایه است، بطورکلی میتوان گفت که جوهر توسعه اقتصادی در تشکل سرمایه وسرمایه گذاری درنهادهای اساسی اقصادی واجتماعی نهفته است. بنابرآن برای دست یابی به هریک ازاهداف فوق الذکرنیازبه سرمایه درکشوراست وتمرکز سرمایه وقتی امکان پذیر خواهد بود که بخش کوچک ازعاید جاری به مصرف فردی وعمومی اختصاص یابد ومتباقی به منظورسرمایه گذاری در پروژهای اساسی پس اندازشود.

ب:- منابع تأمین سرمایه:

       اگرتولید ناخالص ملی ویاعاید ملی کشورنسبت به سال گذشته تغیرنکند ویا احیاناً کاهش یابد بناً بخاطر بقای سطح درآمد ملی وافزایش درتولید ناخالص ملی کشوربازهم به مقدارسرمایه گذاری درطول سال نیازمندیم. بنابرین تشکیل سرمایه عنصرجدا ناپذیرازفعالیت های اقتصادی درهرکشوراست. به هرحال یکی ازمسایل مهم مرتبط با تشکیل سرمایه (سرمایه گذاری) تأمین منابع مالی آن است به طورکلی منابع تأمین وجوه سرمایه داخلی هستند ویاخارجی.

1 – منابع داخلی تأمین سرمایه:

الف پس اندازها: برای آنکه تشکیل سرمایه انجام شود باید ازعوامل  تولید بیکار درکشوراستفاده شود ویا گروه ازمردم بخشی ازدرآمد شانرا پس انداز کننده تا ازاین طریق قسمت ازمنابع تولیدی به جای کالاهای مصرفی، به تولید کالاهای سرمایوی بپردازند. البته درحالت اول عملاً پس انداز بشکل جداگانه انجام نمی شود، بلکه پس انداز وتشکیل سرمایه به طورهمزمان صورت میگیرد.

    با توجه به مطالعات متعدد انجام شده یکی ازمنابع اصلی تأمین مالی تشکیل سرمایه درفرایند توسعه کشورهای پیشرفته سرمایه داری، پس اندازهای شخصی آنها بوده است، البته هرچه به زمان حال نزدیکتر می شویم به دلیل افزایش تدریجی سایرمنابع تأمین سرمایه که درزیر به آنها اشاره خواهیم کرد، دراین کشورها نقش پس اندازهم درتأمین منابع مالی سرمایه ازاهمیت خاص برخوردار است. نقش پس اندازدرتأمین مالی تشکیل سرمایه درکشورهای درحال توسعه سرمایه داری که گام های مؤثردرراه رشد اقتصادی برداشته اند نیزقابل توجه است.

تشکل سرمایه ازطریق پس اندازها وبه کارانداختن آن ( سرمایه گزاری ) درنهاد های اساسی اقتصادی واجتماعی راه را برای توسعه اقتصادی درکشورهای رو به انکشاف هموار می سازد.

ب: انواع بیمه:

       گسترش بخش بیمه وانواع آن درکشوری توسعه یافته به خصوص درقرن اخیر موجب شده است که منابع مالی عظیمی توسط شرکت های بیمه جمع آوری شود بخش عمده ازاین منابع تاَمین کننده وجوه مالی تشکیل سرمایه درکشورهای توسعه یافته است صنعت بیمه در این کشورها یکی ازفعالیت های بزرگ اقتصادی آنها بشمار میرود.    صنعت بیمه به دلیل در اختیار داشتن منابع مالی وسیع رقیب بسیارنزدیک بانکها درآن جوامع است. در عده ازکشورها درحال توسعه این بخش روبه رشد است وتوقع برده میشود با پیشرفت این بخش درکشورهای روبه انکشاف سرمایه ازاین طریق بکاررفته تا بتوانددرراه تامین منابع مالی دراین کشورها نقش ایفا کند.

ج: سود یا مفاد توزیع نشده ذخیره استهلاک سرمایه شرکت ها:

          از دیگر منابع تامین سرمایه مفاد توزیع نشده وذخیره استهلاک سرمایه شرکتها است، مفاد توزیع نشده بخش ازمفاد شرکتها است که بین سهام داران یاشرکای آنها تقسیم نمیشودوبعنوان منبع درتامین سرمایه به کار گرفته میشود.

      ذخیره استهلاک سرمایه شرکتها نیزبخش ازعایدآنها است که درشرکت باقی میماند. در کشورهای توسعه یافته به علت ساختارخاص فعالیت های اقتصادی یعنی وجود انبوه شرکتها وحجم قابل ملاحظه سرمایه آنها این مبالغ بسیار چشمگیر است. اما درکشورهای درحال توسعه نقش این عامل ضعیفتر است.

د: مالیات:

       دولتها باوضع انواع مختلف مالیات تلاش درجهت کسب عایددارند. چون بخش ازمخارج صرف شده دولت مخارج سرمایوی است بهمین سبب یکی ازمنابع تامین وجوه مالی سرمایه مالیات میباشد. البته نقش دولت بعنوان عامل درتشکیل سرمایه درجوامع از اهمیت خاص برخوردار بوده ودرجوامع مختلف متفاوت است. بطور مثال: درکشورهای سرمایه داری توسعه یافته درشرایط فعلی روند اقتصاد- شان به دلیل محدودیت بخش دولتی وفعال بودن بخش خصوصی این منبع درتامین وجوه مالی نقش کمتر دارد. اما درکشورهای درحال توسعه بسته به ساختاراقتصادی اجتماعی وسیاسی آنها این مورد متفاوت است. مثال: درجوامع جهان سوم که دارای اقتصاد زراعتی سنتی هستند. ساختاراقتصادی بشکلی است که نقش دولت دراین رابطه ضعیفتر است. ازطرف دیگرچون دراکثرکشورهای جهان سوم بخش عمده مخارج دولت مصرفی است که نقش دولت درتشکیل سرمایه اندک است. به هرحال استثناهای مانند کشورهای ثروتمند صادرکننده نفت نیزوجوددارندکه نقش دولت درتشکیل سرمایه کلیدی است.

    نکته قابل ذکردیگردراین جاآن است که نقش دولت درتامین سرمایه مالی همان طوریکه میدانیم دربعضی جوامع جهان سوم نظیر برازیل درچند دهه اخیر دولت باسرمایه گذاری های وسعی وگسترده وتامین منابع مالی فراترازاین چارچوب عمل کرده است. بناَ گفته میتوان که مالیات بعنوان بخش عمده تا مین مالی سرمایه بحساب میآید.

2- منابع خارجی تا مین سرمایه:

الف:- کمک های خارجی:- درصورت مواجه شدن باکمبود وجوه منابع داخلی برای تامین منابع مالی جهت سرمایه گذاری یکی راه حلهای مطرح درسطح بین الملی واردات سرمایه ازخارج بشکل کمک های خارجی ازکشورهای پیشرفته ویاسایر نهادهای کمک دهنده بین الملی میباشد. که ظاهراَ یکی ازمنابع تامین سرمایه ازخارج بحساب می آید.

ب:- قرضه های خارجی:- گاهی وقت تامین سرمایه باتاکید برکمبود منابع داخلی ازطریق قرضه ازخارج صورت میگردد. از نظرمخالفین استقراض خارجی، این منبع احتمالاً نامناسب ترین طریق تامین سرمایه است زیرا اولاً گرفتن قرضه از خارج معمولاً بابندوبست های سیاسی امکان پذیراست که این مسله بااستقلال سیاسی جامعه منافات دارد، ثانیاً بهره یاسوداین قرضه که اکثراً بسیاربالا است واگر بطور معقول ازآن استفاده نشود نتیجه اش تشدید قرضه هادردوره های بعدی میشود. ثالثاً طبق ارقام بدست آمده حتی بخشی ازمنابع داخلی سرمایه درکشورهای جهان سوم  معمولاً تبدیل به سرمایه گذاری نمیشودوبدون استفاده  درسیستم اقتصادی کشورباقی میماند. دلیل اصلی این مسله پائین بودن کارآی سیستم بانکی وکمبودعامل مدریت وکارفرما دراین جوامع ذکرمیکنند. بنابراین وقتی نتوان ازمنابع داخلی درحدمطلوب استفاده کرد. درمورداستفاده مناسب ازمنابع خارجی نیز نمیتوان مطمئن بود.

     بهر حال بعضی ازکشورها(هندوچین) بااستفاده مطلوب ازاین منابع توانسته اندبه موفقیتهای نایل شوند بطورکلی موسسات قرضه دهندگان بین الملل بدوگروپ تقسیم میشود. موسسات بین المللی عمومی مثلاً(صندوق بین المللی پول ، بانک جهانی) وغیره وموسسات مالی بین المللی خصوصی (مانند بانکهای بین المللی خصوصی) میباشد. بنابرهمه این موارد قرضه های خارجی بعنوان یک بخش مهم تأمین سرمایه بخصوص درکشورهای درحال انکشاف میباشد.

ج:- سرمایه گذاری های خارجی:-

     روش دیگری تأمین منابع سرمایه جذب سرمایه های خارجی واستفاده ازسرمایه گذاری های خارجی است اگرچه ارقام دقیق درموردمیزان سرمایه گذاری های خارجی سالیانه درکشورهای درحال توسعه موجود نیست اماطبق گذارش بانک جهانی حدود 7/1 حصه سرمایه گذاری درکشورهای درحال توسعه در دهه های اخیر راسرمایه گذاری خارجی تشکیل میدهد.

      درمقایسه بین قرضه ازخارج وجذب سرمایه های به دلیل انتقا ل تکنولوژی انتقال مدریت وکادر متخصص فنی مورد نیازبه داخل کشور, برقرضه گرفتن ازخارج اولویت دارد جذب سرمایه وسرمایه گذاری های خارجی درجهت توسع اقتصادی درکشورهای درحال توسع که دربرگیرنده منابع خارجی تأمین سرمایه است ازاهمیت خاص برخوردارمیباشد بخصوص افغانستان که درشرایط فعلی نیازاصلی درجهت توسعه اقتصادی دراستفاده ازسرمایه های خارجی وجذب هرچه بیشترسرمایه گذاری های خارجی درداخل کشورمیباشد. به این اساس درصورت کمبودمنابع داخلی میتوان با استفاده معقول ازمنابع خارجی بخاطر توسعه اقتصادی استفاده شایانی کرد.

3- نقش نیروی کار دررشدوتوسعه اقتصادی

        درمبحث توسعه اقتصادی , دربحث نیروی کاربه عنوان یکی ازعوامل رشد اقتصادی، موضوع کمیت وکیفیت نیروی کاراست ولی موضوع اصلی به جای کمیت برسرکیفیت نیروی کاراست، کیفیت نیروی کار دارای چنان اهمیتی است که به قول بعضی ازاقتصادانان توسعه نظیرکوزنتز، تفاوت بین سطح رشد اقتصادی کشورها را میتوان باتفاوت درکیفیت نیروی کاردراین کشورهاتوجه کرد.

     کوزنتز معتقد است که سرمایه اصلی یک کشورتوسعه یافته ابزارواردات صنعتی آن کشور نیست، اینکه ظرفیت تکنیکی وکار دانی نیروی کارآن کشور است. با تائید نظریه کوزنتز معمولاً مثال آلمان وجاپان بعد ازجنگ جهانی دوم آورده میشود. زیرا بخش عمده سرمایه های فزیکی این دوکشور درطول جنگ نابود شد. ولی بخش قابل ملاحظه ازنیروی کارانسانی آنها باقی مانده بهمین سبب این دوکشورتوانستندپس ازکمتردودهه دوباره اقتصادشان رابه وضع مطلوب بازگردانند.

      مطمناً اگرچه مهارت فنی نیروی کاریکی ازمشخصه های نیروی کارمطلوب است، امامنظورازکیفیت نیروی کار تنها دانش فنی نیست بلکه شامل مفاهیمی نظیر علاقه به محصول تولید شده، داشتن روحیه کار دسته جمعی، تمایل به صرفه جوی، انضباط درکار، تحرک درکار، شوق به داشتن عایدبیشتر نیزمیشود، بعباره دیگرنیروی کارمطلوب دارای مجموعه ازخصلت های عنوان شده دربالا است. بهمین سبب باتوجه به مطا لب فوق مشکلات کشورهای درحال توسعه درزمینه نیروی کار، کمبود نیروی متخصص ومسلکی نیز میباشد.

الف:- چگونگی ایجاد نیروی کارمطلوب:

    مسلماٌ درمسیرانتقال ازیک جامعه سنتی عقب مانده به یک جامعه نوین پیشرفته یکی ازعوامل مهم مورد نیازنیروی کارمناسب است. یکی ازدلایل روشن این نیاز راباید درتغییرساختار اقتصادی اززراعتی سنتی، صنعت وخدمات سنتی به حالت های ماشینی با نیمه ماشینی آن همچنین بوجود آمدن فعالیت های جدید دانست.

عموماً به این سوال که چگونه میتوان نیروی کار مطلوب رابوجود آورد چند جواب داده میشود. درپاسخ به این سوال چهار نفرازصاحب نظران اقتصاد به نام های هاربیس، کر، وانلپ ومایرز دراین مورد چنین میگویند. درایجاد نیروی کار مطلوب باید به چهار نکته توجه شود.

     الف:تأمین نیروی کار. ب:ایجاد حس مسؤلیت درنیروی کار، پیشرفت نیروی کارومراقبت ازنیروی کار.

الف:- منظور از تأمین نیروی کار عبارت ازانتخاب، استخدام وانتخاب نیروی کاربا طریقه های مورد نظر است.

ب:- برای ایجاد حس مسؤلیت درنیروی کارباید شرایط فراهم آوردکه نیروی کارخدمات درکارخانه باسائر واحد های اقتصادی را بعنوان یک کارمؤقتی تلقی نکند بلکه آنرا بعنوان یک طریق زندگی برای همیش بپذیرند، بعضی ازپژوهشگران دراین موردنیز اظهار کرده اند که درسائری ازکشورهای درحال توسعه به علت نبودن شرایط لازم قادربه ایجاد چنین احساس درنیروی کارنشده اند.

ج:- منظور ازپیشرفت نیروی کار، فراهم آوردن شرایطی است که نیروی کاردرطول سالهای خدمت خود بتواند پیشرفت کند، این امرمهم میتواند ازطریق ایجاد زمینه برای افزایش مهارت وایجاد انگیزه های لازم برای شوق دلبستگی پیشتر بکاربوجود آید.

د:- بلاخره منظور ازمراقبت نیروی کاراقدامات است که درزمان اشتغال وبیکاری، نیروی کار، باید انجام گیرد، یعنی چه درزمان مصروف بودن درکارمراقبت لازم بایدانجام گیردوهم درحالت فارغ بودن ازکار، این کاررامیتوان ازراه های مانند ایجاد بیمه های اجتماعی شامل موارد مثل کمک های صحی وغیره باید صورت گیرد، عدم مراقبت ازنیروی کار موجود که سرمایه انسانی هرکشور است، موجب زیان های زیادی درآینده خواهد شد.

4- نقش واهمیت تکنالوژی دررشدوتوسعه اقتصادی

اصطلاح تکنالوژی:-  تکنالوژی ازواژه لاتین (Technology) گرفته شده ودر دری آنرا شناخت فن وفن آوری ترجمه کرده اند، اما مفهوم تکنالوژی دربحث توسعه اقتصاد بعنوان بخش ازاقتصادکلان بسیار گسترده ترازآن است که این واژه درابتدا به ذهن خطور میکند.

تعریف تکنالوژی:- تکنالوژی عبارت ازتمام مهارت ها، دانشها وروندهای تولید، استفاده وانجام کارهای مفید برای ارتقای زنده گی جامعه بشری است. بنابر آن تکنالوژی تمام مهارت ها وفعالیت های مورد استفاده دربازار وخارج ازآن راشامل میشود.[17]

کمیسون اقتصادی اروپا درسازمان ملل متحد تکنالوژی رابدین گونه تعریف کرده است:

تکنالوژیبطور معمول مجموع اطلاعات مهارات، روشها وابزارهای لازم برای ساختن بکاربردن وتهیه کردن چیزهای مفید میباشد.[18](3)ص(1) وهم چنان منظور ازتکنالوژی کار برعلوم درصنایع بااستفاده ازروش ها ومطالعات منظم است.

مفهوم تکنالوژی: اصطلاح تکنالوژی یک مفهوم وسیع وچندین جانبه است. تکنالوژی بااستفاده ازذخیره دانش بشری درفعالیت های صنعتی نسبت داده شده که این دانش درمهارت های بشری، سازمانهای اجتماعی وسامان ولوازم تولید وزیر بنای اقتصادی مجسم گردیده وباافزایش مقدار، انواع وبیهبود جنسیت تولیددراقتصاد منعکس میگردد علمای اقتصاد تکنالوژی را بدوشاخه تقسیم میکند، اختراع وابداع اختراع را عبارت ازکشف راه وروش وابداع را بکارگیری اختراع درتولید می دانند ازنظرشومپیتر کاراختراع به عهده مخترعان وکارابداع به عهده کار فرمایان اقتصادی است بهمین سبب به نظروی یکی ازوظایف اصلی ومهم هرکار فرمای اقتصاد به کارگیری راه وروش های جدیددرتولید است.

هدف تکنالوژی: هدف تکنالوژی رسیدن به انکشاف اقتصادی، بالا بردن توان رقابتی، رفاه عمومی قابلیت دفاعی، بهره برداری دولت ازمنابع طبعی حفظ محیط زیست وارتقاع سطح فرهنگ جامعه بشری میباشد.

انواع تکنالوژی: تکنالوژی بطور کل به سه دسته تقسیم میشود.

1ـ تکنالوژی خنثی: درصورت که بابکار گرفتن تکنالوژی درنسبت عوامل تولید تغیری ایجاد نشود.

2ـ تکنالوژی سرمایه بر: تکنالوژی که نسبت عوامل تولید را به نفع سرمایه تغیر دهد بنام تکنالوژی سرمایه بر یا سرمایه اندوز یاد میشود.

3ـ تکنالوژی کاربر: تکنالوژی که نسبت عوامل تولید را به نفع نیروی کار تغیر دهد بنام تکنالوژی کاربر یاد میگردد.

انتخاب نوع تکنالوژی بمنظور رشدوتوسعه اقتصادی کشورهای روبه انکشاف

      دربحث گذشته ازتکنالوژی بعنوان یک ازعوامل مهم تولید یادشد درآنجا انواع تکنالوژی خنثی، کاربروسرمایه برمعرفی وتعریف شدند دراین جا باارایه نظرات متفاوت مطرح شده علمای صاحب نظر درمورد انتخاب نوع تکنالوژی درکشورهای جهان سوم بحث خواهیم کرد.

عقیده اکثر اقتصاددانان جهان سوم براین است ازتکنالوژی پیشرفته وارداتی که مترادف باتکنالوژی سرمایه براست متناسب با شرایط اقتصادی، اجتماعی کشورهای درحل توسعه نمی  باشد واین کشورها باید از تکنالوژی کاربر ویا تکنا لوژی های مناسب با شرایط اقتصا دی ، اجتماعی  این کشورها باشد استفاده بعمل آید درذیل نقطه نظرات چند تن ازعلما را در مورداستفاده از تکنالوژی سرمایه بروکاربر مطرح شده ودرقسمت اخیر روی تکنالوژی های مناسب هم بحث خواهیم کرد.

1: نظرات پروفیسورهایک:- کشورهایکه حتی درآینده نزدیک نیزنمیتواند امیدوارباشند سرمایه سرانه اش باسرمایه سرانه آمریکا برابری کند، نباید روشهای تولیدی آمریکا را تقلید کندواگر چنین کند از سرمایه محدودخود استفاده معقول نکرده است ،چنین کشورها باید آن روشهای تولید را انتخاب نمایند که باسرمایه محدودش تناسب داشته وبه اوامکان استفاده بیشتر ازآن را بدهد.

     قبل ازنتیجه گیری نهائی ازبحث نظریه هایک ونقد مجدد آن برای روشنتر شدن مطلب درزیر ابتدانظری تعداد از اقتصاددانان را که باارایه دلایل ازتکنالوژی سرمایه بر حمایت کرده اند مطرح میکنیم.

2: نظریه براتون:- براتون معتقد است که نظریه هایک درموردتوجه بتناسب عوامل تولید درانتخاب تکنالوژی تنها باید به بخشی ازعوامل تولید که پس از ایجاد سرمایه های ثابت اجتماعی* باقی میماند محدود میشود به عبارت دیگر ازآنجا که ایجاد هرصنعتی مستلزم وجود سرمایه های ثابت اجتماعی است وسرمایه های ثابت اجتماعی نیز نوعاً سرمایه برهستند بنابراین سهم آنهاازعوامل تولید ابتدامشخص وجدا شود. سپس درصورت ضرورت درمورد باقی مانده عوامل تولیدمتناسب درانتخاب تکنالوژی رعایت شود، بهر حال نظر شخصی براتون درمورد نوع تکنالوژی انتخاب تکنالوژی سرمایه بر است زیرا به نظر وی بازدهی نیروی کار درصنایع سرمایه بربسیاربیش ازصنایع کاربر است.

4- نظریه گانسن ولیبین اشتاین:- این دونیز موافق تکنالوژی سرمایه بر هستند. دلیل انها درطرفداری ازچنین تکنالوژی تنها برپایه بالا بودن بازدهی نیروی کاریاتولید بیشتر نیست، بلکه بعقیده آنها استفاده ازتکنالوژی سرمایه برباعث تجمع وتشکیل سرمایه، همچنین توزیع درآمد به نحوی خواهد شد که درتجمع بیشتر آن درآینده مؤثراست بعباره دیگرانتخاب تکنالوژی سرمایه برباعث تراکم سرمایه درجامعه میشود واین خودزمینه پیشرفت تکنالوژی درآینده را فراهم میسازد، ازطرف دیگر به دلیل سهم کوچکتر نیروی کار وسهم بیشتر صاحب سرمایه درتکنالوژی سرمایه بر، همچنان باتوجه بزرگ بودن میل به مصرف نیروی کار درمقایسه بامیل به مصرف کوچکتر صاحب سرمایه استفاده ازتکنالوژی سرمایه بر باعث افزایش پس اندازمیشود. بنابراین بکارگیری تکنالوژی سرمایه برباعث تجمع بیشتر سرمایه وموجب رشد اقتصادی سریعتر درآینده خواهد شد.

5- نظریه گرشنکرون:- گرشنکرون یکی دیگرازصاحب نظران است که نظرموافق درباره تکنالوژی سرمایه بردارد، وی باتأکید مجدد برنظریه گالنس ولیبن اشتاین درمورد مزیت  تکنالوژی سرمایه بر، برتکنالوژی کاربر معتقد است که استفاده ازتکنالوژی سرمایه برموجب افزایش سهم سودوجذب کارفرمایان اقتصادی به بخشهای میشود که ازآن تکنالوژی استفاده بکند، ازطرف دیگروی بمنافع ضمنی حاصل ازبه کارگیری تکنالوژی سرمایه بر، نظیربوجود آمدن کارگران ماهر وکارآموخته اشاره کرده معتقداست این مسله موجب تسریع روندصنعتی شدن میشود.

6- نظریه هیرشمن:- هیرشمن ضمن اشاره بنرخ استهلاک بسیاربالا درکشورهای درحال توسعه که بدلیل عدم مراقبت ونگهداری صیحح ازسرمایه هاست، طرفداراستفاده ازتکنالوژی سرمایه برنیز است،به نظروی در کشورهای در حا ل توسعه به علت  پیچده گی صنایع پیشرفته که لوزوماًسر مایه بر نیز هستند ، ازآنها مراقبت ونگهداری بیشتری میشود واین خودکاهش نرخ استهلاک سرمایه میشود[19]

تکنالوژی های مناسب

        هرتکنالوژی بازمان پیدایش محیط که درآن ایجاد وبا هدفیکه به آن منظور ابداع گردیده مناسب است، یک تکنالوژی دریک مکان معین ممکن است دریک زمان مناسب باشد ودرزمان دیگری مناسب نباشد زیرا احتمال تغییردرمحیط یا دراهداف وجود دارد، بهمین ترتیب ممکن است درمکانهای مختلف اما درزمان معین یامقاصد مختلف زمان مناسب یانامناسب تلقی گردد، این امرنسبت همسان یا ناهمسان بودن محیط اطراف واهداف اصلی است. بنابراین مناسب بودن یک خصوصیت ذاتی خود تکنالوژی نیست، بلکه درارتباط بامحیط که درآن مورداستفاده قرار میگیردونیزنسبت به هدف که دارد افاده میشود براساس تصورساده ذهنی هر تکنالوژی درزمان ومکان کاربرد اولیه خود تکنالوژی مناسب محسوب میشود، اما احتمال دارد یک تکنالوژی مناسب تلقی نشود. سه حالت براین امروجود دارد.

1- ممکن است عوامل محیطی متفاوت بوده یا تغیر یافته باشد.

2- اهداف متفاوت بوده ویا تغیر یافته باشد.

3- عوامل محیطی واهداف هردومتفاوت بوده ویا تغیر یافته باشد.

هدف اصلی بکارگیری وانکشاف تکنالوژی درمکانها وزمانها  مختلف ممکن است متفاوت باشد دوجزء عمده هدف اصلی عبارت اند از: به حد اکثر رسانیدن مجموعه اثار مثبت وبه حد اقل رسانیدن مجموعه آثار منفی میباشد.

دیدگاهای مربوط به انتخاب تکنالوژی مناسب

        نکته اصلی دراین دیدگاه  آن است که برای رفع نیازمندی ازتکنالوژی های گوناگون میتوان استفاده کرد سطح استفاده ازتکنالوژی ها دراین دیدگاه ازتکنالوژی ابتدائی تا تکنالوژی های پیشرفته گسترده میشود ،

بین این  دو نوع مختلفه تکنالوژی های وجود داردکه ممکن است برای کشودهای روبه انکشاف مناسب باشد وبدین ترتیب موضوع انتخاب تکنالوژی مناسب ارتباط به هدف اصلی دارد.

        بعضی ازعلما اصطلاح تکنالوژی متوسط رامطرح ساخته اند. بدین معنی که تکنالوژی مناسب برای کشورهای روبه انکشاف بتواند بین تکنالوژی متوسط درکشورهای روبه انکشاف مطرح شده است قرار ذیل است.

1- شرایط پیدایش تکنالوژی پیشرفته باشرایط  موجود کشورهای روبه انکشاف همسان نیست درحالیکه شرایط پیدایش تکنالوژی های متوسط باشرایط بین کشورها مشابهت دارد.

2- باتوجه به محدودیت سرمایه درکشورهای رو به انکشاف درصورت اجرای پروژه های بزرگ ممکن است بیشترین مقدار سرمایه درچنین پروژه ها متمرکزگرددوسهم سایر عناصرسیستم اقتصاد ازآن مستفید نمیگردد، بدین ترتیب ایجاب مینماید بمنظورتقویت ارتباط بین تمام بخش های اقتصادی ازتکنالوژی متوسط استفاده گردد.

3- قطع ناگهانی ارتباط باگذشته رانمیتوان توجیه کرد بلکه بهتر آن است که اسا س تکنالوژی مورد نیاز را برپایه های موجوداستوارسازیم تامهارتها ودانشها  راانکشاف داده وباشرایط خاص سازگارنمایم.

4- تکنالوژیهای ساده ترچشم اندازبسیارگسترده تری درارتقای مهارتها ازطریق آموزش تجربوی ایجاد مینماید.

5- احتمال اینکه تکنالوژی متوسط بتواند امکان ارتباط تکنالوژی های دیگر راباهم ونیزانکشاف آنها را درروند انکشاف کشور فراهم سازد بیشتراست، درصورت استفاده ازتکنالوژی های پیشرفته این نوع ارتباط وانکشاف محدود خواهد شد.

6- تکنالوژیهای پیشرفته ظاهراً منافع بیشتری رابوجود میآورد، اما بنابرانتقال غیرموثر تکنالوژیدرکشورهای روبه انکشاف وشرایط فروش آن چنین امکان محدود است. تکنالوژی های متوسط اکثراً با اصطلاح ازقبیل جنس ضعیف ترجنس درجه دوم یاجنس دست دوم معرفی میشود. معیار معمول دیگری برای یک تکنالوژی مناسب بدست آوردن هدف است که نیازمندی های اساسی گروپ های مختلف را تامین وبرآورده نماید. ازاین رو تکنالوژی باید بطرف هدایت گردد که نیازهای اساسی مردم رابرآورده نمایند. مبنای تعین تکنالوژی مناسب ملاحظات مربوط به وضع تکنالوژی با شرایط طبعی کشور است.

به اساس شرایط عمومی کشورهای روبه انکشاف معیارهای  مختلیفی دراین زمینه وجود دارد برخی از این معیارها انتخاب تکنالوژی مناسب رابه ارتباط نیازبه کارگربیشتر بسرمایه کمترمهارت محدودتر وانرژی کمترارتباط میدهند.

اساس دیگری برای مناسب بودن تکنالوژی آرزوی دست یابی به پیشرفته تکنالوژی ازطریق تکامل است نه انقلاب این تکنالوژی های هستند که جامعه رااز فعالیت های عنعنوی شدیداً دور نمایند. تکنالوژی های مناسب لازم است باهرفرهنگ وعنعنات مردم ارتباط داشته باشد.

معیار های مناسب تکنولوژی

موارد مذکور حاوی معیارهای بسیار زیادی درزمینه انتخاب تکنالوژی مناسب است درذیل برخی ازاین معیار را تذ کر میدهیم.

1- هدف اصلی تکنالوژی مناسب رفع نیازهای اصلی مردم است.

2- تکنالوژی مناسب باید توانائی جذب نیروی کار(عادی ومتخصص) موجود را داشته باشد.

3- تکنالوژی مناسب ازجهت کاربری باید باتعداد نیروی کارموجود و ارزیابی نیروی کار هم آهنگ باشد.

4- تکنالوژی مناسب ازنظر انرژی مصرفی باید بامنابع انرژی موجود واسعاریابی آن مطابقت داشته باشد.

5- تکنالوژی مناسب باید قادر به استفاده ازموادخام داخلی باشد.

6- تکنالوژی مناسب ازجهت آلوده گی بایدحداقل آلوده گی رابرای محیط زیست ایجاد نماید.

7- تکنالوژی مناسب بایدروند رشداقتصادی راتسریع نماید ودرخدمت مردم باشد.

8- تکنالوژی مناسب ازجهت تمرکز باید نابرابری عواید راکاهش دهد.

9- تکنالوژی مناسب باید بافرهنگ محلی سازگارباشد.

10- تکنالوژی مناسب بایدقابلیت پذیرش برای سیستم سیاسی راداشته باشد.

با درنظرداشت فهرست فوق میتوان پی برد که دست یابی به تکنالوژی که مجموعه موارد مذکوررا پاسخ گوباشد کار دشواری است . همانطوریکه قبلاً  اشاره شدتکنالوژی مناسب درپیوند بامحیط که قراراست درآنجا مورد بهربرداری قرار گیردحداکثر مناسب راداشته باشد وبرای به حد اکثر رسانیدن آثار منفی مفید واقع شود، کافی خواهد بود.

پیشنهادات

1ــ کشورهای روبه انکشاف برای حل پرابلم های اساسی ، اقتصادی ، اجتماعی خود توجه نموده وپلان ها وبرنامه ها ی مناسب را طرح وعملی نمایند

2 ــ درحالیکه بعضی ازکشورهای روبه انکشاف ازمنابع طبعی سرشار وفراوان برخوردارهستند ولی بنابرنداشتن یک استراتیژی ویک پلان منظم استفاده درست ازین منابع صورت نمی گیرد بناً کشورهای روبه انکشاف ازمنابع طبیعی دردست داشته درجهت رشد  وتوسعه اقتصادی وازبین بردن فقروناتوانی استفاده مطلوب وموثرنمایند .

3 ـ  دریک تعداد ازکشورهای روبه انکشاف زمین های وسیعی وجود دارد ولی ازآنها استفاده درست صورت نمی گیرد ، بناًاین کشورها برای اینکه بتوانند به رشد وتوسعه اقتصادی نایل شوند اززمین های موجود استفاده اعظمی نمایند .

4 ــ واضع است که یکی ازعوامل تولید عبارت ازسرمایه است که درکشورهای توسعه نیافته کمبود این عامل تولید احساس میشود بناً درصورت امکان این کشورها تلاش نمایند تاازمنابع داخلی درسرمایه گذاری ها استفاده نموده وامکانات داخلی خود را بصورت بهتربکاراندازند ولی اگر این امکانات میسرنباشد کشورهای مذکورازمنابع خارجی یعنی قرضه ها، کمک هاوسرمایه گذاری آنها درنهاد های اساسی که باعث رشد وتوسعه کشورهای شان گردد استفاده نمایند .

5ـ این گروه کشورها درگرفتن کمک ها وقرضه ها بسیارمحطاطانه حرکت نمایند تا سهولت های بیشتری ازطرف قرضه دهنده براین کشورهای صورت گیرد .

6 ـ کشورهای روبه انکشاف درانتخاب تکنالوژی به منظورتوسعه اقتصادی بسیاردقیق باشند وتکنالوژی را انتخاب نمایند که باشرایط محیطی ، فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی واجتماعی این کشورها مطابقت داشته باشد .

7 ــ کشورهای روبه انکشاف میتوانند ازتکنالوژی متوسط ومناسب استفاده نمایند .

فهرست ما خذ

1ـ آزاد ارمکی ، غلام رضا. توسعه اقتصادی . دانشگاه تهران،تهران  . سال 1378      

2 ـ افشاری ، زهرا : درآمد براقتصاد توسعه . دانشگاه الزهرا، تهران. سال 1380

3 ـ بیزک ، رنه فرانسوا : انتقال تکنالوژی به کشورهای روبه انکشاف . مترجم زیباجلالی نائینی . شرکت علمی فرهنگی،تهران . سال 1374

4 ـ تفضیلی ، فریدون  : تاریخ عقاید اقتصادی . نشر نی ،تهران . سا ل 1383     

5 ـ دادلی سیز، جرالد ام : پیشگا مان توسعه . مترجم سید علی اضغری هدایتی . تهران ،دانشگاه سمت . سال 1368

6 ـ دولت شاهی، طهماسب محتشم : مبانی علم اقتصاد . انتشا رات خجسته ، تهران . سال 1380

7  ـ دولت شاهی، طهماسب محتشم : اقتصاد خرود وکلان  . دانشگاه تهران . سال 1382

8 ـ روزبهان محمود : مبانی اقتصاد توسعه . تهران انتشارات تابان سال 1381

9 ـ روستو ، والت ویتمن : نظریه پردازان رشد وتوسعه . مترجم مرتضی قره باغیان . تهران دانشگاه شهید بهشتی سا ل 1374

10 ـ شبان ، محمد انور: تیوری ها عوامل وسیاست ها انکشاف . پشاور. یونین اید دانشگاه امریکا . سال 1375

11ـ قره باغیان ، مرتضی : اقتصاد رشد وتوسعه . نشر نی، خیابان انقلاب،تهران . سال 1373

12 ـ متوسلی ، محمود : توسعه اقتصادی . تهران دانشگاه تهران . سال 1382

13 ـ نراقی ، یوسف : توسعه وکشورهای توسعه نیافته. شرکت انتشارات سهامی،تهران سال 1379  

14 ـ انترنیت ازسایت معلومات عمومی www. Googel .com


[1] طهماسب محتشم، دولت شاهی – مبانی علم اقتصاد – انتشارات خجسته،تهران – سال ( 1370 ) ص 353.

[2] محمود متوسلی – توسعه اقتصادی – موسسه انتشارات دانشگاه تهران،تهران – سال  ( 1382 ) ص 11.

[3]  یوسف ، نراقی: توسعه و کشورهای توسعه نیافته، انتشارات، شرکت سهامی انتشارتهران. سال، 1379، ص ص 30-35.

[4] محمود، روز بهان: مبانی توسعه اقتصادی.انتشارات، تابا ن ،تهران. سال، 1381 ص 9 -  11.

*: بیکار مخفی:فردی را بیکار مخفی می گویند که میزان بازهی تولید او پائین تر از آن باشد که به همین ساعت کار ایجاد کند و یا کار او تغیر در تولید مجموعی بوجود نیاورد.

[5]  زهرا، افشاری: در آمد بر اقتصاد توسعه، انتشارات، دانشگاه الزهرا ،تهران. سال ( 1380 ) ص 3.

[6] غلام رضاء آزاد، ا رمکی : توسعه اقتصادی . انتشارات، دانشگاه تهران، تهران. سال ( 1378 ) ص 39

*- کشوری دارای قدرت تاریخی: هسپانیا، اطریش، انیوپی، ایران، تایلند، دنمارک، سامارنیو، عمان، لهستان، مجارستان، موناگو، سویس، نیپال، لخیستن، هالند این کشورها توسط هیچ کشوری بصورت مستقیم مستعمره نبودند.

[8]  والت بیتمین، روستو: داکتر مرتضی قره باغیان  . انتشارات، دانشگاه شهید بهشتی تهران. سال، 1374. ص 72.

[9] طهماسب، محنشم دوست شاهی: مبانی علم اقتصاد. انتشارات. دانشگاه تهران،تهران سال، 1382. ص 358.

[10] - محمود، متوسلی: توسعه اقتصادی .انتشارات. دانشگاه تهران  ،تهران. سال، 1382. ص، 205.

*- تصاعد حسابی، مثلا عداد بصورت 2، 4، 6، 8، و 10.

    تصاعد هندسی اعداد بصورت       2، 4، 8، 10، 32 .

[12] طهاسب محتثم دولت شاهی، اقتصاد، خرد و کلان، انتشارات خجسته ، تهران، سال، 1382 ، ص، 376.

[13]  فریدون، تفضلی: تاریخ عقاید اقتصادی . نشر نی ، خیابان فاطمی.  تهران ، سال، 1383.ص ص 395 – 397.

[14]  - محمد انور، شبا ن :  تیوری انکشاف . پشاور.  انتشارات یونین اید .سال  1375   صفحه 115  

[15]  -  مرتضی، قره باغیان: اقتصاد رشد وتوسعه . نشر نی ،تهران،جلد دوم،  سال- 1373 – صفحه 520 - 540

[17]- مرتضی، قره باغیان:  اقتصادرشدوتوسعه  .نشر نی ،تهران ، سال1373ص  850

[18]- رنه فرانسوا بیزک :انتقال تکنالوژیبه کشورهای درحال توسعه. مترجم زیبا جلالی نائینی- انتشارات علمی وفرهنگی، تهران- سال(1374) ص1

* منظورازسرمایه های ثابت اجتماعی باسرمایه های تأسیسات زیربنای وصنایع –مانند: جاده، سرک، پلها، بند وانهار، صنایع اساسی وپایه مثل صنعت فولاد میباشد.

[19] ـ جرالد ام مایر، دادلی سیز،: پیشگاه مان توسعه . مترجم سید علی اضغری هدایتی . تهران ،دانشگاه اسمت . سال 1368 ص

+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در چهارشنبه 1388/10/09 و ساعت 13:22 |