انواع حکومت را از زوایای گوناگون می توان مورد بررسی قرار داد. از جمله نگرش تاریخی به مسأله است که در خلال آن، دیدگاه هر یک از نویسندگان غربی و مسلمان در طبقه بندی حکومت بیان می شود. در رویکرد دیگر، انواع حکومت ها بدون توجه به نظریه پردازان مورد بررسی قرار می گیرند. ما در این فصل بر اساس نگرش دوم به بررسی انواع حکومت می پردازیم .

معیار انواع حکومت ها را می توان در محورهای ذیل خلاصه کرد:

الف) طبقه بندی حکومت، بر اساس تعداد حاکمان، در سه محور.

ب) معیار تمرکز قدرت و پراکندگی آن در کشور.

ج) معیار مشارکت شهروندان

د) معیار جهان بینی الهی.

الف تقسیمات سه گانه حکومت ها (بر اساس تعداد حاکمان)

.1 حکومت فردی: (1) در حکومت فردی، سلطان یا شاه در رأس حکومت قرار دارد و بدون مسؤولیت و به میل و رأی خود اعمال قدرت می کند. در قرآن کریم هر گاه ذکری از تاریخ پادشاهان به میان آمده به حرص و طمع و طغیان آن ها نیز اشاره شده است. در این باره در سوره نمل، آیه 34 می خوانیم :

(و ان الملوک اذا دخلوا قریة أفسدوها و جعلوا أعزة أهلها أذلة)

پادشاهان هر گاه وارد شهری شوند آن جا را به فساد و تباهی کشانده، عزیزان آن جا را خوار و ذلیل می کنند.

حکومت فردی کهن ترین شکل حکومت است. در عصر جدید، به واسطه افزایش مشارکت شهروندان در اداره امور کشورها از حکومت های فردی کاسته شده است. معمولا حکومت های فردی در شکل پادشاهی به شکل «موروثی» ، «انتخابی» ، «استبدادی» ، و «مشروطه» یافت شده است:

.1.1 پادشاهی موروثی: حکومتی است که بر مبنای رسومی که طی زمان های متمادی به وجود آمده است شکل گرفته است و حکومت از طریق ارث به حاکمان بعدی منتقل می شود. چگونگی انتقال حکومت را قانون اساسی یا سنت و عرف تعیین می کند.

.1.2 پادشاهی استبدادی: پادشاهی استبدادی یا مطلقه، حکومتی است که پادشاه قدرت و اختیاراتش را بنا به میل و اراده خود اعمال می کند و اداره مملکت تابع هیچ قانونی نیست. خواست پادشاه حکم قانون را دارد و هر سه قوه در دست پادشاه است. در گذشته، بسیاری از حکومت های پادشاهی استبدادی بوده اند که قانون بنا به خواست آن ها وضع و اجرا می شده است.

.1.3 پادشاهی انتخابی: در گذشته، برخی از پادشاهان توسط بزرگان یک جامعه انتخاب می شدند، اما به مرور زمان به موروثی گرایش یافته اند.

.1.4 پادشاهی مشروطه: پادشاهی مشروطه یا محدود حکومتی است که قانون اساسی قدرت پادشاه را محدود کرده باشد و پادشاه بر طبق قوانین تصویب شده حکومت کند، نه مطابق میل و دلخواه خود. در نظام مشروطه پارلمان و تفکیک قوا وجود دارد. تفاوت پادشاهی مشروطه با جمهوری آن است که در جمهوری رئیس قوه مجریه از سوی مردم انتخاب می شود، اما در پادشاهی مشروطه انتقال حکومت از طریق وراثت است. امروزه، در برخی کشورها چون انگلیس و ژاپن نظام مشروطه برقرار است.

.2 حکومت گروهی (طبقاتی) : در طول تاریخ، با حکومت هایی مواجه ایم که در آن ها حاکمیت در دست گروه خاص است، گروهی که مدعی برتری فکری یا طبقاتی اند و خود را برای به دست گرفتن حکومت محق می دانند. برخی شکل های حکومت گروهی عبارت اند از:

.2.1 اریستوکراسی: حکومت به دست گروهی اندک است که مدعی برخورداری از تبار بلند و شرافت طبقاتی اند. مبنای اریستوکراسی توارث یا ثروت می باشد. این مدل حکومتی در طبقه بندی حکومتی ارسطو و افلاطون آمده است. از منظر ارسطو، اریستوکراسی حکومتی است که به دست گروهی از مردم اعمال می شود و صلاح عموم را در نظر دارد. پس در اریستوکراسی، بخش کوچکی از شهروندان در اداره جامعه و تدوین سیاست ها نقش دارند.

.2.2 الیگارشی: در این شیوه حکومت نیز اداره جامعه به دست گروهی اندک است. از منظر ارسطو، الیگارشی شکل فاسد اریستوکراسی است که در آن ثروت نقش اساسی دارد. بر حسب این تعریف، بسیاری از حکومت ها، در جهان معاصر، الیگارشی هستند. یکی از انتقاداتی که از سوی برخی منتقدان از جمله شومپیتر بر دمکراسی های غربی وارد شده، آن است که این حکومت ها الیگارشی هستند، گر چه عنوان دمکراسی را یدک می کشند.

.2.3 حکومت نخبگان: امروزه، در نظریات سیاسی معاصر از حکمرانی اقلیت به حکومت نخبگان یاد می شود. در هر جامعه ای، شماری از نخبگان فکری، در عرصه های سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی، وجود دارند که می کوشند به هرم قدرت نزدیک شوند و حکومت را به دست گیرند. از منظر نظریه پردازان نخبه گرایی، حاکمیت احزاب در کشورهای غربی حاکمیت نخبگان است، نه دمکراسی که از آن دم زده می شود. در ایتالیا و آلمان، فاشیست ها خود را گروه نخبه می دانستند. در کشورهای مارکسیستی طبقه کارگر گروهی است که حاکمیت را به دست می گیرد .

(اسلام اشرافیت و برتری های طبقاتی، را ملاک تقدم و اولویت نمی شناسد) .

.3 جمهوری: در حکومت جمهوری، اقتدار و مناصب دولتی از طرف مردم به طور مستقیم یا غیر مستقیم به حکام واگذار می شود. حکومت جمهوری در مقابل حکومت سلطنتی است و به حکومتی اطلاق می شود که اولا حاکم به طور مستقیم از سوی مردم و یا غیر مستقیم از طرف پارلمان انتخاب شود. حاکم برای مدت محدود انتخاب می شود. حاکم هیچ امتیاز شخصی بر دیگران ندارد و در مقابل قانون مسؤول است.

حکومت جمهوری امروزه به شکل های گوناگونی در کشورها جریان دارد. در بعضی از کشورها رئیس جمهور مستقیما از سوی مردم انتخاب می شود و در برخی کشورها به طور غیر مستقیم، یعنی رئیس جمهور با واسطه از جانب مردم انتخاب می شود، مثل رژیم حاکم بر ترکیه که رئیس جمهور توسط آرای نمایندگان مجلس انتخاب می شود. رژیم جمهوری یا ریاستی و یا پارلمانی است.

.3.1 جمهوری ریاستی: در سیستم ریاستی، رئیس جمهور عضو قوه مقننه نیست و قوه مقننه می تواند رئیس جمهور را به جهت خطاهایش که در قانون اساسی پیش بینی شده محاکمه کند. در این سیستم، وزرا و رؤسای سازمان های اداری را رئیس جمهور انتخاب می کند و اعضای کابینه در برابر رئیس جمهور مسؤول و پاسخ گو می باشند و تفکیک قوا حاکم است.

.3.2 جمهوری پارلمانی: گاهی از آن به سیستم کابینه ای نیز یاد می شود. در نظام پارلمانی، ریاست تشریفاتی از ریاست قوه مجریه جدا است. کابینه در دست یک حزب با ائتلافی از احزاب است و وزرا عضویت مجلس مقننه را دارا هستند. هم چنین کابینه وضع قوانین بودجه و انتصابات را به عهده دارد. کشورهای مشترک المنافع و تابع انگلیس سیستم پارلمانی دارند.

ارزیابی سیستم جمهوری

.1 در نظام های بشری، جمهوری از شکل های خوب حکومت است که در بسیاری از کشورهای جهان رواج دارد و همان طور که اشاره شده یا مستقیم است، یعنی رئیس جمهور با آرای مستقیم مردم برگزیده می شود و یا غیر مستقیم است، یعنی رئیس جمهور توسط نمایندگان مجلس انتخاب می شود . طبیعی است که در مقایسه با دیکتاتوری در چنین نظامی ظلم کم تری صورت می گیرد.

.2 علی رغم آن که برخی کشورها نام جمهوری را یدک می کشند، اما در آن ها حاکمیت فردی و دیکتاتوری جریان دارد. برخی از کشورهای جهان سوم در ظاهر جمهوری اما در مقام عمل دیکتاتوری هستند. در برخی از این کشورها رئیس جمهور مادام العمر است و قوانین نیز ناشی از خواست و اراده او است. جمهوری آتاتورک در ترکیه، جمهوری عراق و در بسیاری از دیگر کشورها از این جمله اند.

.3 حکومت الهی با حفظ حدود و قوانین اسلامی می تواند در قالب جمهوری جنبه عملی بیابد . طبیعی است حاکمیت در چنین حکومتی از آن خداوند است و رجوع به آرای عمومی در چارچوب احکام دین صورت می گیرد.

ب) طبقه بندی حکومت ها به متمرکز و فدرال

حکومت ها به لحاظ تمرکز قدرت در پایتخت یا پراکندگی آن در ایالت ها به دو دسته متمرکز و فدرال طبقه بندی می شوند.

.1 حکومت متمرکز: در حکومت متمرکز، قدرت در پایتخت متمرکز است و حق اعمال قدرت به حوزه کوچک تری، مثل ایالت و شهر، تفویض نمی شود، گر چه ایالت ها و استان ها اختیارات خاصی دارند که در قوانین عادی پیش بینی شده است. از مزایای چنین حکومتی یک سان بودن قوانین و طرز اداره کشور است.

.2 حکومت فدرال: در کشورهای فدرال قدرت بین دولت مرکزی و ایالت ها تقسیم شده است و هر ایالت سیاست خاص خود را اعمال می کند. کشورهایی که دارای قلمرو وسیع، تنوع ناحیه ای و جغرافیایی، ناهمگونی نژاد، ملیت، زبان و دین هستند با این نوع حکومت سازگارترند. در قانون اساسی کشورهای فدرال، به جز وظایف معین و مشخصی که برای دولت مرکزی در نظر گرفته شده، سایر اختیارات و وظایف به دولت های محلی واگذار شده است. (معمولا امور بین المللی، جنگ ها، پول رایج و مهاجرت مربوط به دولت مرکزی است و سایر اختیارات بین ایالت ها تقسیم می شود).

ج) طبقه بندی حکومت بر حسب مشارکت شهروندان

بر حسب مشارکت شهروندان حکومت به دو بخش توتالیتر و دمکراسی طبقه بندی می شود:

.1 حکومت توتالیتر

واژه توتالیتر نخستین بار توسط موسولینی ابداع شد. وی حکومت توتالیتر را چنین تعریف کرد: سیستمی که در آن همه چیز برای دولت وجود داشته باشد، هیچ چیز خارج از دولت و علیه دولت نباشد. (2)

در حکومت توتالیتر، همه جنبه های زندگی شهروندان زیر نظر حکومت است، تا بر اساس خواست حکومت و حزب هدایت شود. ویژگی های حکومت توتالیتر که ویژه جوامع صنعتی قرن بیستم است عبارتند از:

.1 ایدئولوژی ای که در برگیرنده همه جنبه های زندگی باشد و همه افراد بدان پای بند و وفادار باشند.

.2 حزب فراگیری که غالبا یک نفر آن را رهبری می کند و متشکل از بخش کوچکی از کل جمعیت است.

.3 نظام پلیسی نیرومندی که از تکنولوژی مدرن، برای جاسوسی، تعقیب و مراقبت، بهره می برد .

.4 کنترل کامل رسانه های گروهی به وسیله حزب.

.5 استفاده عمدی از ترور جهت نیل به اهداف.

.6 کنترل متمرکز اقتصادی.

.7 تعارض و برخورد با امور معنوی. (3)

.1.1 ارزیابی حکومت توتالیتر

الف) حکومت توتالیتر استبداد مدرن است و ظالمانه ترین حکومتی است که بشر در طول تاریخ با آن مواجه بوده است. در گذشته، حکومت های دیکتاتوری فراوان بوده اند، به گونه ای که بخش وسیعی از مناطق کره زمین زیر سلطه حکام مستبد و فاسد بوده است. تفاوت دیکتاتوری جدید که توتالیتر نامیده می شود با نظام های استبدادی پیشین، در این است که نظام توتالیتر می کوشد که صنعت و تکنولوژی را به استخدام خود درآورد و در تار و پود زندگی شهروندانش مداخله کند. در نظام توتالیتر، حریم شخصی معنا ندارد و زندگی فردی شخص نیز در خدمت دولت است. و دولت مخدومی است که همه در خدمت او هستند به دیگر سخن شهروندان به مثابه ابزاری در خدمت ماشین دولتند.

ب) حکومت اسلامی هیچ سنخیتی با نظام توتالیتر ندارد، در اسلام حکومت خادم مردم است و حاکمان جامعه اسلامی بر اساس تعالیم اسلام اعمال حاکمیت می کنند. حکومت امانتی الهی در دست حاکمان است و به محض تخطی از قوانین اسلامی و سهل انگاری در آن ها مشروعیت ایشان مخدوش می شود.

.2 حکومت دمکراسی

دمکراسی حکومتی است که در آن، شهروندان مشارکت دارند و احزاب و جامعه مدنی فعالند. حاکمیت از آن مردم است و مردم در انتخاب حاکمان و تدوین خط مشی های اساسی نقش دارند.

حکومت دمکراسی گاه به صورت جمهوری است، چنان که در بسیاری از کشورهای مدعی دمکراسی، برقرار است و گاه به صورت مشروطه است؛ چنان که حکومت های انگلیس و ژاپن در عین دمکراتیک بودن، سلطنتی مشروطه نیز هستند.

د) طبقه بندی حکومت ها بر حسب جهان بینی

حکومت ها بر حسب جهان بینی به دو نوع، حکومت الهی و طاغوتی، تقسیم می شوند:

.1 حکومت الهی

در این حکومت منبع قانون خداوند است که بر اساس حکمت، مصالح و شناختی که از ابعاد وجودی انسانی دارد تشریع می کند و حکومت امانتی در دست حاکمان به شمار می آید. در حکومت ایده آل دینی، حاکم باید دارای ملکه عصمت بوده از مدیریت و علم به قوانین برخوردار باشد تا جامعه را بر طبق قوانین الهی اداره کند. از آن جا که در تفکر اسلامی حکومت از اهمیت شایانی برخوردار و علاوه این حاکم بر فقاهت دارای ملکه تقوا و ورع باشند و توان مدیریت اداره جامعه را نیز داشته باشند.

حکومت الهی، با حفظ شرایط فوق، می تواند در قالب های گوناگونی تحقق یابد؛ ولی همان گونه که متذکر شدیم، حکومت الهی استبدادی و یا توتالیتر نیست؛ زیرا در حکومت استبدادی ملاک قانون خواست حاکم است؛ اما حاکمیت در حکومت الهی از آن خداوند است و همه افراد، از جمله پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه ( علیهم السلام) و در عصر غیبت حاکمان اسلامی، مطیع خداوند و اجرا کننده قوانین و احکام الهی هستند.

قرآن کریم در این باره می فرماید:

«و لو تقول علینا بعض الاقاویل. لأخذنا منه بالیمین ثم لقطعنا منه الوتین» (4)

اگر پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم) چیزی بر ما می بست (می افزود) او را با قدرت تمام اخذ می کردیم، سپس رگ گردن او را قطع می کردیم.

در حکومت الهی کار ویژه حکومت صرفا ایجاد امنیت و یا رفاه نیست، بلکه همان گونه که در تعریف واژه سیاست اشاره شد حاکم اسلامی نقش هدایت جامعه از گمراهی به سوی آرمان های الهی را نیز دارد و تلاش می کند تا ضمن ایجاد محیطی مساعد، زمینه رشد فضایل اخلاقی بر اساس ایمان، تقوا، عدالت و فسادزدایی را مهیا کند.

در نظام کنونی کشور ما از سویی، حکومت جمهوری است؛ یعنی اداره کشور بر آرای عمومی متکی است، انتخاب رهبران عالی جامعه، اعم ریاست جمهوری و نمایندگان مجلس، مستقیما یا غیر مستقیم، با مردم است و رئیس جمهور و نمایندگان مجلس برای مدت معین انتخاب می شوند. از سوی دیگر، اسلامیت قیدی است که بیانگر محتوای حکومت اسلامی است. تفاوت جمهوری در این سرزمین با جمهوری های دیگر با قید «اسلامی بودن» آشکار می شود. در نظام اسلامی، مشروعیت حکومت ناشی از خداوند است و رجوع به آرای مردم نیز در چارچوب احکام اسلامی انجام می گیرد . به هر حال، اسلامیت، بیانگر محتوای حکومت و جمهوریت، بیانگر شکل آن است.

.2 حکومت طاغوتی

نظام های سیاسی مبتنی بر اومانیسم، که حاکمیت را از آن انسان می دانند، در هر شکلی که تجلی یابد طاغوتی است؛ چرا که انحراف از قوانین اسلامی و تجاوز به حق ربوبیت الهی طغیان و ظلم محسوب می شود.

در قرآن کریم برخی ویژگی های نظام طاغوتی ترسیم شده است:

.2.1 دیکتاتوری، استبداد و خودکامگی: در گستره تاریخ، یکی از آفت های بزرگ حکومت ها و قدرت های سیاسی استبداد و خودکامگی حاکمان بوده است. استبداد یعنی پیروی از آرای آمیخته با هوا و هوس شخصی که نتیجه طبیعی آن عدم رعایت مصالح افراد جامعه است. شخص مستبد به جای مصالح جامعه به مصلحت خود و یارانش می اندیشد. اشاره کردیم که اندیشمندان فلسفه سیاسی کوشیده اند تا از تمایل یافتن حکومت به استبداد جلوگیری کنند و در این راستا، پیش گیری از استبداد از دو راه امکان پذیر است: یکی قانون و دیگری نظارت عامه مردم. البته در تفکر دینی، علاوه بر این دو راه «تقوا» نیز به عنوان عامل درونی کنترل کننده به شمار می رود. امروزه، در نظام بین الملل نوعی هرج و مرج حاکم است و قدرت های جهانی نوعی استبداد بین المللی را حکمفرما ساخته اند. کشورهای بزرگ گرچه در ظاهر به آزادی مردمشان احترام می گذارند، اما در سطح جهان به آرای مردم اعتنایی ندارند و تعریف حقوق بشر را ساری و منطبق بر آن نمی دانند.

.2.2 انحصار طلبی (استئثار) : دیگر ویژگی حکومت طاغوتی و جاهلی استئثار و خودگزینی یعنی هر چیز خوب را برای خود خواستن است. حضرت علی ( علیه السلام) می فرمایند: «من ملک استأثر؛ هر کس به حکومت و قدرت می رسد، استئثار (انحصار طلبی) پیشه می کند.»

انحصار طلبی در مقابل ایثار است که در نظام اخلاقی اسلام از انفاق برتر است. طبق فرهنگ قرآنی نعمت های الهی، اعم از مادی و معنوی، برای همه انسان هاست: «خلق لکم ما فی الارض جمیعا» و هر حرکتی در جهت انحصاری کردن آن امری غیر اسلامی است. انحصار طلبی حکام اولا موجب تقدم مصالح شخصی بر مصالح عامه می شود و ثانیا موجب سریان این خصلت ناروا به مردم و شهروندان می گردد.

.2.3 قدرت طلبی: حکام طاغوتی قدرت طلبند و سعی می کنند کلیه مناصب و قدرت ها به آن ها ختم شود. در اسلام، مقام و مسؤولیت اجتماعی برای کامجویی نیست و قدرت و سیاست ابزاری در جهت احقاق حق و استکمال انسانی است. هر چه مسؤولیت بیش تر و بزرگ تر باشد، بار وظیفه سنگین تر است. امام علی ( علیه السلام) در پاسخ ابن عباس که کفش وصله دار حضرت را بی ارزش دانست فرمود:

«و الله لهی احب من امرتکم هذه الا ان اقیم حقا او ادفع باطلا»

.2.4 تکبر و برتری طلبی: حکام طاغوتی مستکبرند و این امر موجب عدم مشورت با مردم می شود . خود بزرگ بینی مانع نزدیکی به مردم و ایجاد رابطه صحیح با آنان می گردد:

«ان فرعون علا فی الارض و جعل اهلها شیعا یستضعف طائفة منهم» (5)

همانا فرعون در زمین تکبر و گردن کشی کرد و بین اهل آن تفرقه و اختلاف افکند.

نظام طاغوتی مردم را دسته دسته می کند و اتحاد آن ها را به تفرقه مبدل می سازد و آن ها را به خود جلب می کند:

«فاستخف قومه فاطاعوه» (6)

فرعون (با تبلیغات دروغ و باطل) قومش را ذلیل و زبون ساخت تا همه مطیع فرمان او شدند .

لازمه به اطاعت واداشتن مردم درهم شکستن همه عوامل استقلال و شخصیت است. در مقابل، نظام اسلامی متکی به مردم است و به جای دولتمداری مردم مدار است. دولت اسلامی در خدمت مردم است، چنانکه امام قدس سره، بر دولت جمهوری اسلامی عنوان «دولت خدمتگزار» را اطلاق می کرد . بنابراین، اگر قدرت های استکباری به مردم بی اعتنایی می کنند و از مردم نظرخواهی نمی کنند و به افکار مردم اعتنایی ندارند، نظام اسلامی به مردم تکیه دارد و مقتضای حقوق متقابل حکومت و مردم است، بلکه می توان گفت: مقتضای مفهوم ولایت نیز همین است.

پی نوشت ها:

1 Monarchic

2 ر.ک: آشنایی با علم سیاست، ج اول، ص .51

3 ر.ک: رنی آستین: آشنایی با حکومت، ترجمه، لیلا سازگار: (مرکز نشر دانشگاهی، 1374) ص 113 115؛ آشنایی با علم سیاست، ص 56 .61

4 الحاقة/44 .46

5 قصص/ .4

6 زخرف/ .54

منابع مقاله:

فلسفه سیاست، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمنی

+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در دوشنبه 1390/11/03 و ساعت 21:8 |

انواع حکومت را از زوایای گوناگون می توان مورد بررسی قرار داد. از جمله نگرش تاریخی به مسأله است که در خلال آن، دیدگاه هر یک از نویسندگان غربی و مسلمان در طبقه بندی حکومت بیان می شود. در رویکرد دیگر، انواع حکومت ها بدون توجه به نظریه پردازان مورد بررسی قرار می گیرند. ما در این فصل بر اساس نگرش دوم به بررسی انواع حکومت می پردازیم .

معیار انواع حکومت ها را می توان در محورهای ذیل خلاصه کرد:

الف) طبقه بندی حکومت، بر اساس تعداد حاکمان، در سه محور.

ب) معیار تمرکز قدرت و پراکندگی آن در کشور.

ج) معیار مشارکت شهروندان

د) معیار جهان بینی الهی.

الف تقسیمات سه گانه حکومت ها (بر اساس تعداد حاکمان)

.1 حکومت فردی: (1) در حکومت فردی، سلطان یا شاه در رأس حکومت قرار دارد و بدون مسؤولیت و به میل و رأی خود اعمال قدرت می کند. در قرآن کریم هر گاه ذکری از تاریخ پادشاهان به میان آمده به حرص و طمع و طغیان آن ها نیز اشاره شده است. در این باره در سوره نمل، آیه 34 می خوانیم :

(و ان الملوک اذا دخلوا قریة أفسدوها و جعلوا أعزة أهلها أذلة)

پادشاهان هر گاه وارد شهری شوند آن جا را به فساد و تباهی کشانده، عزیزان آن جا را خوار و ذلیل می کنند.

حکومت فردی کهن ترین شکل حکومت است. در عصر جدید، به واسطه افزایش مشارکت شهروندان در اداره امور کشورها از حکومت های فردی کاسته شده است. معمولا حکومت های فردی در شکل پادشاهی به شکل «موروثی» ، «انتخابی» ، «استبدادی» ، و «مشروطه» یافت شده است:

.1.1 پادشاهی موروثی: حکومتی است که بر مبنای رسومی که طی زمان های متمادی به وجود آمده است شکل گرفته است و حکومت از طریق ارث به حاکمان بعدی منتقل می شود. چگونگی انتقال حکومت را قانون اساسی یا سنت و عرف تعیین می کند.

.1.2 پادشاهی استبدادی: پادشاهی استبدادی یا مطلقه، حکومتی است که پادشاه قدرت و اختیاراتش را بنا به میل و اراده خود اعمال می کند و اداره مملکت تابع هیچ قانونی نیست. خواست پادشاه حکم قانون را دارد و هر سه قوه در دست پادشاه است. در گذشته، بسیاری از حکومت های پادشاهی استبدادی بوده اند که قانون بنا به خواست آن ها وضع و اجرا می شده است.

.1.3 پادشاهی انتخابی: در گذشته، برخی از پادشاهان توسط بزرگان یک جامعه انتخاب می شدند، اما به مرور زمان به موروثی گرایش یافته اند.

.1.4 پادشاهی مشروطه: پادشاهی مشروطه یا محدود حکومتی است که قانون اساسی قدرت پادشاه را محدود کرده باشد و پادشاه بر طبق قوانین تصویب شده حکومت کند، نه مطابق میل و دلخواه خود. در نظام مشروطه پارلمان و تفکیک قوا وجود دارد. تفاوت پادشاهی مشروطه با جمهوری آن است که در جمهوری رئیس قوه مجریه از سوی مردم انتخاب می شود، اما در پادشاهی مشروطه انتقال حکومت از طریق وراثت است. امروزه، در برخی کشورها چون انگلیس و ژاپن نظام مشروطه برقرار است.

.2 حکومت گروهی (طبقاتی) : در طول تاریخ، با حکومت هایی مواجه ایم که در آن ها حاکمیت در دست گروه خاص است، گروهی که مدعی برتری فکری یا طبقاتی اند و خود را برای به دست گرفتن حکومت محق می دانند. برخی شکل های حکومت گروهی عبارت اند از:

.2.1 اریستوکراسی: حکومت به دست گروهی اندک است که مدعی برخورداری از تبار بلند و شرافت طبقاتی اند. مبنای اریستوکراسی توارث یا ثروت می باشد. این مدل حکومتی در طبقه بندی حکومتی ارسطو و افلاطون آمده است. از منظر ارسطو، اریستوکراسی حکومتی است که به دست گروهی از مردم اعمال می شود و صلاح عموم را در نظر دارد. پس در اریستوکراسی، بخش کوچکی از شهروندان در اداره جامعه و تدوین سیاست ها نقش دارند.

.2.2 الیگارشی: در این شیوه حکومت نیز اداره جامعه به دست گروهی اندک است. از منظر ارسطو، الیگارشی شکل فاسد اریستوکراسی است که در آن ثروت نقش اساسی دارد. بر حسب این تعریف، بسیاری از حکومت ها، در جهان معاصر، الیگارشی هستند. یکی از انتقاداتی که از سوی برخی منتقدان از جمله شومپیتر بر دمکراسی های غربی وارد شده، آن است که این حکومت ها الیگارشی هستند، گر چه عنوان دمکراسی را یدک می کشند.

.2.3 حکومت نخبگان: امروزه، در نظریات سیاسی معاصر از حکمرانی اقلیت به حکومت نخبگان یاد می شود. در هر جامعه ای، شماری از نخبگان فکری، در عرصه های سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی، وجود دارند که می کوشند به هرم قدرت نزدیک شوند و حکومت را به دست گیرند. از منظر نظریه پردازان نخبه گرایی، حاکمیت احزاب در کشورهای غربی حاکمیت نخبگان است، نه دمکراسی که از آن دم زده می شود. در ایتالیا و آلمان، فاشیست ها خود را گروه نخبه می دانستند. در کشورهای مارکسیستی طبقه کارگر گروهی است که حاکمیت را به دست می گیرد .

(اسلام اشرافیت و برتری های طبقاتی، را ملاک تقدم و اولویت نمی شناسد) .

.3 جمهوری: در حکومت جمهوری، اقتدار و مناصب دولتی از طرف مردم به طور مستقیم یا غیر مستقیم به حکام واگذار می شود. حکومت جمهوری در مقابل حکومت سلطنتی است و به حکومتی اطلاق می شود که اولا حاکم به طور مستقیم از سوی مردم و یا غیر مستقیم از طرف پارلمان انتخاب شود. حاکم برای مدت محدود انتخاب می شود. حاکم هیچ امتیاز شخصی بر دیگران ندارد و در مقابل قانون مسؤول است.

حکومت جمهوری امروزه به شکل های گوناگونی در کشورها جریان دارد. در بعضی از کشورها رئیس جمهور مستقیما از سوی مردم انتخاب می شود و در برخی کشورها به طور غیر مستقیم، یعنی رئیس جمهور با واسطه از جانب مردم انتخاب می شود، مثل رژیم حاکم بر ترکیه که رئیس جمهور توسط آرای نمایندگان مجلس انتخاب می شود. رژیم جمهوری یا ریاستی و یا پارلمانی است.

.3.1 جمهوری ریاستی: در سیستم ریاستی، رئیس جمهور عضو قوه مقننه نیست و قوه مقننه می تواند رئیس جمهور را به جهت خطاهایش که در قانون اساسی پیش بینی شده محاکمه کند. در این سیستم، وزرا و رؤسای سازمان های اداری را رئیس جمهور انتخاب می کند و اعضای کابینه در برابر رئیس جمهور مسؤول و پاسخ گو می باشند و تفکیک قوا حاکم است.

.3.2 جمهوری پارلمانی: گاهی از آن به سیستم کابینه ای نیز یاد می شود. در نظام پارلمانی، ریاست تشریفاتی از ریاست قوه مجریه جدا است. کابینه در دست یک حزب با ائتلافی از احزاب است و وزرا عضویت مجلس مقننه را دارا هستند. هم چنین کابینه وضع قوانین بودجه و انتصابات را به عهده دارد. کشورهای مشترک المنافع و تابع انگلیس سیستم پارلمانی دارند.

ارزیابی سیستم جمهوری

.1 در نظام های بشری، جمهوری از شکل های خوب حکومت است که در بسیاری از کشورهای جهان رواج دارد و همان طور که اشاره شده یا مستقیم است، یعنی رئیس جمهور با آرای مستقیم مردم برگزیده می شود و یا غیر مستقیم است، یعنی رئیس جمهور توسط نمایندگان مجلس انتخاب می شود . طبیعی است که در مقایسه با دیکتاتوری در چنین نظامی ظلم کم تری صورت می گیرد.

.2 علی رغم آن که برخی کشورها نام جمهوری را یدک می کشند، اما در آن ها حاکمیت فردی و دیکتاتوری جریان دارد. برخی از کشورهای جهان سوم در ظاهر جمهوری اما در مقام عمل دیکتاتوری هستند. در برخی از این کشورها رئیس جمهور مادام العمر است و قوانین نیز ناشی از خواست و اراده او است. جمهوری آتاتورک در ترکیه، جمهوری عراق و در بسیاری از دیگر کشورها از این جمله اند.

.3 حکومت الهی با حفظ حدود و قوانین اسلامی می تواند در قالب جمهوری جنبه عملی بیابد . طبیعی است حاکمیت در چنین حکومتی از آن خداوند است و رجوع به آرای عمومی در چارچوب احکام دین صورت می گیرد.

ب) طبقه بندی حکومت ها به متمرکز و فدرال

حکومت ها به لحاظ تمرکز قدرت در پایتخت یا پراکندگی آن در ایالت ها به دو دسته متمرکز و فدرال طبقه بندی می شوند.

.1 حکومت متمرکز: در حکومت متمرکز، قدرت در پایتخت متمرکز است و حق اعمال قدرت به حوزه کوچک تری، مثل ایالت و شهر، تفویض نمی شود، گر چه ایالت ها و استان ها اختیارات خاصی دارند که در قوانین عادی پیش بینی شده است. از مزایای چنین حکومتی یک سان بودن قوانین و طرز اداره کشور است.

.2 حکومت فدرال: در کشورهای فدرال قدرت بین دولت مرکزی و ایالت ها تقسیم شده است و هر ایالت سیاست خاص خود را اعمال می کند. کشورهایی که دارای قلمرو وسیع، تنوع ناحیه ای و جغرافیایی، ناهمگونی نژاد، ملیت، زبان و دین هستند با این نوع حکومت سازگارترند. در قانون اساسی کشورهای فدرال، به جز وظایف معین و مشخصی که برای دولت مرکزی در نظر گرفته شده، سایر اختیارات و وظایف به دولت های محلی واگذار شده است. (معمولا امور بین المللی، جنگ ها، پول رایج و مهاجرت مربوط به دولت مرکزی است و سایر اختیارات بین ایالت ها تقسیم می شود).

ج) طبقه بندی حکومت بر حسب مشارکت شهروندان

بر حسب مشارکت شهروندان حکومت به دو بخش توتالیتر و دمکراسی طبقه بندی می شود:

.1 حکومت توتالیتر

واژه توتالیتر نخستین بار توسط موسولینی ابداع شد. وی حکومت توتالیتر را چنین تعریف کرد: سیستمی که در آن همه چیز برای دولت وجود داشته باشد، هیچ چیز خارج از دولت و علیه دولت نباشد. (2)

در حکومت توتالیتر، همه جنبه های زندگی شهروندان زیر نظر حکومت است، تا بر اساس خواست حکومت و حزب هدایت شود. ویژگی های حکومت توتالیتر که ویژه جوامع صنعتی قرن بیستم است عبارتند از:

.1 ایدئولوژی ای که در برگیرنده همه جنبه های زندگی باشد و همه افراد بدان پای بند و وفادار باشند.

.2 حزب فراگیری که غالبا یک نفر آن را رهبری می کند و متشکل از بخش کوچکی از کل جمعیت است.

.3 نظام پلیسی نیرومندی که از تکنولوژی مدرن، برای جاسوسی، تعقیب و مراقبت، بهره می برد .

.4 کنترل کامل رسانه های گروهی به وسیله حزب.

.5 استفاده عمدی از ترور جهت نیل به اهداف.

.6 کنترل متمرکز اقتصادی.

.7 تعارض و برخورد با امور معنوی. (3)

.1.1 ارزیابی حکومت توتالیتر

الف) حکومت توتالیتر استبداد مدرن است و ظالمانه ترین حکومتی است که بشر در طول تاریخ با آن مواجه بوده است. در گذشته، حکومت های دیکتاتوری فراوان بوده اند، به گونه ای که بخش وسیعی از مناطق کره زمین زیر سلطه حکام مستبد و فاسد بوده است. تفاوت دیکتاتوری جدید که توتالیتر نامیده می شود با نظام های استبدادی پیشین، در این است که نظام توتالیتر می کوشد که صنعت و تکنولوژی را به استخدام خود درآورد و در تار و پود زندگی شهروندانش مداخله کند. در نظام توتالیتر، حریم شخصی معنا ندارد و زندگی فردی شخص نیز در خدمت دولت است. و دولت مخدومی است که همه در خدمت او هستند به دیگر سخن شهروندان به مثابه ابزاری در خدمت ماشین دولتند.

ب) حکومت اسلامی هیچ سنخیتی با نظام توتالیتر ندارد، در اسلام حکومت خادم مردم است و حاکمان جامعه اسلامی بر اساس تعالیم اسلام اعمال حاکمیت می کنند. حکومت امانتی الهی در دست حاکمان است و به محض تخطی از قوانین اسلامی و سهل انگاری در آن ها مشروعیت ایشان مخدوش می شود.

.2 حکومت دمکراسی

دمکراسی حکومتی است که در آن، شهروندان مشارکت دارند و احزاب و جامعه مدنی فعالند. حاکمیت از آن مردم است و مردم در انتخاب حاکمان و تدوین خط مشی های اساسی نقش دارند.

حکومت دمکراسی گاه به صورت جمهوری است، چنان که در بسیاری از کشورهای مدعی دمکراسی، برقرار است و گاه به صورت مشروطه است؛ چنان که حکومت های انگلیس و ژاپن در عین دمکراتیک بودن، سلطنتی مشروطه نیز هستند.

د) طبقه بندی حکومت ها بر حسب جهان بینی

حکومت ها بر حسب جهان بینی به دو نوع، حکومت الهی و طاغوتی، تقسیم می شوند:

.1 حکومت الهی

در این حکومت منبع قانون خداوند است که بر اساس حکمت، مصالح و شناختی که از ابعاد وجودی انسانی دارد تشریع می کند و حکومت امانتی در دست حاکمان به شمار می آید. در حکومت ایده آل دینی، حاکم باید دارای ملکه عصمت بوده از مدیریت و علم به قوانین برخوردار باشد تا جامعه را بر طبق قوانین الهی اداره کند. از آن جا که در تفکر اسلامی حکومت از اهمیت شایانی برخوردار و علاوه این حاکم بر فقاهت دارای ملکه تقوا و ورع باشند و توان مدیریت اداره جامعه را نیز داشته باشند.

حکومت الهی، با حفظ شرایط فوق، می تواند در قالب های گوناگونی تحقق یابد؛ ولی همان گونه که متذکر شدیم، حکومت الهی استبدادی و یا توتالیتر نیست؛ زیرا در حکومت استبدادی ملاک قانون خواست حاکم است؛ اما حاکمیت در حکومت الهی از آن خداوند است و همه افراد، از جمله پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه ( علیهم السلام) و در عصر غیبت حاکمان اسلامی، مطیع خداوند و اجرا کننده قوانین و احکام الهی هستند.

قرآن کریم در این باره می فرماید:

«و لو تقول علینا بعض الاقاویل. لأخذنا منه بالیمین ثم لقطعنا منه الوتین» (4)

اگر پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم) چیزی بر ما می بست (می افزود) او را با قدرت تمام اخذ می کردیم، سپس رگ گردن او را قطع می کردیم.

در حکومت الهی کار ویژه حکومت صرفا ایجاد امنیت و یا رفاه نیست، بلکه همان گونه که در تعریف واژه سیاست اشاره شد حاکم اسلامی نقش هدایت جامعه از گمراهی به سوی آرمان های الهی را نیز دارد و تلاش می کند تا ضمن ایجاد محیطی مساعد، زمینه رشد فضایل اخلاقی بر اساس ایمان، تقوا، عدالت و فسادزدایی را مهیا کند.

در نظام کنونی کشور ما از سویی، حکومت جمهوری است؛ یعنی اداره کشور بر آرای عمومی متکی است، انتخاب رهبران عالی جامعه، اعم ریاست جمهوری و نمایندگان مجلس، مستقیما یا غیر مستقیم، با مردم است و رئیس جمهور و نمایندگان مجلس برای مدت معین انتخاب می شوند. از سوی دیگر، اسلامیت قیدی است که بیانگر محتوای حکومت اسلامی است. تفاوت جمهوری در این سرزمین با جمهوری های دیگر با قید «اسلامی بودن» آشکار می شود. در نظام اسلامی، مشروعیت حکومت ناشی از خداوند است و رجوع به آرای مردم نیز در چارچوب احکام اسلامی انجام می گیرد . به هر حال، اسلامیت، بیانگر محتوای حکومت و جمهوریت، بیانگر شکل آن است.

.2 حکومت طاغوتی

نظام های سیاسی مبتنی بر اومانیسم، که حاکمیت را از آن انسان می دانند، در هر شکلی که تجلی یابد طاغوتی است؛ چرا که انحراف از قوانین اسلامی و تجاوز به حق ربوبیت الهی طغیان و ظلم محسوب می شود.

در قرآن کریم برخی ویژگی های نظام طاغوتی ترسیم شده است:

.2.1 دیکتاتوری، استبداد و خودکامگی: در گستره تاریخ، یکی از آفت های بزرگ حکومت ها و قدرت های سیاسی استبداد و خودکامگی حاکمان بوده است. استبداد یعنی پیروی از آرای آمیخته با هوا و هوس شخصی که نتیجه طبیعی آن عدم رعایت مصالح افراد جامعه است. شخص مستبد به جای مصالح جامعه به مصلحت خود و یارانش می اندیشد. اشاره کردیم که اندیشمندان فلسفه سیاسی کوشیده اند تا از تمایل یافتن حکومت به استبداد جلوگیری کنند و در این راستا، پیش گیری از استبداد از دو راه امکان پذیر است: یکی قانون و دیگری نظارت عامه مردم. البته در تفکر دینی، علاوه بر این دو راه «تقوا» نیز به عنوان عامل درونی کنترل کننده به شمار می رود. امروزه، در نظام بین الملل نوعی هرج و مرج حاکم است و قدرت های جهانی نوعی استبداد بین المللی را حکمفرما ساخته اند. کشورهای بزرگ گرچه در ظاهر به آزادی مردمشان احترام می گذارند، اما در سطح جهان به آرای مردم اعتنایی ندارند و تعریف حقوق بشر را ساری و منطبق بر آن نمی دانند.

.2.2 انحصار طلبی (استئثار) : دیگر ویژگی حکومت طاغوتی و جاهلی استئثار و خودگزینی یعنی هر چیز خوب را برای خود خواستن است. حضرت علی ( علیه السلام) می فرمایند: «من ملک استأثر؛ هر کس به حکومت و قدرت می رسد، استئثار (انحصار طلبی) پیشه می کند.»

انحصار طلبی در مقابل ایثار است که در نظام اخلاقی اسلام از انفاق برتر است. طبق فرهنگ قرآنی نعمت های الهی، اعم از مادی و معنوی، برای همه انسان هاست: «خلق لکم ما فی الارض جمیعا» و هر حرکتی در جهت انحصاری کردن آن امری غیر اسلامی است. انحصار طلبی حکام اولا موجب تقدم مصالح شخصی بر مصالح عامه می شود و ثانیا موجب سریان این خصلت ناروا به مردم و شهروندان می گردد.

.2.3 قدرت طلبی: حکام طاغوتی قدرت طلبند و سعی می کنند کلیه مناصب و قدرت ها به آن ها ختم شود. در اسلام، مقام و مسؤولیت اجتماعی برای کامجویی نیست و قدرت و سیاست ابزاری در جهت احقاق حق و استکمال انسانی است. هر چه مسؤولیت بیش تر و بزرگ تر باشد، بار وظیفه سنگین تر است. امام علی ( علیه السلام) در پاسخ ابن عباس که کفش وصله دار حضرت را بی ارزش دانست فرمود:

«و الله لهی احب من امرتکم هذه الا ان اقیم حقا او ادفع باطلا»

.2.4 تکبر و برتری طلبی: حکام طاغوتی مستکبرند و این امر موجب عدم مشورت با مردم می شود . خود بزرگ بینی مانع نزدیکی به مردم و ایجاد رابطه صحیح با آنان می گردد:

«ان فرعون علا فی الارض و جعل اهلها شیعا یستضعف طائفة منهم» (5)

همانا فرعون در زمین تکبر و گردن کشی کرد و بین اهل آن تفرقه و اختلاف افکند.

نظام طاغوتی مردم را دسته دسته می کند و اتحاد آن ها را به تفرقه مبدل می سازد و آن ها را به خود جلب می کند:

«فاستخف قومه فاطاعوه» (6)

فرعون (با تبلیغات دروغ و باطل) قومش را ذلیل و زبون ساخت تا همه مطیع فرمان او شدند .

لازمه به اطاعت واداشتن مردم درهم شکستن همه عوامل استقلال و شخصیت است. در مقابل، نظام اسلامی متکی به مردم است و به جای دولتمداری مردم مدار است. دولت اسلامی در خدمت مردم است، چنانکه امام قدس سره، بر دولت جمهوری اسلامی عنوان «دولت خدمتگزار» را اطلاق می کرد . بنابراین، اگر قدرت های استکباری به مردم بی اعتنایی می کنند و از مردم نظرخواهی نمی کنند و به افکار مردم اعتنایی ندارند، نظام اسلامی به مردم تکیه دارد و مقتضای حقوق متقابل حکومت و مردم است، بلکه می توان گفت: مقتضای مفهوم ولایت نیز همین است.

پی نوشت ها:

1 Monarchic

2 ر.ک: آشنایی با علم سیاست، ج اول، ص .51

3 ر.ک: رنی آستین: آشنایی با حکومت، ترجمه، لیلا سازگار: (مرکز نشر دانشگاهی، 1374) ص 113 115؛ آشنایی با علم سیاست، ص 56 .61

4 الحاقة/44 .46

5 قصص/ .4

6 زخرف/ .54

منابع مقاله:

فلسفه سیاست، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمنی

+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در دوشنبه 1390/11/03 و ساعت 21:8 |

انواع حکومت را از زوایای گوناگون می توان مورد بررسی قرار داد. از جمله نگرش تاریخی به مسأله است که در خلال آن، دیدگاه هر یک از نویسندگان غربی و مسلمان در طبقه بندی حکومت بیان می شود. در رویکرد دیگر، انواع حکومت ها بدون توجه به نظریه پردازان مورد بررسی قرار می گیرند. ما در این فصل بر اساس نگرش دوم به بررسی انواع حکومت می پردازیم .

معیار انواع حکومت ها را می توان در محورهای ذیل خلاصه کرد:

الف) طبقه بندی حکومت، بر اساس تعداد حاکمان، در سه محور.

ب) معیار تمرکز قدرت و پراکندگی آن در کشور.

ج) معیار مشارکت شهروندان

د) معیار جهان بینی الهی.

الف تقسیمات سه گانه حکومت ها (بر اساس تعداد حاکمان)

.1 حکومت فردی: (1) در حکومت فردی، سلطان یا شاه در رأس حکومت قرار دارد و بدون مسؤولیت و به میل و رأی خود اعمال قدرت می کند. در قرآن کریم هر گاه ذکری از تاریخ پادشاهان به میان آمده به حرص و طمع و طغیان آن ها نیز اشاره شده است. در این باره در سوره نمل، آیه 34 می خوانیم :

(و ان الملوک اذا دخلوا قریة أفسدوها و جعلوا أعزة أهلها أذلة)

پادشاهان هر گاه وارد شهری شوند آن جا را به فساد و تباهی کشانده، عزیزان آن جا را خوار و ذلیل می کنند.

حکومت فردی کهن ترین شکل حکومت است. در عصر جدید، به واسطه افزایش مشارکت شهروندان در اداره امور کشورها از حکومت های فردی کاسته شده است. معمولا حکومت های فردی در شکل پادشاهی به شکل «موروثی» ، «انتخابی» ، «استبدادی» ، و «مشروطه» یافت شده است:

.1.1 پادشاهی موروثی: حکومتی است که بر مبنای رسومی که طی زمان های متمادی به وجود آمده است شکل گرفته است و حکومت از طریق ارث به حاکمان بعدی منتقل می شود. چگونگی انتقال حکومت را قانون اساسی یا سنت و عرف تعیین می کند.

.1.2 پادشاهی استبدادی: پادشاهی استبدادی یا مطلقه، حکومتی است که پادشاه قدرت و اختیاراتش را بنا به میل و اراده خود اعمال می کند و اداره مملکت تابع هیچ قانونی نیست. خواست پادشاه حکم قانون را دارد و هر سه قوه در دست پادشاه است. در گذشته، بسیاری از حکومت های پادشاهی استبدادی بوده اند که قانون بنا به خواست آن ها وضع و اجرا می شده است.

.1.3 پادشاهی انتخابی: در گذشته، برخی از پادشاهان توسط بزرگان یک جامعه انتخاب می شدند، اما به مرور زمان به موروثی گرایش یافته اند.

.1.4 پادشاهی مشروطه: پادشاهی مشروطه یا محدود حکومتی است که قانون اساسی قدرت پادشاه را محدود کرده باشد و پادشاه بر طبق قوانین تصویب شده حکومت کند، نه مطابق میل و دلخواه خود. در نظام مشروطه پارلمان و تفکیک قوا وجود دارد. تفاوت پادشاهی مشروطه با جمهوری آن است که در جمهوری رئیس قوه مجریه از سوی مردم انتخاب می شود، اما در پادشاهی مشروطه انتقال حکومت از طریق وراثت است. امروزه، در برخی کشورها چون انگلیس و ژاپن نظام مشروطه برقرار است.

.2 حکومت گروهی (طبقاتی) : در طول تاریخ، با حکومت هایی مواجه ایم که در آن ها حاکمیت در دست گروه خاص است، گروهی که مدعی برتری فکری یا طبقاتی اند و خود را برای به دست گرفتن حکومت محق می دانند. برخی شکل های حکومت گروهی عبارت اند از:

.2.1 اریستوکراسی: حکومت به دست گروهی اندک است که مدعی برخورداری از تبار بلند و شرافت طبقاتی اند. مبنای اریستوکراسی توارث یا ثروت می باشد. این مدل حکومتی در طبقه بندی حکومتی ارسطو و افلاطون آمده است. از منظر ارسطو، اریستوکراسی حکومتی است که به دست گروهی از مردم اعمال می شود و صلاح عموم را در نظر دارد. پس در اریستوکراسی، بخش کوچکی از شهروندان در اداره جامعه و تدوین سیاست ها نقش دارند.

.2.2 الیگارشی: در این شیوه حکومت نیز اداره جامعه به دست گروهی اندک است. از منظر ارسطو، الیگارشی شکل فاسد اریستوکراسی است که در آن ثروت نقش اساسی دارد. بر حسب این تعریف، بسیاری از حکومت ها، در جهان معاصر، الیگارشی هستند. یکی از انتقاداتی که از سوی برخی منتقدان از جمله شومپیتر بر دمکراسی های غربی وارد شده، آن است که این حکومت ها الیگارشی هستند، گر چه عنوان دمکراسی را یدک می کشند.

.2.3 حکومت نخبگان: امروزه، در نظریات سیاسی معاصر از حکمرانی اقلیت به حکومت نخبگان یاد می شود. در هر جامعه ای، شماری از نخبگان فکری، در عرصه های سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی، وجود دارند که می کوشند به هرم قدرت نزدیک شوند و حکومت را به دست گیرند. از منظر نظریه پردازان نخبه گرایی، حاکمیت احزاب در کشورهای غربی حاکمیت نخبگان است، نه دمکراسی که از آن دم زده می شود. در ایتالیا و آلمان، فاشیست ها خود را گروه نخبه می دانستند. در کشورهای مارکسیستی طبقه کارگر گروهی است که حاکمیت را به دست می گیرد .

(اسلام اشرافیت و برتری های طبقاتی، را ملاک تقدم و اولویت نمی شناسد) .

.3 جمهوری: در حکومت جمهوری، اقتدار و مناصب دولتی از طرف مردم به طور مستقیم یا غیر مستقیم به حکام واگذار می شود. حکومت جمهوری در مقابل حکومت سلطنتی است و به حکومتی اطلاق می شود که اولا حاکم به طور مستقیم از سوی مردم و یا غیر مستقیم از طرف پارلمان انتخاب شود. حاکم برای مدت محدود انتخاب می شود. حاکم هیچ امتیاز شخصی بر دیگران ندارد و در مقابل قانون مسؤول است.

حکومت جمهوری امروزه به شکل های گوناگونی در کشورها جریان دارد. در بعضی از کشورها رئیس جمهور مستقیما از سوی مردم انتخاب می شود و در برخی کشورها به طور غیر مستقیم، یعنی رئیس جمهور با واسطه از جانب مردم انتخاب می شود، مثل رژیم حاکم بر ترکیه که رئیس جمهور توسط آرای نمایندگان مجلس انتخاب می شود. رژیم جمهوری یا ریاستی و یا پارلمانی است.

.3.1 جمهوری ریاستی: در سیستم ریاستی، رئیس جمهور عضو قوه مقننه نیست و قوه مقننه می تواند رئیس جمهور را به جهت خطاهایش که در قانون اساسی پیش بینی شده محاکمه کند. در این سیستم، وزرا و رؤسای سازمان های اداری را رئیس جمهور انتخاب می کند و اعضای کابینه در برابر رئیس جمهور مسؤول و پاسخ گو می باشند و تفکیک قوا حاکم است.

.3.2 جمهوری پارلمانی: گاهی از آن به سیستم کابینه ای نیز یاد می شود. در نظام پارلمانی، ریاست تشریفاتی از ریاست قوه مجریه جدا است. کابینه در دست یک حزب با ائتلافی از احزاب است و وزرا عضویت مجلس مقننه را دارا هستند. هم چنین کابینه وضع قوانین بودجه و انتصابات را به عهده دارد. کشورهای مشترک المنافع و تابع انگلیس سیستم پارلمانی دارند.

ارزیابی سیستم جمهوری

.1 در نظام های بشری، جمهوری از شکل های خوب حکومت است که در بسیاری از کشورهای جهان رواج دارد و همان طور که اشاره شده یا مستقیم است، یعنی رئیس جمهور با آرای مستقیم مردم برگزیده می شود و یا غیر مستقیم است، یعنی رئیس جمهور توسط نمایندگان مجلس انتخاب می شود . طبیعی است که در مقایسه با دیکتاتوری در چنین نظامی ظلم کم تری صورت می گیرد.

.2 علی رغم آن که برخی کشورها نام جمهوری را یدک می کشند، اما در آن ها حاکمیت فردی و دیکتاتوری جریان دارد. برخی از کشورهای جهان سوم در ظاهر جمهوری اما در مقام عمل دیکتاتوری هستند. در برخی از این کشورها رئیس جمهور مادام العمر است و قوانین نیز ناشی از خواست و اراده او است. جمهوری آتاتورک در ترکیه، جمهوری عراق و در بسیاری از دیگر کشورها از این جمله اند.

.3 حکومت الهی با حفظ حدود و قوانین اسلامی می تواند در قالب جمهوری جنبه عملی بیابد . طبیعی است حاکمیت در چنین حکومتی از آن خداوند است و رجوع به آرای عمومی در چارچوب احکام دین صورت می گیرد.

ب) طبقه بندی حکومت ها به متمرکز و فدرال

حکومت ها به لحاظ تمرکز قدرت در پایتخت یا پراکندگی آن در ایالت ها به دو دسته متمرکز و فدرال طبقه بندی می شوند.

.1 حکومت متمرکز: در حکومت متمرکز، قدرت در پایتخت متمرکز است و حق اعمال قدرت به حوزه کوچک تری، مثل ایالت و شهر، تفویض نمی شود، گر چه ایالت ها و استان ها اختیارات خاصی دارند که در قوانین عادی پیش بینی شده است. از مزایای چنین حکومتی یک سان بودن قوانین و طرز اداره کشور است.

.2 حکومت فدرال: در کشورهای فدرال قدرت بین دولت مرکزی و ایالت ها تقسیم شده است و هر ایالت سیاست خاص خود را اعمال می کند. کشورهایی که دارای قلمرو وسیع، تنوع ناحیه ای و جغرافیایی، ناهمگونی نژاد، ملیت، زبان و دین هستند با این نوع حکومت سازگارترند. در قانون اساسی کشورهای فدرال، به جز وظایف معین و مشخصی که برای دولت مرکزی در نظر گرفته شده، سایر اختیارات و وظایف به دولت های محلی واگذار شده است. (معمولا امور بین المللی، جنگ ها، پول رایج و مهاجرت مربوط به دولت مرکزی است و سایر اختیارات بین ایالت ها تقسیم می شود).

ج) طبقه بندی حکومت بر حسب مشارکت شهروندان

بر حسب مشارکت شهروندان حکومت به دو بخش توتالیتر و دمکراسی طبقه بندی می شود:

.1 حکومت توتالیتر

واژه توتالیتر نخستین بار توسط موسولینی ابداع شد. وی حکومت توتالیتر را چنین تعریف کرد: سیستمی که در آن همه چیز برای دولت وجود داشته باشد، هیچ چیز خارج از دولت و علیه دولت نباشد. (2)

در حکومت توتالیتر، همه جنبه های زندگی شهروندان زیر نظر حکومت است، تا بر اساس خواست حکومت و حزب هدایت شود. ویژگی های حکومت توتالیتر که ویژه جوامع صنعتی قرن بیستم است عبارتند از:

.1 ایدئولوژی ای که در برگیرنده همه جنبه های زندگی باشد و همه افراد بدان پای بند و وفادار باشند.

.2 حزب فراگیری که غالبا یک نفر آن را رهبری می کند و متشکل از بخش کوچکی از کل جمعیت است.

.3 نظام پلیسی نیرومندی که از تکنولوژی مدرن، برای جاسوسی، تعقیب و مراقبت، بهره می برد .

.4 کنترل کامل رسانه های گروهی به وسیله حزب.

.5 استفاده عمدی از ترور جهت نیل به اهداف.

.6 کنترل متمرکز اقتصادی.

.7 تعارض و برخورد با امور معنوی. (3)

.1.1 ارزیابی حکومت توتالیتر

الف) حکومت توتالیتر استبداد مدرن است و ظالمانه ترین حکومتی است که بشر در طول تاریخ با آن مواجه بوده است. در گذشته، حکومت های دیکتاتوری فراوان بوده اند، به گونه ای که بخش وسیعی از مناطق کره زمین زیر سلطه حکام مستبد و فاسد بوده است. تفاوت دیکتاتوری جدید که توتالیتر نامیده می شود با نظام های استبدادی پیشین، در این است که نظام توتالیتر می کوشد که صنعت و تکنولوژی را به استخدام خود درآورد و در تار و پود زندگی شهروندانش مداخله کند. در نظام توتالیتر، حریم شخصی معنا ندارد و زندگی فردی شخص نیز در خدمت دولت است. و دولت مخدومی است که همه در خدمت او هستند به دیگر سخن شهروندان به مثابه ابزاری در خدمت ماشین دولتند.

ب) حکومت اسلامی هیچ سنخیتی با نظام توتالیتر ندارد، در اسلام حکومت خادم مردم است و حاکمان جامعه اسلامی بر اساس تعالیم اسلام اعمال حاکمیت می کنند. حکومت امانتی الهی در دست حاکمان است و به محض تخطی از قوانین اسلامی و سهل انگاری در آن ها مشروعیت ایشان مخدوش می شود.

.2 حکومت دمکراسی

دمکراسی حکومتی است که در آن، شهروندان مشارکت دارند و احزاب و جامعه مدنی فعالند. حاکمیت از آن مردم است و مردم در انتخاب حاکمان و تدوین خط مشی های اساسی نقش دارند.

حکومت دمکراسی گاه به صورت جمهوری است، چنان که در بسیاری از کشورهای مدعی دمکراسی، برقرار است و گاه به صورت مشروطه است؛ چنان که حکومت های انگلیس و ژاپن در عین دمکراتیک بودن، سلطنتی مشروطه نیز هستند.

د) طبقه بندی حکومت ها بر حسب جهان بینی

حکومت ها بر حسب جهان بینی به دو نوع، حکومت الهی و طاغوتی، تقسیم می شوند:

.1 حکومت الهی

در این حکومت منبع قانون خداوند است که بر اساس حکمت، مصالح و شناختی که از ابعاد وجودی انسانی دارد تشریع می کند و حکومت امانتی در دست حاکمان به شمار می آید. در حکومت ایده آل دینی، حاکم باید دارای ملکه عصمت بوده از مدیریت و علم به قوانین برخوردار باشد تا جامعه را بر طبق قوانین الهی اداره کند. از آن جا که در تفکر اسلامی حکومت از اهمیت شایانی برخوردار و علاوه این حاکم بر فقاهت دارای ملکه تقوا و ورع باشند و توان مدیریت اداره جامعه را نیز داشته باشند.

حکومت الهی، با حفظ شرایط فوق، می تواند در قالب های گوناگونی تحقق یابد؛ ولی همان گونه که متذکر شدیم، حکومت الهی استبدادی و یا توتالیتر نیست؛ زیرا در حکومت استبدادی ملاک قانون خواست حاکم است؛ اما حاکمیت در حکومت الهی از آن خداوند است و همه افراد، از جمله پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه ( علیهم السلام) و در عصر غیبت حاکمان اسلامی، مطیع خداوند و اجرا کننده قوانین و احکام الهی هستند.

قرآن کریم در این باره می فرماید:

«و لو تقول علینا بعض الاقاویل. لأخذنا منه بالیمین ثم لقطعنا منه الوتین» (4)

اگر پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم) چیزی بر ما می بست (می افزود) او را با قدرت تمام اخذ می کردیم، سپس رگ گردن او را قطع می کردیم.

در حکومت الهی کار ویژه حکومت صرفا ایجاد امنیت و یا رفاه نیست، بلکه همان گونه که در تعریف واژه سیاست اشاره شد حاکم اسلامی نقش هدایت جامعه از گمراهی به سوی آرمان های الهی را نیز دارد و تلاش می کند تا ضمن ایجاد محیطی مساعد، زمینه رشد فضایل اخلاقی بر اساس ایمان، تقوا، عدالت و فسادزدایی را مهیا کند.

در نظام کنونی کشور ما از سویی، حکومت جمهوری است؛ یعنی اداره کشور بر آرای عمومی متکی است، انتخاب رهبران عالی جامعه، اعم ریاست جمهوری و نمایندگان مجلس، مستقیما یا غیر مستقیم، با مردم است و رئیس جمهور و نمایندگان مجلس برای مدت معین انتخاب می شوند. از سوی دیگر، اسلامیت قیدی است که بیانگر محتوای حکومت اسلامی است. تفاوت جمهوری در این سرزمین با جمهوری های دیگر با قید «اسلامی بودن» آشکار می شود. در نظام اسلامی، مشروعیت حکومت ناشی از خداوند است و رجوع به آرای مردم نیز در چارچوب احکام اسلامی انجام می گیرد . به هر حال، اسلامیت، بیانگر محتوای حکومت و جمهوریت، بیانگر شکل آن است.

.2 حکومت طاغوتی

نظام های سیاسی مبتنی بر اومانیسم، که حاکمیت را از آن انسان می دانند، در هر شکلی که تجلی یابد طاغوتی است؛ چرا که انحراف از قوانین اسلامی و تجاوز به حق ربوبیت الهی طغیان و ظلم محسوب می شود.

در قرآن کریم برخی ویژگی های نظام طاغوتی ترسیم شده است:

.2.1 دیکتاتوری، استبداد و خودکامگی: در گستره تاریخ، یکی از آفت های بزرگ حکومت ها و قدرت های سیاسی استبداد و خودکامگی حاکمان بوده است. استبداد یعنی پیروی از آرای آمیخته با هوا و هوس شخصی که نتیجه طبیعی آن عدم رعایت مصالح افراد جامعه است. شخص مستبد به جای مصالح جامعه به مصلحت خود و یارانش می اندیشد. اشاره کردیم که اندیشمندان فلسفه سیاسی کوشیده اند تا از تمایل یافتن حکومت به استبداد جلوگیری کنند و در این راستا، پیش گیری از استبداد از دو راه امکان پذیر است: یکی قانون و دیگری نظارت عامه مردم. البته در تفکر دینی، علاوه بر این دو راه «تقوا» نیز به عنوان عامل درونی کنترل کننده به شمار می رود. امروزه، در نظام بین الملل نوعی هرج و مرج حاکم است و قدرت های جهانی نوعی استبداد بین المللی را حکمفرما ساخته اند. کشورهای بزرگ گرچه در ظاهر به آزادی مردمشان احترام می گذارند، اما در سطح جهان به آرای مردم اعتنایی ندارند و تعریف حقوق بشر را ساری و منطبق بر آن نمی دانند.

.2.2 انحصار طلبی (استئثار) : دیگر ویژگی حکومت طاغوتی و جاهلی استئثار و خودگزینی یعنی هر چیز خوب را برای خود خواستن است. حضرت علی ( علیه السلام) می فرمایند: «من ملک استأثر؛ هر کس به حکومت و قدرت می رسد، استئثار (انحصار طلبی) پیشه می کند.»

انحصار طلبی در مقابل ایثار است که در نظام اخلاقی اسلام از انفاق برتر است. طبق فرهنگ قرآنی نعمت های الهی، اعم از مادی و معنوی، برای همه انسان هاست: «خلق لکم ما فی الارض جمیعا» و هر حرکتی در جهت انحصاری کردن آن امری غیر اسلامی است. انحصار طلبی حکام اولا موجب تقدم مصالح شخصی بر مصالح عامه می شود و ثانیا موجب سریان این خصلت ناروا به مردم و شهروندان می گردد.

.2.3 قدرت طلبی: حکام طاغوتی قدرت طلبند و سعی می کنند کلیه مناصب و قدرت ها به آن ها ختم شود. در اسلام، مقام و مسؤولیت اجتماعی برای کامجویی نیست و قدرت و سیاست ابزاری در جهت احقاق حق و استکمال انسانی است. هر چه مسؤولیت بیش تر و بزرگ تر باشد، بار وظیفه سنگین تر است. امام علی ( علیه السلام) در پاسخ ابن عباس که کفش وصله دار حضرت را بی ارزش دانست فرمود:

«و الله لهی احب من امرتکم هذه الا ان اقیم حقا او ادفع باطلا»

.2.4 تکبر و برتری طلبی: حکام طاغوتی مستکبرند و این امر موجب عدم مشورت با مردم می شود . خود بزرگ بینی مانع نزدیکی به مردم و ایجاد رابطه صحیح با آنان می گردد:

«ان فرعون علا فی الارض و جعل اهلها شیعا یستضعف طائفة منهم» (5)

همانا فرعون در زمین تکبر و گردن کشی کرد و بین اهل آن تفرقه و اختلاف افکند.

نظام طاغوتی مردم را دسته دسته می کند و اتحاد آن ها را به تفرقه مبدل می سازد و آن ها را به خود جلب می کند:

«فاستخف قومه فاطاعوه» (6)

فرعون (با تبلیغات دروغ و باطل) قومش را ذلیل و زبون ساخت تا همه مطیع فرمان او شدند .

لازمه به اطاعت واداشتن مردم درهم شکستن همه عوامل استقلال و شخصیت است. در مقابل، نظام اسلامی متکی به مردم است و به جای دولتمداری مردم مدار است. دولت اسلامی در خدمت مردم است، چنانکه امام قدس سره، بر دولت جمهوری اسلامی عنوان «دولت خدمتگزار» را اطلاق می کرد . بنابراین، اگر قدرت های استکباری به مردم بی اعتنایی می کنند و از مردم نظرخواهی نمی کنند و به افکار مردم اعتنایی ندارند، نظام اسلامی به مردم تکیه دارد و مقتضای حقوق متقابل حکومت و مردم است، بلکه می توان گفت: مقتضای مفهوم ولایت نیز همین است.

پی نوشت ها:

1 Monarchic

2 ر.ک: آشنایی با علم سیاست، ج اول، ص .51

3 ر.ک: رنی آستین: آشنایی با حکومت، ترجمه، لیلا سازگار: (مرکز نشر دانشگاهی، 1374) ص 113 115؛ آشنایی با علم سیاست، ص 56 .61

4 الحاقة/44 .46

5 قصص/ .4

6 زخرف/ .54

منابع مقاله:

فلسفه سیاست، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمنی

+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در دوشنبه 1390/11/03 و ساعت 21:7 |

شايد فرصت ديگري برايم پيش نيايد تا سال نو را تبريك بگويم لذا پيشاپيش حلول سال نو و فرارسيدن عيد نوروز را خدمت يكايك دوستان عزيزم و بازديدكنندگان وبلاگم تبريك عرض مينمايم و اميدوارم سال آينده سالي سرشار از سلامتي و شادي و موفقيت براي يكايك شما عزيزان بوده و هميشه در سال جديد سفره هايتان پر نعمت ، تنتان سالم ، دلتان شاد و لبتان خندان باشد. اميدوارم در سال جديد به موفقيتهاي بزرگتري نسبت به سال های قبل دست پيدا كنيد و به تمامي آرزوهاي خوب خود برسيد.

+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در شنبه 1389/12/28 و ساعت 13:2 |

الف- مفهوم و اشکال دولت ها

تعریف و مفهوم دولت

دولت مجموعۀ افراد و نهاد هایی است که قوانین را برای جامعه وضع و اجرا میکند.

در تعریف کلاسیک دولت چنین آمده است: گروهی از انسانهایی که در سرزمین مشخص زندگی نموده از نظام حقوقی معین پیروی مکند، دولت گفته میشود.

دولت ها با وصف آنکه از لحاظ اندازه جمعیت، قلمرو(مساحت)، منابع طبیعی ، نیرومندی اقتصادی و نظامی تفاوتهای زیادی دارند با آنهم دارای یک سلسله اوصاف مشترک نیز بوده که بنام عناصر متشکله دولت یاد میشوند که عبارتند از:

قلمرو، باشندگان (جمعیت معین و دائمی – نفوس) حاکمیت و استقلال. دولت در حقیقت قدرت سیاسی و رهبری کننده است که از لحاظ حقوقی در برگیرنده ارکان سه گانه قدرت یعنی قوۀ مقننه (پارلمان) قوۀ قضائیه (سیستم محاکم) و قوۀ اجرائیه (حکومت) میباشد.

این قوا در بعضی کشور ها از هم در تفکیک قرارداشته که بنام اصل تفکیک قوا یاد میشود اما برخی دولت های دیگر، اصل وحدت قوا را مورد عمل قرار میدهند که البته امروز رعایت اصل تفکیک و توازن قوا را از جمله مشخصات عمدۀ دموکراسی تلقی میکنند.

اشکال دولت ها

دولت ها از لحاظ شکل به سه دسته ذیل تقسیم میشوند:

·                   شکل دولت از لحاظ طرز اداره: شکل اداره دولت نخست به اشکال شاهی و جمهوری تقسیم میشود که هر یک از آنها به نوبه خود اشکال مختلف دارند. چنانچه شکل شاهی میتواند به شکل شاهی مطلقه و شاهی مشروط باشد.

همچنان شکل جمهوری میتواند شکل جمهوری پارلمانی و یا جمهوری ریاستی را بخود اختیار نماید.

·                   شکل دولت از لحاظ طرزساختمان یا ساختار: شکل ساختار دولت نیز دو گونه است؛ شکل بسیط (واحد) و شکل فدرال (مرکب) که شکل بسیط آن مانند افغانستان و انگلستان و شکل فدرال مانند ایالات متحده امریکا و آلمان میباشد.

·                   شکل دولت از لحاظ طرز رژیم سیاسی: رژیم سیاسی که شیوۀ عملکرد دولت را بیان میکند نیز به دو گونه است: رژیم دموکراتیک و رژیم غیر دموکراتیک.

از جمله رژیم های دموکراتیک میتوان از رژیم های لیبرال دموکراسی، سوسیال دموکراسی و رژیم های دموکراسی توده ای نام برد.

و از جمله رژیم های غیر دموکراتیک میتوان رژیم های استبدادی، مطلقه ، دیکتاتوری، توتالیتر و تک حزبی را نام برد.

قانون اساسی و ساختار تشکیلاتی جمهوری اسلامی افغانستان

قانون اساسی عبارت از مجموعه اصول و قواعد بنیادی و کلی است که برای تنظیم روابط میان قوای سه گانه دولت (مقننه، اجرائیه و قضائیه ) از یکسو و تنظیم روابط افراد با دولت از سوی دیگر، توسط عالیترین نهاد قانونگذاری کشور (مجلس مؤسسان – لویه جرگه) وضع میگردد.

قانون اساسی تعیین کنندۀ نوع و شکل دولت، نظام سیاسی اجتماعی و اقتصادی و حقوق و مکلفیت های اساسی اتباع کشوراست.

کشور های مختلف برای تصویب قوانین اساسی روش های گوناگون را بکار میبرند:

در برخی کشور ها توین و تصویب قانون اساسی به اساس فرمان رهبران یا احزاب حاکم صادر میگردد. در برخی دیگر، قوانین اساسی توسط پارلمان تصویب میگردد.

کشور های هم هستند که قانون اساسی شان بوسیله نظرخواهی عامه (ریفراندم) تصویب میگردد. همچنان در بعضی کشور ها نهاد معین متشکل از حقوقدانان و قانونگذاران مسؤولیت تصویب و تعدیل قانون اساسی را به عهده دارند.

در افغانستان قانون اساسی از جانب لویه جرگه که در آن نمایندگان منتخب مردم از سراسر کشور گردهم می آیند، تصویب میگردد. قانون اساسی فعلی افغانستان در لویه جرگه که در ماه جدی سال 1382 تدویر یافت، تصویب شد. این قانون اساسی دارای 12 فصل و 162 ماده میباشد.

الف – حقوق اساسی اتباع افغانستان

حقوق اساسی اتباع بطور عموم به دو بخش تقسیم میگردد:

یکی حقوق فردی (شخصی) و دیگری حقوق اجتماعی (عمومی)

حقوق فردی (شخصی): این سلسله حقوق شامل حق حیات ، آزادی ، امنیت شخصی، حق سفر، حق انتخاب محل سکونت ، مصئونیت منزل ، حق تشکیل خانواده، آزادی و محرمیت مراسلات و مخابرات و غیره میباشد.

بعضی ها، حقوق فردی را تحت عنوان حقوق طبیعی نیز مطرح مینمایند و این بدان معنی است که حقوق طبیعی در همه جا و در هر نوع شرایط بصورت یکسان و ثابت وجود دارد و تفاوت های سیاسی ، مذهبی ، جغرافیائی ، فرهنگی و اقتصادی وغیره بر آن تغیر وارد کرده نمیتواند. چنانچه قانون اساسی افغانستان در مواد 23 و 24 ، زندگی را موهبت الهی و طبیعی انسان دانسته و از آزادی نیز به مثابۀ حق طبیعی انسان تذکر داده است.

حقوق اجتماعی (عمومی): حقوق اجتماعی که در اثر انکشاف جامعه و بلند رفتن سطح آگاهی مردم در نتیجۀ مبارزات اجتماعی ، کسب و در قوانین کشور ها تسجیل گردیده است، بنام حقوق مکتسبه نیز یاد شده است. این دسته حقوق را به سه عرصۀ عمده ذیل تقسیم مینمایند: عرصۀ سیاسی ، عرصۀ اقتصادی- اجتماعی و عرصۀ فرهنگی.

حقوق و آزادی های که در عرصۀ سیاسی برای اتباع کشور در قانون اساسی پیشبینی شده ، شامل آزادی بیان، آزادی مطبوعات، تشکیل و فعالیت احزاب و حق انتخاب کردن و انتخاب شدن میباشد.

حقوق اقتصادی و اجتماعی: عبارت از حق مالکیت، حق مسکن ، حق کار و سایر فعالیت ها و معاملات اقتصادی و همچنان حق صحت، تأمینات اجتماعی و رفاهی میباشد.

حقوق فرهنگی شامل، حق آموزش و تحصیل ، پرورش و تربیت بدنی، فعالیت های هنری و علمی ، حق تألیف و ترجمه ، اختراع و کشف در تحقیقات علمی و حق استفاده از دست آورد های علم و فرهنگ.

عمده ترین اصول در نظام دموکراسی اصل آزادی و اصل تساوی حقوقی افراد میباشد. اصل آزادی در مواد متعدد قانون اساسی افغانستان تسجیل گردیده است که دولت را مکلف به تأمین این اصل نموده است، مانند آزادی از اسارت، آزادی بیان، آزادی انتخاب شدن و انتخاب کردن، آزادی مراسلات و مخابرات ، آزادی انتخاب شغل و حرفه و غیره. طبق حکم مادۀ 24 قانون اساسی، " آزادی حق طبیعی انسان است. این حق جز آزادی دیگران و مصالح عامه که توسط قانون تنظیم میگردد، حدودی ندارد. آزادی و کرامت انسان از تعرض مصئون است. دولت به احترام و حمایت آزادی و کرامت انسان مکلف میباشد."

اصل تساوی حقوقی افراد نیز در مواد مختلف قانون اساسی افغانستان انعکاس یافته که شامل تساوی آراء در انتخابات (ماده 33) ، آزادی فکری و بیان و طبع و نشر مطالب (ماده 34) ، ایجاد جمعیت ها ، و راه اندازی تظاهرات و اجتماعات (ماده 36) ، تعلیم و آموزش (ماده 43) ، و غیره موارد میگردد. ماده 22 قانون اساسی هر نوع تبعیض و امتیاز را بین اتباع افغانستان ممنوع دانسته و همه را اعم از زن و مرد در برابر قانون دارای حقوق و وجایب مساوی شناخته است. همچنان مطابق به حکم مادۀ چهارم " بر هر فردی از افراد ملت افغانستان کلمۀ افغان اطلاق میشود"

از احکام فوق بر میآید که اتباع افغانستان منحیث افراد دارای حقوق مساوی بوده دارای مکلفیت های مساوی نیز هستند، زیرا برای استفاده از یک حق،  حدود و شرایطی وجود دارد که فرد به رعایت آن حدود مکلف میباشد و این حدود را منافع عامه و حقوق دیگران معین میسازد.  تشخیص مکلفیت ها و وجایب و اجرای آنها توسط اتباع یک کشور، برای تامین نظم اجتماعی و حفظ منافع ملی و دفاع از حقوق پذیرفته شده در قوانین آن کشور لازمی است. همچنان از این مواد برمی آید که قانون اساسی افغانستان از جمله قوانین دموکراتیک بوده که متعهد به اصول آزادی و تساوی حقوق افراد میباشد.

ب – ساختار تشکیلاتی دولت افغانستان

ساختار تشکیلاتی دولت جمهوری اسلامی افغانستان که احکام اسلامی و اصول دموکراسی اساس نظام سیاسی آنرا تشکیل میدهد، براصل تفکیک قوای سه گانه ( مقننه ، اجرائیه و قضائیه) استوار میباشد. هرکدام ازین سه قوه دارای صلاحیت ها و وظایف معین میباشند. تفکیک میان این ارکان دولت یک گام مهم برای جلوگیری از استبداد و تأمین حقوق ، آزادی ها ، تعادل و توازن قدرت و نظارت بر آن میباشد.

به منظور روشن شدن وظایف و صلاحیت های هر یک از سه قوه و ترکیب آنها ذیلاً به معرفی آنها پرداخته میشود:

قوۀ مقننه:

در افغانستان قوۀ مقننه مشتمل بر دو رکن؛ یکی لویه جرگه و دیگری شورای ملی میباشد.

لویه جرگه در قانون اساسی عالیترین مظهر ارادۀ مردم افغانستان تعریف شده و مرکب است از اعضای شورای ملی، روئسای شورا های ولایات و ولسوالی ها. بدین ترتیب نظر به تشکیلات موجوده واحد های ادارۀ محلی که 34 ولایت و 365 ولسوالی میباشد با 351 عضو شورای ملی جمعاً حدود (750) نماینده در لویه جرگه عضویت خواهند داشت. لویه جرگه از صلاحیت های فوق العاده و وسیع برخوردار بوده، که بطور عام عبارتند از اتخاذ تصمیم در مورد مسائل مربوط به استقلال ، حاکمیت ملی ، تمامیت ارضی، مصالح علیای کشور، تعدیل احکام قانون اساسی و محاکمه رئیس جمهور.

ناگفته نباید گذاشت که صلاحیت های لویه جرگه جز در سه مورد، هیچ حد و مرزی ندارد. این سه مورد در بارۀ تعدیل قانون اساسی میباشد. چنانچه مادۀ 149 قانون اساسی مشعراست:"اصل پیروی از احکام دین مقدس اسلام و نظام جمهوری اسلامی تعدیل نمیشود. تعدیل احکام حقوق اساسی اتباع صرف به منظور بهبود حقوق آنان مجاز میباشد."

گذشته از مواردی که در ماده 149 قانون اساسی آمده است، هیچ مورد حقوقی و قانونی دیگر وجود ندارد که از دایرۀ صلاحیت لویه جرگه خارج تلقی گردد.

شورای ملی (پارلمان):

متشکل از دو مجلس؛ ولسی جرگه و مشرانو جرگه میباشد.

اعضای ولسی جرگه از طریق انتخابات عمومی، آزاد، سری و مستقیم توسط مردم افغانستان برای مدت پنج سال انتخاب میگردند.

اما اعضای مشرانو جرگه دارای ترکیب یکسان نبوده، قرار ذیل انتخاب و انتصاب میشوند:      یک ثلث اعضا از طرف شورا های ولایتی بصورت غیر مستقیم (دو درجه ای) برای مدت چهار سال، یک ثلث از طرف شورای های ولسوالی بصورت غیر مستقیم برای مدت سه سال انتخاب میشوند و یک ثلث باقیمانده توسط رئیس جمهور برای مدت پنج سال انتصاب میگردند.

شورای ملی نظر به حکم مادۀ 81 قانون اساسی به حیث عالیترین ارگان تقنینی و مظهر ارادۀ مردم افغانستان تعریف گردیده و هر عضو آن مکلف است موقع اظهار رای، مصالح عمومی و منافع علیای مردم افغانستان را مدار قضاوت قرار دهد.

شورای ملی وظیفۀ طرح و تصویب قوانین ، تصویب بودجه ملی  و نظارت بر اجراات حکومت را به عهده دارد. اصول انتخابات شورای ملی و وظایف آن در فصل پنجم قانون اساسی کشور پیشبینی گردیده است.

قوۀ اجرائیه (حکومت):

حکومت، رکن اجرائیوی دولت را تشکیل میدهد. حکومت شامل رئیس جمهور یا صدر اعظم و وزرا میباشد. موقف رئیس جمهور، صلاحیت ها و وظایف آن هم در چوکات قوۀ اجرائیه و هم در برابر دو قوۀ دیگر (مقننه و قضائیه) توسط احکام قانون اساسی معین و مشخص میگردد.

در برخی کشور ها مانند هند و ترکیه مقام رئیس جمهور بیشتر جنبۀ تشریفاتی و اعزازی داشته، صلاحیت های اجرائیوی به صدر اعظم و کابینه وزراء تعلق دارد. اما در برخی کشور های دیگر مانند ایالات متحدۀ امریکا، فرانسه و روسیه رئیس جمهور در رأس هر سه قوه قراردارد با تفاوت اینکه در ایالات متحدۀ امریکا صدر اعظم و مجلس کابینه وجود ندارد اما در فرانسه و روسیه صدراعظم و کابینه وزراء موجود است.

قانون اساسی افغانستان یک اختلاط از نظام ریاستی امریکا ( بدون صدراعظم و کابینه) و ریاست جمهوری فرانسه یا روسیه (دارای صدر اعظم و کابینه) میباشد. از همین لحاظ است که در امر تشخیص و تثبیت مسؤولیت های جمعی و فردی حکومت مشکلات حقوقی و سیاسی عملی و نظری بعضاً  به میان میآید. طبق احکام قانون اساسی افغانستان ، اعضای کابینه (شورای وزیران) نخست از طرف رئیس جمهور کاندید و جهت اخذ رأی اعتماد به ولسی جرگه معرفی میشوند. در رأس کابینه ای که بعداز کسب رأی اعتماد ولسی جرگه، تشکیل میشود رئیس جمهور قرارداشته و جلسات آنرا ریاست میکند. وظیفۀ حکومت اجرای قوانین به منظور حفظ نظم و امنیت ، تهیه و اجرای برنامه های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و مصرف بودجه و جمع آوری درآمد های دولت و انجام خدمات عمومی وغیره است. طبق قانون اساسی، حکومت (قوۀ اجرائیه) در افغانستان مرکب است از ارگانهای مرکزی و محلی که در رأس هر ارگان یا واحد اداری مرکزی وزیر و یا رئیس قراردارد و در رأس واحد های ادارات محلی، والی ها، ولسوالها و شاروالها قرار داشته و تحت اثر ریاست مستقل اداره محلی وابسته به دفتر مقام ریاست جمهوری فعالیت مینمایند.

در جنب این مقامات محلی، شورا های مشورتی ولایتی، ولسوالی ، شهری و قریه تشکیل میگردد که درینجا مختصراً به معرفی این شورا ها پرداخته میشود:

شورای ولایتی عبارت از مجلسی است که در هر ولایت تأسیس میگردد و متشکل است از نماینده گان منتخب مردم همان ولایت. اعضای شورای ولایتی از طریق انتخابات عمومی، آزاد، سری و مستقیم برای مدت چهار سال انتخاب میگردند. طبق احکام قانون اساسی، هر شورای ولایتی یک تن از اعضای خویش را جهت عضویت مشرانو جرگه به اکثریت آراء انتخاب مینمایند. شورای ولایتی یک مرجع مشوره دهنده برای مسؤولین اداره محلی میباشد.

شورا های ولسوالی همانند شورا های ولایتی عبارت از مجلس مشوره دهنده برای ادارۀ ولسوالی بوده و متشکل از نماینده گان منتخب مردم ولسوالی مربوط میباشند که این نمایندگان از طریق انتخابات عمومی آزاد، سری و مستقیم برای 3 سال انتخاب میگردند. مطابق حکم قانون اساسی، مجموع شوراهای ولسوالی یک ولایت به نمایندگی از خود یکتن از اعضای خویش را جهت عضویت در مشرانوجرگه به اکثریت آراء انتخاب و معرفی مینمایند.

شورای های قریه و مجالس شاروالی نیز از طریق انتخاب مردم هر قریه یا شهر تشکیل میگردند که طرز انتخاب و وظایف آنها در قانون اساسی و قوانین مربوط بیان گردیده است.

قوۀ قضائیه:

قوۀ قضائیه یک رکن مستقل دولت است که مسؤولیت پیشبرد امور قضائی را بعهده دارد. به اساس ماده (116) قانون اساسی" قوۀ قضائیه مرکب است از یک ستره محکمه، محاکم استیناف و محاکم ابتدائیه".

ستره محکمه بحیث عالیترین ارگان قضایی در رأس قوۀ قضائیه افغانستان قرارداشته که مرکب از (9) عضو میباشد. اعضای ستره محکمه از طرف رئیس جمهور جهت کسب تائید به ولسی جرگه معرفی میگردند. در صورت کسب رأی تائیدی ، از جمه 9 عضو ستره محکه 3 عضو آن برای مدت چهار سال، 3 عضو دیگر برای هفت سال و 3 عضو باقیمانده برای مدت 10 سال تعین و تقرر حاصل مینمایند.

وظایف و صلاحیت های قوۀ قضائیه در فصل هفتم قانون اساسی تصریح گردیده است.

+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در دوشنبه 1389/09/29 و ساعت 15:11 |

مقدمه

دین مقدس اسلام به عنوان بهترین دین در نزد خداوند، دین مفید و قابل قبول برای بشر است. پیروی از این دین باعث سرفرازی و پیروزی نوع بشر میگردد. بنابرین دین اسلام یکی از ضروریات زندگی فردی و اجتماعی انسان امروز است.

دموکراسی هم به عنوان بهترین روش حکومت داری قابل قبول و مفید است و در جهان امروز نمیتوان از دموکراسی گریز کرد. دموکراسی برای انتقال مسالمت آمیز قدرت و جلوگیری از استبداد و دکتاتوری دارای ارزش فراوان در شرایط فعلی برای جوامع است.

بنابرین میان این دو پدیده ارزشمند باید روابط برقرار نمود. چنانچه خواهیم دید با توجه به ماهیت های متفاوت بین این دو نمی توان سازگاری ایجاد کرد. اما میتوان با بعضی اصلاحات و تغیرات در دموکراسی آنرا اسلامی ساخت و نوع تازۀ از دموکراسی بنام دموکراسی اسلامی را ارائه نمود.

 

                               بسم الله الرحمن الرحیم

                               اسلام و دموکراسی

قبل از اینکه در مورد رابطه اسلام و دموکراسی صحبت نمایم باید اشارۀ کوتاه پیرامون واژۀ دموکراسی ، اصل و مبانی آن که در جهان غوغا و دغدغه انداخته است ، داشته باشیم.

واژۀ دموکراسی از دو کلمه یونانی «دیموس» به معنی مردم و «کراسی» به معنی حکومت ترکیب یافته است که افاده دهنده حکومت مردم است. تا اکنون تعریف های زیادی از دموکراسی ارائه شده است و معروف ترین تعریف از دموکراسی همان تعریف ابراهام لینکن است که میگوید:« دموکراسی عبارت از حکومت مردم از سوی مردم و برای مردم » اندیشمندان و فرهنگ نویسان تا اکنون هشت نوع دموکراسی را بر شمرده اند. دموکراسی برای اولین بار در کشور شهر آتن در قرن پنجم قبل از میلاد بوجود آمد.

اصول و مبانی دموکراسی

به آن دسته از عناصر دموکراسی اطلاق میشود که در یک دموکراسی حداکثر  لازمه دموکراسی تلقی میشوند و به ترتیب عبارت اند از:

1-  اصل فردگرایی (الومانسیم) : منش مردمی یا اصالت فرد.

2-  اصل برابری : همه انسان ها ارزش یکسانی دارند.

3-  اصل آزادی : آزادی عقیده ، آزادی بیان ، آزادی مطبوعات ، آزادی احزاب ، آزادی تظاهرات .

4-  تفکیک قواء: واگزاری قوای اصلی حکومتی یعنی قوه مقننه ، اجرائیه و قضائیه. به نهاد های متفاوت است، هدف از تفکیک قواء جلوگیری از استبداد محدود ساختن قدرت و پاسداری از حریم آزادی های داده شده از قانون اساسی است.

5-  برگذاری انتخابات آزاد و عادلانه :

اکثر دانشمندان در ارتباط به سازگاری اسلام و دموکراسی نظریه پردازی نموده اند و یکی از دانشمندان بنام دکتور عبدالقیوم سجادی سه دیدگاه نسبتاً مطرح درمورد اسلام و دموکراسی را یاد آور شده است یعنی دیدگاه سکولاریتی ، دیدگاه بنیاد گرایی و دیدگاه روشن فکری دینی .

الف – دیدگاه سکولاریتی:

سکولاریزم عبارت از مفکوره که به جدایی دین و سیاست می اندیشد یعنی بین امور دینی و دینوی جدایی را قایل است. از دیدگاه آنها دین و دنیا دو حوزه جداگانه است بنابرین میان تمام آنچه امر دینی است با امر دینوی تفکیک و جدایی مطرح میگردد. سکولاریزم اندیشه ضد دینی نیست بلکه دین را مشخص و غیر اجتماعی مطرح میکند.

دلایل و منطق سکولاریزم بر ناسازگاری اسلام و دموکراسی:

1-  در دموکراسی حاکمیت ازآن مردم است و در اسلام حاکمیت از آن خدا است. پس جمع بین دو حاکمیت ممکن نیست.

2-   احکام اسلامی قانون شرعی است و توسط خداوند وضع گردیده است اما در دموکراسی مبنای حکومت و قانون موضوعه بشری است که بوسیله انسان وضع گردیده است بنابرین فقه امر مقدس و دموکراسی به عنوان روش حکومت داری ، امر نا مقدس است و جمع میان این دو نا ممکن است.

3-  احکام و شریعت اسلامی امر ثابت و دموکراسی امر متحول و متغیر است جمع بین دو امر متغیر و ثابت ممکن نمی باشد.

 

ب- دیدگاه بنیاد گرایی:

بنیاد گرایی ، در اندیشه غربی مفهوم و اصطلاحیت که دارای بعد منفی میباشد و به کسانی گفته میشود که دارای افکار متحجرانه و ضد ترقی و نوگرایی اند.

بنیاد گرایی به معنی نفی مطلق تمدن و مدنیت غربی است. از دیدگاه آنها هر آنچه دستاورد دنیای غرب محسوب میشود، تمامی شان منفی و غیر دینی است. آنها استفاده از خشونت را برای اجرای شریعت نه تنها تجویز میکنند بلکه لازم میدانند درین دیدگاه به جای استفاده از منطق گفتگو، موعظه و جدال احسن که منطق قرآنی است براستفاده از ابزار های خشن و همراه ، اجبار مینمایند.

دلایل بنیادگران برعدم سازگاری اسلام و دموکراسی حدود دو دلیل ذیل مطرح شده است:

1-  بنیاد گرایان مدعی هستند که شریعت اسلامی کامل و جامع است و در آن کمبود و کاستی وجود ندارد. تا نیاز به دموکراسی و حقوق موضوعه داشته باشیم. ما نیاز به دموکراسی نداریم و برای تنظیم حیات اجتماعی انسان فقه اسلامی کافی و وافی است.

2-  بنیادگرایان میگویند، خداوند تنها شارع و قانون گذار است و غیر از خداوند و یا رسولش بشر حق قانون گذاری ندارد. در دموکراسی انسان خود به  وضع قانون می پردازد ، تشریع قانون از سوی انسان نه تنها حق وی نیست ، بلکه امر نا مشروع و حرام میباشد و از مدار اعتبار ساقط است.

 

ج- دیدگاه روشنفکری دینی:

روشنفکری دینی بیانگر جریان فکری است که با استناد و استدلال به منابع دینی ، تلاش میکند تا جواب های منطقی برای مسایل عصر و جدید ارائه نماید. از دیدگاه آنها در مورد تمام مسایل و پدیده های جدید جواز شرعی است، مگر اینکه دلیل بر منع وجود داشته باشد.

دلایل و منطق جریان روشنفکری دینی:

1-  اسلام دین جامع و کامل است.

2-  اسلام نه دین دنیاگرا است و نه آخرت گرا، بلکه بین دین و دنیا رابط برقرار میکند.

3-  تعالیم مانند شورأ ، بیعت ..... بیانگر این است که اسلام با دموکراسی سازگار است.

اصل شورأ به عنوان مبنای اداره و مدیریت سیاسی و اصل بیعت به عنوان روش جلب رضایت مردمی، بیانگر مردمی بودن حکومت اسلامی است.

با توجه به ویژگیهای دین و دموکراسی که بر شمردیم و دیدگاه سه گانه را که مطرح کردیم ، اکنون نظریات عمده اندیشمندان بزرگ اسلام را می آوریم که به دو جهت تقسیم شده است: نظریات ناسازگاری دین و دموکراسی ، نظریات سازگاری اسلام و دموکراسی که به شرح ذیل به بررسی آنها می پردازیم:

1-  نظریات ناسازگاری دین و دموکراسی:

عمده ترین نظریات پردازان این نظریه را متوان، آیت الله شیخ فضل الله نوری ، سید قطب ، علامه سید حسین طباطبائی ، مولانا ابوالعلی مودودی، آیت الله مصباح یزدی نامید که مختصراً دیدگاه های این بزرگان را به شرح ذیل ملاحظه می فرماید:

الف- آیت الله شیخ فضل الله نوری:  از نظر ایشان یکی مفاهیم اصلی دموکراسی یعنی برابری همه مردم با هم در اسلام نا ممکن است. نابرابری های نا گزیر و تغیر نا پذیری مانند نا برابری میان عالمان و جاهلان مومنان و کافران ، شوهران و همسران وجود دارد.

این عالم بزرگ اسلام قوۀ مقننه را مغایر و خلاف ارزشهای دینی تلقی نموده میگوید: این هم ممکن نیست که در اسلام یک هیئت مقننه تشکیل شود، چراکه در اسلام نقص و نقصانی نیست که تکمیل آن لازم باشد.

ب- سید قطب:   یکی از بنیان گذاران جنبش اخوان المسلمین مصر بود. وی جوامع را بطور کلی به جوامع اسلامی و جوامع تقسم بندی کرد. ازنظر سید قطب  جاهلی آن جامعه یی است که بر اساس قوانین، اصول ، آداب و سنتی که توسط بشر بدون توجه به هدایت الهی ، برقرار و تاسیس گردیده است. اسلام نابودی این جوامع جاهلی را سرلوحه برنامه خویش قرارداده بود.

ج- آیت الله مصباح یزدی:   فیلسوف بزرگ اسلام است وی میگوید مراد از دموکراسی آن باشد که هر قانونی مردم وضع کردند معتبر و لازم الاجراء است. چنین مفهومی قطعاً با دین سازگار نیست. اگر مردم کشوری به امر نا مشروع توافق کنند، در چنین موقعیتی فرمان خدا مقدم است. اگر رای اکثریت را برحکم خدا ترجیح دهیم عملاً خدا را نپرستیده ایم و تابع فرمان او نبوده ایم.

2-  نظریه های سازگاری دین و دموکراسی:

الف – دید گاه امام خمینی:    امام خمینی بعنوان رهبر یکی از انقلاب های بزرگ معاصر و یکی از شخصیت های اسلامی که دارای دیدگاه مدرن از اسلام میباشد. وی دموکراسی را به رسمیت شناخته و هیچگونه تعارض و مغایرتی میان دین و دموکراسی ندیده است.

امام خمینی در مورد آزادی میگوید:« در اسلام دموکراسی مندرج است و مردم آزادند هم در بیان عقیده و هم در اعمال»

« خداوند انسانرا آزاد خلق کرده و انسان را مسلط بر خودش برمالش و بر جانش خلق نموده است»

 ب- استاد مرتضی مطهری: فیلسوف و اسلام شناس بزرگ که بیشترین آثار اسلامی را در چهل سال اخیر به رشته تحریر در آورده است. وی ضمن پذیرش دموکراسی ، میان دموکراسی غربی و اسلامی فرق قایل است. مطهری طرفدار آزادی تفکر میباشد و میگوید:« هرمکتبی که به ایدئولوژی خود ایمان ، اعتقاد و اعتماد داشته باشد باید طرفداری آزادی اندیشه و تفکر باشد و برعکس هر مکتبی که ایمان و اعتمادی به خود ندارد جلو آزادی اندیشه و تفکر را میگیرد.»

ج- علامه محمد حسین امین: از علما و اندیشمندان معروف کشور سوریه میباشند. در باب چگونگی رابطه دین و دموکراسی معتقد به سازگاری میان این دو میباشد. « در اسلام قدرت و حکومت امری بشری است نه الهی. خداوند شریعت را فرستاده و ما مسلمانان باید آنرا اجرا کنیم.»

ایشان معتقد است که اسلام نوع خاص از نظام سیاسی را توصیه نکرده است در نتیجه مسلمانان در انتخاب نوع نظام سیاسی کاملاً آزاد اند و هر نظامی که ارادۀ رای مردم انتخاب گردد، آن نظام مشروع خواهد بود.


 

جمع بندی و نتیجه گیری:

با مراجعه به قرآنکریم شکل خاصی از حکومت را نمی توان یافت و طرح ثابتی برای تمام قرون و اعصار ارائه نشده است ولی لزوم تشکیل حکومت اسلامی در قرآن به صراحت آمده است. سنت رسول خدا نیز چارچوب های مشخصی را در اختیار مسلمانان قرارداده است، مانند: شورأ ، بیعت ، نظارت برعمل کرد رهبر ، ویژگی های رهبر اسلامی ، وظایف مردم و امر به معروف و نهی از منکر. تا مسلمانان با استفاده از آن ، طرح مناسب از حکومت دینی را برگزینند.

با توجه به ماهیت متفاوت دین و دموکراسی نمی توان رابطۀ معنی داری میان این دو پیدا نمود. زیرا منشأ حاکمیت، مشروعیت و قانون گذاری در اسلام خداوند است ولی در دموکراسی مردم، برابری ، مفهوم که در دموکراسی مورد نظر است در دین پذیرفتنی نیست. حتی در بعضی جهات با آن در تعارض است به عنوان نمونه برابری زن و مرد ، مسلمان و غیر مسلمان.........

دموکراسی دارای دیدگاه ها و مدل های متفاوت است، میتوان از دموکراسی دینی بعنوان یک دیدگاه جدید در کنار سایر مدل های دموکراسی ها دفاع کرد. در جوامع اسلامی ، توجه به تفاوت های که از نظر ماهیتی میان دین و دموکراسی وجود دارد و تفاوتهای فرهنگی و اقتصادی ، سیاسی واجتماعی که میان جوامع غربی و اسلامی وجود دارد ، میتوانند دموکراسی خاص خود را داشته باشند.

وقتی میگویم دموکراسی اسلامی برای اینکه در جوامع امروزی گریزی از دموکراسی نیست. از سوی دیگر اسلام هم دین قابل قبول و نافع است و یکی از ضروریات زندگی فردی و اجتماعی انسان امروز میباشد.

دموکراسی اسلامی باید برین اصل استوار باشد: خداوند انسان را بر سرنوشت خود حاکم ساخته است و انسان آزاد است نقش خداوند نیز فقط تاهمین جاست ازین به بعد خود انسان میتواند ملاک حقیقت باشد. انسان خود تصمیم میگیرد ولی نباید از چارچوب های خداوندی عدول کند.

 

منابع ومأخذ

1-   ولوالجی ، اسدالله ، دموکراسی و جامعه مدنی در افغانستان ، 1385 انتشارات میوند، کابل.

2-  عظیمی ، داکتر محمد اکرام ، دین و دموکراسی ، مجلۀ شورای متحد ملی ، سال دوم ، شماره 18، 30 سنبله 1388.

3-   نوری ، رامش ، عوامل بازدارنده ی دموکراسی اسلامی در افغانستان، مجلۀ شورای متحد ملی ، سال دوم ، شماره 18، 30 سنبله 1388.

 

+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در پنجشنبه 1389/04/03 و ساعت 9:25 |
داشتن عادات غذایی صحیح و توجه به زمان خوابیدن و استراحت برای حفظ سلامت بدن مهم است تا بتواند مواد مغذی را جذب و مواد زائد را دفع کند.
برای سالم زیستن، باید خواب راحت و آرامی داشته باشیم.
به موارد زیر دقت کنید تا اهمیت خوابیدن برای شما روشن گردد:
ساعت 9 تا 11 شب: زمانی است برای از بین بردن مواد سمی و غیر ضروری که این عملیات توسط آنتی اکسیدان ها انجام می شود.
در این ساعت بهتر است بدن در حال آرامش باشد. در غیر این صورت اثر منفی بر روی سلامتی خود گذاشته اید.
ساعت 11 تا 1 شب: عملیات از بین بردن مواد سمی در کبد ادامه دارد و شما باید در خواب عمیق باشید.
ساعت 1 تا 3 نیمه شب: عملیات سم زدایی در کیسه صفرا ، در طی یک خواب عمیق به طور مناسب انجام می شود.
ساعت 3 تا 5 صبح: عملیات از بین بردن مواد سمی در ریه اتفاق می افتد.
بعضی مواقع دیده شده که افراد در این زمان، سرفه شدید یا عطسه می کنند.
ساعت 5 تا 7 صبح: این عملیات در روده بزرگ صورت می گیرد، لذا می توانید آن را دفع کنید.
ساعت 7 تا 9 صبح: جذب مواد مغذی صورت می گیرد، پس بهتر است صبحانه بخورید.
افرادی که بیمار می باشند، بهتر است صبحانه را در ساعت 6 و 30 دقیقه میل کنند.

کسانی که می خواهند تناسب اندام داشته باشند، بهترین ساعت صرف صبحانه برای آنها، ساعت 7 و 30 دقیقه می باشد و کسانی که اصلا صبحانه نمی خورند، بهتر است عادت خود را تغییر دهند و در ساعت 9 تا 10 صبح صبحانه بخورند.
دیر خوابیدن و دیر بلند شدن از خواب، باعث می شود مواد سمی از بدن دفع نشوند.
از نصفه های شب تا ساعت 4 صبح، مغز استخوان عملیات خون سازی را انجام می دهد.
در ایام تعطیل، بسیاری افراد تا دیر وقت بیدار می مانند و بعد از اتمام تعطیلات، با خستگی به سر کار می روند، چون اعمال بدنشان دچار سردرگمی شده است و نمی داند چه باید انجام دهد.
پس همیشه، زود بخوابید و خواب آرامی داشته باشید
+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در چهارشنبه 1389/03/12 و ساعت 8:1 |

معلم از کدام گِلی سرشته شده است که او غبار کینه و بغض و عداوت را به خود نگرفته لطف و مهربانی را هدیه مردم میکند. قلب معلم پُر از مهر و ترحم است، معلم از مکتب اخلاق زاده شده است. بلی جهان به اخلاق معلم گرویده شده و آن را معبد ادب و ادب زادان میدانند. بدون معلم جهان پُر از خس و خاشاک تلقی میشود. پرچم سبز علم و معرفت  به دستان نیرومند معلم در کرۀ سرخ مریخ کوبیده شده است که تا حال در فضای دنیای خارج در اهتزاز است. ذهن طغیانگر و سرکش انسان در سحرگاه زنده گی توسط معلم مهار میگردد و با نیروی سازندۀ آن موجود معتبر به مسیری شگوفایی و نوع دوستی هدایت میگردد.

سنگ بنای اساسی کاخ بلند و شگوفان تکامل ، معلم است. تمدن های بزرگ و درخشان که تا اعماق تاریخ بشریت ریشه دوانیده است و امروز این درخت تناور که تا به کرۀ ماه و زهره قد برافراشته است و شاخسارانش که برتمام گیتی سایه انداز است، بذر آن را معلم کاشته است و آنرا با دستان پراز صفا خود پرورانیده است.

معنی زنده گی و زنده گانی نمودن را معلم میتواند روشنتر سازد. آری! معلم فلسفه اخلاق و ادب است، معلم دیوان خوشی و خوشبختی جامعه اش است. معلم بازار مهر و محبت است. معلم گل پر معطر جهان امروزی است معلم گوهر نایاب است.

معلم سرلشکر و قافله سالار کاروان عظیم معرفت است. در عدم موجودیت این سرلشکرِ کارآگاه جهان در زیر سیطرۀ سفاکانه جهل و تاریکی رنگ می باخت و انسان درین گودال تاریک و بدبختی دست و پا میزد.

درس معلم که گر بود زمزمه محبتی جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را

+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در پنجشنبه 1389/02/30 و ساعت 10:0 |
 

مغز، سلطان بدن است  و برای  داشتن  یک  سلطان لایق ، مراقبت های  ویژه ای  لازم است .در بعضی اوقات  حس می کنیم  که حافظه ما خوب کار نمی کند و یا در حفظ  و یادگیری  مطالب دچار مشکلاتی شده ایم .در همین راستا دانشمندان تحقیقات  فراوانی  روی  کارایی مغز انسان در  شرایط گوناگون  انجام داده اند  و همواره به دنبال  به دست آوردن  روش مفیدی  بودند تا بازدهی مغز را بالا ببرند.با این همه تلاش  و کوشش، هنوز  مسائل و ابهامات بسیاری  درباره ی فعالیت مغزی  افراد مختلف وجود دارد.
تحقیقات  نشان می  دهد  که انسان ها دارای  کارایی های  مغزی گوناگونی  هستند و این کارایی ها  دلایلی مانند  وراثت ، تغذیه ،تربیت مغز و …. دارد.نتیجه چندین  سال  تلاش و کوشش دانشمندان ، راه هایی  است  که ما می توانیم  برای داشتن یک مغز آماده و مفید به کارگیریم.
داروهای هوشمند
 همه انسان ها  وقتی  به سن چهل  سالگی  می رسند، تغییراتی را در توانایی های روانی  خود  بخوبی  درک می کنند .این آغاز فرآیند  تدریجی است  که بسته  به  شدت  میزان  آن ، حتی می تواند  به جنون  ختم  شود. در اینجا  این  سوال  مطرح می شود  که آیا  می  توان  به وسیله  دارو،  این حالت  خاص  را  بهبود دهیم یا به طور کلی  از بین ببریم  یا حتی  در مرحله ای  پیشرفته تر  از  بروز  آن  جلوگیری کنیم.



 

در حال حاضر در بازار داروهایی وجود دارد که به نوعی  این کار  را انجام می دهند،  به این  داروها داروهای ” افزایش  هوشیاری”  می گویند  و محققان  روی داروهای  جدیدی  در همین زمینه  هم  کار می کنند.یکی  از معروف ترین این داروها  Modafinil  است که بخوبی  حالت  نارکولپسی  را برطرف می کند .نارکولپسی در انسان باعث خواب ناگهانی می شود و فعلا Modafinil  بهترین  گزینه  برای  درمان آن  است .این دارو می  تواند  شخص را متناوبا  ۹۰  ساعت  بیدار نگه دارد  و بر خلاف  آمفتامین ها  و حتی  قهوه  ، عوارض  بسیار کمی  دارد.تحقیقات  نشان می دهند  فقط  تعداد  کمی  از کسانی  که   Modafinil  مصرف می کنند  از نارکولپسی رنج می برند  و اکثر آنها کسانی  هستند  که نمی خواهند  بخوابند. این وضعیت  در  مورد  داروهای  زیاد دیگری  هم صادق است ، یعنی  مردم  نه به خاطر  مشکل  یا بیماری  خاصی آنها را مصرف می کنند ، بلکه  از آنها  استفاده می کنند  تا از اثرات  آنها  در زندگی  روزانه بهره مند  شوند.  نمونه  دیگر  این داروها  Ritalin  است ؛  دارویی که مردم  در بسیاری  موارد  صرفا  برای  افزایش  قوه  تمرکز  خودشان  از آن استفاده  می کنند، اما این استفاده  بی  رویه  هم می تواند  برای  انسان  خطر  ساز باشد . دکتر دانیلی  پیو ملی ،  یکی از محققان  دانشگاه  کالیفرنیا  در این مورد  می  گوید : ” ما باید مراقب چیزهایی که می خواهیم  باشیم .”  او که روی  افزایش قدرت  و نحوه  عملکرد حافظه انسان کار می کند، در عین حال  بر استفاده  از این داروها در موارد خاص تاکید می  کند و می گوید:” بالاخره  باید  به یاد آوردن  چیزهایی را  که نمی خواهیم  پایان دهیم .”
استفاده از  داروها برای  بهبود عملکرد مغز انسان  آینده روشنی دارد و دانشمندان امیدوارند روزی  بتوانند عملکرد مغزی  انسان های  سالخورده را مانند  جوانان بدون اشتباه کنند.
تغذیه مناسب
مغز انسان ، یکی از حریص ترین ارگان های  بدن محسوب می شود که احتیاجات رژیمی  ویژه ای  دارد. به همین خاطر  ” هر چیزی  که شما می خورید بر نحوه فکر کردنتان تاثیر می گذارد ” چندان هم عجیب نیست .از این رو محققان  تحقیقات گسترده ای  در زمینه تغذیه انجام داده اند.
اولین توصیه دانشمندان برای  افزایش  کارایی مغز ، خوردن صبحانه است .با هر بار صبحانه خوردن ، میزان زیادی  گلوکز که غذای اصلی مغز است ، به بدن وارد می  شود و طی مطالعات  بسیار زیاد انجام شده ،  مشخص  شده است  افرادی  که  صبحانه نمی خورند  کارایی کمتری در مدرسه و محل کار دارند.
یکی از جالب ترین  تحقیقات در زمینه خوردن صبحانه است .با هر بار  صبحانه خوردن  ، میزان  زیادی  گلوکز که غذای  اصلی  مغز  است ، به بدن وارد  می  شود  و طی  مطالعات  بسیار زیاد انجام  شده ، مشخص  شده است  افرادی که  صبحانه نمی خورند ، کارایی کمتری  در مدرسه  یا محل کار دارند.
یکی از جالب ترین تحقیقات  در زمینه خوردن صبحانه  که در  سال ۲۰۰۳   انجام  شد ، اثبات کرد کودکانی که در  صبحانه خود  از نوشیدنی های شیرین  و گرم   استفاده می کنند ، در انجام  تست های  حافظه و توجه ، همسطح افراد هفتاد  ساله  عمل می  کنند.در تحقیق دیگری  که توسط  باربارا استووارت از دانشگاه آستر انگلیس  انجام  شد ، بر نقش  بسیار موثر لوبیا  تاکید  شده  است .این ماده  سرشار  از  پروتئین  به همراه نان  در برنامه  غذایی  روزانه کودکان باعث می  شود  آنها  سخت ترین  تست های  مرتبط  با آگاهی فکری را براحتی  انجام  دهند.
بعد از  صبحانه  نوبت به  غذاهای اصلی  می  رسد .دانشمندان بر استفاده فراوان از تخم مرغ و سالاد  در رژیم غذایی تاکید می  کنند.در تخم مرغ  میزان فراوانی  کولین  وجود دارد  که از این ماده در بدن برای  تولید انتقال دهنده های  عصبی  استیل کولین  استفاده می  شود .محققان در دانشگاه بوستون  با کاهش  میزان استیل کولین در مغز متوجه شدند که کمبود این ماده باعث  می شود  شخص  حافظه خود را  در زمینه به یادآوردن   الفباء و حروف کلمات  از دست بدهد.کمبود این ماده  در مغز همچنین می تواند  باعث آلزایمر شود  و تحقیقات نشان می دهد  افزایش  این ماده  در مغز می  تواند  روند فراموشی مربوط  به پیری را کند  کند.
از دیگر غذاهای  توصیه  شده  سالادها هستند. این غذاها دارای  مقدار بسیار زیادی  آنتی اکسیدان  هستند که در آنها میزان  فراوان کاروتین بتا ، ویتامین E و C  وجود دارد.محققان اعلام کرده اند  افزایش آنتی اکسیدان در مغز باعث افزایش  قدرت یادگیری حتی  در  سن بالا  می شود، به گونه ای  که آنها در دانشگاه کالیفرنیا موفق شدند  به یک  سگ  پیر چیزهای  جدیدی آموزش  دهند. دانشمندان حتی تاثیر دسرها بر فعالیت  مغز را هم  مورد بررسی  قرار داده اند .آنها بهترین دسر پس  از صرف ناهار را ماست  می  دانند  چون براحتی  استرس  های بعد از  ظهر را برطرف می  کند  و دلیل آن این  است  که ماست  دارای  تیروزین های آمینواسید  است . از این ماده در مغز  برای  ساخت انتقال دهنده های  عصبی  و نورآدرنالین  استفاده می شود  که این دو ماده تاثیر  زیادی  در برطرف شدن  استرس  دارند.
محققان  توصیه می کنند در عصر هم مقدار کمی  غذا خورده  شود  تا گلوکز مورد نیاز مغز آماده شود، البته تاکید آنها  بر یک وعده بسیار  سبک  و مقوی  است .
شصت درصد  ساختار مغز  چربی  است ، به همین خاطر این قسمت از بدن باید همیشه  چرب  نگه داشته شود. بهترین گزینه برای  این منظور اسید چرب  امگا-۳  است  که به میزان بسیار زیاد در دی اچ ای (  docosahexaenoic   ) یافت می شود .این ماده در یکی از  لذیذترین  غذاهای دنیا  به میزان بسیار زیاد  وجود دارد یعنی در ماهی . به همین دلیل ماهی  بهترین غذای  مغز است  و مصرف همیشگی آن تاثیر مثبت بسیار زیادی در کارایی مغز دارد.
در پایان  روز  هم  دانشمندان توصیه می کنند میوه های تازه مانند  توت فرنگی  و تمشک  مصرف شود.میوه ها  بخصوص توت فرنگی و تمشک در تقویت  حافظه کوتاه مدت تاثیر زیادی دارند.
موسیقی
در حدود یک دهه پیش ،فرانسیس  روشر که یک روانشناس در دانشگاه ویسکانسین ایالات متحده  است ، طی یک تحقیق علمی اعلام کرد گوش  دادن به سمفونی های موتزارت ، استدلالات  ریاضی انسان را پیشرفت می دهد.این اختراع او در آن  سال بازتاب های بسیار گسترده ای داشت .آنها حتی توانستند اثبات کنند ، تاثیر سمفونی های موتزارت با دیگر موسیقی ها تفاوت دارد.
این اختراع ، تاثیر موسیقی بر فعالیت های مغز را دقیقا اثبات کرد و از آن روز به بعد موسیقی درمانی و استفاده از موسیقی در خیلی از درمان ها رواج زیادی یافت ، اما برای استفاده از موتزارت برای تمدد اعصاب باید به نکات زیر توجه کرد.
موتزارت روی هر شخصی تاثیرگذار نیست. با این حال همین که  شخص هنگام گوش دادن به موسیقی احساس می کند  موسیقی بر عملکرد مغز وی تاثیر می گذارد ، باعث می شود  یک احساس آرامش به شنونده دست دهد .البته این حالت  را با کارهای دیگر هم می توان به دست آورد، اما موسیقی گزینه مناسب تری به نظر می رسد.هر چند  گوش دادن به داستان  هم می تواند  تاثیری برابر گوش دادن به موسیقی داشته باشد.
موسیقی می تواند حتی تاثیر بیشتری بر مغز انسان  داشته باشد  و این بار کلید کار،درس های موسیقی است .محققان با بررسی  کودکان شش ساله  که آموزش های  موسیقایی می  بینند با دیگر کودکان ، متوجه  شدند  ضریب هوشی این کودکان دو تا سه امتیاز بیشتر از کودکان دیگر است. در تحقیقی مشابه ، روشر کشف کرد کودکانی که پیش از مدرسه آموزش موسیقی ببینند  نسبت به کسانی که  پیش  از مدرسه  دوره های کامپیوتر را پشت سر گذاشته اند، دارای  استدلالات  عددی  و ریاضی بهتری  هستند. شاید موسیقی باعث  افزایش  مهارت های روانی  در کودکان می شود .حرکت همزمان  انگشتان دو دست  و توجه به متن  موسیقی و نت و هارمونی ، وقتی که به صورت هماهنگ  در کنار یکدیگر قرار می  گیرند، مسلما باعث تقویت فعالیت های  قسمتی از مغز می شوند ، اما این فعالیت ها هنوز کشف  نشده اند . نکته مبهم دیگر  تاثیر موسیقی بر  ضریب هوشی افراد  بزرگسال است.فعلا دانشمندان پاسخ قطعی در این زمینه ندارند ،اما یادگیری موسیقی را به بزرگسالان توصیه می  کنند.
استفاده با صرفه از مغز
تا چندی  پیش  ضریب هوشی یک  شخص -مقیاسی برای  توانایی های  حل مشکلات هوشی یک  شخص -پدیده ای  ثابت برای  انسان فرض  می  شد  که میزان آن مستقیما  از راه  وراثت تعیین می  شد ، اما اخیرا دانشمندان  نظریه ای  مطرح کرده اند  که در آن میزان  ضریب هوشی  هر شخص به عملکردی پایه ای  در مغز انسان  با نام  حافظه  فعال بستگی  دارد.بدین صورت که هر چه  حافظه جاری انسان  بیشتر شود، میزان ضریب هوشی او هم افزایش می  یابد.
حافظه جاری ،  سیستم   ذخیره کوتاه مدت  مغز انسان است .در این بخش  مسائل  هوشی  انسان  حل می شوند، مثلا اگر  شما بخواهید ۷+۶-۷۳  راحل کنید ، این  قسمت از مغز شما -حافظه جاری – قسمت وسطی فعالیت  ذهنی  شما  که برای حل مسئله لازم است  را در خود  نگه می دارد.میزان  اطلاعاتی  که حافظه جاری  می تواند  در خود ذخیره کند ، به آگاهی  عمومی  شخص  بستگی  دارد.
به تازگی  یک  تیم تحقیقاتی  در انستیتو  کارولینا  استکهلم  به رهبری  ترکل کلینگبرگ  به نشانه هایی  دست  یافته است  مبنی  بر اینکه  سیستم عصبی  که در حافظه جاری  قرار دارد  ، ممکن است  با تمرین بزرگ شود. آنها با استفاده از نوعی  اسکن مغناطیسی  پیشرفته ، فعالیت های  مغزی  چند  شخص  بالغ را پیش  و پس  از یک برنامه  تمرینی  حافظه جاری  اندازه گیری کردند .این برنامه  کارهایی  از  قبیل  حفظ کردن موقعیت  یکسری  نقطه در یک  صفحه  شطر نجی بود.پس  از پنج  هفته تمرین ،آنها متوجه  شدند فعالیت های  مغزی  افراد مورد نظر  در قسمتی  از مغز که با این نوع  فعالیت ها درگیر است ، افزایش  یافته است .
اما نکته  شگفت انگیز  در این آزمایش  این بود که هنگامی  که گروه ، این  آزمایش ها  را روی کودکان اعمال  می کرد،  متوجه  شد  این بار به جای  سیستم  عصبی  موجود  در حافظه  جاری ، قسمتی  از مغز که مربوط به آگاهی عمومی  کودکان است ، رشد  یافته  و ضریب هوشی  کودکان  هشت درصد  افزایش  یافته  است .
با اینکه دانش  مربوط  به  حافظه جاری ، روزهای اولیه  خود را  سپری می کند،کلینبرگ امیدوار است  تمرین های  حافظه  فعال ، کلید بازکردن قفل قدرت  باشد. او در این مورد می  گوید : “  عوامل وراثتی  و دوران جنینی  نقش  بسیار زیادی در میزان توانایی  فعالیت های  مغزی دارند، اما فراتر از آن ، چند درصد -که هنوز  میزان آن مشخص  نیست  وجود دارد که می  توان  با تمرین  آنها را افزایش  داد.”
استراتژی
 فرض کنید که شما در یک تالار سخنرانی  قرار دارید و در آن تالار ، ششصد  نفر  حضور دارند.اگر تمامی  این افراد  اسم خود  را به شما بگویند و یک  ساعت  بعد از  شما بخواهند  که آنها را تکرار کنید ، ممکن است  شما دچار  سرگیجه شوید . این بدان خاطر نیست  که شما نمی توانید این کار را انجام دهید ،بلکه مشکل اینجاست که شما تکنیک ها و روش  های مربوط به انجام آن را نمی دانید. اما افرادی  هستند که می توانند این کار را به صورت عادی  انجام دهند.آنها می توانند  هزاران عدد ، اشعار بسیار قدیمی  و غیر مستعمل  و صدها  هزار کلمه بدون استفاده  را حفظ کنند . در یکی  از مسابقات  جهانی  در این زمینه ، ” النور مگ وایر”  و تیم همکارش  از دانشگاه لندن ، هشت نفر از  بهترین های مسابقات را زیر نظر گرفتند.آنها حین  آزمایش های  متفاوت ،به مدرکی که ثابت کند  این افراد  از  ضریب هوشی بالایی برخوردار هستند ،دست نیافتند، اما متوجه شدند  این افراد هنگام حفظ کردن از  سه منطقه  مغزشان  برای انجام کار استفاده  می کنند و این در حالی  است  که آنها در تست های حفظ کردنی  از این مناطق  ویژه  مغزی  استفاده نمی کنند. دلیل این امر را می توان  استراتژی  خاص آنها برای حفظ کردن دانست .مثلا آنها برای  حفظ  کردن نحوه  و ترتیب  چیدن  یک دسته برگه ، به هر کدام از آنها یک شخصیت  می  دهند و برای  حفظ  کردن ترتیب قرار گیری یک داستان  بر اساس  نحوه قرار گیری  برگه ها  پردازش می کنند و طبیعتا حفظ کردن  یک داستان  بسیار راحت تر از حفظ کردن تعداد  بسیار زیاد ی عدد مشابه است .
بازیگران  سینما و تئاتر هم تقریبا از روش  مشابهی  استفاده می کنند.آنها چیزهایی  را که بیان می کنند با احساسات همراه می کنند و انسان ذاتا وقایعی را که با احساسات  زیادی همراه است ، جزء به جز  حفظ می کند.هنرپیشگان حرفه ای از روش دیگری  استفاده می کنند.آنها هنگام ادای کلمات، حرکات مربوط به انجام آن  را هم انجام می دهند و این  عمل آنقدر موثر  است  که آنها  حتی چند ماه  پس  از نمایش  می توانند متنی را که حفظ کرده اند ،براحتی  ادا کنند.
” هلگا نویس ” یک روانشناس  از دانشگاه  المهرست  در ایلینویز به همراه  “تونی نویس ” که یک بازیگر است ، کشف کردند  که از این روش  می  توان  برای افزایش یادگیری  دانش آموز  استفاده  کرد. دانش آموزانی که کلماتشان را  با آموزش  های  دیگری  همراه کنند ، بعدا ۳۸ درصد  بیشتر می توانند  کلمات را بازسازی کنند.نو یس ها معتقدند  داشتن دو روش  ذهنی  برای  حفظ  کردن می تواند  قابلیت حفظ کردن افراد را به  صورت باور نکردنی  افزایش دهد.  ” بری گوردون ” از دانشگاه جان هاپکینز  اعتقاد دارد ، استراتژی ، همچنین  در زندگی  روزانه  هم اهمیت زیادی  دارد. کارهای  ساده ای  مانند  قرار دادن کلیدها  در یک جای  مشخص  و نوشتن چیزها  برای  از  یاد نبردن  آنها می تواند  میزان اطلاعاتی را که پیش  خود نگه می دارید، زیادتر کند.اگر  اسامی  ،مشکل  شما هستند ، سعی کنید آنها را به  صورت ذهنی تداعی کنید.
استراحت
کوتاهی  در خواب ، اثرات بدی  برای مغز  شما در پی  خواهد داشت .برنامه ریزی ،حل مسائل ،یادگیری،تمرکز و حافظه  جاری شما  همه از کمبود خواب متحمل  عوارض سوء می شوند. در عین حال در ضریب  هوشی  هم حتی خلل وارد می شود. دکتر  “شون درومند”  از دانشگاه  کالیفرنیا در این مورد می گوید: ” اگر  شما ۲۱  ساعت  پشت  سرهم بیدار بمانید ،توانایی هایتان اندازه  کسی  است  که تا حدی  که قانون  (ایالات متحده )  اجازه می دهد، مست است ، البته لازم نیست  دقیقا ۲۱ ساعت  بیدار بمانید  تا این حالت را تجربه کنید ،فقط  کافی  است  دو یا سه  شب  دیر بخوابید  و زود  بیدار شوید تا همین حالت  به شما  دست دهد.
خوشبختانه  این رابطه  دو سویه  است . اگر شما به کسی  که از خواب محروم شده است ، اجازه  بدهید یک یا دو ساعت  بیشتر چشم روی هم بگذارد ، این شخص  می  تواند  در کارهایی که نیاز  به تمرکز  بیشتر  دارد ،  مانند  امتحان دادن ، موفق تر عمل کند، دکتر درومند  در این مورد می گوید: ” توجه ( تمرکز) اساسی ترین  پایه  هرم ذهن است  ، اگر شما  آن را تقویت  کنید، دیگر نیازی  نیست  به چیز دیگری  بیشتر از آن توجه  نشان دهید.”
اینها  تنها فواید یک خوب  عمیق   شبانه نیست . وقتی که شما خواب هستید،مغز شما  حافظه های جدیدی  را  تمرین  کرده  و حتی  بعضی از مسائل را حل می کند.فرض  کنید  شما  می خواهید یک بازی  جدید رایانه ای را یاد بگیرید.در این صورت بهتر است  به جای  اینکه  چند ساعت  پای  کامپیوتر بنشینید، دو  ساعت  بازی  کنید و سپس  بخوابید .هنگامی که شما خواب هستید  مغز شما دارای  همان مدارهایی که برای  یادگیری  بازی  استفاده کرده  است را دوباره فعال می کند.دوباره صدای آنها را می شنود و سپس حافظه های جدید را در حافظه بلند مدت  ذخیره می کند و هنگامی که بیدار شوید ، یک بازیگر بهتر شده اید.چنین روشی در دیگر کارها مانند یادگیری پیانو  ،رانندگی خودرو و … هم می تواند  کارگر باشد.
در این مورد همچنین شواهدی  در دست است که نشان می  دهد  خواب باعث  بهبود روش حل مسائل  می شود. داستان  دیمیتری مندلیف که پس  از  خواب  روزانه یکباره  به طرح  جدید  تناوبی رسید ،نمونه بارز این مسئله  است .چون او شدیدا  درگیر حل مسئله بوده ، هنگام خواب  مغز او  همانطور که در بالا ذکر  شد ،  به فعالیت هایش در این زمینه  ادامه داده  و به حل مسئله رسیده است .
به نظر می رسد  هنگام خواب ، مغز با تردستی  راه حل های  خلاقانه ای پیدا می  کند، پس  اگر شما  هم در حل مسئله ای  مشکل دارید و منتظر  یک لحظه  اوره کائی (یافتم  معروف  ارشمیدس )  هستید ، بهتر است  همین حالا به خواب ناز فرو روید.
+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در یکشنبه 1389/02/26 و ساعت 7:31 |

نعناع گیاهی است علفی و چند ساله که علاوه بر ساقه زیر زمینی که گیاه را در خاک مستقر می سازد دارای ساقه هوایی نیز هست . تز محل گره های ساقه که در تماس با زمین است ریشه های خارج شده که ساقه جدید را درست می کند بنابراین اگر شما فقط یک ساقه نعناع در باغچه خود بکارید بزودی تمام باغچه شما پر از نعناع می شود .
برگهای نعناع بیضی شکل ، نوک تیز و دندانه دار می باشند . گلهای آن بسته به نوع نعناع ممکن است قرمز ، ارغوانی یا سفید باشد . نعناع در مناطق معتدل و آفتاب گیر بخوبی رشد می کند .
نعناع از قدیم الایام بعنوان یگ گیاه معطر و اشتها آور و برای ناراحتی های دستگاه گوارش بکار رفته است بقراط پدر علم طب از نعناع در نوشته های خود یاد کرده است در قرون وسطی از نعناع در معالجه بیماریها و برای التیام زخم ها و درمان درد گزیدگی زنبور و سگ هار استفاده می شود
● ترکیبات شیمیایی:
نعناع دارای ماده ای بنام منتول می باشد که ایجاد احساس خنکی در دهان می کند . مقدر منتول در نعناع بسته به نوع آن از ۳۵% تا ۵۵% تغییر می کند که البته اگر نعناع دیر کنده شود مقدر منتول آن تا حدود ۳۰% پائین می آید .
● خواص داروئی:
نعناع از نظر طب قدیم ایران نسبتا گرم و خشک است و از نظر خواص دارویی از پونه قوی تر است . از نعناع اسانس ، روغن و تنتور تهیه می کنند که مصارف طبی مختلفی درد
۱)نعناع باد شکن است و گاز معده و روده را از بین می برد
۲)نعناع تقویت کننده معده وبدن است
۳)نعناع ضد تشنج و ضد سرفه است
۴)یک فنجان چای گرم نعناع سینه را آرام می کند
۵)نعناع مسکن ، آرام بخش و قاعده آور است
۶)استفاده از نعناع درد شکم را برطرف می کند
۷)نعناع درمان سرمخوردگی و آنفوانزا می باشد
۸)نعناع ناراحتی های عصبی را برطرف می کند
۹)برای تسکین درد دندان نعناع را دردهان گذاشته و بجوید
۱۰)آشامیدن چای نعناع و یا عصارع نعناع خونریزی سینه را قطع می کند
۱۱)کمپرس نعناع درد سینه و پهلو را از بین می برد
۱۲)نعناع کرم های روده و معده را می کشد
۱۳)برای از بین بردن سکسکه و دل بهم خوردگی و استفراغ نعناع را با انار ترش بخورید
۱۴)نعناع ادرار را زیاد می کند
۱۵)برای رفع قولنح و دردهای روده معده و هضم نشدن غذا چای نعناع بنوشید
۱۶)برای از بین بردن گلو درد چای نعناع غرغره کنید
۱۷)نعناع معرق است بنابراین تب را پائین می آورد
۱۸)در هنگام سرمخوردگی بینی را با چای نعناع بشوئید
۱۹)یکی از فرآورده های نعناع اسانس نعناع است که از تقطیر برگ و سرشاخه های گلدار نعناع تحت اثر بخار آب تهیه می شود و دارای ۵۰% تا ۷۰ % منتول می باشد . اسانس نعناع که در کشور انگلستان تهیه می شود شهرت خاصی درد . این اسانس بعنوان تقویت کننده معده بادشکن ، ضد عفونی کننده ، رفع دل پیچه بچه ها و اسهال بکار می رود
برای استفاده از اسانس نعناع کافی است که مقدر یک تا سه قطره آنرا با یک لیوان آب و یا نوشابه مخلوط کده و بنوشید .
۲۰)اسانس نعناع را نباید بمقدر زیاد برای کودکان و نوزادان استفاده کرد زیرا روی حرکات تنفسی و قلب اثر گذاشته و ممکن است که خطرناک باشد
۲۱)اگر اسانس نعناع به مقدر زیاد مصرف شود فشار خون را بالا برده و موجب حالت تهوع ، استفراغ و درد معده و حرکات دری را از بین می برد .
۲۲)برای رفع سردردهای میگرنی می توان پمادی بصورت زیر تهیه کرد و در نقطه ای که درد می کند بمالید.
▪ اسانس نعناع ۳گرم
‌▪ روغن زیتون ۲ گرم
▪ لانولین ۵ گرم
۲۳)برای ضد عفونی کردن بینی محلولی بصورت زیر تهیه کرده و بمقدر پنج قطره در هر سوراخ بینی بچکانید
▪ اسانس نعناع ۱ گرم
▪ روغن بادام شیرین ۴۰ گرم
۲۴)اگر بدن شما خارش درد مقدر ۲ گرم اسانس نعناع را در ۵۰ گرم وازلین ریخته ، خوب با هم مخلوط کرده و در محل خارش بمالید
اگر از بیماری رماتیسم و آرتروز رنج می برید از روغن نعناع استفاده کنید طرز استفاده از آن به این صورت است که ۲ قطره روغن نعناع را با یک قاشق سوپخوری روغن بادام مخلوط کرده و محل های دردناک را با آن ماساژ دهید .
۲۵)برای رفع سردرد از کمپرس نعناع استفاده کنید بدین ترتیب که ۱۰قطره روغن نعناع را با یک لیوان آب سرد مخلوط کرده و در یک کاسه بریزید سپس یک پارچه که باندازه پیشانی باشد در آن فرو برده آب اضافی آنرا بگیرید و روی پیشانی و شقیقه ها بگذارید تا سردرد برطرف شود.
۲۶)نعناع بهترین دوست کبد است . کبد را تمیز کرده وص فرا را رقیق می کند و کلسترول خون را پائین می آورد .برای این مورد چای نعناع را قبل از غذا بنوشید.
۲۷)نعناع با تمام خواصی که گفته شد اگر زیادمصرف شود سیستم گوارشی را تحریک می کند اگر شما دو تا سه فنجام چای نعناع در روز بنوشید بهتر است که بعد از دو هفته چند روزی آنرا قطع کرده و دوباره شروع کنید.
 
+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در سه شنبه 1389/02/21 و ساعت 8:5 |
که همه انسانها با استفاده از آن، می توانند بسیاری از دردهای خود را تخفیف دهند. خنده واکنشی است غیر ارادی که باعث انقباض هماهنگ پانزده ماهیچه صورت و سریع شدن تنفس و جریان خون و نتیجتاً افزایش ترشح آدرنالین در خون می شود که تاثیر نهایی آن ایجاد احساس لذت و شادابی در فرد است.
خنده ارزانترین داروی پیشگیری و مبارزه با بسیاری از بیماریها است و باعث پائین آمدن ضربان قلب و کاسته شدن فشار خون می گردد و از آنجا که شخص را وادار می کند نفس عمیق بکشد، موجب می شود میزان اکسیژن بافتها افزایش یابد، لذا خنده باعث طولانی شدن عمر می شود. ترشح هورمون «ایمونوگلوبولین» در بدن با میزان خندیدن ما ارتباط مستقیم دارد. «ایمونوگلوبولین”» به مبارزه دستگاه ایمنی بدن با باکتریها و میکروبها کمک کرده و شخص را برای مقابله با بیماریها آماده می کند. علاوه بر آن هورمون «سایتاکیناز» که به آن هورمون شادی نیز گفته می شود، در اثر خندیدن، نوعی ماده شیمیایی خاص سیستم عصبی به نام «آندروفین» تولید می شود که در شخص اعتماد به نفس و سرخوشی ایجاد می کند. پژوهشهای دیگر بر روی خندیدن نشان می دهد که انسانها به وسیله خنده، درد را بیشتر تحمل می کنند به این دلیل که خنده ترشح آندروفینها را زیادتر می کند و آندروفینها کشنده های طبیعی درد در بدن هستند.در واقع «آندروفین» ماده ای مشابه مرفین است که در بدن ساخته می شود، مقدار این ماده در خون، در اثر ورزش و فعالیتهای نشاط آور، بالا می رود. دانشمندان انگلیسی بعد از سالها تحقیقات به این نتیجه رسیدند که یک دقیقه از ته دل خندیدن معادل ۴۵ دقیقه ورزش، انسان را سر حال می آورد. بنابر آخرین تحقیقات علمی، خندیدن، باعث کاهش بروز انواع بیماریها ازجمله بیماریهای قلبی می شود. از طرفی خنده با ایجاد تغییراتی در راههای تنفسی، باعث می شود هوای بیشتری در بینی ما جریان یافته و به سرد شدن مغز کمک کند و هر چه مغز خنک تر باشد ما شادتر خواهیم بود. بر روی سایت اینترنتی BBC مقاله ای وجود دارد به این مضمون که، کسانی که دچار حمله قلبی شده اند در روز با حداقل ۳۰ دقیقه خندیدن می توانند احتمال حمله قلبی دوم را تا حد قابل توجهی کاهش دهند. همچنین کسانی که فشار خون دارند نیز با وجود روحیه شاد و خندیدن می توانند فشار خون خود را در حد مطلوب نگه دارند. در حال حاضر این عقیده که قسمت اعظم بیماریها بر اثر احساسات منفی اضطرابها بوجود آمده و پیشرفت می کند،توسط اکثر روانشناسان و روانپزشکان مورد قبول قرار گرفته است . استرسها و اضطرابهای روزانه در طول زمان چنان ناهماهنگیهایی در جسم ایجاد می کند که ممکن است به بحران روانی منتهی گردد. زمانیکه هورمونهای ناشی از فشار روانی بطور دائم به مقدار زیاد تولید گردد، سیستم دفاعی بدن قادر به انجام وظیفه کامل نخواهد بود و همین راه را برای انواع عفونتها و بیماریها هموار کرده و اندامهای داخلی بدن را تحت فشار شدیدی قرار خواهد داد. خندیدن می تواند سلاح موثری برای مقابله با این فشارهای روانی و استرسهای روزمره باشد.
زندگی روزانه و حوادث و اتفاقات آن ایجاد عکس العمل هایی در انسان می شود که گاهی شرایط زمان و مکان اجاره بروز آن ها را نمی دهد و در نتیجه مقدار زیادی انرژی در بدن ذخیره می شود .
این انرژی های عصبی به جای آنکه صرف ایجاد معادلاتی از افکار و هیجانات جدید شود به دلیل موانع موجود ، تولید حریانی در اعصاب حرکتی در گروه های مختلف عضلات می کند و سبب ایجاد حرکات نیمه تشنجی می شود که روان شناسان آن را خنده نامیده اند
خنده پدیده ای است که غالباً برای ابراز شادمانی به کار می رود و به راستی به حقیقت این جمله ارد بزرگ پی میبریم که
چه زیبایند آنانی که همیشه لبخندی برلب دارند . در بین موجودات زنده فقط انسان از این توانایی برخوردار است . خنده از نظر روان شناسان معتقدند که چون مقدار زیادی انرژی ذخیره شده و واپس زده روانی به علت شرایط مختلفی چون کنترل شدید محیط ، حوادث اتفاقی و بازداری های ذهنی راهی به بیرون پیدا نمی کنند از طریق خنده از ذهن و بدن تخلیه می شوند .
به همین دلیل است که همیشه پس از خنده احساس آرامش به وجود می آید و با خود تمرکز را به همراه می آورد .
روان شناسان به خنده به عنوان ضریب اطمینان ذهن و روان می نگرند که در مواقع انباشته شدن انرژی های هیجانی و مخرب نقش مهمی در بیرون راندن آن ها ایفا می کند .
به همین دلیل خنده از نظر علم روان شناسی دارای جایگاه ویژه و پر ارزشی است و می تواند به برقراری تعادل روانی درانسان کمک کند و زمینه سلامت روانی او را فراهم سازد . نقش ویژه ای که خنده در تخلیه فشارهای روانی به عهده دارد باعث شده که روان شناسان به متولیان امر توصیه کنند که محیط های کئاری آموزشی و خانوادگی را به محیط های شاد و پر خنده تبدیل کنند . تحقیقات نشان می دهد که واکنش خنده فرایند مغزی عصبی ویژه ای دارد . به هنگام خندید در الگوی امواج مغزی ما تغییرات قابل ملاحضه ای روی می دهد وهمه سطوح کورتکس مغز ، و نه فقط یک جتیگاه واحد ، نسبت به خنده واکنش نشان می دهند .
برخی از دانشمندان نیز خنده را به طوفان مغزی تشبیه کرده اند و معتقدند که خنده نقش شوک عصبی خفیف را بر روی مغزایفا می کند . از آن جا که مغز حیاتی رین ارگان بدن است و بر فعالیتهای جسمانی و روانی کنترل دارد ، هرگونه تغییر ثبتی در عملکرد آن می تواند بر عملکرد کل بدن تاثیر سفید داشته باشد . زمانی مه ما می خندیم ، مقدار بسیار زیادی از اکسیژن را به طرف سلول های بدن به ویژه سلول های مغزی می فرستیم .
می دانیم که مغز در حدود یک پنجم از کل اکسیژن مورد نیاز بدن را به تنهایی مصرف می کند بنابراین زمانی هم که مغز با خونی که از مقدار تکسیژن بیشتری برخوردار است تغذیه می شود عملکرد بهتری در مقایسه بازمانی که کمتر اکسیژن می گیرد ، پیدا می کند و در نهایت همه عملکردهای ذهنی و بدنی ما بهبود می یابند .
ارتباط با خنده :
۱- سیستم ایمنی :
تحقیقات علمی نشان می دهد در حالی که افسردگی به ستگاه ایمنی بدن در برابر بیماری آسیب می رساند خنده با کاهش کورتیزول ، افزایش فعالیت سلولهای کاهنده در افزایش سیتوکنین ، دستگاه ایمنی را تقویت می کند .
وقتی شخص می خندد وجودش از احساساتی مثل آلودگی ، گرما ، رهایی و سرحالی آکنده می شود و این ها همان احساساتی هستند که در بردارنده مفهوم احساس سلامتی اند .
۲- ورزش :
خنده یکی از مهمترین ورزشهاست . هیچ ورزشی نمی تواند مثل خنده بیشتر غضلات بدن را به جنبش در آورد .
یک دقیقه خندیدن برابر با چل مرتبه نفس کشیدن است .
همچنین روزانه ۱۵ دقیقه خندیدن بخش زیادی از منافع حاصل از پیاده روی صبحگاهی را در بردارد .
۳- بیماریهای قلبی
خنده با کاهش وزدودن احساسات منفی نقش مهمی در پیشگیری از حملات قلبی دارد و نوعی ماساژ قوی برای قلب است .
پژوهشها نشان داده است که خندیدن از بروز انواع سکته ها و لخته شدن خون در رگ ها جلوگیری می کند
۴- صبر :
متخصصان اعلام کرده اند کسانی که لبخند بر لب دارند علاوه بر آن که از شکیبایی بیشتری برخوردار اند قدرت بسیاری نیز برای حل مشکلات خود می یابند به گفته ارد بزرگ آنکه همیشه لبخندی بر لب دارد شادی را به همگان هدیه می دهد .  و بدین ترتیب روحیه یاس که منجربه بروز انواع بیماری ها می شود از بین خواهد رفت . برخی دیگر از صاحبنظران معتقدند داشتن لبخند بر لب بیانگر نوعی آرامش و تخلیه فشار در افراد است و کسانی که هیچ گاه خنده بر لب ندارند نه تنها در مواجهه با هر حرکتی بلافاصله عصبانی شده و از خود واکنش نشان می دهند بلکه فشار خون آنها نیز افزایش خواهد داد .
۵- فشار خون :
تحقیقات دانشمندان نشان می دهد خنده بهترین درمان برای افرادی به شمار می رود که دوران بهبودی پس از سکته قلبی را می گذرانند زیرا فشار خون آنان را کاهش می دهد .
به گزارش پایگاه اینترنتی ، محققان اتریشی در پژوهشی دریافتند که خنده درمانی افرادی که سکته کرده اند سبب کاهش فشار خون می شود .
۶- درد :
بدن ما به طور طبیعی مجهز به موادشیمیایی ضد دردی است که در صورت لزوم برای تخفیف درد از مغز آزاد می شود و آندورفین نام دارد . خندیدن باعث افزایش ترشح این مواد می شود .
محققان در دانشگاه سریلند به این نتیجه رسیده اند که خنده داروی بسیاری از بیماری هاست و چنان چه این حالت به اندازه طبیعی در بشر بوجود آید هرگز بیماری رشد نخواهد کرد .
روزنامه ای کهدر مسکو با انتشار مقاله ای در این زمینه خاطر نشان کرد تحقیقات دانشمندان در دانشگاه سریلند که با آزماریش روی بیش از ۳۰۰ نفر انجام شده نشان می دهد که خنده بسیاری از دردهای آن ها را از بین برده و ریشه های درمان خود جوش را در این افراد به وجود آورده است .
۷- فرآیند یادگیری :
از آنجا که اشتغال ذهنی و اضطراب از موانع یادگیری به شمار می رود از این رو خندیدندر ابتدای مطالعه باعث ایجاد آرامش فکری می شود و فرایند یادگیری را اسان می کند .
احساس شادی در پی خندیدن و بهبود حال و هوای افراد در بلند مدت ، هم در افراد سالمن و هم در بیماران سبب بهبود کیفیت زندگی آنان می شود .
محققان برای بوجود آمدن زمینه های خندیدن مناسب ، خواندن انواع رمان محاوره با افراد مختلف و دردیدن فیلم های شیمایی و بالاخره افزایش آداب و معاشرت با دیگران را پیشنهاد می کنند .
بنابراین می توان گفت :
خنده نقش حمایتی و تقویتی را بر روی مغز و بدن ایفا می کند .
+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در یکشنبه 1389/02/19 و ساعت 8:32 |
اگر دیرزمانی نه چندان دور، شاید دونسل پیشتر،کودکان با الک دولک و یه‌قل‌دوقل ساعات فراغت خود را پر می‌کردند و البته از این بازی‌ها لذت زیادی هم می‌بردند، حالا یکی از کارهای همیشگی پدر و مادرها رفتن به ویدئوکلوپ‌هاست که انواع بازی‌های رایانه‌ای را برای فرزندان خود بخرند و آنها ساعت‌ها از وقت خود را با این بازی‌ها سپری کنند.

امروزه بازی‌های رایانه‌ای در تمام سنین، هم به امری عادی و طبیعی تبدیل شده و هم دغدغه‌ای جدی برای پدرها و مادرهاست.

دلشوره‌ای دائمی در مورد اثرات مخرب این نوع بازی‌ها در روحیه و جسم کودکان یا عدم موفقیت در برنامه‌های اصلی زندگی مثل درس خواندن به دلیل صرف وقت زیاد برای این بازی‌ها و… را می‌توان در حرف‌های روزمره والدین دید و شنید.

در این نوشتار، سعی شده به‌صورتی خلاصه و قابل استفاده برای همه، وجوه مختلف این موضوع بررسی و تاثیرات مختلف این دسته از بازی‌ها مورد کاوش قرار گیرد.

هیچ‌یک از پزشکان، روانشناسان و… منکر اثرات مثبت بازی‌های رایانه‌ای نیستند. آن‌چه که همه برآن توافق دارند، دقت در نوع بازی خریداری شده و مدت زمانی است که بچه‌ها برای این بازی‌ها صرف می‌کنند.

حالا بد نیست با چند نکته از تأثیرات مثبت این بازی‌ها هم آشنا شویم.

تاثیرات مثبت
الف: بازی‌های رایانه‌ای بچه‌ها را با کامپیوتر و فناوری اطلاعات آشنا می‌کنند.

امروزه عدم آشنایی با کامپیوتر و کاربردهای آن، حتی به نوعی کم‌سوادی تشبیه می‌شود. پس، از این منظر، بازی‌های کامپیوتری برای برداشتن گام‌های نخست کودکان به‌منظور آشنایی با این فناوری، قابل توجه و تأمل هستند.

‌این نوع یادگیری، به دلیل علاقه بچه‌ها به بازی، از بهترین شیوه‌های آموزشی محسوب می‌شود.

ب: بازی‌های کامپیوتری، می‌تواند برای کودکان، تمرینی درچند زمینه‌ باشد:

- تمرین منطق و حل مسائل: چند سالی است که در کشور ما هم، گذراندن دوره‌های پیش دبستانی الزامی شده است. در این دوره‌ها کودکان بیشتر با مفاهیم کلی مورد نیاز در برنامه‌های آموزشی، آن‌هم از طریق بازی و سرگرمی آشنا می‌شوند.

برخی از بازی‌های رایانه‌ای می‌توانند این نقش را در سنین پایین‌تر و در خانه ایفا کنند.

۲- تقویت مهارت‌های فضایی: این‌هم یکی دیگر از خصوصیات شاید منحصر به فرد این بازی‌هاست. خصوصیتی که در کم‌تر بازی و سرگرمی‌ای می‌توان آن را یافت که هم کودکان با علاقه به آن بپردازند و هم چشم و مغزشان با فضاهای سه بعدی، نحوه گردش و تغییر شکل در فضا و… آشنا شوند.

دقت در این نکات، نقش والدین در انتخاب بازی‌های مناسب را بیش‌تر روشن می‌کند.

ج: بازی‌های رایانه‌ای می‌توانند موقعیتی را برای بازی همزمان بچه‌ها و والدین با هم فراهم سازند.

در دوره‌ای که والدین حتی برای کارهای شخصی خود، فرصت چندانی ندارند، دقایقی بازی با بچه‌ها، موهبتی است که از این جعبه‌های جادویی ساخته است.

اگر قدری در این موضوع دقت کنیم به یقین اهمیت آن ‌را درمی‌یابیم. ارزش زمانی که برای کودک خود می‌گذاریم آن‌گاه روشن‌تر خواهد شد که توجه کنیم، از این طریق فرصتی را برای ذکر چند نکته کوتاه یافته‌ایمآن هم درست در همان زمان که کودک‌مان غرق در شادی و لذت است و به قول اساتید تربیت، این فرصت‌‌ها بهترین زمان برای تذکراتی مختصر هستند. فراموش نکنیم که همین در کنار هم بودن نیز به‌تنهایی بسیار مفید خواهد بود و آثار تربیتی فراوانی درپی خواهد داشت.

د : بعضی از باز‌ی‌ها تمرینی برای یادگیری مهارت‌های زندگی هستند.

با انتخاب بازی‌های مناسب، می‌توان در کنار سرگرمی، بچه‌ها را با مهارت‌های مختلفی که در سنین بالاتر به آنها نیازمندند، آشنا کرد.

این نوع آموزش چون از طریق بازی و بدون باید و نبایدهای گاه‌وبیگاه والدین صورت می‌گیرد، اثراتی عمیق‌تر و ماندگارتر دارد.

ه : بازی‌ها، سرگرم کننده و مفرح هستند.

در نهایت، این بازی‌ها به دلیل سرگرم‌کننده بودن و ایجاد حس نشاط، می‌توانند در روحیه بچه‌ها مؤثر بوده و دقایق خوشی را برایشان فراهم کنند. همزمان با بازی، کودک علاوه بر تخلیه انرژی با فضایی شاد مواجه است که برای ادامه برنامه‌های روزانه، کمک مناسبی برای اوست. البته باز هم تأکید بر انتخاب مناسب بازی، ضروری است.

تاثیرات منفی
همه ما خوب می‌دانیم که بخش عمده‌ای از بازی‌های رایانه‌ای به دلایل مختلف برای کودکانمان سرگرمی مناسبی نیستند و گذراندن زمانی هر چند در اوقات فراغت، نه‌تنها اثری مثبت در روحیه آنها نمی‌گذارد که باعث خستگی، عصبانیت، استرس و مسائلی از این دست می‌شوند.

به همین دلیل بد ندیدیم شما را با مهم‌ترین اثرات منفی این نوع بازی‌ها نیز آشنا کنیم.

۱- انزوا و تنهایی کودکان :کودکان اغلب تنها بازی می‌کنند و هنگام بازی، به دلیل هیجان و استرس ناشی از صحنه‌ها، برای زمانی طولانی کم‌تر متوجه اطراف خود هستند؛ به همین دلیل متخصصان امر معتقدند، عادت بیش از حد به این نوع بازی‌ها و گذراندن زمانی طولانی در برابر صفحه‌های نمایش بازی، که برخی آن‌ را اعتیاد می‌دانند و می‌نامند باعث دوری از جمع و در نهایت انزوا و تنهایی بچه‌ها می‌شود. این موضوع ممکن است تا سالیان سال با این افراد همراه باشد.

۲-ترویج رفتارهای خشن:کودکان بشدت آماده الگوبرداری و تکرار کارهایی هستند که می‌بینند. همان‌طور که می‌دانیم و دیده‌ایم و خوانده‌ایم در اکثر بازی‌های کامپیوتری، کودکان با صحنه‌های خشونت‌بار، زد و خوردها و حتی کشتن برای پیروزی مواجه‌اند و حتی کودکان باید هرچه خشن‌تر بازی کنند تا بازی را ببرند. نیاز به توضیح و استدلال نیست که این مسائل، کودکان را به رفتارهای خشن ترغیب کرده و اثرات مخربی در ذهن و روحیه آنها بجا می‌گذارد.

۳- ارائه شخصیتی ضعیف ‌از زنان:در اکثر بازی‌ها و بسته به انگیزه طراحان، زن‌ها شخصیت‌هایی ضعیف قلمداد می‌شوند. این موضوع نیز از آن دست مسائلی است که در ذهن کودک نقش می‌بندد و در مراحل مختلف زندگی، حتی به مادر خود، کمتر اطمینان می‌کند و در ضمیر ناخودآگاهش، مادر، خواهر و… را فاقد قدرت لازم برای تحلیل و حل مشکلات می‌بیند. پس آنها را مشاوران خوبی نمی‌داند و گرایشش به سوی دوستانی است که در ظاهر قوی‌ترند.

۴-آمیختگی خیال و واقعیت:پرورش تخیل، به عنوان گامی برای دستیابی به موفقیت‌های آتی کودکان، حائز اهمیت است، اما تداخل خیال با واقعیت همان‌قدر خطرناک است. کودکی که با مسائل واقعی همان‌گونه برخورد می‌کند که با آن‌چه در روِیا و خیال خود می‌سازد، در زندگی حال و آینده با مشکلات عدیده‌ای روبرو می‌شود. این تداخل می‌تواند تا آنجا خطر آفرین باشد که فرزند ما را در مواجهه با واقعیت از پا درآورد. عدم آموزش صحیح و نگاه منطقی به بازی‌های کامپیوتری این خطر را در مسیر زندگی کودکان قرار می‌دهد.

۵-آسیب های درسی : این تاثیر منفی دیگر مانند روز روشن است و کمتر کسی است که اهمیتش را نداند.

اما نکته آخر این که متاسفانه بسیاری از بازی‌ها، فعالیتی که به نوآوری، خلاقیت و تفکر مستقل مربوط باشند را ارائه و آموزش نمی‌دهند. بنابراین کودک ما هنگام انجام این بازی‌ها، تنها وقت خود را گذرانده است.

دلایل بچه‌ها برای بازی
بچه‌ها به علت‌های مختلفی به بازی‌های کامپیوتری روی می‌آورند اما در بررسی‌های به‌عمل آمده، بیشترین دلایل علاقه کودکان به این بازی‌ها عبارتند از:

- مفرح بودن و سرگرم‌کننده بودن بازی‌ها

- رها کردن تنش‌های خود

- از بین بردن کسالت و بی‌حوصلگی

- بهبود مهارت‌های بازی

- احساس برتری و تحت کنترل داشتن چیزها یا افراد.

قطعا طراحان بازی‌ها با توجه به این نکات، تولید بازی‌ها را ادامه می‌دهند؛ ما نیز باید با درک نیازهای بچه‌ها و آنچه ایشان دوست دارند در انتخاب نوع بازی دقت لازم را به‌کار گیریم تا هم کودکان از بازی لذت ببرند، هم تا حد ممکن از اثرات منفی این‌گونه بازی‌ها در امان باشند.

آماری درباره بازی‌ها
متاسفانه ما آمار دقیقی از بازی‌های کامپیوتری کودکان، انواع آن، سنین آغاز این بازی‌ها و… در کشورمان نداریم، اما برای آن‌که بدانیم در کشورهای دیگر نیز کودکان و نوجوانان به صورت افراطی از این قبیل بازی‌ها استفاده می‌کنند، آماری را در مورد سایر کشورها ذکر می‌کنیم.

۸۳ درصد از افراد ۸ تا ۱۸ سال حداقل یک دستگاه بازی رایانه‌ای در خانه دارند، ۳۱درصد ۳ بازی یا بیشتر و ۴۹درصد سیستم بازی‌های رایانه‌ای را در اتاق خواب خود دارند.

۹۷درصد از نوجوانان به طور مداوم از بازی‌های رایانه‌ای استفاده می‌کنند.

۶۳ درصد از مردم آمریکا در ۶ ماه گذشته از یک بازی رایانه‌ای استفاده کرده‌اند و در مقایسه ۵۳ درصد مردم به دیدن یک فیلم رفته‌اند.

۴۵درصد از افراد مورد پرسش، معتاد به بازی رایانه‌ای هستند و تقریبا یک سوم بازی‌کنندگان مشتاق، در سنین بین ۶ تا ۱۷ سال قرار دارند.

۹۷درصد نوجوانان از بازی‌های کامپیوتری استفاده می‌کنند.

یک سوم والدین گاهی اوقات یا همیشه با بچه‌های خود بازی می‌کنند.

که این مورد آخر بسیار قابل توجه است.

خلاصه کلام
- بسیاری از بازی‌ها سرگرم‌کننده و مناسب هستند.

- بازی‌های خشن منجر به ایجاد رفتارهای خشن و عصبی در کودکان می‌شوند.

- بازی بیش از حد و نامتعادل باعث بروز نشانه‌های اعتیاد به بازی می‌شود.

- والدین باید بازی‌ها را همانند تلویزیون دیدن کودکان کنترل کرده و محدود کنند.

سعی کنید بازی‌هایی را تهیه کنید که:

-خشونت نداشته و متناسب با سن بچه‌ها باشند.

- حتی الامکان بازی‌هایی را انتخاب کنید که چند نفر بازیکن بخواهد تا بچه‌ها را به بازی گروهی تشویق کند.

- بازی‌هایی را انتخاب کنید که بازیکن را مجبور کند تا در محیط بازی تصمیم بگیرد که این کار سخت‌تر از کشتن و مشت زدن در بازی است.

نکاتی برای والدین
- مدت زمان بازی را محدود کنید.

- به شرح و توضیح بازی و گروه سنی متناسب برای بازی دقت کنید.

- از بچه‌ها بخواهید تا تکالیف خود را قبل از بازی انجام دهند.

- دستگاه بازی یا کامپیوتر را در اتاق خواب کودکان قرار ندهید.

- با کودک خود بازی کنید و از این بازی لذت ببرید.

- در مورد محتوای بازی (این‌که در بازی چه اتفاقی خواهد افتاد؟) از کودک خود سؤال کنید.

- کودک خود را تشویق کنید تا با دوستانش نیز بازی کند یا سایر فعالیت‌ها، غیر از بازی‌های رایانه‌ای (بویژه فعالیت‌های اجتماعی) را انجام دهد.

+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در یکشنبه 1389/02/19 و ساعت 8:31 |
عسل به علت داشتن گلوکز، تاثیر مهمی روی عضلات قلب دارد که باعث تحریک قلب، افزایش جریان خون در شریان‌های انشعابی و تنظیم فشار خون می‌شود.

 

دکتر معرفی عضو هیات علمی واحد کرج در «سمینار عسل و معجزات آن: رویکرد سلامتی، درمان و زیبایی» که توسط باشگاه پژوهشگران جوان دانشگاه آزاد کرج برگزار شد، با اشاره به رویکرد درمان با انواع عسل خاطرنشان کرد: عسل به عنوان دارو برای درمان امراض معده مانند زخم معده، ورم معده و روده موثر است و به علت داشتن آهن و منگنز به هضم غذا کمک کرده و ترشح شیره معده را به حالت طبیعی برمی‌گرداند. عسل دارای کنش دو جانبه بهم آمدن زخمهای خارجی و داخلی مانند زخم معده و کنش تقویت کننده دستگاه عصبی بدن است. همچنین از این ماده به عنوان تقویت کننده حافظه نیز یاد می‌شود.

 

وی همچنین به خواص دیگر عسل از جمله افزایش میزان آهن خون و شرکت در فرآیند تکثیر گلبولهای قرمز اشاره کرد و افزود: عسل دارای اثرات باکتری کش و باکتریولیتیک است و تاکنون رشد هیچ میکروبی در آن مشاهده نشده است. با مالیدن عسل به محل سوختگی، مانع رسیدن هوا به پوست شده و از شدت درد کاسته، از تاول زدن جلوگیری می‌کند.

 

عضو هیات علمی واحد کرج به افزایش رویکرد کشورهای جهان به فوائد عسل و تنوع محصول براساس کیفیت و خصوصیات مختلف از جمله رویکرد سلامتی و زیبایی با عسل و فرآورده های زنبور عسل و ژل رویال اشاره کردند. از دیگر معجزات عسل اثرات شفابخشی آن روی پوست، نرم شدن و جلوگیری از افتادگی پوست می‌باشد. عسل به علت خواص جذب آنی که دارد ترشحات پوستی را جذب و به بافت‌های پوششی غذا می‌رساند و ناهمواریهای آنرا صاف می‌نماید.

 

 ژل رویال موثر در کاهش فشارهای استرس زا و طول دوره بهبود بیماران

 

دکتر فرشینه عدل عضو هیات علمی موسسه تحقیقات علوم دامی کشور نیز گفت: زنبورعسل با تولید فرآورده‌های متنوعی چون عسل، موم، بره موم، ژله شاهانه (ژل رویال)، زهر، ملکه، بچه کندو و نیز گرده افشانی محصولات باغی و زراعی، سهم بسزایی در افزایش کمی و کیفی محصولات کشاورزی و نیز تولید مواد اولیه صنایع گوناگون از جمله غذایی، آرایشی و بهداشتی، داروسازی و…دارد.

 

وی افزود: مصرف ژل رویال با توجه به ترکیبات غنی برای مصرف انسانها در بسیاری از موارد بالاخص ترمیم بافتها و سلولهای بدن، رفع انسداد عروقی، تامین انرژی بدن، تنظیمات هورمونی بدن، رشد فعالیت سیستم عصبی، کاهش فشارهای استرس زا و کاهش طول دوره بهبود بیماران و نیز به دلیل ویژگی آنتی اکسیدانی آن در کاهش میزان چربی خون، تثبیت فشار خون و کاهش خطر سکته‌های قلبی بدلیل تنظیم سیستم گردش خون کمک می‌کند.

 

نیما بختیاردانشجوی دکترای دامپزشکی واحد کرج نیز در سخنانی به مبحث نیش درمانی با زنبورعسل اشاره و اظهار کرد: زهر زنبورعسل بعنوان یکی از مهمترین تولیدات زنبورعسل با توجه به ترکیبات شیمیایی خاص خود در علوم پزشکی و داروسازی از کاربرد وسیعی برخوردار است.

 

بختیار در خاتمه به خواص بره موم زنبور عسل نیز اشاره کرد که براساس آن این ماده ضد باکتری، قارچ و انگل است که باعث افزایش ایمنی، کاهش پوسیدگی دندان، تسکین دردهای التهابی و بی‌حس کننده موضعی است.

منبع:www.omideiran. ir

 
+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در یکشنبه 1389/02/19 و ساعت 8:29 |

آیا تغذیه می‌تواند باعث تقویت حافظه‌ شود؟ اگر جواب‌تان مثبت است، درست حدس زده‌اید! تحقیقات متعدد نشان داده‌ که تغذیه صحیح و استفاده مناسب و متعادل از خوراکی‌های خاص، سبب تقویت حافظه و دور ماندن از بیماری‌هایی مانند آلزایمر می‌شود. مصرف مرتب بعضی خوراکی‌ها موجب افزایش قدرت یادگیری، تمرکز و سلامت مغز می‌شود. با خوراکی‌هایی که می‌توانند حافظه‌تان را تقویت کنند، آشنا شوید….

ماهی‌های چرب
غذاهای دریایی مثل ماهی آزاد، ساردین، تن و خال مخالی حاوی مقادیر فراوانی از اسیدهای چرب امگا ۳ هستند که می‌توانند سبب افزایش قدرت، بهره‌وری و سالم ماندن مغز شوند. حدود ۴۰ درصد از اسیدهای چربی که در غشاهای مغز وجود دارند، DHA نامیده می‌شوند و DHA یکی از موادی است که به وفور در روغن ماهی موجود است. متخصصان اعتقاد دارند که وجود این ماده برای نقل و انتقال سیگنال‌های مختلف در مغز ضروری است. بر اساس تحقیقاتی که محققان دانشگاه تافت در سال ۲۰۰۶ انجام داده‌اند، به این نتیجه رسیده‌اند، افرادی که حداقل ۳ بار در هفته از ماهی‌های چرب حاوی امگا ۳ تغذیه می‌کنند، DHA خون بسیار بالاتری نسبت به سایر افراد دارند و خطر ابتلایشان به آلزایمر هم ۳۹ درصد کمتر از سایرین است.
سبزیجاتی با برگ سبز تیره
اسفناج، کاهو، کلم بروکلی و کلم دلمه‌ای از جمله سبزیجاتی هستند که سرشار از آنتی‌اکسیدان‌هایی نظیر ویتامین C و کاروتنوییدها هستند یعنی همان آنتی‌اکسیدان‌هایی که برای حفظ سلامت قلب بسیار مفیدند. به طور کلی وظیفه اصلی آنتی‌اکسیدان‌ها در بدن، مبارزه با رادیکال‌های آزادی است که هدف‌شان تنها آسیب‌رساندن به سلول‌ها و اختلال در تقسیم انرژی در بدن است. سلول‌های مغز هم که وظیفه سوخت‌رسانی به کل بدن را دارند، از جمله آسیب‌‌پذیرترین سلول‌ها در برابر این ترکیبات زیانبار هستند، بنابراین وقتی که این مواد سمی به مغز هجوم می‌برند، آنتی‌اکسیدان‌ها هستند که می‌توانند با آنها مبارزه کرده و از مغز محافظت کنند. بر اساس مطالعاتی که روی بیش از ۱۳ هزار خانم در دانشکده پزشکی ‌هاروارد انجام گرفت، پژوهشگران پی بردند که خانم‌هایی که حداقل ۴ وعده در روز از سبزیجات برگ سبز تیره استفاده می‌کنند، ۲ برابر کمتر از سایرین از زوال عقل و از کارافتادگی قدرت تمرکز رنج می‌برند. همچنین پژوهشگران ‌هاروارد، اعلام کرده‌اند که هر چه سبزی و میوه‌ها رنگی‌تر باشند، آنتی‌اکسیدان بیشتری هم دارند.
آووکادو و انواع مغز دانه‌ها
تمام این خوراکی‌ها حاوی یک آنتی‌اکسیدان‌ مهم دیگر به نام ویتامین E هستند. پژوهشگران می‌گویند کسانی که به مقدار مناسبی ویتامین E مصرف می‌کنند، ۶۷ درصد کمتر از سایرین به آلزایمر مبتلا می‌شوند. شما باید حداقل روزی ۱۵ میلی‌گرم ویتامین E به بدن‌تان برسانید و این میزان در ۵۵ گرم بادام به راحتی یافت می‌شود.
شکلات تلخ
شکلات تلخ (که حاوی حداقل ۷۰ درصد کاکائو باشد) سرشار از فلاونویید، یکی دیگر از آنتی‌اکسیدان‌های مفید برای بدن و به خصوص مغز است. شما می‌توانید با خوردن ۳۰ گرم شکلات تلخ در روز، قدرت تمرکزتان را افزایش دهید. خوراکی‌های دیگری هم که می‌توانند جای شکلات تلخ را در رژیم غذایی شما بگیرند شامل سیب، انگور، پیاز و چای هستند.
‌کاری
شاید جالب باشد که بدانید آمار فراموشی و فراموش‌کاری در بین هندی‌ها و تایلندی‌ها بسیار پایین است! می‌پرسید چرا؟ چون غذاهای‌شان همیشه پر است از ادویه ‌کاری. محققان هنوز نتوانسته‌اند به درستی بفهمند که چه واکنشی در مغز پس از مصرف کاری رخ می‌دهد که باعث کاهش احتمال ابتلا به آلزایمر می‌شود اما به همه افراد توصیه می‌کنند که با افزودن پودر کاری به غذاهای مختلف‌شان، شانس ابتلا به آلزایمر در میانسالی را در خود کاهش دهند.
آب
تمام سلول‌های بدن برای اینکه رشد خوب و مناسبی داشته باشند، به آب کافی نیاز دارند و سلول‌های مغز هم از این قضیه مستثنا نیستند. در حقیقت، یک‌سوم از حجم مغز از آب تشکیل شده است و بنابراین خوردن آب کافی در روز، به بهبود عملکرد مغز کمک می‌کند. بر اساس مطالعاتی هم که در دانشگاه اوهایو صورت گرفته، محققان اعلام کرده‌اند که کارکرد مغز افرادی که ذخیره مناسبی از آب در بدن‌شان دارند، نسبت به افرادی که به میزان لازم آب نمی‌نوشند، بهتر است. آنها همچنین گفته‌اند که نوشیدن حداقل ۶ تا ۸ لیوان آب در روز برای تمام افراد ضروری است و اگر این میزان تا ۱۲ لیوان افزایش یابد، کارایی مغز هم بیشتر می‌شود.
قهوه
همان‌طور که مصرف زیاد و بی‌رویه نوشیدنی‌های حاوی کافئین مانند قهوه، باعث اختلال در عملکرد مغز می‌شود، مصرف مناسب و به اندازه‌شان نیز می‌تواند قدرت تمرکز و کارایی مغز را بالا ببرد. بر اساس مطالعاتی که محققان فرانسوی در سال ۲۰۰۷ انجام داده‌اند، به این نتیجه رسیده‌اند که خانم‌های بالای ۶۵ ساله که ۳ فنجان در روز قهوه می‌خورند، قادر به حفظ کردن آدرس، شماره تلفن و لغت‌های بیشتری نسبت به آنهایی هستند که قهوه نمی‌خورند. آنها همچنین شانس ابتلای خانم‌های دوستدار قهوه به آلزایمر را ۳۰ درصد کمتر از سایرین دانسته‌اند. تنها هشداری هم که محققان در زمینه مصرف قهوه داده‌اند، این بوده است که افراد نباید بیش از ۴۰۰ میلی‌گرم (یعنی۳ فنجان) در روز قهوه بنوشند.

 

+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در شنبه 1389/02/11 و ساعت 8:37 |
1- بعضي از مردم به خاطر گذشته‌شان، تحصيلاتشان و... موفق نيستند.
هيچ كس نمي‌تواند موفق باشد مگر بخواهد و سپس براي بدست آوردنش بكوشد.

2- افراد موفق اشتباه نمي‌كنند.
آن‌ها هم مثل ما اشتباه مي‌كنند فقط اشتباهشان را تكرار نمي‌كنند.

3- براي موفق شدن بايد 60 (70، 80، 90 و...) ساعت در هفته كار كرد.
موفقيت به «زياد» انجام دادن كاري ربط ندارد، بلكه بيشتر به «درست» انجام دادن آن ربط دارد.

4- فقط اگر قواعد خاصي را اجرا كنيم موفق مي‌شويم.
چه كسي قواعد را به وجود مي‌آورد؟ موقعيت‌ها متفاوتند. گاهي لازم است از قواعد خاصي پيروي كنيم و گاهي نيز بايد قواعد ساخته خودمان را بكار بنديم.

5- اگر كمك بگيريم، اين ديگر موفقيت نيست.
موفقيت به ندرت در تنهايي رخ مي‌دهد. آن‌هايي را كه به موفق شدن تو كمك مي‌كنند، شناسايي كن. تعدادشان كم نيست.

6- بايد خيلي شانس بياوريم تا موفق شويم.
بله، كمي بايد شانس آورد اما بيشتر به كار سخت، دانش و جديت احتياج است.

7- فقط اگر زياد پول درآوريم موفقيم.
پول يكي از نتايج موفقيت است، اما ضامن آن نيست.

8- بايد همه بدانند كه ما موفق هستيم.
شايد با بدست آوردن پول و شهرت بيشتر، افراد بيشتري از كارتان باخبر شوند. اما، حتي اگر شما تنها كسي باشيد كه از اين موضوع باخبريد، هنوز آدم موفقي هستيد.

9- موفقيت، يك هدف است.
موفقيت بعد از رسيدن به اهداف بدست مي‌آيد. وقتي مي‌گويي «مي‌خواهم آدم موفقي شوم» از شما سوال مي‌كنند: «در چه چيزي؟»

10- به محض اين‌كه موفق شويم، گرفتاري‌ها هم تمام مي‌شوند.
شايد فرد موفقي باشي، اما خدا كه نيستي. پستي و بلندي‌ها در پيش‌اند. از موفقيت امروزت لذت ببر، فردا روز ديگري است.

مطالب جالب و خواندنی و آموزنده
 

مردی چهار پسر داشت. آنها را به ترتیب به سراغ درخت گلابی ای فرستاد که در فاصله ای دور از خانه شان روییده بود:

پسر اول در زمستان، دومی در بهار، سومی در تابستان و پسر چهارم در پاییز به کنار درخت رفتند.

سپس پدر همه را فراخواند و از آنها خواست که بر اساس آنچه دیده بودند درخت را توصیف کنند .

پسر اول گفت: درخت زشتی بود، خمیده و در هم پیچیده.

پسر دوم گفت: نه.. درختی پوشیده از جوانه بود و پر از امید شکفتن.

پسر سوم گفت: نه.. درختی بود سرشار از شکوفه های زیبا و عطرآگین.. و باشکوهترین صحنه ای بود که تابه امروز دیده ام.

پسر چهارم گفت: نه!!! درخت بالغی بود پربار از میوه ها.. پر از زندگی و زایش!

مرد لبخندی زد و گفت: همه شما درست گفتید، اما هر یک از شما فقط یک فصل از زندگی درخت را دیده اید! شما نمیتوانید درباره یک درخت یا یک انسان براساس یک فصل قضاوت کنید: همه حاصل انچه هستند و لذت، شوق و عشقی که از زندگیشان برمی آید فقط در انتها نمایان میشود، وقتی همه فصلها آمده و رفته باشند!

اگر در ” زمستان” تسلیم شوید، امید شکوفایی ” بهار” ، زیبایی “تابستان” و باروری “پاییز” را از کف داده اید!

مبادا بگذاری درد و رنج یک فصل زیبایی و شادی تمام فصلهای دیگر را نابود کند!

زندگی را فقط با فصلهای دشوارش نبین ؛

در راههای سخت پایداری کن: لحظه های بهتر بالاخره از راه میرسند!

+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در پنجشنبه 1389/01/26 و ساعت 9:16 |
بوي مشمئز كننده سير كه براي برخي از افراد زننده است، از طريق تنفس و حتي پوست بدن فرد پس از مصرف آن قابل حس است. به رغم اين، كارشناسان گياهان دارويي در سرتاسر جهان اين گياه را به عنوان يكي از مهمترين داروهاي گياهي تلقي مي كنند. اين گياه در ميان بسياري از فرهنگها در طول هزاران سال هم مصرف غذايي و هم مصرف دارويي داشته است. كارگران ساختماني كه اهرام مصر را مي ساختند براي مراقبت از خود در قبال بيماريها مقدار معتنابهي سير مصرف مي كردند. گوركنان اوايل قرن نوزدهم در فرانسه دم كرده سير خرد شده را به صورت عرق مصرف مي كردند تا ابتلاي آنها به طاعون را كه جان بسياري از انسانها را در اروپا تلف كرد، پيشگيري كند. در طول جنگ جهاني اول و دوم به سربازان سير داده مي شد، تا از بيماري قانقاريا پيشگيري شود.

معرفي گياه

سير يك گياه بومي آسياي ميانه است و امروزه در تمامي نقاط جهان يافت ميشود و نوعي گياه بادوام است كه طول آن به دو پا يا كمي بيشتر مي رسد. مهمترين بخش اين گياه كه مصرف دارويي و طبي دارد، هسته مركب آن است. هر هسته سير از 4 تا 20 دانه تشكيل شده است و وزن هر دانه به حدود يك گرم مي رسد.

نحوه مصرف
انسانها در طول ساليان متمادي از سير براي درمان و پيشگيري از سخت شدن رگها (آرتريواسكلروز)، فشارخون بالا، سرماخوردگيها، سرفه، بونشيت و ناراحتيهاي مجاري معده اي- روده اي و درد ناشي از قاعدگي استفاده كرده اند. تحقيقات پزشكي نشان داده است كه سير مي تواند بسياري از انواع باكتريها، برخي از ويروسها، عفونتهاي قارچي و حتي انگلهاي روده اي را از بين ببرد. سير همچنين يك ماده ضد اكسيد است و مي تواند سيستم ايمني بدن شما را بالا ببرد. سير حتي در پيشگيري از سرطان مؤثر است. ليكن سير، از نظر خواص و اثرات مطلوب خود روي سيستم ايمني قلب و عروق شهرت دارد. اين گياه در درمان و پيشگيري از كلسترول بالا، تري گليسريد بالا، تصلب شرايين و عفونتهاي تنفسي نظير سرماخوردگي و سرفه نيز مؤثر است.
مي توانيد سير را به شكل زير براي پيشگيي از ناراحتيهاي قلب و عروق و سرماخوردگي معمولي مصرف كنيد. كپسولهاي سير: روزانه 1000 تا 3000 ميلي گرم (دوز مصرفي كمتر براي پيشگيري و دوز مصرفي بيشتر براي معالجه و درمان).
روغن: روزانه سه بار به مقدار 0/03 تا 0/12 ميلي ليتر.
نكات احتياطي
از مصرف زياده از حد سير بنا به احتمال بروز دردمعده اجتناب ورزيد، اگر بيشتر با سير تازه يا خشك سروكار داشته باشيد، ممكن است به سوختگي پوست يا تحريكات پوستي مبتلا گرديد. اگر مي دانيد خون شما به كندي انعقاد پيدا مي كند، از مصرف درماني زياد آن پرهيز كنيد. اين مسأله در صورتي كه درصدد انجام عمل جراحي هستيد اهميت بيشتري پيدا مي كند. مصرف زيادي سير احتمال خونريزي در طول يا پس از عمل جراحي را افزايش مي دهد. اگر باردار يا شيرده هستيد، قبل از مصرف زياد سير با پزشك خود مشورت كنيد. مصرف كم سير اشكالي ندارد اما ميزان مصرفي بالا مي تواند سبب تحريك رحم و حتي سقط جنين شود.
تداخل هاي احتمالي
اگر داروهاي ضد انعقاد نظير آسپيرين مصرف مي كنيد، از مصرف زياد سير اعم از تازه يا فرآوري شده تجاري آن اجتناب ورزيد
تركيبات گياه

عنصر و تركيب اصلي فعال در سير، عنصر «آلين» است. آلين عنصر شيميايي بي بو از تيرة اسيد آمينه "سيستين" است. وقتي كه هسته هاي سير كوبيده ميشود، آلين موجود در آن به تركيب و ماده ديگري به نام آليسين تبديل ميشود. آليسين ماده فعالي است كه به سير ويژگي داشتن بو و بسياري از خواص درماني آنرا مي بخشد.

سير تازه حاوي 0/25 تا 1/15 درصد آلين است. كل ميزان مواد داراي گوگرد سير پس از كوبيده شدن سير به 25 تا 35 درصد آن مي رسد. آليسين خواص آنتي بيوتيكي به سير مي بخشد. آليسين همچنين از تشكيل كلسترول بيشتر جلوگيري مي كند. "آجون" ماده فعال مهم ديگري در سير است كه سبب پيشگيري از سخت شدن رگها و سكته مغزي ميشود.

اشكال موجود

فرآورده هاي حاصله از سير از سير كامل تازه، دانه هاي تازه يا خشك شده يا از روغن سير تهيه ميشود. اما ميزان آليسين موجود در فرآورده هاي تجاري بسته به نحوة تهيه آن يا درصد عناصر فعال در هسته هاي سير تازه فرق
مي كند. تمامي انواع سير به ميزان يكسان، عناصر فعال ندارند. فرآورده هاي چندين ساله تهيه شده از سير از طريق تخمير اين ماده گياهي حاصل ميشود. اينگونه فرآورده ها عاري از بوي مشمئز كننده است، اما فوايد سلامتي و بهداشتي زيادي ندارد. عمل تخمير، اغلب عناصر فعال موجود در سير را غيرفعال مي سازد، در نتيجه اين نكته حائز اهميت است كه عنوان كليه فرآورده هاي حاصل از اين گياه را به دقت بخوانيد. توصيه ميشود كه فرآورده هاي استاندارد آن مورد استفاده قرار گيرد تا اطمينان حاصل گردد كه غلظت خاصي از آليسين و ساير مواد فعال مصرف مي شوند
آشنايي با خواص زنجبيل
زنجبيل گياهي هندي و چيني است و مردم اين كشورها بيش از 4هزار سال است كه از اين گياه در پخت و پز استفاده مي‌كنند.


متخصصان طب هندي، زنجبيل را داروي جهاني مي‌نامند. قسمت مورد استفاده زنجبيل ساقه متورم شده زيرزميني آن است كه ريزوم نام دارد.

علت معجزه‌گر بودن اين گياه، اجزاي تشكيل‌دهنده آن است كه شامل نشاسته، رزين و اسانس‌هاست كه بوي خاصي به آن مي‌بخشد و به نظر مي‌رسد بيشتر ارزش درماني زنجبيل به علت تركيبات ادويه‌اي آن، يعني جينجرول‌هاست كه طعم تند و سوزاننده‌اي به اين گياه دارويي مي‌دهند.
زنجبيل
زنجبيل تازه، شربت زنجبيل و چاي زنجبيل در بدن توليد گرما مي‌كند و به اين وسيله مواد سمي را به صورت عرق از بدن خارج مي‌كند. اين گياه بهترين دارو براي درمان سرماخوردگي و گلودرد است. هنگامي كه حس كرديد دچار سرماخوردگي شده‌ايد، چند بار در روز چاي زنجبيل بنوشيد و اگر گلودرد داريد مي‌توانيد با اين چاي قرقره كنيد.
چاي زنجبيل هر چه بيشتر دم بكشد، طعمش تندتر مي‌شود؛ حتي مي‌توان آن را بعد از سرد شدن در يخچال گذاشت و مانند يك نوشابه سرد نوشيد ولي به اين نكته توجه كنيد كه اگر دچار سنگ صفرا هستيد از مصرف زنجبيل بپرهيزيد زيرا مصرف بيش از حد آن نيز مي‌تواند سبب گرمازدگي جزئي شود
+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در دوشنبه 1389/01/23 و ساعت 11:23 |

از سالهای کهن بدینسو مردم افغانستان از روز اول سال (اول حمل یا فروردین)  تجلیل به عمل می آورند. دراین اواخیر نیز مجمع عمومى سازمان ملل(یونسکو) روز بين المللى «نوروز» راکه مطابق به بیست و یکم مارچ سال میلادی  میشود  به رسميت شناخته و این روز را در تقویم رسمی خویش گنجانیده است.

 رسم و رواج تجلیل از نوروز از زمان های بسیار قدیم یعنی دو هزار سال قبل از میلاد مسیح ودر زمان پادشاهان زردشتی جمشید و یما بدینسو نسل به نسل ادامه پیدا نموده است. 
در بعضی از متن های کهن از جمله شاهنامه فردوسی وتاریخ طبری ،جمشید ودربرخی دیگر از متن ها کیومرث به عنوان پایه گذار نوروز معرفی شده است.


در شاهنامه فردوسی آمده است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستور داد تا در آنجا برای اوتختی بگذارند وخودش با تاجی زرین برروی تخت نشت بارسیدن نورخورشید به تاج زرین او جهان نورانی شد ومردم شادمانی کردند و آن روز را روز نوروز نامیدند.
برخی از روایت های تاریخی آغاز نوروز را به بابلیان،و زردشت که قدامت تاریخی 538 سال قبل از میلاد زمان حمله کوروش بزرگ به بابل بازتاب میدهند.
کوروش دوم بنیان گذار هخامنشیان نوروز را در سال 538 قبل از میلاد جشن ملی اعلام کرد که خانه تکانی از آیین های نوروزی است که در این آیین تمام خانه ووسایل آن در آستانه نوروز گردگری ، شستشو وتمیز می شوند.
سفره های نوروزی یکی از آیین های مشترک در مراسم نوروز در بین مردمی است که نوروز را جشن میگیرند در افغانستان سفره هفت سین، پختن سبزی چلو ، ماهی ، جلبی و سمنو(سمنک) هم از جمله روسوم وعنعنه مردم به شمار می رود .
در این سفره هفت میوه قرار می گیرد ازجمله کشمش سرخ و سبز، چارمغز، بادام ،پسته،زردآلوخشک وسنجد از جمله اجزای آن میباشد.

ناگفته نباید گذاشت که بنا به گفته پژوهشگران خلقت حضرت آدم (ع) و مبعوث شدن حضرت موسی (ع) و حضرت عیسی (ع) به پیغمبری ، و به خلافت رسیدن حضرت علی کرم الله وجه نیز در همین روز میباشد و همچنان حضرت سلیمان (ع) انگشتر خود را که قدرت و عظمت و یا معجزه شان در آن وابسته بود گم نموده بودند  نیز در همین روز دوباره پیدا نمودند.

شهر مزار شریف ولایت بلخ که در جنوب دریای آمو(جیحون ) قراردارد مردم و اهالی اطراف آن با برافراشتن (جنده ) مولاعلی (رض) با اشتراک هزاران نفر از این روز باستانی تجلیل بعمل می آورند. با برافراشته شدن (جنده ) مولا علی (رض) میله گل سرخ آغاز میگردد این جشن با شکوه مدت 40 روز ادامه پیدا میکند. مردم دسته دسته با خانواده های شان به زیارت مولاعلی کرم الله وجه و دیگر زیارت ها میروند و در دشت های پر گل، از گل لاله و باغ های درخشان میله گل سرخ را به فال نیک میگیرند.

در شهر شبرغان باغی است بنام (جنگل باغ ) که در پنج کیلومتری شمال غربی شهر در ساحه (400) جریب زمین در دوران حکومت ظاهر شاه احداث شده یک منطقه تفریحی برای شهروندان ولایت جوزجان میباشد به تفریح میروند. و این باغ از جلمه یکی از تفریح گاه  های پر طراوت ، سرسبز و قابل تماشا برای سیاحین میباشد.

+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در پنجشنبه 1389/01/05 و ساعت 8:57 |

 

بنده از صمیم قلب حلول سال نو را برایتان تبریک گفته سال نو را سال پر برکت ، سرشار از شادی ها ، زیبا مثل گلها ، معطر مثل مشک ختن ، پرنشاط مثل بلبلان نغمه خوان ، جذاب مثل چمنزار ها خواهان بوده رخ تان را قرمز چون رخ لاله ، بخت تان را سفید مثل نسترن و روز هایتان را به زیبائی تمام گل ها آرزو دارم.

در اخیر از مالک کل و خالق دون عمرتان را دراز و زنده گی تان را پرطراوت مثل روز های بهاران استدعا میکنم.

+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در دوشنبه 1388/12/24 و ساعت 9:27 |
سوسكها سريعترين جانوران 6 پا ميباشند. با سرعت يك متر در ثانيه.

-خرگوشها و طوطي ها بدون نياز به چرخاندن سر خود قادرند پشت سر خود را ببينند.

-كرگدنها قادرند سريعتر از انسانها بدوند.

-هيچ پنگوئني در قطب شمال وجود ندارد.

-مادر و همسر گراهام بل مخترع تلفن هر دو ناشنوا بوده اند.

-كانادا يك واژه هندي به معني “روستاي بزرگ” ميباشد.

-10 درصد وزن بدن انسان (بدون آب) را باكتريها تشكيل ميدهند.

-11 درصد جمعيت جهان را چپ دستان تشكيل ميدهند.

-از هر 10 نفر، يك نفر در سراسر جهان در جزيره زندگي ميكند.

-98 درصد وزن آب از اكسيژن تشكيل يافته است.

-يك اسب در طول يك سال 7 برابر وزن بدن خود غذا مصرف ميكند.

-رشد دندانهاي سگ آبي هيچگاه متوقف نميگردد.

-قلب والها تنها 9 بار در دقيقه ميتپد.

-چيتا قادر است در حداكثر سرعت خود گامهايي به طول 8 متر بر دارد.

-شمپانزه ها قادرند مقابل آينه چهره خود را تشخيص دهند اما ميمونها نميتوانند.

-عمر سنجاقكها تنها 24 ساعت ميباشد.

-مدت زمان گردش سياره عطارد بدور خود دو برابر مدت زمان گردش آن بدور خورشيد ميباشد.

-روشنايي قرص كامل ماه 9 برابر هلال ماه ميباشد.

-يك خرس بالغ قادر است با سرعت يك اسب بدود.

-قلب يك جوجه تيغي در حالت عادي 190 بار در دقيقه ميزند كه در دوران خواب زمستاني به 20 بار در دقيقه كاهش مي يابد.

-اسبها قادرند در حالت ايستاده بخوابند.

-كانگروها قادرند 3 متر به سمت بالا و 8 متر به سمت جلو بپرند.

-قلب ميگو در سر آن واقع است.

-گونه اي از خرگوش قادر است 12 ساعت پس از تولد جفت گيري كند.

-يك كوه آتشفشان قادر است ذرات ريز و گردوغبار را تا ارتفاع 50 كيلوكتري به فضاي اطراف پرتاب كند.

-داركوب ها قادرند 20 بار در ثانيه به تنه درخت ضربه بزنند.

-سالانه 500 فيلم در امريكا و 800 فيلم در هند ساخته ميگردد.

-آدولف هيتلر گياهخوار بوده است.

-تمامي پستانداران به استثناي انسان و ميمون كور رنگ ميباشند.

-عمر تمساح بيش از 100 سال ميباشد.

-تمام قوهاي كشور انگليس جزو دارايي هاي ملكه انگليس ميباشند.

-موريانه ها قادرند تا 2 روز زير آب زنده بمانند.

-مزه سيب، پياز و سيب زميني يكسان ميباشد.و تنها بواسطه بوي آنهاست كه طعم هاي متفاوتي مي يابند.

-فيلها قادرند روزانه 60 گالن آب و 250 كيلو گرم يونجه مصرف كنند.

-جغدها قادر به حركت دادن چشمان خود در كاسه چشم نميباشند.

-80 درصد امواج مايكرو ويو تلفنهاي همراه بوسيله سر جذب ميگردد.

-قد فضانوردان هنگامي كه در فضا هستند 5 تا 7 سانتي متر بلنتر ميگردد.

-بلژيك تنها كشوري است كه فيلمهاي غير اخلاقي را سانسور نميكند.

-جليغه ضد گلوله، برف پاك كن شيشه خودرو و پرينتر ليزري همگي اختراعات زنان ميباشند.

-موز پر مصرف ترين ميوه كشور امريكا ميباشد.

-درتمام انسانهاي كره زمين 99.9 % شباهت ژنتيكي وجود دارد.

-98.5 % از ژنهاي انسان و شامپانزه يكسان ميباشند.

- قلب انسان بطور متوسط 100 هزار بار در سال ميتپد.

- لئوناردو داوينچي مخترع قيچي ميباشد.

-سطح شهر مكزيك سالانه 25 سانتي متر نشست ميكند.

-50 %جمعيت جهان هيچگاه در طول حيات خود از تلفن استفاده نكرده اند.

-در هر 5 ثانيه يك كامپيوتر در سطح جهان به ويروس آلوده ميگردد.

- ظروف پلاستيكي 50 هزار سال طول ميكشد تا در طبيعت شروع به تجزيه شدن كنند.

-اغلب مارها داراي 6 رديف دندان ميباشند.

-90% سم مارها از پروتئين تشكيل يافته است.

-هرگاه جمعيت كره زمين به 100 نفر كاهش يابد، 50 % پول جهان در دست 6 نفر قرار خواهد گرفت.

-موشهاي صحرايي سالانه 1/3 منابع و ذخاير غذايي جهان را نابود ميسازند.

-2/3 آدم رباييهاي جهان در كلمبيا به وقوع مي پيوندد.

- 2/3 اعدامهاي جهان در كشور چين بوقوع مي پيوندد.

-سرود اصلي كشور يونان متشكل از 158 بيت ميباشد.

-تمساح ها قادرند آرواره هاي خود را با نيروي 1300 كيلو گرم ببندند.

-يك گاو بطور متوسط سالانه 2 هزار و 300 گالن شير توليد ميكند.

-خورشيد از لحاظ وزن از 70% هيدروژن،28% هليوم،1.5% كربن+نيتروژن+اكسيژن و 0.5% عناصر ديگر تشكيل شده است.

-سگهاي شهري بطور متوسط 3 سال بيشتر از سگهاي روستايي عمر ميكنند.

-در امريكا سالانه 15 نفر بر اثر گاز گرفتگي توسط سگها جان خود را از دست ميدهند.

-70% فقراي جهان را زنان تشكيل ميدهند.

-نور خورشيد 8.5 دقيقه طول ميكشد تا به زمين برسد.

-خودروسازي بزرگترين صنعت در جهان ميباشد.

-در هر 2 هفته يك زبان در جهان منقرض ميگردد.

-ون گوگ در طول حيات خود تنها يكي از نقاشيهاي خود را بفروش رساند.

-گربه هاي خانگي 70% وقت خود را در خواب سپري ميكنند.

-پلنگها قادرند تا ارتفاع 5 متري به بالا بپرند.

-سم مارهاي قهوه اي استراليا تا حدي مهلك ميباشد كه 0.002 گرم از سم اين مارها ميتواند يك انسان را بكشد.

-اختراع پيچ گوشتي پيش از پيچ صورت گرفت.
 منبع:www.omideiran. i
+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در یکشنبه 1388/12/16 و ساعت 10:18 |
حضرت على (ع) :
آنها كه به عهد خود وفا مى كنند برگزيده ترين مردم هستند.
افلاطون :
از شاعر نخواهيد خودش را شرح دهد، نمى تواند.
امرسون :
بيشترين تأثير افراد خوب زمانى احساس مى شود كه
از ميان ما رفته باشند.
امام على (ع) :
زود پاداش دادن، كمال بزرگوار است.
لورنس دورل :
تاريخ تكرار بى پايان خطاهاى زندگى است.
شكسپير :
سربر گريبان فرو بر، از دل خويش بپرس آنچه را كه مى داند.
اينشتين :
هيچ كس به خرد غايى نرسد، مگر آن را در خود جست وجو كند.
جين كاكتيو :
تاريخ حقيقتى است كه سرانجام به افسانه و افسانه دروغى است كه سرانجام به تاريخ مى پيوندد.
اف پى دانسى :
مى توانيد انسانى را به كسب دانش رهنمون كنيد، اما نمى توانيد او را وادار به انديشيدن كنيد.
جواهر نعل نهرو :
برگرداندن تصاوير آويخته بر ديوار، مسير تاريخ را دگرگون نمى كند.
بارونس استاكس :
آنچه را تا ديروز گناه مى خوانديم، امروز بيان شخصيت و احساسات خود مى ناميم.
بنيامين فرانكلين :
آنان كه آزادى را فداى امنيت مى كنند، نه شايستگى آزادى را دارند و نه لياقت امنيت را.
هلن كلر :
خوشبختى لذت مشتركى است كه حاصل يارى بى چشمداشت به ديگران است.
سانسكريت:
نيك زيستن امروز، ديروز را به خوابى شيرين و فردا را به رؤياى اميد بدل مى سازد.
اچ لاسكى :
نشانه مهارت، دانستن بيشترين ها در مورد كوچك ترين ها است.
بى پيماستر :
اولين گام در راه آگاهى، درك جهل است.
جبران خليل جبران :
خداوندا، نمى توانيم از تو چيزى بخواهيم كه تو نيازهاى ما را مى دانى، پيش از اينكه در ما پديدار شود.
يونگ :
فرهنگ رودخانه اى است به قدمت تاريخ.
لرد تنيسون :
راز خوشبختى در اين است كه بدانيد ديگران دليل خوشبختى شما هستند.
فردريش نيچه:
آدم هاي حقير،انسانهاي والا را ديوانه ميپندارند. چرا كه اين انسانها سرشت نامعقول تري داشته و به سمت چيزهاي استثنائي جذب ميشوند:چيزهايي كه هيچ جذابيتي براي بسياري از مردم ندارند
+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در پنجشنبه 1388/12/06 و ساعت 8:31 |
زمانیکه مردی در حال پولیش کردن اتوموبیل جدیدش بود کودک 4 ساله اش  تکه سنگی را بداشت و  بر روی بدنه اتومبیل خطوطی را انداخت.
مرد آنچنان عصبانی شد که دست پسرش را در دست گرفت و چند بار محکم پشت دست او زد بدون انکه به دلیل خشم متوجه شده باشد که با آچار پسرش را تنبیه نموده
در بیمارستان به سبب شکستگی های فراوان چهار انشگت دست پسر قطع شد
وقتی که پسر چشمان اندوهناک پدرش را دید از او پرسید
"پدر کی انگشتهای من در خواهند آمد"
آن مرد آنقدر مغموم بود که هچی نتوانست بگوید به سمت اتوبیل برگشت وچندین باربا لگدبه آن زد
حیران و سرگردان از عمل خویش روبروی اتومبیل نشسته بود و به خطوطی که پسرش روی آن انداخته بود  نگاه می کرد . او نوشته بود " دوستت دارم پدر"
روز بعد آن مرد خودکشی کرد
خشم و عشق حد و مرزی ندارنددومی ( عشق) را انتخاب کنید تا زندکی دوست داشتنی داشته باشید و این را به یاد داشته باشیدکه اشیاء برای استفاد شدن و انسانها برای دوست داشتن می باشند
در حالیک امروزه از انسانها استفاده می شود و اشیاء دوست داشته می شوند.
همواره در ذهن داشته باشید که: اشیاء برای استفاد شدن و انسانها برای دوست داشتن می باشند
مراقب افکارتان باشید   که تبدیل به گفتارتان میشوند
مراقب گفتارتان باشید که تبدیل به رفتار تان می شود
مراقب رفتار تان باشیدکه تبدیل به عادت می شود
مراقب عادات خود باشیدشخصیت شما می شود
مراقب شخصیت خود باشیدکه سرنوشت شما می شود
خوشحالم که  دوستی این پیام را برای یاد آوری به من فرستاد
امیدوارم که روز خوبی داشته و  هر مشکلی که با آن روبرو هستید
آخرین روز آن باشد و تمام شود
شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی.
پسرک، در حالی‌که پاهای برهنه‌اش را روی برف جابه‌جا می‌کرد تا شاید سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه  سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد.
در نگاهش چیزی موج می‌زد، انگاری که با نگاهش ، نداشته‌هاش رو از خدا طلب می‌کرد، انگاری با چشم‌هاش آرزو می‌کرد.
خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد....
در حالی‌که یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد.
- آهای، آقا پسر!
پسرک برگشت و به سمت خانم رفت. چشمانش برق می‌زد وقتی آن خانم، کفش‌ها را به ‌او داد.پسرک  با چشم‌های خوشحالش و با صدای لرزان پرسید:
- شما خدا هستید؟
- نه پسرم، من تنها یکی از بندگان خدا هستم!
- آها، می‌دانستم که با خدا نسبتی دارید!
 خوشبخت ترین فرد کسی است که بیش از همه سعی کند دیگران را خوشبخت سازد.. اشو زرتشت
+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در شنبه 1388/12/01 و ساعت 9:45 |

بقه ها در گودال

روزی یک گروه از بقه ها به خوشحالی به طرف جنگل روان بودند در این وقت ناگهان دو بقه در یک گودال عمیق افتیدند همه بقه های دیگر در اطراف گودال جمع شدند تا ببینند که چی کار را باید انجام دهند تا به دوست شان کمک نمایند.

زمانیکه آنها دیدن این گودال چقدر عمیق است، بقه ها توافق نمودند که نا امید کننده است و از بین رفتن این دو بقه در گودال بسیار کار خوب میباشد.

آن دو بقه نمی خواستند تا این سرنوشت وحشتناک را قبول نمایند و به تمام توانائی شان به خیز زدن آغاز نمودند. تعداد از بقه ها به گودال فریاد نمودند که این کار بی ثمر است و زمانیکه دو بقه در میان جنگل میرفت باید از دقت کار میگرفت. بقه های دیگر فریاد زدند که دو بقه از این کار منصرف شوند. اما این دو بقه سعی ورزیدند تا به خیز زدن شان ادامه دهند و بعداز تلاش چند ساعته دشوار خسته شدند. بالاخیره یکی از بقه ها نصیحت دوست اش را که بالای زمین قرارداشت پذیرفت. وی در پائین گودال افتاد و کشته شد.

مگر بقه دیگر با انرژی اندک که داشت به خیززدن ادامه داد گرچه وجودش را درد شدید گرفته و خسته شده بود. همراهان او به فریاد زدن به وی ادامه دادند تا سرنوشت اش را قبول کند و فقط بمیرد. بقه از خیزدن زیاد بسیار خسته شده بود بالاخیره با خیزبسیار بلندی وی از گودال برآمد.

جای تعجب است ، بقه های دیگر در اطراف اش جمع شدند تا آزادی اش را تجلیل نمایند.

آنها پرسیدند" زمانیکه ما به شما گفتیم که این کا ناممکن است چرا شما به خیززدن ادامه دادید؟

با مشاهده لب هایشان ، بقه خسته شده به ایشان اظهار داشت که او کر بود، و زمانیکه او حرکات و فریاد های شانرا میدید وی فکر نمود که آنها از او استقبال مینمایند. چیزی را که بطور تشویق و جرئت او درک نمود او را الهام داد تا علیه تمام مشکلات اش تلاش زیاد نمائید.

مفهوم قصه: کلمات تشویقی شما میتوان بعضی را مرتبه داد و با آنها در کارهای روزمره کمک نماید.

+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در شنبه 1388/11/24 و ساعت 13:35 |
 
نشريه POP Science برندگان خود را به دسته هاي فناوري هاي خودرو ، هوا فضا ، رايانه ، مهندسي ، تجهيزات ، فناوري سبز ، بهداشت ، سرگرمي ، فناوري هاي خانگي ، باز آفريني و ايمني تقسيم بندي کرده است که هر يک از آنها در دسته خود يک برنده اصلي دارد.
در بخش فناوري هاي خودرو ، مرسدس S400 BlueHybrid به عنوان اولين خودروي جهان که باطري هاي ليتيومي را جايگزين باطري هاي نيکل-هيبريدي کرده است، رتبه اول را به دست آورده است.
تلسکوپ فضايي کپلر سازمان ناسا نيز در بخش هوانوردي و فضا رتبه اول را به دست آورده است. ماموريت اين تلسکوپ که در ماه مارچ به مدار پرتاب شده است يافتن سياره هاي شبه زميني است که احتمال کشف حيات در آن وجود داشته باشد. اين تلسکوپ در حال حاضر به صورت مداوم حدود 100 هزار ستاره را در فاصله 600 تا سه هزار سال نوري از زمين تحت نظر گرفته است.
در بخش رايانه نرم افزار WolframAlpha به دليل توانمندي اش در پاسخ گويي به سئوالات کاربران با ارائه لينکهاي اينترنتي که مي توانند پاسخ خود را در آن بيابند، به عنوان يکي از نوآوري هاي برتر سال 2009 انتخاب شده است.
بزرگترين ساختار شيشه اي مقاوم در برابر وزن در ميدان تايمز در بخش مهندسي توانسته است به يکي از برترين هاي نوآوري تبديل شود. اين ساختار توانسته است پلکان شيشه اي را بر روي سطح شيشه اي ديگر با ضخامت پنج سانتيمتر حفظ کند در ساخت اين سازه از صفحات پلاستيکي با مقاومت 100 برابر بيشتر از صفحات لمينتي و بستهايي با مقاومتي پنج بار بيشتر از چارچوبهاي چوبي به وجود آمده است.
در بخش تجهيزات دوربين دوست داشتني کانن EOS 5D Mark II که به عنوان اولين دوربين ديجيتال جهان که پرتره رسمي رئيس جمهور آمريکا را به ثبت رسانده نيز شناخته مي شود، رتبه اول تجهيزات نوآورانه را کسب کرده است. اين دوربين عکاسي با وضوح 21 مگاپيکسل از پنج حالت فيلمبرداري نيز برخوردار است و عکسها را در ابعادي مشابه فيلمهاي 35 ميليمتري نمايش مي دهد..
پودر Thiol-SAMMS به عنوان يکي از قدرتمند ترين مواد جاذب جيوه از مايعات به عنوان سبزترين نوآوري سال 2009 انتخاب شده است، اين پودر که هر يک از بلورهاي آن از مولکولهاي طراحي شده اسفنجي شکل براي جذب جيوه تشکيل شده است، نتيجه 15 سال مطالعه دانشمندان بوده و مي تواند 100 برابر هر جاذب ديگري به تصفيه آب از آلاينده ها بپردازد.
رتبه اول بخش بهداشت و درمان برترين نوآوري هاي سال 2009 نشريه پاپ ساينس به سيستمي پيچيده با نام سيستم درماني NeuroStar TMS اختصاص پيدا کرده است که براي درمان افسردگي حاد طراحي و ساخته شده است. استفاده از اين سيستم به آساني مسواک زدن بوده و با انتقال امواج الکترومغناطيسي به غشاي پيشين در مغز به درمان افسردگي بيماران مي پردازد اين بخش از مغز مسئوليت کنترل و تعديل خلقيات را در انسان به عهده دارد.
عنوان برترين نوآوري در بخش سرگرمي به يکي از محصولات شرکت مايکروسافت اختصاص پيدا کرده است. اين ابزار امکان انجام بازي هاي رايانه اي را بدون نياز به هيچ ابزار کنترلي امکان پذير مي کند. Project Natal بازي هاي Xbox 360 را نسبت به حرکات بدن حساس کرده و به اين شکل بازيکن مي تواند با حرکات کامل بدن خود، بازي را اداره کند.
چکش هاي بادي شرکت بوش که نسبت به ديگر تجهيزات مشابه از دقت و نيروي بالاتري برخوردار است، در بخش تجهيزات خانگي رتبه اول نوآوري در جهان را کسب کرده است ، اين ابزار نسبت به ابزارهاي مشابه 20 بار کوچکتر بوده و در عين حال 10 برابر قدرتمند تر است.
در بخش بازآفريني در نوآوري قايق سريع السير Sea-Doo GTX با سرعتي در حدود 100 کيلومتر بر ساعت و با قدرت موتوري برابر 260 اسب بخار در رتبه اول قرار گرفته است. ايمني بالا و سيستم منحصر به فرد کنترل اين قايق از عوامل اصلي برتري آن نسبت به ديگر تجهيزات اعلام شده است.
و در نهايت رتبه اول برترين نوآوري جهان در بخش ايمني به قدرتمند ترين کاغذ ديواري جهان اختصاص يافته است. کاغذ ديواري X-Flex نسلي جديد از کاغذ ديواري ها به شمار مي رود که در برابر انفجار، مواد شيميايي و ديگر فشارهاي محيطي بسيار مقاوم است. اين ابداع به منظور جلوگيري از ويران شدن ديوارها و سقف پناهگاه ها پس از انفجار و يا هر حادثه ديگري ابداع شده است.
+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در چهارشنبه 1388/11/21 و ساعت 10:18 |
هفت سين

هفت سين به معناي هفت قلم شيئي كه نام آن‌ها با حرف «س» (سين) آغاز مي‌شود، يكي از اجزاي اصلي آيين‌هاي سال نو است كه بيشينه‌ي افغانی ها و ايرانيان آن را برگزار مي‌كنند. اين اقلام سنتاً در سفره‌ي هفت سين چيده و به نمايش گذاشته مي‌شوند. اين سفره‌اي است كه هر خانواده‌اي بر روي زمين (يا بر روي ميز) در اتاقي كه معمولاً به ميهمانان گرامي اختصاص داده شده مي‌گسترد و اين اقلام بر روي آن قرار داده مي‌شود: در بالاي سفره (در دورترين فاصله از در) آينه‌اي گذاشته مي‌شود، كه در دو طرف آن شمع‌دان‌هايي داراي شمع نهاده شده (سنتاً مطابق با شمار فرزندان خانواده)، در پايين آن نسخه‌اي از قرآن (از شاهنامه يا ديوان حافظ نيز استفاده مي‌شود)، تُنگي كه معمولاً حاوي يك ماهي لايي (بسياري از خانواده‌ها يك كوزه آب باران را كه قبلاً جمع آوري شده و/ يا كاسه آبي كه حاوي برگ سبز انار، نارنج، يا شمشاد است نيز مي‌افزايند)، ظرف‌هاي حاوي شير، گلاب، عسل، شكر، و (1، 3، 5 يا 7 عدد) تخم مرغ رنگ‌آميزي شده گذاشته مي‌شود. مركز سفره عموماً با گل‌داني از انواع گل‌ها، معمولاً سنبل و شاخه‌هاي بيدمشك فروگرفته مي‌شود. كنار آن، سبزه و دست‌كم شش قلم ديگر كه با حرف سين آغاز مي‌شوند (تشريح شده در زير)، ظرفي حاوي ميوه (سنتاً سيب، پرتقال، انار، و به)، چند نوع نان (اغلب شيرين)، ماست و پنير تازه، شيريني‌هاي گوناگون، آجيل (مخلوط خشك و بو داده شده‌ي تخم‌هاي نخودچي، خربزه، گندم برشته، برنجك، و فندق و گردو، كه همگي با كشمش آميخته ‌شده‌اند) قرار داده مي‌شود

+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در شنبه 1388/11/17 و ساعت 10:56 |

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند.

لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.

در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد،

خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.

مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و

در همان نقطه مجدداً زمین خورد!

او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش

را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.

در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید.

مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))،

از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.

مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد

ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست

در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند.

مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.

مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود.

مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.

مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد.

شیطان در ادامه توضیح می دهد:

((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.))

وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید،

خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم

و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید.

به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر

باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید.

بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.

داستان:

کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید. زیرا هرگز نمی دانید

چقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجه با سختی های در حین تلاش به انجام کار خیر

دریافت کنید. پارسائی شما می تواند خانواده و قوم تان را بطور کلی نجات بخشد.

این کار را انجام دهید و پیروزی خدا را ببینید.

طناب
داستان درباره ی یک کوهنورد است که می خواست از بلندترین کوه ها بالا برود.اوپس از سال ها اماده سازی ماجراجویی خود را اغاز کرد.
ولی از انجا که افتخار کار را فقط برای خود می خواست تصمیم گرفت به تنهایی از کوه بالا برود.شب ،بلندی های کوه را در برگرفته
بود و مرد هیچ چیز را نمی دید. همه چیز سیاه بود اصلا دید نداشت ابر روی ماه و ستاره ها را پوشانده بود
همان طور که از کوه بالا می رفت پایش لیز خورد.در حالا که به سرعت سقوط می کرداز کوه پرت شد..در حال سقوط فقط لکه های سیاهی مقابل
چشمانش می دیدو احساس وحشتناک مکیده شدن به وسیله ی قوه جاذبه او را در خود می گرفت.
همچنان سقوط می کرد ، در ان لحظات تمام رویداد های خوب و بد زندگییش به یادش امد.اکنون فکر می کرد مرگ چقدر به وی نزدیک است.
ناگهان احساس کرد طناب دور کمرش محکم شدودر میان اسمان و زمین معلق ماند.در این لحظه سکون چاره ای برایش نماند جز انکه فریاد بزند
خدایا کمکم کن
ناگهان صدای پرطنینی از اسمان شنیده شد:
چه می خواهی.
-ای خدا نجاتم بده
واقعا باور داری که می توانم نجاتت دهم
-البته که باور دارم
اگر باور داری طنابی که به دور کمرت بسته است پاره کن
یک لحظه سکوت....ومرد تصمیم گرفت با تمام نیرو طناب را بچسبد.
گروه نجات می گویند که روز بعد یک کوهنورد یخ زده را مرده پیدا کردند.بدنش از طناب اویزان بود وبادستهایش محکم طناب را گرفته بود در حالی که او فقط یک متر از زمین فاصله داشت.

مورچه

یک مورچه ای بود در ولایت غربت که روزها
می رفت به صحرا و گندم و جو جمع می کرد برای زمستان. یک روز که رفته بود برای جمع
کردن غله، یک دانه گندم پیدا کرد و به نیش کشید و حرکت کرد به طرف لانه اش. ناگهان باد
وزید و دانه گندم را از دست و دهان مورچه گرفت و با خودش برد. مورچه به باد گفت:«ای
باد تو چقدر زور داری» باد گفت : « پدر آمرزیده، من اگر زور داشتم که برج های بالای
شهر، راهم را سد نمی کردند». مورچه گفت : «ای برج های بالای شهر، شماها چقدر
دارید.»برج ها گفتند: « ما اگر زور داشتیم که نیازی به مجوز شهردار نداشتیم.» مورچه
گفت:« ای شهردار تو چقدر زور داری.» شهردار گفت:« من اگر زور داشتم که قوه قضاییه
مرا دستگیر نمی کرد.» مورچه گفت:« ای قوه قضاییه تو چقدر زور داری.» قوه قضاییه
گفت:« من اگر زور داشتم بعضی جراید از من انتقاد نمی کردند.» مورچه گفت:« ای جراید
شما چقدر زور دارید.» جراید گفتند:« اگر ما زور داشتیم که کاغذمان گیر وزارت ارشاد
نبود.» مورچه گفت: «ای وزیر ارشاد تو چقدر زور داری.» وزیر ارشاد گفت:« اگر من زور
داشتم که محتاج رای اعتماد نمایندگان مجلس نبودم.» مورچه گفت: « ای نمایندگان شماها چقدر زور دارید.» نمایندگان گفتند:« ما اگر زور داشتیم که نیازمند رای مردم نبودیم.» مورچه گفت: «ای مردم شما چقدر زور دارید.» مردم گفتند:« ما اگر زور داشتیم بقال به ما جنس نسیه نمی داد.» بقال گفت: « من اگه زور داشتم آفتاب ماست های مرا نمی ترشاند » مورچه گفت:«ای آفتاب تو چقدر زور داری» آفتاب گفت : « من اگه زور داشتم دختر کدخدا نمی گفت که تو در نیا من در آمدم» مورچه گفت:« ای دختر کدخدا تو چقدر زور داری» دختر کدخدا گفت:« من اگه زور داشتم که زن کشاورز نمی شدم» مورچه گفت:« ای کشاورز تو چقدر زور داری» کشاورز گفت:« من اگه زور داشتم که از ترس تو گندم هایم را توی انبار قایم نمی کردم»
مورچه یک کمی رفت توی فکر. بعد نگاهی به بازوهایش کرد،سینه اش را داد جلو و رفت به
مزرعه. گوش باد را گرفت و پرتش کرد پشت کوه قاف ! بعد هم دانه گندم اش را برداشت و
برد به لانه اش!

چقدر خوب است که خودمان را دست کم نگیریم

 

+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در پنجشنبه 1388/11/15 و ساعت 9:4 |

40 سال از ابداع اینترنت می گذرد و این شبکه جهانی امروز در شرایطی به سر می برد که گویا زیر بار هجوم های گسترده سایبر و افزایش روزافزون محتواهای چند رسانه ای و کاربردهای همراه جدید کمرش در حال خم شدن است. اینکه آینده اینترنت با انبوهی از این محتواها به کجا ختم خواهد شد و چگونه رقم خواهد خورد، بحثی است که از همان زمان پیدایش فکر دانشمندان را به خود مشغول کرده و باعث شده که هر کسی از جنبه ای به پیش بینی وضعیت اینترنت در آینده بپردازد. اما با ورود به دهه دوم دیجیتال، کارشناسان وب سایت pc world به پیش بینی رویدادهای اینترنت، پرداخته اند و 10 پیش بینی در دنیای اینترنت که بیش تر از همه به واقعیت نزدیکند را فهرست کرده اند که در زیر می خوانید:

 

1- اتصال بیش تر جهان به اینترنت بنابر آمار دنیای اینترنت، هم اکنون جمعیت آنلاین جهان حدود 7/1 میلیارد نفر است که این میزان در مقایسه با جمعیت کل جهان یعنی 7/6 میلیارد نفر، رقم اندکی است. در این شکی نیست که تا سال 2020 افراد بیش تری در سرتاسر جهان به اینترنت وصل خواهند شد. بنیاد ملی علوم آمریکا نیز پیش بینی کرده که تا سال 2020 جمعیت آنلاین دنیا به 5 میلیارد نفر خواهد رسید و به همین نسبت نیز شاخص های دیگر جهانی در این زمینه تغییر کرده و معماری اینترنت را شکل خواهند داد.

2- توزیع یکنواخت جغرافیایی اینترنت در حال حاضر تناسبی میان ضریب نفوذ اینترنت در کشورهای مختلف جهان وجود ندارد. ضریب نفوذ اینترنت در آمریکای شمالی 2/74 درصد به عنوان بیش ترین و در آفریقا 8/6 درصد به عنوان کم ترین ضریب نفوذ مورد بحث است. این میزان در آسیا حدود 4/19 درصد و در خاورمیانه 3/28 درصد است. این ارقام نشان می دهد که تا سال 2020 توزیع جغرافیایی اینترنت یکنواخت تر شده و این شبکه جهانی از زبان های دیگری به غیر از انگلیسی پشتیبانی خواهد کرد.

3- اینترنت، شبکه ای از ابزار غیر کامپیوتری از آنجا که روز به روز ابزار بیش تری طراحی و وارد بازار می شود که قابلیت اتصال به اینترنت را دارند، پیش بینی می شود که شبکه ابزارهایی به غیر از کامپیوتر وارد شبکه جهانی اینترنت شود. بر اساس گزارش ها امروزه اینترنت 575 میلیون کامپیوتر را میزبانی می کند، اما بنیاد ملی علوم(nfs) پیش بینی می کند که تا چند سال آینده، به غیر از کامپیوتر، میلیاردها حسگر که در ساختمان ها و پل های مختلف نصب خواهد شد، به اینترنت متصل شوند تا از این طریق مسایلی چون مسایل امنیتی و میزان مصرف برق در خانه ها و مکان های دیگر مورد نظارت قرار گیرد. بنابراین پیش بینی ها، انتظار می رود که تعداد حسگرهای متصل به اینترنت از تعداد کل مردم جهان پیشی بگیرد.

4- مصرف اطلاعات با سرعت اگزابایت محققان با افزایش سریع میزان مصرف و رد و بدل اطلاعات در اینترنت- به ویژه تصاویر و عکس های با کیفیت تصویر بالا- اصطلاح “جریان اگزایی”(10 به توان 18 بایت) را وارد مفاهیم جدید فناوری اطلاعات و ارتباطات کرده اند. شرکت سیسکو تخمین می زند که ترافیک اینترنت جهانی تا سال 2012 به 44 اگزابایت در ماه خواهد رسید که این میزان دو برابر سرعت کنونی است. علاوه بر این در آینده شرکت هایی نظیر گوگل هستند که باید محتوای آنلاین ارایه دهند، نه isp های بزرگ و رده بالا. این امر در واقع معماری اینترنت را دگرگون کرده و آن را از یک شبکه ترابری به شبکه محتوا محور تبدیل خواهد کرد.

5- افزایش مشترکان اینترنت بی سیم بر اساس گزارش مرکز تحقیقاتی اینفورما، تعداد مشترکان پهن باند همراه در حال انفجار است، تا حدی که تعداد آنها در فصل دوم سال 2009 از مرز 257 میلیون گذشته است. افزایش 85 درصدی سال به سال تعداد مشترکان تلفن همراه، ضرورت پیدایش و یا نصب زیرساخت های نسل سوم، وایمکس و فناوری های شبکه داده سریع تر را نشان می دهد. هم اکنون آسیا، بیش ترین تعداد مشترکان پهن باند بی سیم را دارد، اما سرعت این رشد در آمریکای لاتین بیش تر است. به هر حال اینفورما پیش بینی می کند که تا سال 2014 حدود 5/2 میلیارد نفر در سرتاسر جهان به پهن باند همراه متصل خواهند شد.

+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در چهارشنبه 1388/11/14 و ساعت 11:27 |

 

1- آن چیست که یکی است و همیشه با تو است؟
2 - عجایب جنگل بی پایه دیدم، عجایب چادر بی سایه دیدم،

بدیدم صنعت پروردگارم، دوتا سوداگر بی مایه دیدم.

3- عجایب صنعتی دیدم در این دشت، درخت پرگلی بی سایه میگشت؟

4- آن چیست که از میان آب می گذرد، ولی خیس نمی شود؟
5- آن چیست که نمیتوانید ببینیدش، یا بچشیدش، یا با دستتان لمسش بکنید، ولی برای همه تان لازم است و همه جا هست؟

6 - آن جسم عجب چیست که بر چرخ پدید است

گه پرده ماه است و گهی حاجب شید است؟

7- نه دست دارد، نه پا دارد، از همه جا خبر دارد!

8- آن چیست که تا آسمان نگرید، اشکش روان نمی شود؟
9- آن چیست که نه دست دارد و نه پا، در همه جای زمین است و نمی رود به هیچ جا؟
10- آن چیست که نه دست دارد، نه پا، نه استخوان دارد، نه گوشت، ولی همیشه راه میرود و و هیچ وقت هم خسته نمی شود؟

11- آن چیست که خودش آب، دُشمنش آب؟
12- آن کدام دوبرادرند که در زیر یک کوه زندگی میکنند،و هیچ وقت خانه یکدیگر را نمی بینند؟

13- آن کدام شب تاریک است که در میان روز دیده میشود؟

14- این سر کوه، اَرّه اَرّه آن سر کوه، اَرّه اَرّه میان کوه، گوشت بره!

 

پاسخها


 1- خدا

 2- آسمان و خورشید و ماه

 3- آسمان پرستاره

4- نور

5- هوا

 6- ابر

7- باد

8- باران

9- خاک

10- آب جوی و رود

11- یخ

12- چشمها

13- سیاهی چشم

14- دندانها و زبان

 

+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در دوشنبه 1388/11/05 و ساعت 9:5 |

نام رسمی: جمهوری هند
پایتخت: دهلی نو (new delhi)
واحد پول: روپیه هند
تاریخ استقلال: 15/8/1947 از انگلستان
مساحت: 3165596 کیلومترمربع هفتمین کور جهان
جمعیت: 1047671000 نفر در سال 2002 دومین کشور جهان
نوع حکومت: جمهوری چند حزبی فدرال با دو مجلس قانونگذاری
رییس حکومت: نخست وزیر آتال بیهاری واجپایی از سال 1998
نژاد (1991): 5/27% هندی و 2/8% بنگالی و 8/7%  تلوگو و 4/7% ماراتی و1/49% سایر
دین (2000): 7/73% هندو و 12% مسلمان و 6% مسیحی و2/8% سایر
زبان: هندی (زبان رسمی: انگلیسی)
شهرهای مهم (2001): بمبئی (11914398) دهلی (9817439) کلکته (4580544) بنگلور (4292223) نفر  موقعیت جغرافیایی: کشوری در آسیای جنوبی و هم‌مرز با خلیج بنگال و بین کشورهای برمه وپاکستان.
آب و هوا: هند کشوری با آب و هوای شبه قاره‌ای است و در عین حال به خا طر وسعت زیاد این کشور دارای چهار فصل می‌باشد.


آداب و رسوم: هند کشوری است با هزاران سنت وآداب و رسوم منحصر بفرد از جمله انواع مراسم سنتی و جشن‌ها و آیین‌ها و اعیاد و تعطیلات که دارای تقویم خاص هستند. براساس سال قمری مهمترین اعیاد در هند جشن دیوالی است. از دیگر مراسم هندیان جشن روشنایی است که قریب به 8 میلیون هندی لامپ‌های کوچک و بزرگی را در این شب روشن می‌نمایند. از دیگر مراسم هندیان آیین دویسرا در اولین روز ماه هندی (آشوین) که در آن مردم انواع رنگ‌ها را بر سر و صورت خود و دیگران می‌پاشند که در اصل با اینکار فصل تابستان را آغاز می‌نمایند.
جاذبه‌های توریستی و مناطق دیدنی: از جاذبه‌های توریستی هند می‌توان از قلعه‌های سرخ‌رنگ دهلی و آگرا یادگار امپراطوران مغول و کاخ‌های مایسور و جیپور و معابد مطبق کلکته وکاخ‌های مهاراجه و بنای تاریخی و بی نظیر مرمرین تاج محل وجزیره زیبای گوآ نام برد.
ازدواج در آیین هندو
ازدواج دو خانواده و نه فقط دو فرد. در"سيخ فيت"(sikh faith) در شرق هند برخي ازدواج‌ها از قبل تعيين‌شده و برخي بر اساس عشق و علاقه است. وقتي دو نفر خواهان ازدواج با هم هستند اين بدين‌معنا است كه دو خانواده با هم ازدواج مي‌كنند ونه فقط آن دو فرد. عروس نيز طبق سنت قرمز مي‌پوشد (سفيد در فرهنگ هند بيانگر مرگ است) و داماد كت كرم‌رنگي را كه "اتچكين"ناميده مي‌شود همراه با عمامه قرمزرنگي مي‌پوشد.
پدر دختر، عروس و داماد را از طريق قراردادن يك گوشه از لباس عروس در دستان داماد به يك ديگر منتقل مي‌كند.
داماد چهار مرتبه با كمك برادران عروس و سه عمو‌ها عروس را به دور كتاب مقدس مي‌چرخاند. بعد از اتمام چهارمرتبه چرخش آن دو زن و شوهر محسوب مي‌شوند. كشيش را يا دعاي خيرشان را نثار آن دو مي‌كند و بعد به زوج نصيحت مي‌كنند كه چگونه زندگي كنند و چگونه در زندگي جديد مشتركشان عشق بورزند. اين زوج دو بدن با يك روح هستند.
در هند سنت‌های ازدواج متفاوتی وجود دارد و در نواحی مختلف هند سنت‌های متفاوتی وجود دارد و با این حال در تمام نواحی ازدواج عمل بزرگی در زندگی هر فرد در هر مکان و با هر سنتی می‌باشد.
ازدواج در هند تنها ایجاد ارتباط بین دختر و پسر نیست بلکه ایجاد ارتباط دو خانواده با یکدیگر می‌باشد و معمولاً خانواده‌ها که با هم وصلت می‌کنند در یک قشر قرار دارند و یکی از شرایط ازدواج جهاز است که خانواده‌ها برای آن بر سر گفتگو می‌نشینند و از دیگر شرایط ازدواج مشاوره با اخترشناسی است که از طریق آن متوجه شوند این دختر و پسر در زندگی زناشویی خود توافق دارند و در صورت مثبت بودن روز ازدواج هم به همین منوال تعیین می‌شود.
در ازدواج‌های مذهبی هند دعای خیر پدر و مادر و رضایت آنها بسیار مهم است و خانواده دختر است که وعده غذایی شب عروسی را تدارک می‌بینند و مهمان‌ها را دعوت می‌کنند.
گرچه در مورد اعتقاد به سنت ازدواج و رسومات آن، نظرات گوناگونی در هند وجود دارد، اما نهاد ازدواج در میان تمامی هندوها و سایر ادیان از درجه اهمیت واحدی برخوردار است و در همین ارتباط ازدواج در اکثر متون مذهبی هند به مثابه یک فریضه مذهبی آمده است.
متون مذهبی «وداها»، «حماسه‏ها»، «یورانا» و همچنین متون مذهبی «بودائیسم» و«جِینیسم» ازدواج را یک فریضه مذهبی قلمداد می‏کنند. ازدواج که در لغت هندو «ویواه» خوانده می‏شود، به عنوان یک وظیفه اساسی برای هر «هندو» محسوب می‏گردد. بر اساس اعتقادات مذهب هندوئیسم، هر انسان بایستی پنج قربانی بزرگ انجام بدهد. انجام این پنج قربانی تنها زمانی ممکن است که فرد ازدواج کرده باشد. بنابراین زن یا مرد تا زمانی که ازدواج نکرده باشد نمی‏تواند این پنج فرض بزرگ را انجام دهد. زندگی مشترکی که زن و مرد تشکیل می‏دهند در هندوئیسم، «گرهیاستا» خوانده می‏شود و پنج قربانی مذکور تقدیم به خالق هستی «براهما» خدایان هندو، اجداد، عناصر و همنوعان می‏گردد.
بنابراین دختر و پسر هر دو، جایگاه خاصی در مذهب هندوئیسم دارند. هندوها برای تولد فرزند پسر، اهمیت ویژه‏ای قائل‏اند، زیرا معتقدند که تولد فرزند پسر منجر به رستگاری یا آزادی می‏شود. بر اساس اعتقادات هندوئیسم، زنان خلق شده‏اند که وظیفه مادری را به عهده بگیرند و مردان آفریده شده‏اند که بتوانند پدر شوند. ازدواج در هندوئیسم از لحاظ نظری یکی از مراسم مذهبی چندگانه مبنی بر «اهدای بدن» یا «قربانی بدن» است که زن و مرد هندو بایستی در یک مقطع از زندگی‏شان آن را انجام دهند.
بر اساس اعتقادات مذهب هندوئیسم، باید دختر را به محض رسیدن به سن مناسب برای ازدواج به خانه بخت فرستاد و اگر پدر و یا قیم دختری که به سن ازدواج رسیده، تا سه سال پس از این مقطع او را به خانه بخت نفرستد، گناه بزرگی مرتکب شده است و در همین حال اگر والدین، دختر را در این مدت به خانه بخت نفرستند، دختر آزاد است که زوج خود را به دلخواه خود انتخاب کرده و با او ازدواج کند.
گرچه سن ازدواج در مناطق شهری هند رو به افزایش است، اما ازدواج کودکان و ازدواج در سنین پایین‏تر هنوز هم در روستاهای هند مرسوم است. سنین ازدواج در هند از نوزاد 6 ماهه شروع می‏شود و تا سنین بالا ادامه می‏یابد. هم‏اکنون در بسیاری از مناطق روستایی هند، نوزادان کوچک دختر و پسر را با برگزاری مراسم مذهبی همانند سایر مراسم ازدواج به عقد یکدیگر در می‏آورند و سپس نوزاد دختر به خانه شوهرش یعنی منزل پدر پسر خواهد رفت و در حقیقت مابقی عمر را تا رسیدن به بلوغ جسمی و عقلی در آنجا خواهد گذراند. هدف این نوع ازدواج که بیشتر در ایالتهای راجستان و مناطق جنوبی هند رواج دارد، وابسته کردن دختر و پسر به زندگی مشترک از ابتدای دوران کودکی است. 
 سن ازدواج در میان گروهها و مذاهب مختلف در هند متفاوت است و این کشور پایین‏ترین معدل سنی ازدواج را چه در میان دختران و چه در میان پسران در جهان دارا است.
در میان طبقات مختلف مذهبی در هند، به ترتیب دختران «طبقه نجس» یا هاریجان، براهمان (طبقات روحانی هندو) کساتریا (طبقات رزمی)، مر و ویشا (طبقات کشاورز) پایین‏ترین سن ازدواج را دارند.
قانون اساسی هند در بخش ازدواج هندوها که در سال 1334 به تصویب رسید، حداقل سن ازدواج برای زنان را 15 سال و برای مردان 18 سال تعیین کرده است، اما عملاً این قانون در همه جا به اجرا در نمی‏آید.
بهترین و پسندیده‏ترین نوع ازدواج، هدیه‌کردن عروس به داماد است. هندوئیسم برای ازدواج بین زوجین شرایطی قايل است. از جمله یک مرد هنگامی می‏تواند ازدواج نماید که شرایط دوران تعلیم و مطالعه متون مذهبی هندو را پشت سر گذاشته باشد. مطالعه متون مذهبی بایستی طبق دستور انجام گیرد و در دوران مطالعه نیز، متعلم بایستی مسایلی را که هندوئیسم تعیین کرده است رعایت نماید. متون مذهبی «ودا» متشکل از سه نسخه است و متعلم بایستی حداقل یکی از آنان را مطالعه کند تا بتواند ازدواج کند. متون مذهبی هندو تاکید دارند که مرد و زن بایستی در دوران قبل از ازدواج از عزت نفس و اتکاء به نفس برخوردار باشند. این متون همچنین تأکید می‏نمایند که مرد و زن نبایستی قبل از ازدواج رابطه جنسی داشته باشند. تا قبل از تصویب «قانون ازدواج هندوها» در سال 1334، از لحاظ اعتقادی، هر هندو می‏توانست تعداد زیادی زوجه اختیار نماید. تا این زمان در طبقه تاجر، طبقه رزمنده و یا افراد ثروتمند و قدرتمند چند زوجه‏ای نیز دیده می‏شد. اما در میان طبقات روحانی و رهبران عمدتاً یک‏زوجه‏ای مرسوم بود.
 
خواستگاری
قرار گرفتن مرد به عنوان محور و همچنین وجود فشار ناشی از تهیه جهیزیه که ریشه در فقر اقتصادی مردم هند دارد، عملاً موجب شده تا عموماً خانواده‏ها خواستار داشتن پسر باشند. بطوریکه بعضاً تولد اولاد دختر را به عنوان نَحس یاد کرده و می‏کنند. این موضوع که بطور مستقیم بر نهاد خانواده نیز اثر گذاشته، موجب شده تا در جامعه هند اصولاً برای مرد ارج بیشتری (در آيین‌های مختلف) قايل شوند و به همین خاطر نیز به هنگام ازدواج اصولاً خانواده دختر در تلاش برای پیدا کردن داماد مناسب باشد. در همین راستا لازمه یافتن داماد مناسب و خوب، ارايه شرایط مناسب و خوب بوده و نهایتاً انتخاب داماد با وضعیت طبقه، امکانات مالی و شرایط اجتماعی خانواده دختر رابطه پیدا کرده است. به هر تقدیر پیشنهاد ازدواج در هندوها اصولاً از جانب خانواده دختر مطرح می‏شود و پدر و مادر دختر، پس از انتخاب داماد به منزل او رفته و پیشنهاد را مطرح می‏کنند. در این هنگام دختر و پسر هیچ نقشی در رد یا قبول ازدواج نداشته و حتی بعضاَ همدیگر را تا قبل از مراسم ازدواج نیز نمی‏بینند.
بعد از حضور خانواده دختر در منزل پسر، پدر و مادر داماد به منزل عروس می‏روند و در این رابطه مراسم مختلفی وجود دارد. در جنوب هند خانواده داماد پس از قبول عروس همراه با یک دست لباس به منزل دختر رفته و نظر نهایی خود را اعلام می‏کنند. در شرق هند یعنی ایالت پنجاب، خانواده داماد با یک قطعه جواهر (گردنبند یا انگشتر) همراه با لباس و با یک نوع ظرف نقره به منزل عروس می‏روند که به این رسم «سگاتی» نیز گفته می‏شود.
در هر حال حضور خانواده پسر در محل خانواده دختر در حقیقت قبول دختر به عنوان عروس است. در این نشست پیرامون جهیزیه «دوری» و برنامه عروسی گفتگو می‏شود. در شهر «ساورات» ایالت بیهار در شرق هند، پسرها به قیمت خوبی در یک نمایشگاه به فروش می‏رسند و خریداران آنها والدین دختران دم بخت هستند. در این شهر از 600 سال پیش تاکنون پسرها همراه با بزرگان خانواده خود در یک باغ انبه جمع می‏شوند و خانواده دختران دم بخت، داماد خود را انتخاب می‏کنند. این کار به خانواده دختر حق انتخاب را می‏دهد ولی موضوع پس از توافق طرفین در مورد مبلغی که خانواده دختر باید بپردازد قطعی می‏شود. خانواده دختر چند داماد را انتخاب کرده و پس از بحث مفصل در باره پیشینه خانوادگی، سوابق تحصیلی و سایر دارایی‌های پسر و بالاخره تعیین میزان جهیزیه، مسأله ازدواج نهایی می‏شود. دامادها به قیمت‌هایی از 3 تا 300 هزار روپیه به فروش می‏رسند که قیمت بر اساس شغل آنان تفاوت می‏کند. بهای دامادهای کارگر روزمزد از 3 تا 5 هزار روپیه، پاسبان 5 تا 8 روپیه، کارمند بانک از 10 تا 16 هزار روپیه و افسر پلیس از 16 تا 30 هزار روپیه و یک موتورسیکلت برای داماد است. همچنین دامادهایی که کارمند دولت ایالتی باشند از 16 تا 50 هزار روپیه، معاون ريیس‏پلیس 30 تا 60 هزار روپیه به اضافه یک خودرو، کارکنان خدمت اداری هند، با اعتبارترین شغل در هند، از 150 تا 300 هزار روپیه به اضافه یک دستگاه اتومبیل برای داماد، یکی برای پدر وی و یکی هم برای فردی که دو خانواده را به هم معرفی کرده به فروش می‏رسد. بهای دامادهایی که استاد دانشگاه باشند، از 15 تا 30 هزار دلار، کارگران شاغل در بمبئی، دهلی و سایر شهرهای بزرگ هند 15 تا 45 هزار دلار و روزنامه‏نگاران در ایالتها از 6 تا 15 هزار و روزنامه‏نگاران در شهرهای بزرگ 15 هزار دلار به اضافه یک خودرو تعیین شده است. در ایالت بیهار از زمانی که دختر در خانواده متولد می‏شود والدین به جمع‏آوری پول برای ازدواج وی می‏پردازند و خانواده‏ای که صاحب چند دختر شود خود را بدشانسترین خانواده می‏داند. به همین دلیل کشتن جنین دختر یک پدیده عمومی در این منطقه است..
+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در دوشنبه 1388/11/05 و ساعت 8:49 |
+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در یکشنبه 1388/11/04 و ساعت 12:27 |

بسم الله الرحمن الرحیم

فصل اول

تاریخچه زنبور عسل و وضع امروزی آن

تاریخ آشنایی و فعالیت های انسان برای بهره برداری از زنبور عسل

        (آنچه تا کنون مسجل شده، این است که زنبور عسل خیلی پیش از انسان در روی زمین بوجود آمده و زنده گی میکرده است. اولین اثر وجودی انسان در روی زمین که در کاوش های زمین شناسی تا کنون بدست آمده، متعلق به 600000 ششصد هزار سال پیش است و حال آن که همین کاوش های علمی در اعماق زمین، نشان میدهند که زنبور عسل حدود 150 ملیون سال پیش وجود داشته و مشغول فعالیت و زادوولد بوده است. منتها با این تفاوت که در آن زمان فاقد یک زنده گی اجتماعی بوده و مثل خیلی از زنبور های غیر عسلی امروزی زنده گی انفرادی داشته و هر زنبور، لانه مخصوص به خود را ساخته و در آن زنده گی میکرده است.)

        حدود 50 ملیون سال بعد که دوره رشد و تکثیر شدید گیاهان و گل دادن آن ها شروع شد، زنبور ها از حالت انفرادی خارج و زنده گی اجتماعی را ترجیح دادند و جمعیت ها را بوجود آوردند. نزدیک به 25 ملیون سال پیش یعنی زمانی که کوه های پیرنه، آلپ، کاپات، قفقاز، البرز و سر انجام همالیا تشکیل شدند، وقت ازدیاد شدید همه حشرات از جمله زنبور عسل فرا رسیده بود. از این زمان و حتی 45 ملیون سال پیش اثراتی از زنبور عسل به صورت سنگواره بدست آمده که اکنون در موزیم ها مختلف از جمله موزیم زنبور عسل شهر وایمار Weimar در آلمان نگهداری میشوند.

        روی دیوار غار بیکوپ Bicorp در اسپانیا در یک اثر نقاشی شخصی دیده میشود که از یک جمعیت زنبور عسل که در داخل حفره سنگی زنده گی میکرده، مشغول برداشتن عسل است. این اثر متعلق به حدود 12000 سال پیش از میلاد مسیح است. اخیراً نیز نقاشی دیگری در یکی از غار های نزدیک شهر والانس (اسپانیا) کشف شده که به احتمال قوی باید مربوط به همان دوره باشد. این نقاشی جمعیت زنبور عسل را نشان میدهد که بالای آن پای حیوانی دیده میشود. تصور میرود که پای مزبور مربوط به یک خرس باشد. اثر نقاشی بدست آمده در هندوستان از زنبور عسل معرف اهمیتی است که هندی های قدیم از لحاظ عقاید دینی برای عسل و زنبور عسل قایل بودند.

        شکل زنبور عسل و کندو های گلی روی سنگ نوشته زمان فراعنه مصر که متعلق به 4000 سال پیش از میلاد مسیح است، حکاکی شده است. مصری ها در آن زمان از این موضوع اطلاع داشتند که برای برداشتن عسل از کندو باید به زنبور ها دود داد تا کندو از زنبور خالی گردد. در مقبره یکی از فراعنه مصر، مقداری عسل پیدا شد که بعد از 4000 سال هنوز قابل خوردن بود.

        بابلیها، سومریها و ایلامیها که همه همسایگان ایران زمان مادیها و قبل از آن میباشند، در نوشته های شان بار ها از زنبور عسل نام برده اند. آثار بدست آمده در سوئد، نشان میدهد که در کرانه های جنوبی و غربی این کشور حدود 2000 سال پیش از میلاد، زنبور عسل زنده گی میکرده و مردم نیز از عسل آن استفاده میکردند. این آثار در موزیم تاریخی طبیعی شهر استکهلم نگهداری میشوند.

        حضرت موسی (ع) ، در سال 1440قبل از میلاد، اسرائیلها را به سر زمینی که در آن عسل و شیر جریان داشت، برد. در روی دسته یک کارد مفرغی که حدود 800 سال قبل از میلاد در لرستان ساخته شده بود، شکل برجسته زنبور عسل دیده میشود. این کارد در موزیم شهر بروکسل نگهداری میشود.

        هومر Homer شاعر معروف یونانی که حدود 800 سال پیش از میلاد میزیست، در شعر هایش از زنبور عسل نام برده است.

        سولونSolon  در سال 620 پیش از میلاد قانونی در باره زنبورداران در یونان نوشت. حدود سال 350 قبل از میلاد مسیح ارسطو دانشمند معروف یونانی و معلم اسکندر کبیر، کتابی در باره زنبور و زنبورداری و همچنین از بیماری های زنبور نوشت که اولین کتابی بود که در سال های قبل از میلاد و حتی قرن ها بعد از میلاد به رشته تحریر درآمده است. وی میدانست که عسل را زنبور ها از شهد گل ها تهیه و جمع آوری میکنند.

        قسمتی از کتاب وارو Varro دانشمند رومی که در سال های 116 تا 27 قبل از میلاد میزیست، راجع به زنبور عسل بود. هم وطن دیگر وی پلینیوس        Polinius که از 23 تا 79 بعد از میلاد زنده گی میکرد، از طبیعی دانهای معروف روم است نیز کتابی در باره زنبور عسل نوشته و در آن عده از گیاهان عسلخیز را نام برده است.

        قسمتی از سوره نحل در قرآن شریف در باره عسل است و میدانیم که جمع آوری آیات قرآن به وسیله عثمان (رض) حدود سال 650 میلادی صورت گرفته است.

        شارلمانی Charlemagne امپراطور بزرگ اروپا، در سال 800 میلادی اولین زنبورستان با کندو های سبدی را در یکی از مزارع خودش ایجاد کرد. بر علاوه دستور داد که در تمام مزارع زنبورداری معمول شده و در هر مزرعه اجباراً چند کندو برای تولید عسل نگهدارند.

        (قرون وسطی، سال های پر رونق زنبورداری و تولید عسل در تمام اروپا بود و بیشتر از همه، کشیشها به کار زنبورداری میپرداختند. ولی در سال های 1500 تا 1600 میلادی رونق خود را از دست داد. زیرا قیمت شکر به شدت پائین آمد و مردم برای تهیه شیرینی ها بیشتر رو به شکر آوردند.

        اولاس ماگنوس Ollaus Magnus که در زمان گوستاووازا پادشاه قدرتمند و ایجاد کننده کشور سوئد میزیست، در سال 1555 میلادی کتابی در باره وضع زنبورداری در سوئد به رشته تحریر درآورد.)

        در سال 1568 نیکل جاکوب Nikel Jakob اولین کتاب خود آموز پرورش زنبور عسل به زبان آلمانی را نوشته و منتشر کرد.

باتلر Butler محقق انگلیسی در سال 1609 نشان داد که در داخل کندو، حکومت ماده ها (ملکه) برقرار است. مالپیگی Malpighi ایتالیاوی که در سال های 1628 تا 1694 زنده گی میکرد، ساختمان داخلی بدن زنبور عسل را برای اولین بار تشریح نموده و کتابی هم در این باره از خود به یاد گار گذاشت.

        سوامردام Swammerdam 1637 تا 1785 در هلمند وضع تولید مثل زنبور ها و ملکه را کشف نمود.

رنه آنت Rene Ant 1683 تا 1757 در فرانسه کندوی با جدار شیشه ایی درست نموده و به مطالعه زنده گی زنبور ها در داخل کندو پرداخت. وی کشف نمود که بر خلاف عقیده باتلر انگلیسی، ملکه حاکم بر زنبور ها نیست بلکه فقط مادر تمام زنبور های داخل کندو خودش است.

در سویس، فرانس هوبر Franz Huber 1750 تا 1821 که از دو چشم نا بینا بود، به کمک مستخدمش کندویی با قاب های متحرک ساخته بدین وسیله زنده گی داخلی زنبور ها را بهتر و دقیقتر تحت مطالعه قرار داد. این اولین کندوی با قاب های متحرک بود که در تاریخ ساخته شد ولی وی از آن فقط برای مطالعه استفاده کرد و حال آن که فقط 30 سال پس از مرگش بهره برداری از این کشف به منظور تجارب آغاز و اساس زنبورداری مدرن بر روی آن پایه گذاری شد. هم وطن دیگر وی کارل بونیت Karl Bonnet در 1762 وضع باکره زایی ملکه را کشف کرد.

پروکوپویچ Prokopowitsch 1775 تا 1850 اولین مدرسه زنبورداری در روسیه (اوکراین) را تأسیس و بعلاوه قاب های کوچک نیم کیلویی عسل را ساخته و به بازار عرضه کرد.

کشیش آلمانی داکتر جوهان دیزیرزون 1811 تا 1906 که بزرگترین شخصیت در تاریخ زنبورداری آلمان است، بعد از یک سلسله آزمایش، کشف نمود، تمام نر ها از تخم های بارور نشده تولید میگردند.

در سال 1851 لانگستروت Langstroth در امریکا پس از تکمیل کردن اختراع و کشف دیگران در ساخت کندو با قاب های متحرک، اولین زنبورستان با کندو های که همگی دارای قاب های متحرک بودند، ایجاد نموده و پس از انجام آزمایش لازم و مطمئن شدن از اقتصادیتر بودنش آن را به بازار عرضه و در سطح تجارتی عمومیت داد. بازمانده گان همین خانواده پس از گذشت چند نسل، هنوز هم در امریکا به کار زنبورداری و مخصوصاً پرورش زنبور عسل در سطح جهانی و بین المللی، ادامه میدهند. اختراع با کشف قاب های متحرک، بدون شک مهمترین کشف در تاریخ زنبورداری است به طوری که با ورودش به میدان، تمام اصول زنبورداری قدیم زیرو ور شده و جایش را به زنبورداری مدرن امروزی داد.

در 1857 یوهان مهرینگ Johan Mehring 1816- 1876 در آلمان دیواره مومی را اختراع کرده و به کمک وسایل مصنوعی آن را ساخت.

بارون فرانس فن هروشکا Franz Von Hrurschka اهل مجارستان در سال 1865 اکتسرکتور را برای جدا کردن عسل از موم با استفاده از قوه گریز از مرکز ساخت.

در 1882 یک ساعت ساز آلمانی به نام وانکلر Wankler دستگاه تولید ملکه به طور مصنوعی را درست کرد که امروز هم اساس تولید ملکه به طور مصنوعی بر روی همان اصول قرار داشته و برای این کار از همان دستگاه ها با کمی تفاوت و تکمیل شدنش استفاده میکنند.

در 1993 پروفسور کارل فون فریش Karl Von Frisch اهل اطریش مؤفق به کشف طرز حرف زدن زنبور عسل گشته و به همین دلیل هم در سال 1973 برنده ای جایزه نوبل شد.

(در سال 1956 دانشمند روسی تریاسکو Tryasko ثابت کرد که ملکه در پرواز، جفتگیری همیشه با چندین نر جفتگیری میکند و بدین طریق بر عقاید قبلی مبنی بر این که ملکه در زنده گی فقط با یک نر جفتگیری میکند خط بطلان کشید.)

قاره های جدید و زنبور عسل:

        زنبور عسل بطور کلی متعلق به قاره های قدیم (آسیا، اروپا و افریقا) بوده مثل سگ همراه انسان به قاره های جدید (امریکا و استرالیا) رفته است.

        در زمان کشف امریکا یعنی در سال 1492 نژاد های مختلف زنبور عسل فعلی ما در آن جا زنده گی نمیکردند. زنبور های ریز و بدون نیش از نژاد های متفاوت که نظیر شان هم اکنون در افریقا وجود دارند، در آن جا فعالیت کرده سالانه مقدار عسل ناچیزی جمع میکردند. سرخ پوستان امریکا از زنبور ها و عسل آن ها را میشناختند و از آن ها بهره برداری نیز میکردند.

        فقط 38 سال پس از پیاده شدن کریستف کلمب در این قاره یعنی در سال 1530 پرتقالیها اولین جمعیت زنبور عسل را به برزیل (امریکای جنوبی) آوردند. یک قرن بعد از آن یعنی در سال 1621 اولین جمعیت زنبور عسل به وسیله ویرجینیا کمپنی Virginia Company به امریکای شمالی حمل شد. در قرن پس از آن در سال 1848 اولین زنبور ها به کشور شیلی (چیلی) و دو سال پس از آن در 1850 به کرانه های غربی امریکا شمالی یعنی کالفورنیا وارد شد.

        در استرالیا هم مثل امریکا هنگام کشف آن قاره زنبور عسل وجود نداشت. اولین جمعیت در سال 1822 در نزدیکی سیدنی پیاده شد. در سال 1842 چند جمعیت زنبور عسل از انگلستان به نیوزلاند حمل گردید.

 

وضع امروزی زنبورداری در جهان:

        امروزه زنبورداری به عنوان یکی از رشته های زراعتی در تمام کشور های جهان به رسمیت شناخته شده است. رشته ای که بدون وجود آن مؤفقیت در یک عده از رشته ها زراعت غیر ممکن میباشد. تقریباً در تولید بیشتر میوه ها و بذر ها وجود زنبور عسل برای گرده افشانی از واجبات کار است. باغ سیبی که زنبور عسل بدان دسترسی نداشته باشد، 5 تن محصول در هکتار میدهد و اگر در فصل شگوفه چند کندو در داخل آن قرار داده شود، محصولش از 50 تن در هکتار تجاوز میکند. هر هکتار باغ گلابی بدون زنبور عسل 6 تن محصول میدهد ولی با گذاشتن 5 کندو با جمعیت های قوی در داخل آن مقدار محصول میتواند به 80 تن در هکتار برسد. سایر میوه ها نیز چنین تناسبی از خود نشان میدهند.

        آزمایش های انجام شده وسیله نویسنده در سال 1350 خورشیدی در دشت گرگان نشان داده که بذر گل آفتاب گردان (آفتاب پرست) بدون وجود زنبور عسل %70 بی مغز و پوک ولی با گذاشتن سه کندو پر جمعیت در هکتار مقدار پوکی آن تا %3 تقلیل یافته و %97 دانه ها آفتاب گردان مغز دار بوده اند. این است شاهکار زنبور عسل در کمک به ازدیاد محصول های زراعتی به همین دلیل هم در تمام کشور های جهان همه فعالیت میکنند تا بر تعداد جمعیت ها و مخصوصاً جمعیت های قوی و فعال خود بیفزایند.

        فعلاً 50 ملیون جمعیت زنبور عسل در جهان وجود دارد که به وسیله 5/6 ملیون فرد  زنبوردار نگهداری شده و سالانه 000/600 تن عسل میدهند. هرگاه تعداد متوسط زنبور های هر جمعیت را 35000 عدد فرض کنیم. تعداد تک، تک زنبور های عسل جهان 500 برابر تعداد انسان های میشوند.

        مقدار متوسط محصول هر جمعیت در کشور های مختلف متفاوت بوده و همیشه با سه عامل زیر بستگی دارد:

1- آب و هوا: که خوبی و بدی آن روی وجود یا از بین رفتن گلها و شهد موجود در آن ها اثر میگذارد. نقاط خوش آب و هوا میتوانند انواع گل ها را پرورش دهند و در نتیجه برای زنبورداری مساعد باشند ولی نقاط بد آب و هوا مثل اغلب بیابان ها فاقد گل و گیاه بوده و زنبورداری در آن جا غیر ممکن است.

2- نژاد زنبور ها: انتخاب نژاد خوب و پر محصول مقدار در آمد زنبوردار را بالا میبرد و نژاد های بد میتوانند در پر گل ترین منطقه قرار داشته باشند و با وجود این دلیل تنبلی و کار نکردن باعث ورشکستگی زنبوردار گردند.

3- آشنایی با فن: اساس و پایه کار است و برای یاد گرفتن آن باید هم به کتاب ها و نوشته ها مراجعه نمود و هم مدتی پیش متخصصین فن کار آموزی کرد.

        در کشور های اروپایی هر کندو بطور متوسط (متوسط کشور) 10 کیلو گرام عسل میدهد و این مقدار در کشور های که در دو قاره جدید یعنی امریکا و استرالیا قرار دارند بین 20 تا 40 کیلو گرام و در نقاط پر گل تا 90 و 140 کیلو گرام و حتی 180 کیلو گرام بالا میرود. در کشور های سوسیالیستی وضع طوری ترتیب داده شده که هر گارکر میتواند 100 کندو را نگهداری نماید. در انگلستان و آلمان یک کارگر 200 و در استرالیا 300 و در کشور های متحده امریکا 1000 کندو زنبور عسل را سر پرستی میکند. در امریکا به علت گران بودن مزد کارگر تمام کار ها میخانیکی انجام میشوند.

        همان طوری که در بالا نیز ذکر شد، در قاره های جدید مقدار محصول هر جمعیت خیلی بیشتر از قاره های قدیمی است در عوض تعداد جمعیت ها به نسبت هر کیلو گرام متر مربع خاک در قاره های قدیمی زیادتر میباشد.

 

فصل دوم

کندو چیست

        کندو محلی است که زنبور ها در آن تولد یافته، کار کرده، خواهران و برادران خود را پرورش داده و مواد غذایی لازمه را در آن انبار و ذخیره میکنند. خلاصه آن که کندو خانه زنبور عسل است. دو نوع کندو وجود دارد:

1- کندو ها با قاب های ثابت یا کندوی محلی:

        انواع و اقسام آن در شهرستان ها و دهات ایران دیده میشوند. شان ایشان به بدنه کندو چسپیده و در نتیجه غیر قابل باز کردن و کنترول میباشند. این نوع از کندو ها از هزاران سال پیش در کشور ما وجود داشته و هنوز هم با همان وضع و ساختمان ابتدایی در بیشتر دهات ایران به تعداد فراوان دیده میشوند. در کندوی با قاب های ثابت، هرگاه بیماری کوچک و بی اهمیتی بروز نموده و حتی اگر فقط غذای کافی نداشته باشند، به علت ثابت بودن شان ا و در غیر قابل کنترول بودن وضع داخلی آن ها، جمعیت مزبور محکوم به مرگ و نابودی است. به همین دلیل هم در زنبورداری اقتصادی امروزه جایی برای این نوع از کندو ها وجود نداشته و فعلاً در حال از بین رفتن هستند. انواع کندو های این دسته قرار ذیل است:

الف: کندو های تنه درختی:

        عبارت از قسمتی از تنه درخت بطول تقریبی یک متر است که داخلش را خالی و دو طرفش را با تخته و گل مسدود نموده اند. در وسط کندو های تنه درختی نقطه ای را برای ورود و خروج زنبور ها سوراخ میکنند. از این نوع از کندو ها در مناطق جنگلی شمال ایران مثل گیلان و مازندران و گرگان زیاد دیده میشود. شکل (1)

 

شکل (1) کندوی تنه درختی

 

 

ب: کندو های گلی:

        به شکل استوانه ایی و مانند کندو تنه درختی بوده ولی از گل رس خام یا پخته درست شده اند. قطر این استوانه ها حد اقل 30 سانتی متر و طول شان حدود یک متر است. از این کندو ها امروز در دهات اطراف اصفهان و همچنین نواحی بختیاری دیده میشوند. شکل (3)

 

شکل (3)

ج: کندو های سبدی:

        مانند شبکه ای از تخته های کم عرض ولی طویل به طول و قطر کندو های گلی درست شده اند. در حوالی خوانسار از این نوع کندو ها نسبتاً زیاد دیده میشوند که فعلاً بسرعت در حال از بین رفتن بوده و بتدریج وسیله کندو های جعبه ای (باقابهای متحرک) جانشین میگردند. شکل (2)

 

شکل (2) کندوی سبدی

د: کندو های کوزه ای:

        این نوع از کندو ها از دو کوزه ای تو در تو (به داخل یک دیگر) درست میشوند. کوزه جلوی معمولاً محل تخم گذاری ملکه بوده و کوزه عقبی جای جمع آوری عسل است. کندو های کوزه ای بیشتر در شهر های کردستان و کرمانشاهان وجود داشته و هنوز هم مورد استفاده میباشند. محصول عسل در این کندو ها بسیار محدود است و هرگز از 8- 6 کیلو گرام در سال تجاوز نمیکند. کندو های کوزه ای همانطوری که در شکل سوم هم دیده میشوند معمولاً در دیوار اطاق و خانه یا حتی دیوار جداگانه کنار یک باغ محبوس هستند.

 

هـ: کندو های کدویی:

        از این کندو ها در خراسان یعنی اطراف اسفراین وجود دارند. هر کندو عبارت کدویی است که داخلش را خالی کرده اند. کندو کدویی هم مثل کندوی کوزه ای در دیوار جایگذاری میشود. شکل (4)

 

شکل (4) کندوی کدویی

 

2- کندو های با قاب های متحرک:

        در ایران آن را کندو های جعبه ای یا کندو های فرنگی مینامند. جنس آن ها از تخته است. ولی به تازه گی نوع پلاستیکی آن نیز به بازار های جهانی از جمله به ایران وارد شده است. کندو جعبه ای قابل باز کردن بوده بنابر این به هنگام لزوم میتوان قاب هایش را بیرون آورده کنترول و در صورت لزوم به جمعیت کمک کرد. این نوع کندو ها تشکیل میشوند از یک جدار که مثل جعبه از چهار تخته یا دیوار درست شده، یک کف و یک سقف. در جلو آن سوراخی به ارتفاع 7 ملی متر و طول 10 سانتی متر به نام سوراخ پرواز وجود دارد که زنبور ها از آن جا به خارج و داخل رفت و آمد میکنند. شکل (5).

 

1

3

4

 

6

 

 

 

5

 

 

7

 

 

 


2

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


4- قسمت های مختلف یک کندوی جعبه ای 1- سقف 2- سر پوش 3- طبقه دوم یا اطاق عسل 4- قاب ها 5- طبقه پائین 6- سوراخ پرواز 7- تخته پرواز.

 

 

سوراخ پرواز            برش شان ها      برش جدار تخته ای کندو

 

 

برش جلو عقبی یک کندوی جعبه ای با زنبور ها و شان  های زیر وصل به سوراخ پرواز تحتانی به عرض 8 سانتی متر به جدار کندو میخ شده که زنبور ها هنگام باز گشت رویش فرود آمده و از آن جا از راه سوراخ پرواز به داخل کندو میروند. این فرود گاه زنبور ها، تخته پرواز نامیده میشود. در داخل هر کندو 10 عدد قاب چوبی با شان بافته شده از موم آویزان است که نه تنها از کف کندو فقط 2 سانتی متر فاصله دارد. خوبی بزرگ کندو های پلاستیکی در کمی وزن آن ها است. وزن یک کندوی سه طبقه چوبی خالی 18 کیلو گرام و از کندوی پلاستیکی 2.5 کیلو گرام است. شکل (7)

 

شکل (7) نمای از یک کندوی خارجی با قاب های متحرک

 

        برای بدست آوردن شان ها باید دیواره ای را داخل کندو آویزان نمود. زنبور ها دیواره را بافته و تبدیل به شان یا قاب بافته شده میکنند. به منظور نشان دادن فرق بین قاب، دیواره و شان آن ها را به طریق زیر تعریف میکنیم:

قاب: قاب عبارت از چهار چوبی است مثل قاب عکس، که از 4 تخته باریک میخ شده به هم درست شده و بزرگی آن ها در انواع مختلف کندو ها با هم فرق دارند.

دیواره: دیواره عبارت از یک قاب درست شده است که داخلش سیم دوزی گشته و یک صفحه مومی قالب زده (شکل 8) به آن چسپانیده اند. برای درست کردن دیواره صفحه مومی را روی تخته موم دوز (شکل 10، 11 و 12) گذاشته و قاب سیم دوزی شده را روی همه آن ها قرار میدهیم. آن گاه سیم را به وسیله چرخی به نام چرخ موم دوز به داخل صفحه مومی باید فشار داد تا سیم به داخل موم فرو رفته آن ها را به یکدیگر خوب بدوزد. شکل (8).

 

شکل (8) ورقه مومی قاب زده یا موم پرچ شده

 

        برای این که هنگام کار موم به موم دوز نچسپد، باید موم دوز را در داخل آب جوش گذاشت.

شان: یا قاب بافته شده عبارت از دیواره است که زنبور ها رویشان کار کرده و حفره ها یا سلول 6 ضلعی به تعداد زیاد و به عمق حدود 18- 12 ملی متر برای ذخیره کردن عسل و گرده گل یا برای تخمگذاری ملکه در داخلشان درست کرده اند. شکل (9).

 

شکل (9) نمای از

شان و نمای داخلی

کندو (ایجاد حفره

بوسیله زنبور ها)

 

 

قسمت بالای این صفحه مومی را به وسیله کمی موم ذوب شده که آن را با یک قاشق فلزی در محل تماسش با چوب میریزیم به همدیگر متصل میکنیم. عین همین کار را با قسمت های چپ و راست ورقه انجام داده و آن ها را نیز به چوب قاب میچسپانیم. چسپانیدن قسمت پائین صفحه مومی به قاب لزومی ندارد. معمولاً زنبور ها خود شان این کار را به عهده میگیرند.

        همانطوریکه که پیش از این هم گفته شد، بافتن دیواره و تبدیلش به شان بافته شده کاری است که به عهده ای زنبور ها میباشد و آن هم تنها گاهی برای شان امکان پذیر است که در طبیعت گل و شهد و گرده به حد و فور وجود داشته باشد (بهار). شان بافته شده انبار ذخیره عسل و گرده گل زنبور ها است که از این ها هم گذشته سلول های آن محل تخمگذاری ملکه و رشد و نموی لارو ها میباشد.

 

مته یا سوزن سیم دوز

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دیواره (قاب موم کشی شده)

 

 

 

        در اوسط بهار که از طرفی تعداد زنبور های کندو خیلی زیاد شده و احتیاج به جای بیشتر در کندو دارند و از طرف دیگر ملکه قسمت اعظم سلول های موجود در شان ها را با تخم هایش پر کرده و فقط جای کمی برای ذخیره کردن عسل باقی میگذارد. به منظور این که به جمعیت مکان و جای بیشتری در داخل کندو برای ذخیره کردن عسل بدهیم، روی کندو خود یک و نیم طبقه یا یک طبقه کامل به نام اطاق عسل یا طبقه دوم میگذاریم (شکل 4 و 6). زنبور ها در گرمای مناسب هوا و فصل و محیط پر گل به سرعت این طبقه را با عسل پر میکنند ساختمان طبقه بالای کندو اگر یک طبقه کامل باشد، درست مثل طبقه پائین است با این تفاوت که دیگر کف و سقفی نداشته و تنها از یک جعبه 4 جداری و 10 قاب تشکیل میگردد، ولی اگر نیم طبقه باشد، چنانکه از اسمش نیز پیداست، ارتفاع جدار یا چهار دیواره هایش معادل نصف ارتفاع جدار طبقه پائین بوده و در نتیجه بلندی قاب هایش نیز برابر نصف قاب های طبقه پائین میباشد. ولی باز هم تعداد قاب های آن 10 عدد است.

        فاصله قاب ها با جدار کندو از هر طرف نیم سانتی متر باید حساب شود. انواع کندو های بین المللی با قاب های متحرک که در ایران نیز رایج اند، قرار ذیل میباشند:

- کندوی دادانت که قاب های آن به طول 435 و عرض 300 ملی متر است.

- کندوی لانگستروت با قاب های به طول 441 و عرض 233 ملی متر.

- کندوی نورمال که طول قاب هایش 370 و عرض آن 223 ملی متر است.

        کندوی نورمال برای اولین بار به وسیله نویسنده در سال 1345 از آلمان به ایران آورده شد و دارای مزایای است که دو نوع دادانت و لانگستروت فاقد آن اند. نوع دیگری از کندو های جعبه ای در اردبیل و اطرافش رواج دارد که در سال 1304 به وسیله یک مهاجر ایرانی از کشور اتحاد جماهیر شوروی به اردبیل آورده و مورد استفاده قرار گرفت. کندو های مزبور گو این که هم اکنون نیز در اردبیل و اطرافش مورد استفاده اند ولی فاقد هر نوع ارزش بین المللی میباشند. ارجحیت کندو های جعبه ای بر کندو های محلی در این است که در صورت کمی جا به راحتی میتوانید یک یا دو طبقه و حتی بیشتر روی آن ها اضافه نموده و به راحتی مسئله کمبود جا را حل کنید. در صورت که این موضوع در کندو های محلی عملاً غیر قابل حل کردن است. از این ها گذشته همان طوریکه پیش از این هم گفته شد، هر وقت اراده کنید، میتوانید در کندوی جعبه ای را باز کرده و شان هایش را با دست از داخل آن بیرون آورده و کنترول نمایید و اگر لازم شد به جمعیت آن کمک کنید بدون این که به زنبور ها و شان هایشان و کوچکترین آسیبی برسد. ولی در کندو های محلی مرگ و میر جمعیت ها و کم و زیادی محصول مطلقاً به طبیعت واگذار شده و اراده ای انسان در ازدیاد محصول با نجات زنبور ها اصلاً مؤثر نبوده و نمیتواند هم باشد چون کنترول از قسمت داخلی کندو های محلی نمیتواند داشت.

 

 

فصل سوم

وسایل کار

        در زنبورداری هم مثل اغلب فنون، برای آسانتر نمودن کار و بهتر کردن نتیجه و بالا بردن مقدار محصول و به خصوص بی خطر کردن تماسی را که ما اجباراً با زنبور ها باید داشته باشیم، یعنی محافظت در مقابل نیش زنبور عسل، به وسایل محافظوی احتیاج داریم که ما در این جا به شرح لازمیترین آن ها میپردازیم:

1- کلاه و توری:

        برای جلو گیری از نیش زدن زنبور ها، باید همیشه قبل از شروع کار با گذاشتن آن به سر، مانع دسترسی و نیش زدن زنبور ها به سر و صورت شد. شکل (16)

 

 

شکل (16) نمای از کلاه زنبورداری هنگام کار کردن با زنبور ها

 

2- دستکش:

        در اویل کار استفاده از آن لازم میباشد. ولی بهتر است آن را کم کم و به تدریج کنار گذاشت تا دستها با نیش خوردن دائم مصؤنیت پیدا کنند زیرا همیشه کار کردن با دست خیلی بهتر و آسانتر است تا با دستکش. در ایران از دستکش های لاستیکی استفاده میشود که اصلاً کار صحیحی نیست. باید از دستکش های چرمی ارزان قیمت با آستین پارچه ای کش دار استفاده کرد. شکل (17)

 

 

شکل (17) نمای از یک دستکش چرمی زنبورداری

 

3- دودی:

        که وسیله ای است برای دود دادن به کندو و آرام کردن زنبور ها، همیشه به محض باز کردن کندو کمی دود به داخل آن بدمید ولی هرگز در این کار زیاده روی نکنید که باعث عصبانیت زنبور ها میگردید. انواع دودی ها عبارتند از: دستی، دهنی، فنری و بعلاوه دودی بطری دار که اخیراً به بازار آمده است. شکل (18،19)

 

شکل (18و 19) ماشین های برقی و ماشین های دستی دودی.

 

4- اهرم:

        وجودش در همه زنبورداری ها بسیار لازم است. با اهرم سر کندو ها را باز میکنند و قاب های داخل کندو را برای بیرون آوردن از کندو از یکدیگر جدا نموده و سر انجام با اهرم کندو را پاک و تمیز میکنند.

 

 

 

5- کاردک:

        برای تمیز کردن کف و جدار کندو از موم ها و بره موم های اضافی لازم است.

 

 

6- سیم گالوانیزه:

        برای سیم کشی کردن قاب ها بکار میرود.

 

 

7- تخته موم دوز:

        برای این که موم قالب زده و قاب سیم کشی کرده را به منظور دوختن روی آن قرار دهند.

 

 

8- موم دوز:

        که از یک چرخ دندانه دار درست شده و با فشار دادن آن بروی سیم قاب، سیم به موم دوخته شده و دیواره درست میشود. باید همیشه روی تخته موم دوز یک پارچه تر شده گذاشت و بدو رویش ورقه موم قالب زده و قاب سیم کشی شده را قرار داد تا هنگام فشار دادن سیم روی موم مانع چسپندگی موم به تخته موم دوز گردد. این پارچه را هر دفعه پس از دوختن یک قاب با موم باید دوباره تر کرده و باز روی تخته موم دوز پهن کرد.

 

 

9- ظرف غذا خوری:

        از یک قاب کامل درست شده که نصف ارتفاع دو طرف آن را با فایبر غیر قابل نفوذ آب محدود کرده اند داخلش هم باید کمی سریشم ریخته چند روزی گذاشت تا خوب خشک شود و آب و شربت نتواند از منافذ عبور کند (شکل 25)           ظرف غذا خوری بکار تغذیه ای بهاره و پائیزه زنبور ها میخورد.

 شکل (25) ظرف غذا خوری

 

10- برس نرم:

        برای ریختن زنبور ها از روی قاب به داخل کندو استفاده میشود.

 

11- یک جعبه بزرگ:

        که در داخلش حد اقل پنج عدد قاب جا بگیرد. جعبه مزبور باید طوری درست شده باشد که زنبور ها به هیچ وجه نتوانند به داخلش نفوذ کنند. از این جعبه ها برای عسلگیری و برداشت محصول استفاده میشود. بدین طریق که قاب های پر از عسل را پس از برداشتن از کندو، بلافاصله به داخل همین جعبه ها انتقال داده و درش را بسرعت میبندند تا مورد حمله زنبور ها قرار نگرفته و آن ها تحریک به غارت نشوند چون شروع غارت در هر زنبورستان بسیار خطرناک است.

12- قفسه ای بزرگ ملکه:

        به طول 12 و عرض 8 سانتی متر بشکل قاب کوچکی که یک طرفش با تور سیمی گرفته شده و سمت دیگرش باز است. در هر گوشه اش یک میخ سر بریده کوبیده شده (شکل 26). این قفسه بکار تعویض ملکه در پائیز میخورد.

 

شکل (26) قفسه بزرگ ملکه     شکل (27) طرز استفاده از پر غاز

 

13- چنگال مخصوص عسل:

        برای کندن موم سر شان های پر از عسل هنگام برداشت محصول، (                   ) وقتی که زنبور ها سر سلول های پر از عسل در شان ها را با موم بسته باشند.

 

 

 

 

14- اکستراکتور:

        برای بیرون آوردن عسل از داخل شان ها با استفاده از قوه گریز از مرکز است. اکستراکتور ها دو نوع اند: دستی و الکتریکی (برقی). ظرفیت آن ها نیز متفاوت بوده و همیشه اکستراکتور های الکتریکی ظرفیت بیشتری دارند. اکستراکتور های دستی معمولاً 4 یا 6 حد اکثر 8 عدد قاب میگیرند در صورتی که ظرفیت اکستراکتور های الکتریکی میتواند از 16 تا 24 قاب نیز تجاوز کند. خوبی اکستراکتور های دستی در قابل استفاده بودنش در هر یک از دهات بدون برق و حتی صحرا ها و مزارع و جنگل ها میباشد و حال آن که اکستراکتور برقی تنها در نقاطی که برق دارد قابل استفاده است. (                              ).

 

 

15- موم بُر:

        که از یک فلز دایره وی شکل و لبه تیز درست شده، دارای دسته چوبی است که میتواند در داخل دسته به دور مرکزش بگردد. با فشار دادنش روی صفحه موم قالب زده و چرخاندنش روی آن، صفحه مومی را به اندازه های دلخواه میبرد. برای مستقیم بریدن موم ها میتوان از خط کش استفاده کرد. (شکل 30).

 

 

 

فصل چهارم

نژاد های زنبور عسل

مطالعه قشر های مختلف زمین و سنگواره های پیدا شده، نشان میدهند که زنبور عسل خیلی زودتر از انسان روی زمین زنده گی میکرده و موطن اصلیش هم حدود اروپای مرکزی و جنوبی بوده است.

        پس از پیدایش انسان از آن جا به نقاط مختلف رفته و انتشار یافته. به قاره امریکا بوسیله مهاجرینی که به آن جا سفر میکردند، حمل و سپس ازدیاد یافت. به طور کلی زنبور ها به چهار نوع و هر نوع به چندین نژاد تقسیم میگردند:

1- زنبور هندی Apis Indica           A.   Cerana

2- زنبور درشت Apis Dorsata

3- زنبور ریز Apis Florea

4- زنبور عسل (معمولی) Apis Mellifca

 

1- زنبور هندی Apis Cerana – Apis Indica:

        کمی کوچکتر از زنبور عسل معمولی بوده و از زنبور ریز درشت تر است. قد کارگر 13 ملی متر میباشد. در هندوستان، چین و جاپان وجود داشته کندویش را با چند شان مومی موازی با هم درست میکند و از این لحاظ به زنبور عسل معمولی شباهت دارد. سلول های را که با موم در روی شان ها درست مینمایند، از سلول های زنبور عسل کوچکتر اند.

 

2- زنبور درشت Apis Dorsata:

        در هندوستان، چین زنده گی نموده بزرگترین نوع زنبور عسلی میباشد که تا کنون شناخته شده است. قد کارگر هایشان حدود 19، ملکه 23 و نر فقط 17 ملی متر است. به حالت وحشی زنده گی کرده در زیر شاخه های درخت شانش را میچسپانند. این زنبور ها فقط یک شان درست میکنند که طول آن تا 170 و عرضش تا 120 سانتی متر هم میرسد. قد بزرگ و ظرفیت حمل عسل بیشتر این نوع باعث شد که پرورش دهنده گان زنبور عسل به فکر خانگی کردن آن بیفتند. ولی هیچ یک از آزمایش های انجام شده برای این منظور به نتیجه مثبتی منتهی نشده اند. زیرا این زنبور ها فقط در هوای آزاد قادر به زنده گی بوده و تمایل زیادی به مهاجرت از خود نشان میدهند. به دلیل این که سالانه چند بار از نقطه ای به نقطه ای دیگری کوچ مینمایند، خاصیت مهاجرت دائمی آن ها مانع ثبات و خانگی شدن شان میگردد. زنبور های درشت قادر به تحمل هوای سرد زمستانی مناطق بری نیستند.

 

3- زنبور ریز Apis Florea:

        از همه زنبور ها کوچکتر بوده و قد کارگر هایشان حدود 8 سانتی متر، نر تقریباً 12 و ملکه آن 14 سانتی متر است. تنها یک شان درست میکنند که مثل زنبور های درشت به زیر شاخه ای درخت میچسپانند. به حالت وحشی در هندوستان و جنوب ایران (جیرفت) وجود دارند. به قرار اطلاع، از این نوع زنبور ریز تا حدود اهواز و آبادان هم دیده شده است. نویسنده چند جمعیت از این نوع زنبور ها را از جیرفت با خود با طیاره به تهران و از آن جا به کرج به تصور خانگی کردن شان انتقال داد ولی با وجود گرم بودن هوا (فصل تابستان) نتیجه ای نگرفت زیرا به هیچ وجه علاقه به اقامت در کندو از خود نشان نمیدادند. زنبور های ریز ملیپون Melipon که در جزیره ماداگاسکار زنده گی کرده و نیش ندارند نیز متعلق به همین نوع از زنبور ها میباشند. مقدار عسلی که هر جمعیت از این زنبور ها سالانه میتوانند جمع آوری کنند حدود 4 کیلو گرام است.

4- زنبور عسل (معمولی) Apis Mellifica:

        همان زنبور عسل معمولی است که فعلاً آن ها را در دهات و شهر ها برای تولید عسل در کندو ها نگهداری میکنند. درازی قد کارگر های شان حدود 15 ملی متر و ملکه 25 ملی متر است. عادتاً چند شان درست میکنند که فاصله وسط یک شان تا وسط شان مجاور 35 ملی متر یا 3.5 سانتی متر است. زنبور عسل معمولی به نژاد های مختلفی تقسیم میشود. موضوع این که برای زنبورستان چه نژادی را باید انتخاب کرد که بالاترین محصول عسل را بدهد، مسئله ای است که تا کنون جواب صحیح به آن داده نشده است. آزمایش های انجام یافته با نژاد های متعدد در آب و هوای متفاوت نتایج مختلف داده اند. بطوری که از مجموعه آن ها نتیجه بخصوصی نمیتوان گرفت که به اتکا آن، نژاد معینی را به همه و برای همه جا توصیه کرد. ولی از تمام همان آزمایش ها یک نتیجه کلی گرفته شده و آن این که (بهترین زنبور عسل در هر منطقه زنبور های بومی همانجا هستند مشروط به این که به طریق علمی در بهتر کردن نژاد و محصول و فعالیت شان کار شده باشد). بطور کلی خواصی را که از یک نژاد خوب باید انتظار داشت عبارتند از:

1- آرام باشند و نیش نزنند.

2- پر محصول باشند.

3- بچه اندازی لازم (نه کم نه زیاد) بدهند.

4- گل های شهددار را بسرعت پیدا کنند.

5- در مقابل امراض مقاوم باشند.

6- مصرف عسل زمستانی آن ها کم باشد.

7- رشد سالانه شان را هر چه زودتر (حتی اواخر زمستان) شروع کرده و خیلی سریع به حد اکثر رشد شان رسیده و به علاوه مدت زیادی در حد بالای رشد باقی بمانند.

 

 

جدول ( 1) اندازه بدن چهار نوع زنبور عسل اصلی جهان:

نژاد

کارگر

نر

ملکه

زنبور عسل معمولی Apis Mellifica

15

20

20

زنبور عسل هند Apis Indica

13

؟

؟

زنبور درشت Apis Dorsata

19

17

23

زنبور ریز Apis Florea

8

12

14

 

        مهمترین نژاد های زنبور عسل معمولی (Apis Mellifica) عبارت اند از:

1- زنبور عسل اروپای مرکزی A. M. Carnica یا کارنیولان یا زنبور خاکستری:

        موطنش اتریش، یوکسلاوی و تا اندازه ای هم مجارستان یعنی بطور کلی جنوب کوه های آلپ و شمال شبه جزیره بالکان است. این زنبور ها بسیار آرام بوده و به ندرت نیش میزنند. خاصیت خوب آن ها این است که در اوایل بهار قدرت رشد زیادی دارند بطوریکه خیلی زود قوی شده و از گلها درختان میوه مقدار زیادی عسل جمع میکنند. این نژاد قسمت اعظم زنبور های آلمان غربی و اتریش و یوکسلاوی و مجارستان را تشکیل میدهد. رنگ شان خاکستری است و بسیار آرام و راحت روی قاب های شان مینشینند. معمولاً کم بچه داده و در عوض محصول زیادی میآورند. به غذای زمستانی نسبتاً کمی احتیاج دارند. با آب و هوا های مختلف خود شان را خوب تطابق میدهند.

2- زنبور سیاه Apis Mellifica Mellifica:

        اصلشان از اروپای جنوبی است ولی فعلاً در فرانسه، سویس، هالند، بلژیک و تا حدی هم در انگلستان وجود دارند. از انگلستان و هالند به امریکا حمل شده ولی امروزه در همه جا به وسیله زنبور های ایتالیاوی جانشین میشوند. رنگ بدن شان سیاه است از لحاظ فعالیت به پای زنبور های ایتالیاوی نمیرسند. در اوایل سال رشد شان کند بوده در عوض وقتی که در تابستان به حد اکثر رشد شان رسیدند، مدت زیادی قوی باقی میمانند. در زمستان به غذای نسبتاً زیادی احتیاج دارند.

3- زنبور ایتالیاوی Apis M. Ligustica:

        اصل این نژاد از شبه جزیره ایتالیا است، رنگ شان زرد تا خیلی زرد است. رشد زود رس نژاد کارنیکا یا کارنیولان را در اوایل بهار ندارند. همه ساله در اوسط بهار به حد اکثر رشد شان میرسند ولی وقتی که به بالاترین حد رشد شان رسیدند، بقیه بهار و تمام تابستان و حتی اغلب قسمت اعظم پائیز (خزان) را نیز در همان قدرت باقی میمانند. زمستان های سرد را نمیتوانند تحمل نمایند. به همین دلیل نتوانسته اند به شمال اروپا و کشور های اسکاندیناوی راه پیدا کنند، در عوض در مقابل تابستان های گرم مقاوم اند. بطوریکه در کشور گرمی مانند اسرائیل توانسته اند خود را بخوبی تطابق داده و نژاد اصلی این کشور را تشکیل دهند. بسیار فعال اند و به غارت کندو های ضعیف تمایل نشان میدهند. در زمستان به عسل نسبتاً زیادی احتیاج دارند. روی قاب ها آرام مینشینند و کم نیش میزنند بعلاوه بچه و بره موم هم کم میدهند.

4- زنبور قفقازی Apis M.Caucasica:

        موطنشان کوه های قفقاز مرکزی در گرجستان شوروی است. رنگ شان مثل نژآد کارینکا یا کارنیولان خاکستری بوده و اغلب کمی رنگ زرد هم روی بدن شان مشاهده میگردد. بسیار آرامند و از نیش زدن تا سرحد امکان احتراز میکنند. ارجحیت نژاد قفقازی بر سایر نژاد ها در طویلتر بودن خرطوم آن ها است (خرطوم 7 ملی متر) که در نتیجه قادر اند از خیلی از گلها مثل گل شبدر سرخ که شهد آن ها در نقاط عمیق گل ها قرار دارند، نیز عسل جمع کنند و حال آن که زنبور های سایر نژاد ها (خرطوم 6.2 ملی متر) قادر نیستند. معمولاً کم بچه میدهند و خیلی زیاد بره موم به کندویشان میآورند. بطوری که زیادی بره موم اغلب کار کردن با این نژاد را مشکل میکند. مصرف غذا زمستانی شان زیاد است در اوایل بهار رشد شان را شروع کرده و کمی پس از نژاد کارینکا یا کارنیولان به حد اکثر رشد شان میرسند، در تابستان هم در حد اکثر رشد شان باقی میمانند. هوای سرد شدید و طویل زمستان را به زحمت تحمل میکنند.

 

5- زنبور نژاد ایرانی Apis .M. Meda:

        نامی است که Goetze پروفیسور در دانشگاه بن (آلمان غربی) بر روی زنبور های نژاد ایرانی گذاشته است. موطن این نژاد کوه های البرز و ایران مرکزی است. کلمه Meda از سلسه پادشاهان مادی ها که قبل از هخامنشیان در ایران حکومت میکردند، گرفته شده است. بعضی ها همین نژاد را به نام A. M. Persica نیز میخوانند. رنگ بدن شان در قسمت شکم زرد متمایل به قهوه ای تیره و در سه حلقه اول شکم شان سیاه تیره است.

        بسیار نیش زن بوده و تمایل زیادی به بچه دادن دارند. بره موم جمع میکنند ولی نه به اندازه و شدت نژاد قفقازی. مقدار غذای لازم برای مصرف زمستان شان از همه نژاد های نامبرده در بالا کمتر است. از لحاظ فعالیت خوب بوده و در اردبهشت (ماه ثور) و اوایل خرداد ماه (ماه جوزا) به حد اکثر رشد سالانه ایشان میرسند. تمایل به غارت دارند. زمستان های سرد را خوب تحمل میکنند. علت نیش زدن زیاد شان در این است که هیچ نوع فعالیت علمی برای بهتر کردن نژاد شان تا این ساعت بعمل نیامده و زنبور های موجود در روستا های ایران عملاً با زنبور های وحشی فرق زیادی نداشته و تمام حالات آن ها را از خود نشان میدهند. مسلماً اگر زنبور های این نژاد را کمی تحت کنترول دقیق گرفته و چند سالی به تحقیق و انتخاب آن ها بپردازیم، کم کم خواهیم توانست بعضی از خواص بد آن ها از جمله نیش زدن شان را تعدیل کرده و خواص خوب شان را حفظ و یا حتی بهتر کنیم.

 

 

 

6- سایر نژاد ها:

        نژاد های دیگری هم از زنبور عسل وجود دارند که ما در این جا فقط به ذکر نام و منطقه یا کشور فعالیت بعضی از آن ها به منظور آشنایی اکتفا میکنیم. این نژاد ها عبارت اند از:

6- زنبور مصری A. M. Fasciata در مصر و لیبیا.

7- زنبور تونسی A. M. Intermissa در تونس و جزیره سیسیل.

8- زنبور بیابان های صحرا A. M. Sahariensis در رواحه های صحرا.

9- زنبور کاپ A. M. Capensis در افریقا جنوبی.

10- زنبور اسکاندیناوی A. M. Lehzehni در سوئد و نژوژ.

11- زنبور ایبری A. M. Iberi Ca در اسپانیا و پرتقال.

12- زنبور نقره ای A. M. Silvarum در شمال شوروی و سیبری (سایبریا).

13- زنبور نواحی اورال A. M. Acervorum در کوه های اورال شوروی و شمال دریای خزر.

14- زنبور سوریه ای A. M. Syriacaa در سوریه و اردن.

15- زنبور چینی A. M. Sinensis در چین.

16- زنبور چاپانی A. M. Cerana در چاپان.

17- زنبور جاوه ای A. M. Javana در مجمع الجزایر اندونزی (اندونیزیا).

        استرالیا و جزایر گینه ای جدید و نیوزیلاند هم مثل قاره امریکا فاقد زنبور بومی بوده و سال ها پس از کشف شان، بوسیله مهاجرین زنبور عسل به آن جا حمل و ازدیاد گردیده است.

7- نژاد های که از خارج وارد میشوند:

        فعلاً در ایران هر ساله تعداد نسبتاً زیادی ملکه زنبور عسل به نام میدنایت همچنین استارلاین Star line و غیره به وسیله شرکت های زنبور عسل و زنبوردار های بزرگ از امریکا، استرالیا و بعضی از کشور های دیگر وارد میشوند. این ملکه ها هیچکدام شان نژاد بخصوصی نیستند بلکه فقط از مخلوط شدن دو یا چند نژاد طبق فورمول بخصوصی ایجاد میگردند که در اصطلاح علمی آن ها هایبرید یعنی آمیخته مینامند. ملکه های مزبور جفتگیری طبیعی خود را در امریکا انجام داده اند و بر خلاف شایع جفتگیری آن ها به هیچ وجه از راه مصنوعی انجام نمیگیرد. این ها فقط در همان نسل اول خوب و آرام و فعالند در نسل های بعدی نظم توارثی آن ها بهم خورده و اغلب نیش زن و ناراحت و حتی بعضی از اوقات غیر فعال هم میشوند. ازدیاد واردات ملکه های آمیخته به ایران یک خطر جدی برای زنبور عسل نژاد ایرانی است که در صورت ادامه زنبور های اصیل و فعال، همچنین قابل بهتر کردن کشور ایران را از بین خواهد برد. جفتگیری مصنوعی ملکه به کمک ابزار و آلات بخصوصی انجام میگیرد و یاد گرفتن آن کار مشکلی است که فقط به کمک متخصصین که سال ها تجربه و مهارت دارند، انجام میگردد. این کار امروزه تنها در آزمایشگاه ها و برای استفاده تحقیقاتی و به تعداد محدود عملی میشود و اهمیت تجارتی برای عرضه به بازار ندارد. چون جفتگیری دادن ملکه ها بطور مصنوعی و به تعداد زیاد هنوز هم ممکن نیست. اگر هم روزی برسد که جفتگیری دادن ملکه ها بطور مصنوعی و به تعداد زیاد عملی گردد، باز هم به دلایل توارثی هرگز نخواهد توانست اهمیت تجارتی پیدا کند. بدین طریق ملاحظه میشود که این کار فقط در حد تحقیقات و برای بهتر کردن نسل و نژاد زنبور عسل قابل استفاده است نه بیشتر

 

 

فصل پنجم

زنده گی زنبور عسل

        بطور کلی تمام زنده گی زنبور عسل از ساعتی که به صورت تخم از شکم ملکه بیرون آمد تا روز مرگش، به دو قسمت تقسیم میشود: قسمت اول زنده گی در داخل کندو و قسمت دوم زنده گی در خارج از کندو.

1- زنده گی زنبور عسل در داخل کندو: این خود شامل دو دوره است:

دوره اول از تخم تا زنبور کامل. دوره دوم از زنبور کامل تا زنبور قادر به پرواز.

1- از تخم تا  زنبور کامل:

        این قسمت به سه مرحله تقسیم میشود:

الف: مرحله تخم: در سه روز اول به صورت تخم در ته سلول باقی میماند. مدت لازم برای این مرحله در هر سه نوع زنبور موجود در کندو (کارگر، ملکه و نر) مساوی است.

 

ب: مرحله لارو سر باز: در آخر روز سوم، لارو سفید رنگ کوچکی از تخم بیرون آمده در ته سلول هلالی وار، قرار میگیرد که نخست زنبور های مسن و بعداً زنبور های جوان پرستاری و تغذیه آن ها را به عهده میگیرند. مدت لازم برای دوره لارو سرباز نیز برای هر سه نوع زنبور مساوی و شش روز است.

ج: مرحله لارو سر بسته: در ششمین روز، دوره لارو یا نهمین روز پس از خروج از شکم ملکه، کارگران موم ساز، سر سلول ها را با موم قابل نفوذ میپوشانند و بقیه رشد زیر سر پوش انجام میگیرد تا زنبور بصورت یک موجود کامل آن را سوراخ کرده و متولد شود. هوا میتواند از جدار این سر پوش عبور نموده و اکسیجن لازم برای تنفس و رشد لارو ها را در اختیار شان بگذارد.

        مدتی که برای این دوره لازم است، در سه نوع زنبور کندو، متفاوت است و برای ملکه 7، برای کارگر 12 و برای زنبور نر 15 روز میباشد. بنابر این همان طوریکه قبلاً هم گفتیم، مدتی که برای تبدیل یک تخم به ملکه لازم است، جمعاً 16 روز، برای کارگر 21 و برای زنبور نر 24 روز است.

2- از زنبور کامل تا زنبور قادر به پرواز:

        ملکه، چهار روز پس از تولد به سن بلوغ رسیده و از روز پنجم قادر به پرواز است. وی همیشه در خارج از کندو در هوای آزاد جفتگیری میکند. نر ها هیچ کار بخصوصی در کندو انجام نمیدهند. شاید در گرم کردن کندو و لارو ها نقش کوچکی را بازی کنند. مهمترین وظیفه آن ها، آماده بودن برای جفتگیری با ملکه است. زنبور نر 12 روز پس از تولد، به سن بلوغ رسیده و قادر به پرواز و جفتگیری میشود. کارگر ها تا 21 روز پس از تولد قادر به پرواز نیستند. در این مدت کار های متفاوتی را داخل کندو به اقتضای سن شان بعهده میگیرند، به قرار ذیل است:

        پس از تولد نخست مقدار زیادی گرده گل و عسل میخورند تا قوت بگیرند. سپس دو روز اول را بکار تمیز کردن بدن خود و سلول هایشان و همچنین کمک به تمیز کردن هم سن و سالهایشان میپردازند. در این مدت یک جفت غده شیری که در سر شان قرار دارد، فعالیت و ترشح را شروع و ژله ای شاهانه یا شیر را از خود ترشح مینمایند.

        از روز سوم به بعد به تغذیه لارو های که سن شان از سه روز بیشتر است، میپردازند. از روز پنجم پس از تولد که غده های شیری به حد اکثر رشد شان رسیده و نقایص شان رفع شده، وظیفه تغذیه ملکه و لارو های جوانی که سن شان بین 1 تا 3 روز است، را بعهده میگیرند و این وظیفه را تا 12 روز بعد از تولد انجام میدهند.

        از آنچه که گفته شد این نتیجه ای مهم را میگیریم که ملکه فقط به وسیله زنبوران جوانی تغذیه میشوند که سن آن ها بین 5 تا 12 روز است.

 


21

20

19

18

17

16

15

14

13

12

11

10

9

8

7

6

5

4

3

2

1

 

                                      دفاع و پرواز های جهت یابی

 

 

 

                                        موم سازی

 

 

 

 

 

 

                                     تغذیه لارو های جوان و ملکه

 

 

 

 

                                     تغذیه لارو ها مسن

 

                                        نظافت

وظایف مختلفی را که یک زنبور کارگر از روزی که متولد میشود تا روزی که قادر به پرواز به خارج از کندو میگردد به ترتیب در داخل کندو باید انجام بدهد.

        از روز سیزدهم، سه جفت از چهار جفت غدد مومی که زیر شکم کارگر قرار دارند، شروع به ترشح نموده و زنبور های جوان را مجبور به موم سازی میکنند. این کار را تا روز 18 پس از تولد ادامه میدهند. بنابر این باید معتقد شویم که وی تنها پنج روز موم ترشح مینماید و پس از آن غدد مومی آن ها از کار میآفتد.

از روز 19، کارگران جلو سوراخ پرواز و در داخل کندو نظارت رفت و آمد زنبور ها و در صورت لزوم دفاع از آن ها را بعهده گرفته و در ضمن گاهگاهی هم پرواز کوچکی را برای جهت یابی در اطراف سوراخ پرواز و کندو انجام میدهند.

2- زنده گی زنبور عسل در خارج از کندو:

        این مرحله از زمانی شروع میگردد که زنبور قادر به پرواز شده و با مرگش خاتمه میآبد. زنبور ها از روز 21 بعد از تولد، بکار داخلی در کندو ها خاتمه داده و مشغول آوردن بار از خارج به کندو میشوند. کارگران به محض این که قادر به پرواز شدند به چهار دسته نا مساوی تقسیم میگردند.

 

الف: دسته اول:-

        دسته اول به جمع آوری صمغ درختان میپردازند که پس از حمل به کندو و مخلوط کردنشان، جسمی به نام بره موم را بوجود میآورند. بره موم مثل الکول خاصیت مکروب کش و ضد عفونی را دارد. زنبور ها با آن جدار داخلی سلول را خوب ضد عفونی و مکروب کشی میکنند تا نوزادانشان در محیطی آلوده تولد نیافته و در نتیجه بیمار و تلف نشوند ملکه هم قبل از تخم گذاری همانطوریکه قبلاً گفته شد، لول سرش را داخل سلول فرو میبرد تا از وضع داخلی آن مطلع گردد و فقط موقیعی در داخلش تخم میگذارد که مطمئن باشد که سطح داخلی سلول با بره موم ضد عفونی شده و بعلاوه سلول خالی است.

        از بره موم زنبور ها، برای مسدود کردن سوراخ ها و درز ها جدار کندو که قطر شان از چهار ملی متر کمتر باشد و همچنین برای کوچک کردن سوراخ پرواز هم استفاده میکنند.

 

ب: دسته دوم:-

        دسته دوم، آب مورد احتیاج جمعیت را از خارج به داخل کندو حمل میکنند تا به زنبور های جوانی که در داخل کندو مشغول فعالیت بوده و هنوز قادر به پرواز نیستند، آب برسانند. بر علاوه در هوای گرم تابستان، گرمای داخلی کندو را در 35 درجه سانتی گراد ثابت نگه دارند. چون لارو ها فقط در حرارت 35 درجه قادر به رشد و زنده گی هستند. وقتی که هوای خارج از کندو مثلاً به 38 درجه برسد، عده از زنبور ها با خود مقداری آب به داخل کندو آورده و آن را با فشار به صورت ذره های خیلی ریز در هوا پخش میکنند و عده ای هم همراه همین زنبور ها روی قاب ها و کف کندو ایستاده بشدت پر میزنند. این کار حرارت داخلی کندو را مثل کولر آبی (سرد کننده آبی) پائین میآورد و آن را به کمک حس حرارت سنج زنبور ها در 35 درجه نگه میدارد. بدین طریق مانع آن میشوند که حرارت هوای داخل کندو بالا رفته و لارو ها خفه شوند.

 

ج: دسته سوم:-

        دسته سوم گرده گل را به دو پای عقب خود در محلی که آن را به علت فرو رفتگی اش سبد مینامند، به کمک لعاب دهن چسپانده و با خود به کندو میآورد. در کندو آن را داخل سلول مثل عسل ذخیره میکنند ولی بر خلاف سلول عسل هرگز سرش را نمیپوشانند . گرده گل صرف تغذیه نوزادان و زنبور ها میگردد و در تغذیه ای آن ها همان نقشی را بازی مینماید که شیر در تغذیه ای کودکان و گوشت در تغذیه ما میکند. گرده گل دارای مقدار زیادی مواد پروتینی و چربی بوده و به اندازه کافی هم ویتامین های مختلف دارد. شکل (32)

 

شکل (32) زنبور کارگر در حال حمل گرده

 

مواد پروتینی مثل گوشت یا گرده گل در مجاورت هوا خیلی زود خراب و فاسد میگردند. کارگران پس از انبار کردن گرده های گل (که از مواد پروتینی درست شده) در داخل سلول ها آن قدر با سر فشار شان میدهند تا همه هوا از خلل آن خارج گردد. پس از این که 3/2 سلول با گرده پر شد، رویش را با یک قشر خیلی نازک عسل میپوشانند تا سطح آن نیز با هوا تماس نداشته و در نتیجه فاسد نگردد. بدین طریق کارگران مؤفق میشوند که گرده گل را که معمولاً خیلی به آسانی فاسد میشود، مدت ها سالم و قابل استفاده کنسرو کنند. این کار نیز یکی از شاهکار های درک زنبور عسل است.

 

 

 

 

 

 

 

 

                              گرده

طرز ذخیره کردن گرده گل بوسیله

کارگران در داخل شان ها

 

                عسل

 

د: دسته چهارم:-

        دسته چهارم که تعداد شان خیلی بیشتر از جمع سایر دسته ها است، روی گل ها نشسته و شهد آن ها را میمکند و پس از آن که به اندازه کافی شهد در عسل دان شان جمع کردند، به کندو برگشته و آن را داخل سلول ها به همان حالت نارس میگذارند. در شب که تاریکی مانع خروجشان از کندو میشود، همه کارگران چه پیر و چه جوان با هم شهد را از داخل سلول ها مکیده مقدار از آب شان را تبخیر و آن را غلیظ میکنند و پس از آن که تبدیل به عسل رسیده شد، آن را در سلول هایشان برای استفاده ای زمستانی ذخیره مینمایند.

        دو دسته اخیر هنگام جمع آوری گرده و شهد، مقدار گرده گل به بدن شان میچسپد و وقتی که روی گل بعدی برای جمع آوری گرده گل یا شهد مینشینند، گرده های زیادی که روی بدنشان چسپیده بود، ناخود آگاه تعدادی بروی مادگی این گل افتاده و یکی از آن ها ماده گی را بارور نموده تشکیل میوه میدهد و بدین وسیله محصول میوه باغ نیز زیاد میشود.

        در اروپا و امریکا معمولاً باغداران در زمستان با زنبورداران یا اتحادیه های زنبورداری تماس گرفته و از پیش کندو های آن ها را برای روز های که باغ های میوه شان پر از شگوفه است، کرایه کرده و پولی معادل 600 ريال بابت اجاره هر کندو میپردازند. زیرا از نقش مهم زنبور عسل در ازدیاد میوه باخبر اند و خوب میدانند که اگر مثلاً برای باغ میوه 25 هکتاریشان صد عدد کندو اجاره کنند و مبلغ 60000 ريال بپردازند، در عوض زنبور گلهای درختان میوه را گرده افشانی کرده و در نتیجه مقدار میوه ها خیلی زیاد تر شده و از این راه لااقل یک ملیون ريال یعنی 15 برابر پولی که برای اجاره کندو ها پرداخته بودند، اضافه درآمد خواهند داشت. از این گذشته با گرده افشانی وسیله زنبور عسل شکل، رنگ و مزه میوه ها نیز خیلی بهتر میشوند. بنابر این همانطوریکه میبینیم منفعت برنده اصلی از زنبور عسل باغدار ها هستند نه زنبوردار ها.

        وضع زنده گی زنبور های نامبرده چهار دسته، در بالا آن طور نیست که کارگران هر دسته منحصراً کاری را انجام دهند که به عهده آن ها واگذار شده و بس. بر عکس هرگاه یکی از کار ها بطور مؤقت به تعداد زنبور بیشتری محتاج گردد، زنبور های دسته های دیگر کار اصلی شان را رها کرده تا رفع احتیاج به کمک آن ها بپردازند

 

 

طرز ذخیره کردن عسل بوسیله کارگران در داخل شان ها


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در چهارشنبه 1388/10/23 و ساعت 9:13 |

فصل اول

 

طریقه آماده کردن غذا برای گاو ها

طریقه آماده کردن غذا برای گاو های شیری:

تغذیه جیره متوازن :

غذا نسبت به  دیگر فکتور ها عا مل تعین کننده تو لید زیاد و مفاد بیشتر از گاوهای شیری میباشد . تقریبآ 25 فیصد تفا وت در تولید شیر گاو های یک گله مربوط به وراثت و 75 فیصد دیگر مربوط تا ثیرات محیطی میباشد.که  غذا نقش مهمی را در این قسمت دارا میبا شد.به منظور تولید شیر به پیما نه زیاد بهتر است یک پروگرام منظم در قسمت تغذیه  گاو های شیری روی دست گرفته شود.

غذا های گاو های شیری به گروپها ی ذیل علوفه جات ، دانه باب و غذا های مخصوص تقسیم شده است.علوفه  جا ت مشتمل از انواع بیده ، سایلچ ، هیلچ وعلوفه تازه چراگاه بوده که بمنظور تولید بیشتر شیر لا رم است تا کیفیت خوب بر خوردار با شد. دانه باب نظر به مو جودیت مقدار پروتین به گروپها ی دانه باب دارای پروتین کم و زیاد صنف بندی شده اند.ترکیب کیمیاوی غذا ها را میتوان از جدول ترکیب غذا ئی بدست اورد.غذا های مخصوص که برعلاوه علوفه جات ودانه باب دارای پروتین کم و زیاد صنف بندی شده است .ترکیب کیمیا وی غذا ها را میتوان ازجداول ترکیب غذاها بدست اورد. غذا های مخصوص که بر علاوه علوفه جات و دانه باب مورد استفاده حیوان قرارمیگیرد عبارت از یوریا ، انتی تیوتیک ها ، سودیم پرو پیانیست ، سودیم وکلسیم لکتیت وغیره میباشد.

تهیه جیره گاوهای شیری وابسته به عوامل ذیل میباشد:

 

1-   بقدر کافی موجودیت پروتین با کیفیت.

2-   بقدرکافی موجودیت مجموع مواد غذائی قابل هضم یا انرژی .

3-   بقدر کاشفی موجودیت کلسیم ، فاسفورس ، سودیم ، کلورین ، آهن ودیگر مواد معدنی ضروری.

4-   بقدر کافی موجودیت ویتامینها.

5-   بقدر کافی موجودیت تیزاب های شحمی.

 

 

 

بیلا نس نمودن جیره حیوانات شیری

جیره بیلانس شده عبا رت از غذا ئی است که مواد غذائی مورد ضرورت حیوان نظربه مراحل مختلف فزیا لوژیکی حیوان درآن در نظر گرفته شود 0 در سنجش جیره درپهلوی معیار ها واستندرد تغذیه ، بخا طر بیلانس نمودن جیره موجود یت جدول ترکیب غذا ها ضروری میبا شد – در قسمت سنجش جیره علما در ادوار تاریخ یک سلسله کارهی زیادی را انجام داده اند که طور مختصر درباره آنها معلومات ارایه خواهد شد.

معیار تغذیه ولف(WOIFF):

ولف بعد از مطالعات زیاد درسال1896 معیارتغذیه ای را سفارش کرد که متکی به مقدار پروتین قابل هضم ، کاربوهایدریت قابل هضم وشحم قابل هضم میباشد. درین سیستم  برای گاوهای شیری که دارای 1000 پوند وزن زنده باشد مقدار5/24 پوند مواد خشک دارای 5/2 پوند پروتین قابل هضم و5/12 پوند کاربوهیدرید قابل هضم و 4/0 پوند سفارش شده است.

سیستم سکاندنوی:

اساس این سیستم راواحد تغذیه تشکیل میدهد چنانچه یک پوند جو واحد تعین شده است .طور مثال ارزش غذائی واحد کنجاره سائبین یا کنجاره پنبه دانه برای گاوهای شیری 85/0 پوند وارزش غذائی جواری 95/0 پوند تعین شده است . بدین معنی که85/0 پوند کنجاره سائبین یا کنجاره پنبه دانه یا 95/0 پوند جوارزش غذائی دارد.

 

 

سیستم موادغذائی قابل هضم:

اساس این سیستم متکی به مقدار پروتین قابل هضم  کاربوهایدریت قابل هضم وشحم قابل هضم میباشد .

سیستم مقایسوی:

عالم جرمنی thaer درسال 1810سیستم مقایسوی غذا های مختلف راسفارش نمود،موصوف یک جدول را بنام معادل بیده hay eqaivlent ترتیب ودر جدول مذکورمقدارغذا های مختلف را که معادل صد پوند بیده علف چمنی ارزش غذائی داشت درج نمود.

 

چند برنامه غذائی برای گاوهای شیریک:

طبق جد اول مربوطه تغذیه یک گاوشیری که 350 کیلو وزن داشته باشد وروزانه 6 لیتر بدهد ، احتیاج به 5.19 واحد علوفه ای غذا در روز داشته و برای تا مین این منظور میتوان برنامه ای غذای زیر را عملی نمود.

 

سبوس           1 کیلو            0.67             واحد علوفه ئی

 

آرد جو           2 کیلو             2                 واحذ علوفه ئی

 

کنجاره تخم پنبه     0.5 کیلو          0.52           واحدغلوفه ئی

 

رشقه خشک        5  کیلو          2                واحد علوفه ئی

 

 

جمع 15.19 واحد علوفه ئی و 15.8 % پروتین خام

 

دو برنامه غذائی برا ی گاو 400 کیلو  که روزانه 10 لیتر شیر داده و طبق جداول تغذیه این گاو احتیاج به 6.8 واحد علوفه ای غذا در روز دارد.

 

 

 

سبوس                 1 کیلو                               0.67    واحد علوفه ئی

آرد جو                 2 کیلو                               2         واحد علوفه ئی

 

گمچاره                0.5 کیلو                               0.52   واحد علوفه ئی

رشقه خشک          6  کیلو                                 2.4     واحد علوفه ئی

 

کاه  6 کیلو  1.20    واحد علوفه ایی.

 

بیده و دیگرد علوفه جات خشک:

بیده بهترین علوفه درو شده است که برای گاو های گوشتی تغذیه میشود گرچه بمقدار زیاد از دیگر علوفه جات نیز به استفاده بعمل میآید علوفه جات خشک به مقدار زیاد فایبر داشته که در نتیجه سبب پائین آمدن مجموع مواد غذائی قابل هضم میشود. بیده به طور اوسط 28 فیصد ، کاه تقریباً 38 فیصد و کنستریت مانند جواری در حدود 2-3 فیصد فایبر را دارا میباشد خوشبختانه شکمبه گاو گنجایش بیشتر بیشتر را داشته به مقدار زیاد علوفه جات استفاده می نمایند. در شکمبه نشخوار کننده گان میلیون ها مایکرواروگانیزم های از سلولوز و علوفه جات فایبر دار استفاده نموده تیزاب های شحمی مضر تولید مینمایند. تیزاب های مذکور بحث منبع انرجی مورد استفاده حیوانات قرار میگیرد علوفه جات مانند کنستریت به اساس داشتن کاربوهایدریت و مواد نایتروجن دار طبقه بندی میشوند علوفه جات کاربوهایدریتی که درتغذیه گاو های گوشتی مورد استفاده قرار میگیرند شامل علوفه خاندان گندمیان ، کاه دانه باب شته جواری بدون دانه پوست تخم پنبه دانه و تانته جواری میباشد.

 

روشهای نگهداری علوفه خشبی

 

نگهداری علوفه خشبی با کیفیت خوب برای طول فصل زمستان یکی ضرور از فاکتور های ی جهت کسب در آمد بازدهی بیشتر در دامپروری  وکشاورزی است. منظور از نگهداری صحیح علوفه حفظمواد مغذی قابل هضم موجود در علوفه با بازدهی هر چه بیشتراست در دامپروری دو مسله اساسی وجود دارد.

الف. تولید علوفه با کیفیت بالا .

ب. حفظ ونگهداری مواد مغذی موجود در علوفه تا موقعی که حیوان از آ ن استفاده میکند . معمولا به تولید علوفه با کیفیت بالا اهمیت بیشتری داده میشود . شرایط محیطی و اقتصادی رو شهای نگهداری را مشخص میکند ولی در هر صورت ضایعات ظاهری را باید قبول کرد. بابکار بردن اصول وروشهای صحیح بطور قابل ملل حظه ای میتوان از ضایعات علوفه جلوگیری کرد.

مواد مغذی موجود در علوفه در موقع شروع گل دادن ویا قبل ا ز گل دادن در حد ماگزیمم است . باوجود این شرایط محیطی ونوع گیاه مشخص کننده بهترین موقع در واز نظر مواد مغذی است.

 

نگهداری علوفه بروش خشک کردن:

علف خشک: علف خشک عبارت است از علفی که 8-15% رطوبت بیشتری داشته باشد ناپایدار است وتحت تخمیر قرار می گیرد و یا خود بخود درجه حرارت اش افزایش می یابد که میتوان با خارج کردن  اکسیژن موجود از داخل توده علوفه ویا با استفاده از مواد نگهدارنده آنرا کنترول نمود. علوفه که 75-40% رطوبت داشته باشد علوفه پلاسیده نامیده میشود .نگهداری علوفه در صورت خشک بر مبنی خشک کردن به منظوری  متوقف کردن فراینده های بیولوژیکی در علوفه ومحدود  کردن فعالیت میکروار گانیسم هاست . تغیرات شیمیای منجربه اتلاف مواد مغزی با ارزش بطوری اجتناب نا پزیری طی روندی خشک نمودن اتفاق می افتد .بنا براین نگهداری وکار آدر این روش به مقداری زیادی بستگی به سرعت خشک کردن دارد .درو کردن علوفه به منظوری تهیه علوفه خشک بستگی دارد به اپتیمم رشد فزیولوژیکی  وبلوغی علوفه بارندگی سبب طولانی شدن مدت زمانی خشک شدن علوفه در و شده می گردد وسبب میشو د که تعداد دفعات زیر برروکردن علوفه  جهت خشک شدن بیشتر شود، در موقع زیر رو کردن باید دقت کرد که برگ وقسمت های نرم ولطیف علوفه  نریزد . زمانهای  مختلف در و علوفه در ارزش غزای  وقابلیت هضم علوفه اثری زیادی دارد . علوفه های که دیر تر از موقع منا سب برداشت میشوند به علت کاهش قابلیت هضم دیواره سلولی نسبت به گیاهانی که در موقع  مناسب وبا کیفیت خوب برداشت میشوند دارای قدرت انرژی زایی کمتری هستند ،

بنابر این جهت تهیه جیرهای مشابه علاوه بر انرژی وپروتین مقداردیواره سلولی گیاهان را نیز باید در نظر گرفت .

 عواملی که در خشک شدن علوفه تاثیر می گذارند عبارتند از :

الف) حرارت، حرارت حاصل از تابش خورشید سبب تبخیر آب وخشک شدن علف میگردد.

ب) رطوبت ،هرچه رطوبت محیط کمتر بوده وهوای اطراف علف درو شده سریعتر عوض شود علف زود تر خشک خواهد شد. به منظوری کاهش مدت زمان خشک شدن علف را باید هنگامی درو کردکه شبنم روی آن قبلأ تبخیر شده باشد .

پ) باد، وزش باد از یک سو موجب تبخیر آب گیاه میشود واز سوی دیگر اگر شدت بیشتری داشته باشد موجب پراگنده شدن علوفه می گردد.

زمان جمع آوری علف خشک شده:

جمع آوری علف وحمل آن به انبار  باید موقعی  انجام گیرد که رطوبت آن به کمتر از 20 درصد  رسیده باشد. 15 در صد رطوبت مناسبتر میباشد . ساده ترین روشها جهت نتعیین زمان جمع آوری بشرح زیر است:

1 . اگر علف را تاکنیم ساقه ان شکسته واز هم جدا بشود وچنانچه انرا له کنیم رطوبتی حس نشود.

2. مقداری از علف را شکسته ودر یک شیشه می ریزیم و مقداری نمک پودر شده به ان اضافه میکنیم و در ظرف رامی بندیم و انرا صد مرتبه تکان میدهیم تا نمک خوب باعلف مخلوط شود. پس ازآن علف ونمک را خالی می کنیم ، اگر رطوبت علف به حد کافی رسیده

باشد نمک روی علف نمی چسبد وحالت اولیه خود را حفظ می کند.

عوامل مؤثر در تسریع خشک شدن علف عبارتند از :

 

a) پهن کردن علف .

b)  پشت ورو کردن علف (در موقع پشت ورو کردن باید دقت کرد که برگها وقسمتهای نرم ولطیف نریزد)

c)  جمع کردن در عصر .

d)  شکستن ویا له کردن علف.

 

استفاده از مواد نگهدارنده در علوفه خشک :

منظور اصلی در استفاده از مواد نگهدارنده در علوفه خشک، نگهداری علوفه خشک در سطوحی از دطوبت است که اگر مواد نگهدارنده بکار گرفته نشود ممکن است منجربه فاسد شدن از طریق کپک زدگی بشود .در علوفه ای که رطوبت بیشتری داشته باشند جهت حفظ ونگهداری به مدت طولانی از اسید پروپیونیک ومشتق آن یعنی بیس پروپیوناتآمونیوم که فراریت کمتری دارد استفاده  میشود دی اکسید گوگرد وگربنات پتاسیم این مواد برای علوفه خشکی که در حدودی 20% رطوبت دارد به مقداری 12 کیلوگرام در یک تن به طوری یکنواخت در تمام قسمتهای علوفه پخش میشود بکار میروند. خارج کردن رطوبت بااستفاده از حرارت ایجاد شده به خشک شدن علوفه کمک میکند.

 

خشک کردن مصنوعی :

علوفه که بصورت مصنوعی خشک شده باشد بیشتر به صورت مکمل در جیره نشخوار کننده گان مورد مورد استفاده قرارمیگیرد.این گونه علوفه پر برگ وسبز رنگ تربوده وکیفیت بالائی دارد. در مواقعی که وضع هوا مطلونباشد,ممکن است.جمع آوری علوفه دروشده جهت انیارکردن مناسب نباشد,بد ین ترتیب که ازیک طرف رطوبت آن قدر بالاست که اگر انبار بشود علوفه صدمه خواهد دید واگردرمزرعه بماند بر اثر شسته شدن مواد مغذی موجود درآن وبدنبال آن تخمیروکپک زدگی اتفاق خواهد افتاد.درتحت چنین شرایطی الوفه درانبار خشک میشود.دراین روش ضمن بالا بودن ارزش غذائی علوفه عملکرد نیز بالاست دوروش عمده درخشک کردن مصنوعی مورد استفاده قرار میگیرد.دریک روش قستی ازخشک کردن در مزرعه صورت میگیرد سپس تمام علوفه را بصورت بسته بندی در آورده واز جریان هوای گرم عبور می دهند درنتیجه علوفه رطبت اش رااز دست میدهد. تهویه مناسب خصارت تنفسی را به حداقل می رساند ونیز ازحرکت آب بر اثرجبجائی که به علت گرم شدن بوجود میآید از یک بخش از محصول انبار شده معمولا درمرکز آن به بالی علوفه  انبار شده جلوگیر ی می کند.

 

ضرورت مواد غذائی گاو های گوشتی :

غذا در ترکیب مواد غذائی بوده که بعد از عملیه هضم به ساده ترین اجزای تبدیل شده و مورد استفاده حیوان قرار میگیرد. بناً کیفیت غذا وابسته به بلند بودن فیصدی و کیفیت مواد غذائی در غذا بوده که در محاسبه جیره حیوانات از اهمیت زیادی برخوردار میباشد. مواد غذائی از قبیل پروتین ، انرجی ( عمدتاً کاربوهایدریتها و شحمیات ) ، ویتامین ها ، مواد معدنی و آب خیلی ضروری پنداشته میشود.

 

پروتین:

پروتین درجیره گاو های گوشتی بدون در نظر داشت سن یا سیستم تکثری باید بقدر کافی بمنظور نمو ( ازدیاد انساج بدن) ، ترمیم انساج از بین رفته ، نموی موی ، شاخ وسم تهیه و آماده گردد. بطور کل ضرورت پروتین برای نموی گوساله جوان ، گاو حامله وشیرده زیاد میباشد. ضرورت پروتین گاو های گوشتی به اساس مجموع ضرورت پروتین یا پروتین قابل هضم در نظر گرفته میشود. به اساس تجزیه کیمیاوی ، پروتین غذا عبارت از مجموع نایتروجن مرکبات نایتروجن دار در غذا بوده که در اثر معلوم کردن نایتروجن سمپل غذا و ضرب در فکتور 6.25 بدست میاید.( پروتین غذا دارای 16 فیصد نایتروجن است) بناً 100- 16 = 6.25 بدست میاید.

گاو های درصورت گرفتن پروتین بقدر کافی بحد اعظمی تولید مینمایند. طرق تغذیه ، اما ساختن غذا و علاوه کردن مواد تنبه کننده درجیره درمقدار پروتین مورد ضرورت حیوان کدام تغیر وارد نمیکند. کمبود پروتین در غذائی حیوان توسط علاوه نمودن مکمل های پروتین یعنی کنجاره باب توزین گردد. در قسمت تربیه گاو های گوشتی علاوه نمودن مکمل پروتین در جیره وقتی صورت میگیرد که حیوان بقدر کافی از علوفه جات خاندان لیگوم استفاده ننمایند اکثر اوقات علاوه کردن نیم تا یک کیلو گرام مکمل پروتین درجیره درنظر گرفته میشود.

بخاطر اینکه مایکرواورگانیزم شکمبه در نشخوار کننده گان امینو اسیدهای ضروری را تهیه میدارند. ازینرو  کیفیت پروتین (توزین امینو اسید های ضروری ) کمتر در تغذیه گاو های گوشتی نسبت به دیگر صنوف حیوانات مورد بحث قرار میگیرد. پروتین منبع نباتی برای گاوهای گوشتی بطور کل قناعت بخش است. مایکروارگانیزم ها از مرکبات نایتروجن دار غیر عضوی که صرف نباتات از آنها در تشکیل پروتین استفاده مینمایند پروتین بکتریایی را میسازند.

پروتین بکتریائی که در شکمبه تشکیل میشود توام با دیگر مواد عذائی و پروتین غذا که در شکمبه تجزیه نشده به معده و روده های خورد رسیده به امینواسید ها تجزیه میگردد. در حیوانات نشخوار کننده به کمک مایکروارگانیزم ها تشکیل پروتین ازیک تعداد مرکبات نایتروجن دار غیر پروتین از قبیل یوریا و بای یوریت صورت میگیرد در گوساله های جوان نسبت عدم انکشاف شکمبه لازم است از غذاهای دارای پروتین با کیفیت استفاده بعمل آید.

انرجی کاربوهایدرید ها که تقریباً 75 فیصد مواد خشک نباتات را تشکیل میدهد منبع غنی انرجی برای گاو های گوشتی بشمار میرود علاوه از کاربوهایدریتها شحمیات نیز منبع مهم انرجی میباشد. پروتین نباتی در بعضی موارد توسط گاو های گوشتی ، به مقصد تولید انرجی در بدن استفاده میشود. نخستین و مهمترین وظیفه  غذا در بدن پیشبرد ادامه حیات است. اگر غذا بقدر کافی به حیوان میسر نگردد، انرجی مورد ضرورت از اثر تخریب انساج بدن برابر میگردد. این عمل در نتیجه باعث از دست دادن وزن و لاغر شدن حیوان میشود.

قبل از اینکه انرجی مورد ضرورت ادامه حیات تکمیل گردید. انرجی اضافی برای تولید و تکثیر ، تولید شیر، نمو و چاقی حیوان بمصرف میرسد. در حیوان چاق فیصدی پروتین ، مواد معدنی و آب پائین میاید. در حالیکه فیصدی شحم بالا میرود. ترکیب کیمیاوی بدن گوساله در وقت تولد تقریباً دارای 70 فیصد آب و 4 فیصد شحم میباشد. اما در مرحله بعدی بدن گوساله چاق دو ساله تغیرباً 45 – 50 فیصد آب و 30-35 فیصد شحم را در ترکیب کیمیاوی نشان داده است. ذخیره این شحم در بدن در اثر تهیه انرجی زیاد صورت میگیرد.

دراثر فعالیت بکتریا در شکمبه ، گاو ها قادر اند که از علوفه جات بقدر قابل ملاحظه بحیث منبع انرجی استفاده نمایند. ولی تغذیه مقدار زیاد غذاهای حجیم و کم کیفیت و موثریت گرفتن وزن را کمتر میسازد. بدین دلیل غذائی که به مقصد چاقی برای حیوان تغذیه میگردد باید به یک پیمانه قابل ملاحظه دارای کنستریت و دارای پروتین باشد. استفاده از علوفه جات صرف به مقصد ادامه حیات یک منبع انرجی اقتصادی برای گاو های گوشتی محسوب میگردد.

 

مواد معدنی:

گاو های گوشتی متحمل مریضی گوناگون در برابر قلت مواد معدنی و مقدار زیاد فلورین ، سلینم و مولبدنم میگردد. ضرورت مواد معدنی گاو های گوشتی ذریعه جیره مهیا میگردد. بر علاوه سفارش میگردد که ، برای گاو های گوشتی به مقدار فراوان و آزاد نمک آیودین دار و دیگر مخلوط مواد معدنی تهیه و آماده شود. تغذیه آزاد مواد معدنی باعث آن میشود. که حیوان بقدر ضرورت شان هر وقتیکه خواسته باشند از مواد معدنی استفاده نمایند مواد معدنی به دو گروپ زیاد مصرف و کم مصرف تقسیم شده اند. مواد معدنی زیاد مصرف که برای گاو های گوشتی دارای اهمیت زیاد دارند عبارت از نمک ( سودیم و کلورین ) کلسیم ، فاسفورس ، مگنیشیم پتاشیم و سلفر میباشد.

 

نمک:

نمک در همه حال برای گاو های گوشتی آماده و مهیا گردد نمک به شکل پودر ، نیمه پودر یا بقسم کنده به حیوان تغذیه میشود اکثر تربیه کننده گان گله گاو های گوشتی مقدار نمک مورد ضرورت سالانه هر حیوان را 10 کیلو گرام سنجش نموده اند. حیوان جوان ماهانه یکنیم الی دونیم کیلو گرام نمک را وقتیکه از چراگاه باکیفیت و آب دار استفاده نمایند مصرف میدارند.

 

جدول مقدار عناصر در غذا و تأثیرات آن:

صنف

حیوان

عنصر

مقداردر

غذا

ppm

به اساس خشک

(گرام /تن)

مقداریکه

تاثیرات زهری

را بارمیآورد

(ملی گرام /تن

غذا)

گاو

گوشتی

جست(Zn)

آهن(Fe)

منگیزیم(Mn)

مس(Cu)

مولبدنیم(Mo)

آیودین(I)

کوبالت(Co)

سلینم(Se)

50-90

40

30

8.0

1.0

0.5

0.2

0.1

4.5-81.72

36.32

37.24

7.264

0.908

0.454

0.185

0.91

818182

2181819

-

105591

9091

909091

27273

7273

 

تغذیه گاوهای چندین مقصده:

 

تغذیه گاوهای شیری:

 هدف این پژوهش مقایسه کردن اثرات یک جیره لیپوژنیک یا گلوکوژنیک روی تراسیل گلیسیرید های کبد و متابولیت ها و هورمون های متابولیکی در گاو های شیری دراوایل لاکتاسیون می باشد .16 راس گاو شیری هر یک جیره لیپوژنیک یا گلوکوژنیک از 3 هفته قبل از زایش تا 9 هفته پس از زایش تغذیه شدند و در یک محفظه تنفسی از 2 هفته تا 9 هفته پس از زایش قرار گرفتند . تری اسیل گلیسرول کبد بین جیره ها در 2 هفته قبل و 2 هفته پس از زایش برابر بود . در 4 هفته پس از زایش گاو هایی که جیره گلوکوژنیک تغذیه کردند به طور عددی سطوح پایین تر تری اسیل گلیسرول داشتند . روابط منفی بین ابقا انرژی و چربی شیر و بین ابقا انرژی و اسید چرب غیر استریفه کشف شد . ارتباط مثبتی بین ابقا انرژی و غلظت انسولین کشف شد . در کل نتایج پیشنهاد میکند که انسولین یک نقش تنظیمی در تغیر تفکیک انرژی بین شیر و بافت بدن بازی میکند.

نکات عمومی در تغذیه گاوهای شیری:

1- گاوها را بر اساس مرحله شیرواری یا میزان تولید , دسته بندی نموده و بر اساس نیازهایشان تغذیه نمایند .

2- در طول سال از برنامه تغذیه ای که اقتصادی و متعادل شده باشد و بتواند نیازهای حیوان را برآورده نماید استفاده کنید .

3- جهت مصرف حداکثر میزان خوراک اختصاصی , خوش خوراکی جیره مد نظر بوده و برای این منظور از اقلام خوراکی متنوع و با کیفیت خوب استفاده نمایید .

4- دستگاه گوارش گاوها از قسمت های بسیار فعال بدن هستند برای کار بهتر این دستگاه از دادن مواد معین غافل نباشید .

5- دفعات خوراکی دادن به گاوها را تنظیم نموده و مطابق برنامه عمل نمایید.

6- گاوها علاقه خاصی به استفاده از علوفه های تازه و آب دار دارند , در صورت در دسترس و ارزان بودن در تغذیه آن را به کار ببرید .

7- ترکیبات مواد مغذی اقلام خوراکی متنوع و متغیر است . با آنالیز آزمایشگاهی آنها از اجزای مواد مغذی جیره فرموله شده اطمینان حاصل نماید .

8- آب تمیز , سالم و گوارا به صورتی دائمی در اختیار گاوها قرار دهید .

9- شرایط محیطی مناسبی به خصوص در فصول تابستان و زمستان برای گاوها فراهم نمایید.

10- هر گونه تغییری در جیره غذایی را به تدریج به انجام برسانید.

11-  از جیره های مخلوط استفاده کنید ( کنسانتره – علوفه )

12- ضمن خشبی بودن علوفه مصرفی , قلعه های خرد شده علوفه ریز باشد.

13- تدابیر لازم جهت به حداقل رسانیدن تلفات خوراک را به عمل آورید .

14- جهت اطمینان از میزان کافی خوراک مصرفی در جیره , حد اطمینان را مد نظر بگیرید.

15- ضمن اختصاص دادن کارگران دلسوز و وظیفه شناس جهت رسیدگی به تغذیه گاوها , کارگران این بخش را به دفعات عوض نکنید .

16- تغذیه از موارد بودار را در 5/0 تا 2 ساعت قبل از شیر دوشی یا بعد از شیر دوشی به انجام رسانید .

17- علوفه را به مدت طولانی ذخیره ننموده و در موقع مصرف از عدم وجود کپک و قارچ زدگی و اجسام خارجی مطمئن شوید.

18- برای مقابله با عوارض مصرف جسم خارجی احتمالی , مگنت یا آهن ربا به حیوان بخورانید.

19- برنامه مبارزه با انگل ها به خصوص انگلهای دستگاه گوارش را با جذیت پی گیری کنید.

20- در موقع استفاده از جیره های حاوی ذرات ریز یا آردی به منظور بازده بهتر خوراک مصرفی و جلوگیری از ضایعات تنفسی , از مواد خیس کننده و چسباننده نظیر چربی یا ملاس استفاده کنید.

تغذیه گوساله های ماده و تلیسه ها:

          گوساله های ماده وتلیسه ها، باید از تغذیه ی خوبی برخوردار باشند تا بتوانند به عنوان گاو شیری، توان ژنتیکی خود را نشان می دهند. موفقیت برنامه ی پرورش گوساله که تغذیه بخش مهمی از آن است از دو راه ، تاثیر مهمی بر بازدهی تولید در گله دارد. نخست اینکه رشد مناسب گوساله ،تاثیر شایان توجهی بر تولی د آینده ی آن خواهد داشت. دوم آنکه با پرورش تعداد بیشتری گوساله،امکان اعمال برنامه های بهگیزینی شدیدتری وجود خواهد داشت . برنامه ی تغذیه ای و حفظ الصحوی خوب آن است که اقتصادی بوده و به دنبال آن بتوان در 24 ماهگی ، از بیشترین میزان تولید شیر تلیسه بهره گرفت .

تغذیه گوساله های نوزاد:

بدن گوساله به هنگام تولد ، بدون آنتی بادی هایی است که آنرا در برابر بیماریها ایمن می سازد . غلظت آنتی بادی ها در آغوز زیاد است ، آنها تنها برای زمان کوتاهی پس از تولد، از دستگاه گوارش گوساله جذب میشود . جذب آنتی بادی ها ، نزدیک به 12 ساعت پس از تولد، کم میشود و پس از گذشت 24 ساعت بسیار اندک است . بنا براین لازم است که گوساله هرچه زودتر آغوز مصرف نماید . همه گوساله ها بدون کمک ، آغوز کافی نمیخورند ، بنا براین بهتر است با استفاده از شیشه های پستانک دار ویا نل های تغذیه ای ، آغوز را به گوساله خورانید . بلافاصله پس ازتولد باید 2کیلو گرام آغوز وهمین مقداررا دوباره ، هشت ساعت دیرتر به گوساله ها خورانید . میزان آنتی بادی های آغوز ، با افزایش سن گاو زیادتر شده و وجود بیماریها در محیط گاو بستگی دارد . برای افزایش میزان ایمونو گلوبولین های آغوز ، واکسن های تجارتی موجود است که چند هفته پیش از زایش ، تزریق میشود .

اگر تلیسه ، درست پیش از زایش به گله گاوهای شیرده وارد شود احتمال دارد که پیش ازآن با مایکرو ار گانیزمهای موجود در محیط جدید ، درتماس نباشد . در چنین شرایطی آغوز ، آنتی بادی های لازم برای رویا رویی با این مایکرو ارگانیزمها را ندارد وگوساله در برابر آنها محافظت نخواهد شد . این مسئله در شرایطی رخ میدهد که تلیسه در طویله ای دور از گاوهای شیری نگهداری میشود ودر این حالت بهتر است که گوساله را با آغوز گاوهای کامل تغذیه کرد .

برخی ازگاوداران مقادیری از آغوز با کیفیت خوب را برای زمانهای ضروری به صورت یخ زده نگهداری میکنند . یخ زدن آغوز در بسته های یک کلی ، از نقطه نظر یخگشایی آغوز، راحت ترخوهد بود. برای جلوگیری از آسیب پذیری ایمیونو گلویولیتها،نباید هنگام یخگسایی،آغوز را زیاد حرارت داد. یخگشایی، با قرار دادن بسته های آب نیم گرم، صورت می گیرد. غلظت ایمیونو گللویولیتهای خون گوساله،در 24 ساعت پس از تولد، نمایانگر میزان مصرف این ترکیبها در این مدت است. در صورت امکان بهتر است ترشحات پستان، تا روزهای سوم و یا بیشتر، خودانده شود. اگر چه که ایمیونر گلوبولیتها در این گامه جذب نمی شوند، اما از چسپیدن میکروارگانزیمها به بافت مخاطی روده، جلوگیری می کنند. اگر باکتریها به بافت مخاطی روده بچسبند، تکثیرشده و مواد سمی تولید می کنند که در بدن گوساله ، جذب می شوند.

تغدیه ی گوساله پیش از شیر گیری:

معده چهار بخشی گوساله به هنگام تولد، با معده ی گاو کامل، تفاوت اساسی دارد. شکمبه ی نوزاد توسعه نیافته است و از نظر انداذه، کوچکتر بوده و توان جذب  و نگهداشت جمعیت میکربی شکمبه ی حیوانات کامل را ندارد. شیر دان بزرگ گوساله، از این نظر اهمیت دارد که شیر، غذای اصلی گوساله را تشکیل می دهد. تغذیه با غذاهای خشک، از نظر توسعه ی شکمبه و دیواره ی ماهیچه ای آن و ایجاد جمعیت میکربی، ضروری است، بنا بر این ، هر چه که تغذیه با این غذاها زودتر آغاز شود، زودتر می توان گوساله را به فعالیت میگربی شکمبه وابسته ساخت. هزیه ی کارگر، غذا و میزان رطوبت مدفوع، پس از شیر گیری کمتر می شود، بنابراین، تحریک گوساله برای مصرف غذاهای خشک، اقدامی مهم در تغذیه ی گوساله، پیش از شیر گیری است. البته این کار ، آسان نیست، زیرا گوساله ها به آسانی غذاهای خشک را مصرف نمی کنند. گوساله در آغاز زندگی، به غذای متراکمی نیازمند است، ولی با افزایش سن گوساله، از تراکم مواد غذائی مانند پروتئین و انرژی در جیره ، کاسته خواهد شد. شیر، به این دلیل که دارای مقادیرزیاد انرژی و پروتئین است، می تواند نیازهای غذایی در آغاز زندگی را برآورده سازد. توانایی گوساله از نظر هضم مواد غذایی موجود در غذای مایع، کاملل محدود است.

 

توانایی گوساله های جوان برای هضم مواد غذایی در غذای مایع:  

ماده غذائی                                       فعالیت آنزیمی

پروتئین                                      1_ پروتئینهای شیر،بخوبی گوارش می یابند.

                                                2_ دیگر پروتئینها، کمتر گوارش می یابند.

کریو هیدرات                               1_ آمیلاز بزاقی ندارد.

                                                2_ آمیلاز بانکراس، در چند هفته اول زندگی، اندک است.

                                               3_ لاکتاز، به اندازه ی کافی موجود است.

                                     4_ سوکراز ندارد.

                                               5_ فعالیت مالتاز، اندک است.

چربی                                     1_ استراز 1  بزاقی و لیپاز پانکراس، به اندازه ی کافی، برای گوارش                          

                                             چربی شیر و دیگر چربیهای حیوانی، موجود است.

                                              2_ چربیهای نااشباع، بخوبی تحمل نمی شوند.

غذاهای مایع برای گوساله های جوان:

شیر، معمولا به میزان 8 تا10 فیصد وزن بدن در روز تغذیه می شود. مصرف مقدار بیشتری شیر، موجب افزایش سرعت رشد شده ، اما با مصرف غذای خشک کمتر، توسعه شکمبه ، کندتر شده و مدفوع آبکی تر می شود. از سوی ، این افزایش سرعت رشد در سن های بالاتر ، ادامه نخواهد یافت ( در مقایسه با زمانی که مقدار کمتری شیر اما مقدار کافی غذایی خشک مصرف شود).در چندین آزمایش ، تغذیه شیر در یک نوبت ، از نظر رشد گوساله ، مناسب بوده است اما تغذیه سهمیه شیر روزانه در دو نوبت سبب می شود که گاودار از گوساله مراقبت بیشتری کند. دمای شیر طبیعی یا شیر صنعتی به ویژه در زمستان باید نزدیک به دمای بدن گوساله باشد. شیر را می توان در سطل ، شیشه ی پستانک دار یا سطل پستانک دار تغذیه کرد. از سیستم های خودکار نیزمی توان  استفاده کرد. تغذیه با پستانک سبب می شود که شیار مری ( شیار نگاری) زود تر بسته شده و شیر کمتری به شکمبه -نگاری وارد شود. البته تمیز کردن ظرفهای پستانک دار دشوار تر از سطل معمولی است. یکی از مزایای سطل آن است که می توان در پایان زمان شیر خوردن، مقداری غذای خشک یا استارتر در آن ریخت تا گوساله به خوردن غذای جامد عادت کند. بهتر است آغوز زیادی را برای تغذیه گوساله ها به صورت یخ زده یا تخمیر شده نگه داری کرد. یخ زدگی روش بهتری است برای تخمیر کردن آغوز ، آن را در ظرفهای پلاستیکی و یا فلزی میریزند که کیسه های پلاستیکی درون آنها قرار داده شده است . آغوز را باید روزانه به هم زد . آغوز غیر عادی یا آغوز آنتی بیوتیک دار را نباید به گوساله داد. برای محافظت آغوز تخمیر شده می توان از فورمالدید استفاده کرد اما اگر مدیریت خوب باشد نیازی به افزودن آن به آغوز نیست.افزودن بی کربنات سدیم به آغوز تخمیر شده پیش از تغذیه و به میزان 5/0 کیلو گرام در 100 کیلو گرام موجب می شود که گوساله آغوز تخمیر شده را با میل بیشتری بخورد.

از آنجا که مواد جامد آغوز بیشتر از شیر است و تغذیه مستقیم آن ممکن است اسهال آور باشد.بهتر آن است که آغوز را بیش از تغذیه با آب رقیق کرد تا غلظت مانند شیر داشته باشد. آغوز حقیقی ( نخستین شیر پس از زایش) ، به نسبت 1:1 با آب آمیخته می شود آمیزه آغوز و شیر های ابتدایی ( تا 4 روزه گی ) به نسبت 2:1 ، با آب رقیق میشود . آغوز مصرفی در روز اول زندگی وشیر عادی را نباید هیچ وقت رقیق کرد . بهتر است تا زمان شیر گیری ، گوساله ها با یکدیگر تماس نداشته باشد . در برخی از گاوداریهای بزرگ ، شیری  که به گوساله ها خورانیده میشود ، پاستوریزه میشود . شیر ورم پستانی ، در صورتیکه ظاهر عادی داشته و آنتی بیوتیک زیادی نداشته باشد ، برای تغذیه گوساله استفاده شدنی است . در این حالت ، بویژه باید از تماس گوساله خورنده چنین شیری با دیگر گوساله ها جلوگیری کرد .

تغذیه اختصاصی گوساله های گوشتی :

چون فزیولوژی دستگاه گوارش و احتیاجات گوساله و جیره های غذائی آن از ابتدائی تولد تابلوغ متغیر و متفاوت است ،بنابرین تغذیه اختصاصی گاو و گوساله گوشتی تحت عناوین تغذیه گوساله در دوران شیرخوارگی ،تغذیه گوساله بعد از شیر گرفتن و تغذیه تلیسه وگاو بالغ هر یک را بطور جداگانه مورد بحث قرار خواهد گرفت.

 

تغذیه گوساله گوشتی شیر خوار:

گوساله در ابتدای تولد و در هنگام شیر خوارگی دز نظرفیزیولوژی دستگاه گوارش کشابه حیوان یک معده ای است زیرا سه قسمت اولیه معده(شکمبه،نگاری،وهزارلا)یا پیش معده اش کوچک و کم حجم است و فعالیتی ندارد. از بدو تولد تا 48 ساعت بعد،ترشح انزایم گوازشی به حد طبیعی نمی رسند و به همین دلیل پادتنهای موجود در شیر مادر به سادگی جذب روده گوساله می شوند از هفته 5تا6 تولد ترشح انزایم امیلازروده ها شروع می شود بدین ترتیب گوساله مادر به هضم و جذب نشایسته و مواد مکمل خواهد بود و بتدریج بخوردن غذاهای غیر از شیر تمایل پیدامیکند دزین حالت سه پیش معده آن حجیم تر و فعالتر می شود بطور که در فاصله هفته 6 تولد بکتریا های تجزیه کننده سلول جاگزین باکتریا های تجزیه کننده لاکتوز شیر می ود از هفته 13 هم با شروع فعالیت موجودات یک یاخته ای در شکمبه ،گوساله می تواند از علوفه ومواد متراکم غذیهکند بدین ترتیب برای تغذیه گوساله های گوشتی شیر خوار می توان از جدولهای ذیل اسفاده کرد.

جدول احتیاجات روزانه گوساله گوشتی شیر خوار به انرژی متابولیزابل پروتین هضم، وماده خشک.

ماده خشک گرام در روز   

پروتین قابل هضم گرام در روز

انرژی متابولیزابل مگا کالری 

اضافه وزن روزانه گرام در روز

وزن زنده کیلو گرام

760

940

1045

182

225

251

 

3.75

4.41

4.92

500

750

900

 

50

1115

1335

1500

267

320

359

5.25

6.27

7.04

800

1000

1200

 

 

75

1510

1735

1975

333

381

435

7.21

8.27

9.42

1000

1200

1400

 

 

100

1890

2165

2475

378

433

495

7.14

10.49

11.97

1000

1200

1400

 

150

2540

2885

326

508

577

652

11.07

12.07

14.22

110

1300

1500

 

 

200

2935

3330

3775

528

600

679

12.80

14.53

16.45

1100

1300

1500

 

250

 

احتیاجات گوساله گوشتی شیر خوار به مواد معدنی اصلی در شیرطبیعی و در شیر جانشین شونده(به نسبت گرام در کیلو گرام ماده خشک).

 

 

 

    عنصر                                      شیر ماده گاو                                  شیر جانشین شونده 

13

7

2

10

4

8

10

7.5

1

12

4

8.5

کلسیم

فاسفورس

منیزیم

پتاشیم

سودیم

کلورین

 

تغذیه گوساله های گوشتی:

تلف شدن وصحت نورمال گوساله در حقیقت تغذیه ماده گاو در دوران حاملگی میباشد.تغذیه جیره خوب و متوازن برای ماده گاو حامله از یکطرف مواد غذائی را برای انکشاف نورمال چوچه تهیه نموده و از طرف دیگر فله که دارای ارزش غذائی زیاد است به گوساله نو تولد تهیه میگردد. فله انتی بادی خون گوساله رابالا برده ودر نتیجه باعث ادامه حیات وزنده ماندن حیوان می شود.فله دارای مقدار زیاد ویتامین A DوE بوده که گوساله های نو تولد کمتر در بدن شان ویتامینهای متذکره را ذخیره میداشته باشند. مفاد دیگری که از فله متصور است،اینست که جلوگیری از شیوع امراض بخصوص اسهال می نماید.

ماده گاوهای مسن و ماده گاوهائیگه برای مدت طولانی خشک بمانند فله شان بمقدار زیاد انتی بادی را دارا میباشد. مقدار امینوگلوبولین در فله بد از تولد گوساله زیاد بوده ولی به تدریج مقدار آن در مرحله سوم و چهارم گاو دوشی پائین میاید. بر علاوه دوشیدن گاو در دو هفته اخر حامله داری باعث تقلیل امینوگلوبولین فله میگردد. بمجرد اینکه گوساله تولد شد ضروری است که به تنفس شروع نماید. در صورت ضرورت به کمک باید پرده ایکه اطراف چوچه را احاطه کرده بزودی دور شود. طناب ناف توسط چاقوی تعقیم شده قطع و مواد کیمیاوی کشنده بکتریا غرض حلوگیری از مکروبی شدن بکار برده  شود.

مرقبت و تغذیه گوساله نو تولد:

سفارش در مورد طرق تغذیه فله غرض جذب امینوگلوبولین به حد اعظمی آن قرار ذیل باید در نظر گرفته شود:

1-      اولین غذائی مایع که گوساله میگیرد،بایذ فله بوده و از مادر گوساله یا مخلوط فله حیوانات همان فارم بدست اید.

2-      تغذیه فله بصورت عاحل صورت گیرد، زیرا قدرت گوساله از نگاه جذب امینوگلوبولین بعد از تولد بمرور زمان پائین میاید.

3-      مسلمآ مقدار کافی فله برای گوساله بمنظور حلوگیری از امراض تهیه میگردد.

4-      غرض استفاده موثر ، بهتر خواهد بود که بمقدار 2 کیلو گرام فله در هر شش ساعت در 24 ساعت به گوساله داده شود. یا اینکه بعد از تولد حد اقل 12 ساعت گوساله با مادرش یکجا بماند.

فله برعلاوه اینکه از نقطه نظر محافظت گوساله در مقابل امراض اهمیت دارد ،دارای ارزش غذائی بیشتر نیز برای نوزاد میباشد.فله روز اول تقریبآ دو چند شیر،مواد غذائی داشته واز نگاه پروتئن و ویتامینهای منحل در شحم ومواد معدنی غنی میباشد. اما ترکیب آن به سرت روز دوم،سوم و چهرم تغیر کرده از مقدار مواد متذکره کاسته شده بالاخره ترکیب شیر خالص را اختیار می نماید. در مورد تغذیه مقدار شیرخالص به عنوان غذای مایع در پروگرام حدا کردن قبل از وقت گوساله نظریات مختلف موحود است، چنانچه غرض تحریک حیوان بخوردن غذای جامد وتامین صحت نوزمال ان به اندازه 8-10 فیصد وزن بدن شیر به گوساله تغذیه شود در اثر تغذیه این مقدار شیر گوساله به سن سه هفته گی در حدود0.3-0.4 کیلو گرام وزن گرفته که نموی متذکره یک حالت مناسب و نورمال جسمی را برای جدا کردن حیوان از شیر مادر نشان میدهد .

تعویض کننده شیر از مارکیتها دارای انواع مختلف بوده نوع بهتر آن دارای کیفیت خوب بوده ،کمتراسهال را باز میاورد. همچنان مواد غذائی تعویض کننده شیر دارای کیفیت اعلی ، بهتر مورد استفاده حیوان قرار میگیرد. در نتیجه آن عده گوساله های که از تعویض کننده شیر با کیفیت استفاده نماید نومند و قوی بار میایند. همچنان استفاده از تعویض کننده با کیفیت مقاومت حیوان را بیشتر میسازد. بدین دلیل گوساله زودتر قبل از موعد از شیر گرفته میشود. موجودیت 18.12 فیصد مواد خسک در تعویض کننده شیر یک غلظت مناسب برای جدا کردن قبل از وقت گوساله از شیر مادر میباشد .

طرق جداکردن قبل از وقت گوساله از شیر مادر:

اقتصادی خواهد بود ،که تغذیه و منجمنت گوساله ها طوری صورت گیرد که به سن کم جیوان به نشخوارزدن و خوردن غذای جامد شروع نماید.این عمل نه نها از نقطه نظر صرفه جوئی غذای مایع کمک میکند، بلکه از اسهال نیز جلوگیری بعمل میاید.بهمظور جدا کردن گوساله قبل از وقت ،ضرورت به یک جیره مکمل میباشد که اساس آنرا دانه باب و علوفه جات ارزان قیمت تشکیل میدهد .جیره مذکور ضرورت مواد غذایی گوساله را براورده ساخته و سبب انکشاف سریع شکمبه،اخذ غذای زیاد و گرفتن وزن بیشتر میگردد که در نتییجه باعث تقلیل قیمت مجموعی غذا میشود .

در ممالک پیشرفته جهان جنبه های اقتصادی جدا کردن قبل از وقت گوساله از شیر مورد مطالعه قرار گرفته است د راثر محد ود ساختن غذای مایع ،حیوان به غذاهای جامد که ضرورت مواد غذایی انرا مرفوع نماید ،عادت میگیرد .غذای مذکورداخل شکمبه شده در انجا بکتریا ودیگر مایکروارگانیزم ها فعالیت مینایند . در نتیجه در اثر تخمر غذاها ،تیزابهی شحمی تشکیل شده وبحیث منبع انرژی مورد استفاده حیوان قرار میگیرد . تشکیل پروتین بکتریائی در شکمبه از خصوصیات بر جسته نشخوار کننده گان محسوب میگردد . بدین ترتیب چانس استفاده بیشتر وموثر از غذاهائیکه منشا نباتی دارد برای گوساله ها مساعد میگردد دراین صورت دانه باب و علوفه جات نسبت به شیر که منبع ارزانپروتین اند،مورداستفاده نشخوارکننده گان قرار میگیرد . سفارش میشود ،که معمولا وقتی گوساله ها از شیر جدا گردند که روزانه از 5،0-1کیلو گرام ستارتر(اولین غذای متوازن جامد منبع نباتی )را اخذ نمایند .

ترکیب ستارتر متوازن که ضرورت گوساله را براورده ساخته وبطور موثر حیوان وزن میگیرد .

تجارت علمی نشان داده است که در ممالک پیشرفته ،جدا کردن گوساله ها از شیر به سن پائین تر یعنی 3-5 یا 7-8 هفته گی صورت میگیرد. فربه ساختن گوساله های یکساله:در فارم هائیکه گاو های گوشتی از چراگاه واز علوفه درو شده استفاده نمایند مفاد بیشتر از گوساله های یکساله نسبت به گوساله های خورد سن بدست میاید .تجارب علمی نشان داده است که در ارتباط پرورش گوساله های یکساله طرق ذیل نتایج مثبت را بار میاورد.گوساله های جوان در زمستان باید طوری تغذیه شوند تا انها در حدود 5،0 کیلوگرام وزن روزانه بگیرند.

 

 تغذيه  گوساله از يک هفتگي تا هفت هفتگي :

 

خوراندن فيله : 

( فيله ) چيست؟ ماک يا فيله  اولين ترشح غده پستاني بعد از تولد است و منبع سرشاري از پروتئين ، عناصر معدني و آنتي بادي ها بشمار مي رود. مواد جامد فيله  تقريباً 2 برابر شير معمولي است که بيشتر به بخش پروتئيني آن مربوط مي باشد. اين ماده مغذي معمولاً تا 6 دوشش اول بعد از تولد از پستان خارج مي شود اما رفته رفته از مقدار مواد ايمني زاي آن کاسته مي شود و ترکيبات آن به ترکيبات شير کامل تبديل مي شود. طوري که ميزان گلوبولينهاي ايمني در دوشش دوم و سوم نسبت به دوشش اول به ترتيب 30 و 70 درصد کاهش مي يابد.

 گوساله بر خلاف نوزاد انسان ايمينوگلبولينها را از طريق جفت ( درشکم مادر ) دريافت نمي کند ولي در عوض اولين شير گاو يا ماک حاوي گلبولينها ي ايمني زا و بسياري از موا د مغذي است که بايد هر چه سريعتر توسط گوساله مصرف شود.

- ايمونوگلبولينها مولکولهاي پروتئيني بزرگي هستند که در گوساله ايجاد مصونيت در برابر بيماريهاي مختلف مي کند.

- بلافاصله بعد از تولد گوساله در ديواره روده گوساله منافذ بزرگي وجود دارد که به او قدرت جذب اين مولکولهاي بزرگ را بدون هضم مي دهد.

 

 

مقايسه ترکيبات شير در روزهاي بعد از زايش با شير کامل

ترکيبات

دوشش اول

دوشش دوم

روز دوم

روز سوم

شير کامل

مجموع مواد جامد %

9/23

9/17

14

6/13

9/12

چربي %

7/6

4/5

1/4

3/4

4

پروتئين %

14

4/8

6/4

1/4

1/3

لاکتوز %

7/2

9/3

5/4

7/4

5

ويتامين

100 ميلي ليتر/ ميکروگرم

295

190

95

74

34

ايمونوگلوبولينها %

6

4/2

1

----

09/0


-  در حدود 12تا 24 ساعت اوليه زندگي گوساله اين منافذ رفته رفته بسته مي شوند و قدرت جذب اين پروتئينهاي بزرگ در روده بطور چشم گيري کاهش خواهد يافت.
- در دادن فيله  مادر به گوساله هرگز درنگ نکنيد. اولين فيله  بايد در طول حداکثر نيم ساعت بعد از تولد به گوساله داده شود.
-  فيله  اولين دوشش بعد از زايمان داراي موا ايمني زاي بيشتري مي باشند و در دوششهاي بعدي از غلظت اين موا کاسته ميشود. بنابراين حداقل در 6 ساعت اول زندگي حتماً بايد فيله  دوشش اول به گوساله ها خورانده شود.
-  براي اطمينان از اينکه مواد ايمني زا به اندازه کافي وارد بدن گوساله شده است در 8 ساعت اول زندگي هر 2 ساعت يکبار فيله  را به گوساله بدهيد.
- گوساله بايد در اولين 12 ساعت عمر خود 8 تا 10 درصد وزن بدن فيله  دريافت کرده باشد.
 - سعي کنيد ماک هر گاو را به گوساله خودش بخورانيد.
-  به خاطر داشته باشيد ماک گاو نسبت به ماک تليسه مواد ايمني زاي بيشتري دارد. بنابراين اگر ماک گاو مسن سالمي را اضافه بر گوساله اش داريد مي توانيد به گوساله تليسه خود بخورانيد.

 دماي فيله  در هنگام تغذيه بايد درحدود دماي بدن باشد ( 38 الي 40 در جه سانتيگراد.
-  اگر گوساله تمايلي به خوردن فيله ندارد بهتر است از خوراک دهنده مري استفاده کنيد تا ماک اول حتماً به گوساله داده شود.  کيفيت ماک را کنترل کنيد. براي اين کار مي توانيد از ماک سنج استفاده کنيد.  ماک اضافي ( بخصوص در دوشش اول ) را در فريزر به صورت منجمد ذخيره کنيد تا همواره ماک در دسترس داشته باشيد. اين کار در مورد ماکهاي با کيفيت خوب اهميت بيشتري دارد.
- فيله  را در ظروف پلاستيکي ذخيره کنيد. زيرا فيله  روي ظروف فلزي اثر مي گذارد.
- ظرف محتوي فيله  را دربسته نگهداريد.

 هرچه مدت ذخيره فيله  بيشتر باشد، مواد غذايي آن بيشتر از بين مي رود.
- بعد از گذشت 24 ساعت از تولد هر چند قدرت جذب به پروتئينهاي بزرگ به صفر مي رسد اما خوراندن فيله  حداقل به مدت 3 روز براي ايمني دستگاه گوارش و رساندن مواد مغذي به گوساله بسيار مهم است.  در اين مدت سعي کنيد گوساله را به خوردن شير با سطل عادت دهيد . در اين کار حوصله زيادي بايد به خرج داد.

 


تغذيه گوساله هاي شيرخوار:

          هزينه تغذيه 55 تا 60 درصد هزينه هاي پرورش تليسه ها را در بر مي گيرد. بنابراين تغذيه صحيح اهميت زيادي در سوددهي گاوداري دارد. تغذيه صحيح در زمان گوسالگي در رسيدن به موقع به وزن و قد تلقيح بسيار موثر است.
شير:

 بعد از اتمام دوره 3 روزه تغذيه با فيله  بايد تغذيه با شير يا شير جانشين را آغاز کرد.
-  شير کامل غذاي مايع مرغوبي است که گوساله ها با تغذيه آن به خوبي رشد مي کنند.
-  شير گاوهارا بعد از درمان آنتي بيوتيک نمي توان فروخت در عوض مي توان به مصرف گوساله رسانيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در سه شنبه 1388/10/22 و ساعت 10:29 |
 

يكي از مهمترين رازهاي رسيدن به آن جذابيت است و قبل از هر چيز بايد بدانيم كه جذابيت چيزي غير از زيبايي است‌.


شخص مي‌تواند صورت زيبايي نداشته باشد اما بسيار جذاب باشد و هم چنين مي‌تواند بسيار زيبا باشد اما اصلاً جذابيت نداشته باشد. جذابيت و گيرايي يك ويژگي كاملاً اكتسابي است و به راحتي مي‌توانيم صاحب آن باشيم‌:

 


ظاهري آراسته داشته باشيد.


تميز و مرتب باشيد، هماهنگي و پاكيزگي شما، ناخودآگاه شما را جذاب مي‌كند. بعضي از افراد براساس تصوري اشتباه براي جذاب شدن به زحمت زيادي مي‌افتند و خود را به شكل‌هاي عجيب و غريبي درست مي‌كنند.


مهمترين مسئله اين است كه مرتب و هماهنگ و در عين حال ساده باشيد. نامرتب بودن حتي حرفهاي قشنگ‌، مثبت و تأثيرگذار شما را ضايع مي‌كند. فرزندي كه هميشه پدر و مادر خود را آراسته و با ظاهري مرتب مي‌بيند، ظاهر آراسته فردِ ناآشنا او را نمي‌فريبد. چون ممكن است جذب ظاهر آراسته كسي شوند كه تأثير منفي او از اثرات مثبتش به مراتب بيشتر باشد.

 


بيشتر سكوت كنيد:


غالباً افراد به اشتباه براي اين كه جذاب‌تر شوند، بيشتر شلوغ مي‌كنند و به خطا مي‌روند. سكوت‌، يك تأثير ذهني و رواني بسيار قوي مي‌گذارد. در سكوت‌، فرد پيرامون خود خلاء ايجاد مي‌كند و هر خلايي‌، جذب را سبب مي‌شود. آنها كه بيشتر صحبت مي‌كنند و كمتر مي‌شنوند از جذابيت خود مي‌كاهند، حال آن كه سكوت و گوش دادن بيشتر به واقع شما را عاقل‌تر و قابل اطمينان‌تر معرفي مي‌كند و اين زمينه‌اي مساعد براي صميميت بيشتر است‌. سكوتي سرشار از اعتماد به نفس سرچشمه صميميت است‌.

 


نرم و ملايم سخن بگوييد:


هنگامي كه نرم و ملايم صحبت مي‌كنيد افراد را جذب خود مي‌كنيد و به راحتي مي‌توانيد بر روي آنها تأثير بگذاريد. آدم‌هاي خشن و داد و بيدادي افراد مناسبي براي اطمينان كردن‌، نيستند.

 


فرد محترمي باشيد:


بي‌احترامي به خود، به ديگران و بي‌احترامي و بي ادبي در كلام و رفتار همگي از جذابيت شما مي‌كاهد. شما بايد هم در ظاهر آراسته باشيد و هم در باطن وارسته‌. افراد مؤدب و متين و محترم بي ترديد جذابند و اين جذابيت از درون موج مي‌زند.


محترم و مؤدب و باشخصيت باشيد، خواهيد ديد خود به خود جذاب مي‌شويد.

 


زياد شوخي نكنيد اما بسيار تبسم كنيد:


شوخي فراوان از انرژي ذهني و جذابيت شما مي‌كاهد چرا كه شوخي فراوان به تدريج مرزهاي لازم بين افراد را از بين مي‌برد. متبسم باشيد كه تبسم به چهره شما جذابيتي عميق و ژرف مي‌بخشد. در تبسم‌، سنگيني و متانت و جذابيت است‌.

 


قاطعيت يعني جذابيت‌:


كساني كه شخصيت قاطعي دارند و هدفها و ارزش‌هاي معيني دارند، بي‌استثنأ مي‌توانند افراد جذابي باشند. زيرا شخصيت‌هايي جذاب و تأثيرگذارند كه بسيار مصمم هستند و اعتماد به نفس دارند. به دنبال اهداف مشخصي بودن و به آنها رسيدن اعتماد به نفس زيادي به ارمغان مي‌آورد و جذابيت از وجود چنين شخصي موج مي‌زند.

 


آسان بود، اين طور نيست‌؟ فكر مي‌كنم شما هم مي‌توانيد يكي از جذاب‌ترين و ماندگارترين‌ها باشيد. معطل نشويد دست به كار شويد.

 

 

 

با سپاس از توجه شما

+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در دوشنبه 1388/10/21 و ساعت 9:57 |


روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متآثر است.

علت ناراحتی اش را پرسید.

مرد پاسخ داد:  در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم.سلام کردم.

جواب نداد و با بی اعتنایی و خود خواهی گذشت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم.

سقراط گفت: چرا رنجیدی؟

مرد با تعجب گفت: خوب معلوم است که چنین رفتاری ناراحت کننده است.

سقراط پرسید: اگر درراه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد و بیماری به خود می پیچد آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی؟

مرد گفت: مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم .آدم از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود.

سقراط پرسید: به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟

مرد جواب داد: احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم.


سقراط گفت: همه این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی

آیا انسان تنها جسمش بیمارمی شود؟

و آیا کسی که رفتارش نا درست است روانش بیمار نیست؟

اگر کسی فکر و روانش سالم باشد هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود؟

بیماری فکری و روان نامش غفلت است

و باید به جای دلخوری و رنجش نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است دل سوزاند و کمک کرد

و به او طبیب روح و داروی جان رساند.

پس از دست هیچ کس دلخور مشو و کینه به دل مگیر

و آرامش خود را هرگز از دست مده


بدان که هروقت کسی بدی می کند در آن لحظه بیماراست

+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در سه شنبه 1388/10/15 و ساعت 9:51 |

 

اقتصاد افغانستان اصولا اقتصاد زراعتی و مالداری است. لیکن عرصه اقتصاد مثل سایر عرصه و امور افغانستان چنان به هم خورده است که مشکل میتوان برای آن بنیاد و اساسی را در نظر گرفت ،تابع شرایط موجود ، تعداد زیادی از مردم این کشور ، به مشاغل کاذب و زیانبار روآورده اند . که از جمله می توان به کشت ، تولید و ترافیک مواد مخدر اشاره کرد .

 طبق آمار برخی از موسسات بین المللی در سال 1384 حدود 0.2 از زمین های قابل کشت در افغانستان ، تحت پوشش کشت خشخاش درآمده است . بر اساس آمار موجود ، د ر کل افغانستان حدود 7 میلیون هکتار زمین قابل کشت وجود دارد که در سال 1384 حدود نصف آن زیر کشت رفته است ، زیرا که به دلیل ویران شدن سیستم ابیاری ، از بین رفتن بسیاری از جوی ها و نهرها و ... از اثر جنگ های متوالی ، امکان کشت همه آنها میسر نبوده است . در کنار زراعت ، مالداری نیز از دیر زمان پایه دوم اقتصاد افغانستان راتشکیل میداده است ؛ مردم با پرورش ،گاو ، گوسفند ، و بز ، ضمن تامین نیازهای اولیه خانواده اشان ، مازاد محصولات دامداری را در بازار عرضه می کردند . بر اساس آمار دولت وقت د رسال 1357 درتمام افغانستان 14414000 گوسفند معمولی ، 4661000 گوسفند قره قل ، 1100000 گاو شیری و 2630000 گاو غیر شیری وجود داشته است ، اما در اثر جنگ های طولانی ،مقداری زیادی از این حیوانات ، نابود شدند. (اگر چند آمار دقیقی از مقدار آن وجود ندارد ) و تعدادی هم که از این حیوانات باقی مانده بودند ، د راثر هجوم طالبان (مخصوصا د ر هزاره جات که پرورشگاه عمده حیوانات بود. ) از بین رفت . حدس زده می شود که د رحال حاضر ، پنج یک مقدار سا ل 1357 ، حیوانات در کشور وجود داشته باشد که نیازمندی بخش بسیارکمی از خانواده ها را تامین می کند .

 از سال 1321 ه.ش. کارخانجات صنعتی ، کمابیش در افغانستان پایه گزاری شد ، اما رشد قابل توجه ای نداشت با آن هم ، مطابق برخی از آمارها ، درسال 1360 ، جمعا 241 کار خانه ، موسسه و شرکت تولیدی صنعتی و نیمه صنعتی ، در کشو ر وجود داشته است که درحال حاضر 80% آنها از بین رفته و یا تعطیل می باشد و تنها تعداد اندکی کارخانه های کوچک مثل صابون سازی تولید پلاستیک ، تولید روغن ، تولید سیمت ، پتو ، نساجی ، چاپخانه و ... وجود دارد. در سالهای اخیر تعداد کمی از اقلام صادراتی افغانستان (قالین ، خشکبار ، پوست قره قل و.....) صادر می شود ، اما آمار دقیق از مقدار آنها وجود ندارد. اما در سال جاری (1384) وزارت اقتصاد افغانستان اعلام کرد که صادرات کشور به 1.2 میلیارد دالر رسیده است . که از ناحیه اگاهان امور مورد تامل است . بجز گندم ، که حدود 60% درصد از داخل کشور تامین می گردد دیگر اقلام مورد نیاز مردم ، همه از خارج وارد می شود که عمدتا از کشورهای چین ، ایران و پاکستان تامین می گردد. در حال حاضر درامد سرانه هر نفر حدود 200 دالر می باشد . و از 15میلیون نیروی کار 40% در صد آنها بیکار می باشند و حدود 53% درصد جمعیت کشور زیر خط فقر زندگی می کنند . ترکیب مشاغل درسال 1354 بدین صورت بوده است : کشاورزی 38.5% ، صنعت 24.5 % ،خدمات 38% ولی درحال حاضر حدود 40% درصد کشور به مشاغل کاذب ( از جمله تولید وترافیک مواد مخدر ، حدود سی هزار خانوار در سال روان به کشت کوکنار مشغول بوده اند.) مشغول هستند . بودجه دولت افغانستان در سال جاری 1384 ، 4752.5 میلیون دالر درنظرگرفته شده است که 269 .میلیون ان از عواید ملی پیش بینی شده است . دولت مدعی است که رشد اقتصاد در سال جاری 14.5% بوده است

 .ولی اگاهان امور رشد اقتصادی را هشت درصد میدانند. افغانستان بعد ازاجلاس بن تاکنون حدود 12 میلیارد دالر دریافت کرده است که از این مقدار 22% را دولت و 77% را موسسات غیر دولتی (انجوها) مصرف نمودند ولی هیچ کار موثر برای بازسازی و رونق اقتصادی افغانستان صورت نگرفته است . در کنفرانس لندن ( منعقده 11تا 12 جدی 1384) دولت ها و موسسات کمک کننده متعهد شدند که برای پنج سال آینده 10.5 میلیارد دالر به افغانستان کمک کنند که از تمام مبلغ 50% را مستقیما دولت افغانستان دریافت نماید و 50 % دیگر را انجو های خارجی تنها دولت امریکا و جاپان نپذیرفته است که 50% کمک ها را به دولت افغانستان پرداخت نمایند. و متقابلا دولت افغانستان در توافقنامه ای امضا شده در کنفرانس مذبور متعهد شد که در طی پنج سال آینده درامد سرانه مردم را از 220 دالر به 500 دالر ارتقا بخشد و 65% از مردم ساکن شهرها از برق برخوردار گردند، و نیز 19 میلیون نفر از ساکنان روستاها از خدمات صحی و اجتماعی برخوردار گردند . و نرخ مرگ و میر کودکان را در اثر ارائه خدمات کاهش دهد و ظرفیت مراکز تحصیلی را بالا ببرد . آگاهان متعقدند که دلیل عدم رشد اقتصادی افغانستان با وجود میلیاردها دالرکمک جهانی به چند فاکتور عمده بستگی دارد : 1- سواستفاده انجوهای خارجی و موسسات غیر دولتی 2- وجود مشاوران خارجی با حقوق بسیار گزاف که معاش برخی از انها مطابق اظهارات مقامات دولتی سالانه به پنجصد هزار دالر می رسد و این دو پروسه خود سبب میگردد که بخش عظیم ازکمک های مورد ادعا به خود کشورهای خارجی برگردد 3- عدم ظرفیت دولت و فساد اداری این وضعیت اسفبار اقتصادی افغانستان زمانی مایه ناراحتی ونگرانی بیشتر می گردد که به این نکته توجه نماییم که مردم افغانستان در اینده از ناحیه کمک های فعلی تا گلوگاه در میان قرض های سنگین فرو خواهد رفت . که حتی شاید نسل اینده هم قادر به پرداخت انها نباشد.
صادرات : بر اساس آمار ارائه شده از سوی وزارت اقتصاد صادرات افغانستان در سال جاری به حدود 500 میلیون دالر رسیده است.
واردات : واردات افغانستان در سال جاری (1384) حدود 2/2 میلیارد دالر تخمین شده است.
عواید خالص در سال 1384 از ناحیه تجارت : حدود 637 میلیون افغانی بوده است.
درآمد ناشی از مواد مخدر در سال 1384 : 2/2 میلیارد دالر
دولت افغانستان حداقل 600 میلیون دالر تاکنون مقروض می باشد که لیست برخی از انها از این قرار است :

گزارش وزارت اقتصاد درباره وضعیت اقتصادی افغانستان در سال 1384
1- مقدمه
وزارت اقتصاد که مطابق به فرمان شماره (4) مؤرخ 3/10/1383 وفرمان نمبر (18) مؤرخ 29/10/1383 مقام رياست جمهوري اسلامي افغانستان با ادغام وزارت هاي بازسازي ، پلان سابقه و اداره احصائيه مرکزي تشکيل شده است بحيث مرجع اساسي هم آهنگي و انسجام دهنده فعاليتهاي اقتصادی، بازسازي و انکشافي و تطبيق سياست کوتاه مدت و طويل مدت افغانستان داراي يک سلسله وظايف مشخص ميباشد که وظايف مذکور بصورت مختصر در ذيل ارائه ميگردند : - طرح و ترتيب پاليسي و استراتيژي اقتصادي کشور. - هماهنگ ساختن و سازماندهي استراتيژي اقتصادي کشور با تمام وزارت خانه ها ، ادارات مستقل دولت و کشور هاي کمک کننده ( دونر ها ) . - تهيه و ترتيب بودجه انکشافي در چوکات کميته بودجه ( متشکل از وزارت هاي خارجه ، ماليه و اقتصاد) با تفکيک سکتورها ، قدامت ها و اولويت ها و تعين تخصيصيه هاي وزارت هاي سکتوري وساير ارگانهاي دولتي . - مطالعات ابتدائي و تخنيکي تمام پروژه هاي کوتاه مدت ، متوسط المدت و طويل المدت و بيشبرد امور تدارکاتي آن به کمک بخش ( اداره خدمات بازسازي و انکشافي افغانستان ) ARDS در اين مورد در اخير اين گذارش توضيحات بيشتر ارائه خواهد گرديد. - نظارت ومراقبت از پيشرفت کار پروژه ها درجريان تطبيق آن . - تجديد نظر به ثبت و راجستر موسسات غير دولتي داخلي وخارجي (NGOs)ونظارت و بررسي دايمي فعاليتهاي آنها . - تهيه و ترتيب گزارشات شش ماه و سالانه از چگونگي تطبيق برنامه هاي بازسازي و انکشافي و تحقق بودجه وفعاليت موسسات غير دولتي به مجلس وزرأ و بادايرشدن پارلمان برای شواري ملي . - اجراي سروي هاي نمونوي ،در بخشهاي مختلفه اقتصاد ملي سرشماري نفوس و ساير سروي هاي احصائيوي . - بيشبرد امور مقدماتي براي تطبيق عمليه سرشماري کامل افغانستان در سال (2006). - جمع آوري ، مطالعه وتحليل اعداد و ارقام احصائيوي وطبع نشر آن منحيث مرجع قانوني احصائيه در افغانستان - تدقيق ، مطالعه و ريسرچ پيرامون موضوعات اقتصادي و ارائه پيشنهادات براي توسعه و بهبود اقتصاد کشور به مقامات ذيصلاح . - طرح و ايجاد استراتيژي ملي انکشاف افغانستان(ANDS) براي يک دوره طويل المدت که فعلاً زير کاربوده و از طرف کميته عالي آن متشکل از وزرأي خارجه ، ماليه ، اقتصاد ، احيأ و انکشاف دهات و مشاور ارشد رئيس جمهور در امور اقتصادي درمشوره با سفراي کشور هاي دونر، مقامات ملل متحد در افغانستان، نماينده گان بانک جهاني و بانک انکشاف آسيائي و ساير موسسات و دونرها. در اينجا بايد يادآور گرديم که وزارت اقتصاد يک وزارت پاليسي ساز بوده ومانند وزارت ماليه و وزارت خارجه از خود کدام بودجه انکشافي و پروژه هاي قابل تطبيق ندارد علاوتاً وزارت اقتصاد مسؤليت جمع آوري و تهيه کمک هاي بين المللي و يا قرضه هائي را که دولت افغانستان از مجامع بين المللي دريافت ميدارد نيز دارا نمي باشد. اين مطلب درخور دقت است زيرا متاسفانه در اذهان عامه و د ر رسانه هاي خبري چنان فکر مي شود که تمام کمک هاي جامعه بين المللي که در کنفرانس توکيو و کنفرانس برلين وعده داده شده بودند و مجموعاً 12.7 ميليارد دالر امريکائي را احتوا مينمايند به وزارت بازسازي سابقه و يا وزارت اقتصاد امروز تعلق گرفته است. اين مطلب به اين شکل صحت ندارد مسؤليت جمع آوري تعهدات مالي بين المللي در نزد وزارت ماليه و وزارت خارجه ميباشد که اولي به حيث مسؤل تنظيم امور مالي کشور و دومي به حيث مسؤل روابط بين المللي افغانستان اجرای وظيفه مينمايند. وزارت اقتصاد تنها داراي بودجه عادی است که غرض تاديه معاشات مامورين ، خريداري ها و بيشبرد امور وزارت از آن استفاده مينمايد و راپور مصرفي آنرا به وزارت ماليه ارائه ميکند که البته با داير شدن پارلمان افغانستان صورت حساب اين بودجه عادی در دسترس آن نيز قرار داده خواهد شد. 2- کارکردهاي وزارت اقتصاد در سکتور هاي مختلف اقتصادی کشور: طوريکه قبلاً تذکار داده شد وزارت اقتصاد در طرح و بيشبرد سياست اقتصادی افغانستان در بخشهاي مختلفه با وزارت های محترم سکتوري در تماس بوده و کوشش مينمايد تا هم آهنگي عمومي را در بين تمام اين ارگان ها بوجود بياورد. در ذيل سعی بعمل ميامد تا اين فعاليتهاي هم آهنگ کننده بصورت خيلي مؤجز و مختصر ارائه گردند زيرا در روزهاي آينده ساير وزارت های سکتوري و ادارات مستقل دولتي در باره فعاليتهاي خود گذارشات مفصلي ارائه خواهند نمود که ذکر همه جزئيات آن در اين راپور تکرار موضوع خواهد بود . (ضميمه دارد) اول: دربخش موسسات غيردولتی ( انجوها): از آغاز فعاليت موسسات غير دولتی بشکل راجستر شده در افغانستان که از سال 1374 شروع گرديده تا اوايل سال جاری 1384 و ايجاد وزارت اقتصاد جمعاً به تعداد (2355) موسسه غيردولتی داخلی و خارجی و انترنشنل ثبت و راجستر گرديده است. از هنگام فعاليت رياست انجوها در چوکات تشکيل وزارت اقتصاد اجراآت ذيل صورت گرفته است که مختصراً توضيح ميگردد: 1- بالاثر هدايت مقام محترم وزارت مسوده قانون جديد انجوها که از مدت بيش از دوسال طی مراحل نشده بود از جانب کميسيون مؤظف تکميل و آماده تصويب مجلس عالی وزرأ گرديده بعداز بررسی و بحث روی قانون و مذاکره و مشوره با عده از نماينده گان سياسی و نماينده خاص سرمنشی ملل متحد درکابل توسط وزيراقتصاد بعداز فيصله و تصويب مجلس عالی وزرأ و توشيح محترم رئيس جمهور جمهوری اسلامی افغانستان به تاريخ 25 جوزای 1384 قانون متذکره نافذ و در جريده رسمی به شماره ( 857 ) نشر گرديده است. اين قانون توسط فرمان شماره 28 مورخ 25/3/84 به داخل هفت فصل و چهل و هشت ماده تصويب و توشيح گرديده است. 2- آغاز کارثبت مجدد موسسات مطابق به فقره 1 ماده 47 قانون جديد عملاً در منصه اجرا قرار دارد کميسيون تخنيکی و همکار به منظور بررسی و ارزيابی مقدماتی اسناد ثبت راجستر تشکيل گرديده ، همچنان ترکيب کميسيون عالی ارزيابی از وزارت های ذيربط که در قانون تذکر رفته تشکيل يافته و جلسات شان منظم تحت رياست محترم وزارت اقتصاد ادامه دارد. امسال از آغاز کار کميسيون عالی ارزيابی از جمله 333 موسسه خارجی و انترنشنل تاحال بتعداد 129 موسسه و از جمله (2022) موسسه داخلی ثبت شده قبلی به تعداد 396 موسسه مراجع و فورمه های ثبت مجدد را دريافت که از جمله 155 موسسه آن اجازه فعاليت و ثبت مجدد را از کميسيون عالی بدست آورده و يک تعداد از اين موسسات در پروسه طی مراحل ثبت مجدد قرار دارند. لازم به تذکر است که در سال 1384 به تعداد 105 موسسه غير دولتی داخلی جديد و تعداد 25 موسسه غير دولتی خارجی و انترنشنل جديد فورمه های مجوز ثبت و راجستر را دريافت نموده اند که از جمله به تعداد 23 موسسه غير دولتی خارجی و انترنشنل و تعداد 56 انجوی جديد جديداً از جانب کميسيون عالی ارزيابی اجازه فعاليت را بدست آورده اند. هدف اساسی از ثبت مجدد انجوها عمدتاً تفکيک انجوها از شرکت های خصوصی و تجارتی و همچنان ارزيابی فعاليت انجوهای فعال وخدمت گذار به مردم بوده ضمناً امکانات بهتر تطبيق قانون جديد انجوها جهت تنظيم فعاليت آنان خوبتر مساعد ميسازد البته بعداز بسررسيدن مدت معينه در قانون ثبت مجدد انجوها ، لست آنعده انجوهای غير فعال و آن های که فعاليت آنها به نفع مردم نميباشد بعداز ارزيابی دقيق به اطلاع مردم رسانيده و منحل ميگردند. هکذا به تعداد 400 نسخه از قانون جديد انجوها به طور فوتوکاپی تهيه و آماده گرديده و عندالموقع بدسترس موسسات غير دولتی قرار داده ميشود علاوتاً بخاطر جلوگيری از ضياع وقت مراجعين در جهت تهيه فورمه جات معياری اساسنامه نمونه و طرزالعمل همکاری لازم صورت گرفته و بدسترس موسسات غير دولتی که نياز به آن داشته باشند گذاشته ميشود. 3- جمع آوری راپورهای فعاليت موسسات و نظارت و بررسی پروژوی و کارکردهای عملی پروژه توسط کارمندان مؤظف از جمله فعاليتهای اين اداره است. که در طی سال جاری در بخش انجوهای خارجی حدود 155 موسسه خارجی و انترنشنل راپورهای فعاليت شان را توام قرارداد پروژه ها ، پروبوزل و موافقت نامه ها به رياست انجوها ارسال داشته اند که به تناسب سال قبل که فقد 78 موسسه راپور داشت فعلاً حدود 100 موسسه ديگر نيز گذارش و راپور فعاليت شان را به اين اداره سپرده اند که مسلماً نتيجه زحمتکشی منسوبين اين اداره ميباشد به همين ترتيب در بخش انجوهای داخلی به تعداد (750) انجوی داخلی راپور کار شان را ارائه داشته اند که به مقايسه سال قبل که فقد 412 موسسه راپور داشت حدود 338 موسسه راپور فعاليت و گذارش کار خويش را ارائه داشته اند. باآنهم مساعی اين اداره در ارتباط جلب توجه موسسات به ارائه راپور فعاليت شان ادامه دارد. در سال جاری به تعداد (26 ) هئيت های نظارتی به اساس هدايات مقامات ذيصلاح و مقام محترم وزارت به موسسات غير دولتی در مرکز ولايات کشور سفر نموده که بعداز انجام سفر نظارت گذارش و نتايج کارشان را عندالموقع به مقام محترم وزارت ارائه داشته اند به تعداد 20 تن از مامورين رياست انجوها جهت ارتقای ظرفيت کاری و اصول تجارب عملی به ورکشاپ ها ، سيمينار ها و کورسهای کمپيوتر و لسان انگليسی و کورسهای مسلکی قصيرالمدت معرفی شده اند . مزيد برآن رياست انجوها اسناد يکتعداد وستايل دفتری و کمپيوتر و پرنتر ميز و چوکی ، الماری ،وسايط تيز رفتار کمک شده به آمريت اقتصاد ولايات پروان ، تخار و رياست ولايت کندز و شعبات مرکز رياست انجوها را طی مراحل و جهت قيد و جمع به رياست تهيه و تدارکات ارسال نموده است . توجه موسسه خارجی ( برک بنگله ديش ) به فعال شدن سيستم انترنت در شعبات مرکزی وزارت اقتصاد جلت گرديده که کار آن آغاز گرديده است. در سال جاری بعداد بيش از 2329 قطعه مکاتب به موسسات غير دولتی از بابت معافيت های گمرکی ، طی مراحل اسناد ترافيکی و اخذ نمبر پليت موقت و همچنان معرفی موسسات غيردولتی داخلی و خارجی ، وزارت ها و ادارات سکتوری از جانب اين رياست اجرأ و به مراجع ذيربط ارسال گرديده است. در پهلوی اجراآت فوق رياست انجوها در دو ورکشاپ ارتقای ظرفيت و اگاهی حقوقی و نحوه نظارت وترتيب راپورهای فعاليت انجوها را که به کمک مالی و تخنيکی موسسه INCL در مرکز وزارت برای کارمندان سازماندهی گرديده است که درآن جمعاً 150 نفر اشتراک نموده بودند. دوم: در بخش احصائيه : - دريک سال گذشته دراين بخش فعاليتها ذيل صورت گرفته است: - جمع آوري معلومات وارقام احصائيوي در باره موضوعات اقتصادي ، اجتماعي ، کلتوري وغيره در کشور. - ارائه معلومات احصائيوی در بخشهاي مختلفه اقتصادملي کشور به مراجع ذيربط داخلي و بين المللي . - ترتيب جداول وگرافها و چارت ها براي سالنامه احصائيوي در بخش هاي مختلفه اقتصادي ومحاسبات ملي سال جاري. - نشر سالنامه احصائيه تجارت سال 1383 به لسان هاي دري وانگليسي و ديگر نشرات در بخش هــاي گزيده هاي احصائيوي ، فعاليت تصديها و موسسات صنعتي و قيم مواد مصرفي به سطح کشور با ارقام مربوط به تولدات ، وفيات و مسايل مربوط به مهاجرين و عودت کننده گان . - ارائه معلومات احصائيوي پيرامون تعداد کارکنان دولت به تفکيک رتبه ، درجه و جنس در مرکز وولايات کشور و معلومات در موارد مختلف صحي، تعليم وتربيه و تحصيلات عالي . - ارائه معلومات دموگرافيک به ادارات دولتي وغير دولتي و موسسات بين المللي . - تهيه وترتيب نقشه هاي ( 1 بر 50000) وتثبيت سرحدات ولايات ، و لسوالي هاباهمه مشخصات آنها بروي نقشه هاي معين . - ارائه چوکات احصائيوي به منظور استفاده براي سروي هاي نمونوي در مسايل آسيب پذيزي، سروي سطح زنده گي و سائير سرويها به کمک متخصصين بانک آسيائي ، جامعه اروپا و متخصصين انکشاف دهات و زراعت . - تثبيت کمپ هاي کوچيها «براساس سروي مقدماتي تعداد کوچيها » بروي نقشه هاي ( 1 بر 250000) در تمام ولايات کشور . - طبع 500 جلد سالنامه احصائيوي و توزيع آن به ادارات دولتي و موسسات خارجي . - تدوير کورسهاي آموزشي در بخش کمپوتر و انگليسي جهت ارتقاي ظرفيت کاري کارمندان و توسعه پروسه اصلاحات اداري. ناگفته نماند که معينيت احصائيوي وزارت اقتصاد در دوره قبل از انتخابات پارلماني نيز براي تخمين وتعيين نزديک به حقيقت نفوس مجموعي افغانستان معلومات سودمندي در اختيار کميسيون مستقل انتخابات و کابينه افغانستان قرارداد. ازآنجائيکه آخرين نفوس شماري در افغانستان و آنهم به شکل ناقص در سال 1358 صورت گرفته بود و ازآن وقت تاحال در اثر جنگها و مهاجرت ها و بيجاشدنها در تعداد و ترکيب نفوس افغانستان تغييرات فاحشي رخ داده بود بنابران معينيت احصائيوي وزارت اقتصاد در مقابل اين وظيفه خطير قرار گرفت که براي 249 کرسي پارلمان افغانستان بايد يک تخمين جديد نفوس کشور را مطابق برنورم ها و ستندرد هاي شناخته شده بين المللي ارائه ميداشت . معينيت احصائيوي وزارت اقتصاد براي انجام اين وظيفه و تخمين نفوس از سه وسيله استفاده نمود که عبارتند از : الف- نتايج سرشماري سال 1358 هجري شمسي . ب- لست هاي خانه وار که معينيت اقتصادي از تمام ولسوالي ها و قريه هاي افغانستان تهيه نموده . ج- فيصدی رشد طبيعي نفوس در طي سالهاي جنگ در کشور هاي همسايه و منطقه . وزارت اقتصاد اوسط اين سه معطا را محاسبه نموده و از روي آن نفوس تخميني کشور به تقريباً 25 ميليون نفر تثبيت و به تناسب تعداد نفوس در هر ولايت سهم ولايتهاي مذکور را در کرسي هاي ولسي جرگه تعين نمود که بعداز ارائه به مجلس وزرأ و تصويب آن اولين انتخابات پارلمان افغانستان به تاريخ 27 سنبله 1384 موفقانه و در فضای تفاهم همه گاني صورت گرفت . هم چنين طي دوره حکومت منتخب بادرنظرداشت معلومات وزارت هاي سکتوري فعاليت هاي ذيل در عرصه هاي مختلف صورت گرفته است . سوم : در بخش وزارت ها و ادارات سکتوری درسکتور زراعت: - مبلغ (618.14) مليون افغاني از مدرک فروش گندم فارمهاي تحقيقاتي ، کودکيمياوي و ادويه ضدافات نباتي وزراعتي بدست آمده . - در سال 1384 جمعاً 59.8 ميليون دالر را در 33 پروژه در نظر داشته که از جمله 4 پروژه به مصرف 9.2 ميليون دالر از منابع داخلی و متباقی از منابع خارجی تمويل ميگردد. اين پروژه ها شامل انکشاف ماسترپلان زراعتی، مطالعات در جهت انکشاف احصائيه های زراعتی تحکيم سواحل دريای آمو و گسترش و توسعه فارم های تحقيقاتی و زراعتی ميباشد. که همين اکنون کار اکثر از پروژه ها جريان داشته و به فيصدی های معين پيش ميرود. فعاليتهای وزارت احيأ و انکشاف دهات : - وزارت احيأ و انکشاف دهات طی سال های اخير از طريق سرمايگذاری در پروژه های عام المنفعه با استفاده از کمک کشورهای تمويل کننده و ملل متحد يک سلسله برنامه ها به شمول برنامه انکشاف ملی که عمدتاً سکتورمعيشت و مصؤنيت اجتماعی را حمايت می نمايد رويدست گرفته که اين برنامه ها به منظور رشد و توسعه محلات و روستا ها بوده تا در نتيجه مردم پروژه ها و پروگرام های انکشاف اقتصادملی و اجتماعی محلات شانرا بادرنظرداشت نيازمندی ها قدمات ها و اولويت ها ترتيب و بعداز منظوری دولت به منصه اجرأ و از تطبيق آن کنترول و نظارت جدی نمايند. هدف کلی برنامه همبستگی ملی عمدتاً کاهش فقر در دهات ، توانمند ساختن مردمان روستائی و خود کفا شدن فاميل ها از لحاظ اقتصادی و همچنان ايجاد زيربناهای اقتصادی و اجتماعی به خاطر آماده ساختن قرأ و قصبات کشور بسوی بازسازی و انکشاف و همچنان تصميم گيری خود مردم در سرنوشت اقتصادی بوده و بناً دولت مردمی و دموکراسی حقيقی يعنی بلند بردن اگاهی مردم و سهيم شدن شان در اداره اقتصادی و برنامه های اجتماعی ميباشد. برنامه همبستگی ملی از مدت 2 سال به اين طرف آغاز گرديده امروز حدود ده هزار قريه را احتوأ نموده و در 176 ولسوالی پروژه های همبستگی ملی يا به بهره برداری سپرده شده و ياتحت اجرأ ميباشد وکمک های تخنيکی و مالی را برای هرشورای انتخابی انکشافی فراهم ميسازد. همچنان ارتباطات ميان شورا های انکشافی قريه جات و ساير نهادهای دولتی و غير دولتی را تسهيل مينمايد تا مردم از ساير برنامه های انکشافی و بازسازی نيز بهره مندگردند. وزارت احيأ و انکشاف دهات پروژه های خدماتی خويشرا از طريق برنامه های ملی راه سازی روستائی با خدماتی مالی و قرضه های کوچک برای فقرأ ، تهيه آب آشاميدنی و حفظ الصحه محيطی ، رشد و توسعه منطقوی نظارت از آسيب پذيری و ابتکارات پاسخ اضطراری بشری به پيشبرده که در برنامه های فوق الذکر ميتوان از وجوه مالی تعهد شده در سال 1384 ذيلاً نام برد. 1- برنامه همبستگی ملی مبلغ 174.1 ميليون دالر امريکائی از منابع اداره انکشاف بين المللی کانادا اداره انکشاف بين المللی انگلستان ، دنمارک ، کميسيون اروپا ، بانک جهانی ، ناروی و اداره انکشافی بين المللی ايالات متحده امريکا. 2- برنامه ملی راه سازی روستائی مبلغ 78.1 ميليون دالر از منابع کميسيون اروپا ، بانک جهانی، اداره انکشاف بين المللی انگلستان و جاپان. 3- برنامه قرضه های کوچک مبلغ 24 ميليون دالر از منابع اداره انکشاف بين المللی کانادا ، گروپ مشورتی ارزيابی برنامه های اداره انکشافی بين المللی سويدن، اداره انکشاف بين المللی انگلستان، اداره انکشافی بين المللی ايالات متحده امريکا و نويپ . 4- برنامه ملی تهيه آب آشاميدنی و حفظ الصحه محيطی مبلغ 13.8 ميليون دالر از منابع صندوق وجهی بازسازی افغانستان، کمشنری عالی ملل متحد در امور مهاجرين، يونسف ، نماينده گی سويس برای همکاری های انکشافی، اداره انکشافی بين المللی ايالات متحده امريکا. 5- برنامه ملی رشد و توسعه منطقوی مبلغ 15 ميليون دالر از منابع اداره انکشاف بين المللی کانادا و بلجيم . 6- سيستم ملی نظارت از آسيب پذيری مبلغ 1.5 ميليون دالر از منبع کميسيون اروپا. 7- ابتکارات پاسخ اضطراری بشری مبلغ 1.5 ميليون دالر از منابع اداره انکشافی بين المللی کانادا، اداره انکشاف بين المللی انگلستان ، ادارات ملل متحد، اداره انکشاف بين المللی امريکا و کميسيون اروپا که جمعاً مبلغ 303.3 ميليون دالر را احتوأ مينمايد به مصرف ميرسد. همچنان جهت تکميل برنامه ها به مبلغ 155.3 ميليون دالر ديگر نيز نيازمندی وجود دارد. قابل تذکر است که طی سه سال گذشته 1381-1383 به تعداد 5010 پروژه مبلغ (92799909) دالر امريکائی تحت پوشش برنامه همبستگی ملی قرار گرفته بود که با مصرف مبلغ (52052023) دالر امريکائی پروژه ها به پيش برده شده است. برنامه همبستگی ملی از طريق وزارت محترم احيأ و انکشاف دهات که يک ارگان دولتی ميباشد به همکاری 21 موسسه در 33 ولايت شامل 164 ولسوالی تطبيق می گردد که 8.3 ميليون نفر از آن مستفيد می شود.قابل يادآوری می باشد که برنامه همبستگی ملی نسبت به برنامه دولتی بودنش يک برنامه بسيار خوب و مؤثر است در صورتيکه به شکل درست مديريت شود و گروپهای از کارمندان مسلکی و با تجربه که اهليت و شايستگی کار را داشته باشد در زمينه مؤظف نموده تا از کارهای تخنيکی روی دست گرفته شده نظارت و کنترول جدی نمايند. به همين ترتيب از شورا های قريه جات و مردم توقع است تا در زمينه طرح و تطبيق پروژه ها با نهايت دلسوزی برخورد نموده از سرمايه گذاری در پروژه های غير ضروری خود داری نمايند. چنانچه اخيراً هئيات عالی رتبه تحت رياست اينجانب از بعضی پروژه های همبستگی ملی بازديد نموده که يکتعداد آن از لحاظ کيفيت و استفاده مؤثر از آن مانند مکاتب خوب بوده اما يکتعداد ديگر آن منجمله حوض آب آشاميدنی از شرايط صحی برخوردار نبوده نه تنها صحی نبود بلکه خود ذخيره آب منبع امراض برای مردم بوده است که اميد داريم در قسمت انتخاب پروژه و مصارف و نتايج پروژه ها بيشتر دقت صورت گيرد و حين تصميم گيری از جانب شورای های انتخابی محل، قريه ها و ساير ارگان های ذيربط را هم آهنگ کار ها سهيم ساخته و از تجارب فنی و مسلکی آن ها استفاده نمايند. اين مسله که امروز حدود 2600 قريه از آب آشاميدنی ، 2100 قريه از راه های مواصلاتی و حدود 591 مکتب درقريه ها ساخته شده ده ها و صدها پروژه ديگر از قبيل انرژی، برق و کلينيک ها اعمار گرديد مايه خوشی ما و مردم است. اما ناگفته نماند که اين پول های مصرف شده همه آن کمک بلاعوض نبوده بلکه يک مقدار زياد آن بشکل قرضه بوده که دولت افغانستان با وجود شرايط سهل قرضه مکلف به پرداخت آن خواهد بود. روی اين امر لازم است در قسمت مصارف پروژه و تصاميم روی پروژه از جانب شورا همه جانبه غور و بررسی انجالم شود از استخدام بيش از حد و غير ضروری افراد بنام های مشاور و متخصص که دربعضی مواد پروژه ها بسيار شکل عادی را دارد و از طرف خود مردم ساخته شده ميتواند، خودداری شود زيرا تمرکز دادن زياد مامورين در يک پروژه عادی مصارف و قيمت پروژه ها بلند برده و از کيفيت کار می کاهد. به هر صورت برنامه همبستگی ملی با وجود دشواری ها که دارد يکی از برنامه های عمده انکشاف ملی در سطح کشور بوده که انتظار برده ميشود با رفع نواقص و کمبودی و کاهش مصارف آن الی سه سال آينده تمام قريه ها و نقاط دور کشور را احتوأ نمايد و اين برنامه خواهد توانست علاوه از زمينه کاريابی در قسمت کاهش فقر و بهبود اقتصاد خانواده های روستائی يک گام مثبت و مؤثر را بسوی انکشاف و توسعه اقتصادی رهنمائی نمايد. ضمناً آرزومندم شورای های محترم مردمی در محل و قريه در انتخاب مسؤلين خود افراد دلسور و خبير را نتخاب نمايد از پروژه های برنامه همبستگی ملی نظارت دايمی نمايند و به آن پروژه ها رای بدهند و تصميم اتخاذ نمايند که در بهبود و بلند بردن سطح زندگی خانواده ها مؤثر واقع شوند. در عرصه انرژي و آب : - تقاضای کمک به مبلغ (15) مليون دالر از کمک کشور چين صورت گرفته . - در سال جاری جمعاً 28 پروژه شامل پلان بوده که تمويل پروژه ها 182 ميليون دالر در نظر گرفته شده که منابع تمويل آن تماماً موجود است. از جمله 28 پروژه ، پروژه های بزرگ عبارت از: تمديد لين برق از پلخمری الی کابل به مصرف 100 ميليون دالر. تمديد لين برق از حيرتان الی پلخمری توسط بانک آسيائی به مصرف 40 ميليون دالر. اعمار گاز توربين شهر شبرغان به مصرف 105 ميليون دالر از جانب USAID روی دست بوده که کار آن همين اکنون جريان دارد. علاوتاً وزارت انرژی و آب طی ده سال آينده 66 پروژه را به مصرف 4.4 ميليارد دالر روی دست دارد که حدود 695 ميليون دالر آن همين اکنون تعهد شده که با تحقق اين پروژه ها ضرورت مجموعی کشور به انرژی که تا فعلاً حدود 6 فيصد ميباشد به 50 فيصد ارتقا يافته و ضايعات برق از 35 فيصد به 20 فيصد کاهش ميابد. ضمناً ظرفيت توليد برق از 240 ميگاوات به 940 ميگاوات که ضرورت 2.5 ميليون اتباع کشور را احتوا مينمايد مرفوع ميگردد. در عرصه تجارت : درسال 1384 صادرات مجموعي افغانستان بالغ به 500 ميليون دالر تخمين گرديده ولي در مقابل حجم واردات اشيا و اموال مورد ضرورت به مبلغ 2.2 ميليارد دالر از کشورهاي مختلف تخمين ميگردد. که بدين بيلانس تجارت افغانستان يک کسر فاحش بالغ بر 1.7 ميليارد دالر را نشان ميدهد شايد يک بخش اين واردات در جمله صادرات مجدد re-export داخل باشد اما در شرايط فعلي تشخيص بين صادرات قانوني و واردات به غرض re-export به کشور هاي همسايه مشکل به نظر ميخورد. عوايد خالص تصدي هاي مربوط به وزارت تجارت بالغ به 637 ميليون افغاني ميگردد که به خزانه دولت تاديه شده است و تعداد جوازهاي تجارتي و سرمايه گذاري خصوصي در سال 1384 تااکنون که از طرف دفتر حمايه سرمايه گذاري در افغانستان AISA که در همين سال صادر گرديده بالغ به 1156 پروژه ميباشد . در عرصه فوايد عامه : در اين بخش فعاليتهاي ذيل صورت گرفته احيا و بازسازي سرک کابل- سروبي به طول مجموعي 66.7 کيلومتر با قيمت مجموعي 25.9 مليون يورو که از کمکهاي اتحاديه اروپا و عقد قرارداد با کمپني چينائي . کاراين پروژه درماه جون 2004 شروع و تاريخ ختم آن ماه دسمبر 2006 مي باشد. کار اين پروژه تا حال 81 فيصد تکميل گرديده است . - سرک سروبي - جلال آباد به قيمت 26.5 مليون ( يورو) از طريق اتحاديه اروپا تمويل گرديده قرارداد آن بايک کمپني چينائي صورت گرفته است. کاراين پروژه در ماه دسمبر 2003 آغاز ودر جولای سال 2006 تکميل ميگردد. فيصدي پيشرفت کار فعلاً بالغ بر 44 فيصد ميباشد. بازسازي سرک جلال آباد تورخم به طول 78 کيلومتروبه قيمت 16.7 مليون دالر امريکائي با کمپني FW کشور پاکستان قرار داده شده است کاراين پروژه درماه اگست 2003 شروع و تا جولاي (2006) کار آن تکميل ميگردد . - بازسازي سرک هرات ارملک به طول 60 کيلومتر به قيمت مجموعي 23 مليون دالر امريکائي از طريق کمک بلاعوض ايران باشرکت آباد پارس کشور ايران قرار داد شده است . اين پروژه در ماه عقرب 83 آغاز و در ماه سنبله سال 85 ختم ميشود که تا حال 37 فيصد کار آن بيشرفت نموده است. - پروژه بازسازي سرک قندهار - گرشک که قيمت آن 238 مليون ين جاپاني بوده وازطرف موسسه جايکاي کشور جاپان اعمار ميگردد. آغاز پروژه نوامبر 2004 ودر ماه جولاي 2006 خاتمه ميابد. - پروژه سرک قندهار - سپين بولدک به طول مجموعي 103 کيلومتر به قيمت مجموعي 24.2 مليون دالر امريکائي و عقد قراد داد آن با يک کمپني هندي کاراين پروژه در ماه جنوري 2004 شروع شده که بايد درماه فبروري 2005 خاتمه ميافت تا حال 95 فيصد کار آن پيشرفت نموده است و عنقريب افتتاح ميشود. - پروژه سرک پلخمري - بلخ - نايب آباد - حيرتان به طول مجموعي 224 کيلومتر به ارزش 28.7 مليون دالر امريکائي بايک کمپني SWC کوريائي عقد قرار دادشده اين سرک در ماه جولاي 2006 تکميل ميشود. - پروژه بازسازي سرک بلخ - اندخوي به طول182 کيلومتر به ارزش مجموعي 36.2 مليون دالر امريکائي اين پروژه در ماه اپريل 2006 تکميل ميشود. - احيا و بازسازي سرک کابل- اولنگ بطول مجموعي 100 کيلو متر به ارزش 31.2 مليون دالر امريکائي که با پول بانک جهاني از طرف يک کمپني ترکي تکميل گرديده است . - بازسازي پروژه سرک اولنگ - دوشي از طريق تونل سالنگ به طول 75 کيلومتر و قيمت 29.2 مليون دالر امر يکائي از طرف بانک جهاني تمويل گرديده و کاراين سرک نيز خاتمه يافته است . بازسازي سرک پلخمري - شيرخان بندر به طول مجموعي 168.2 کيلومترو قيمت 29.9 ميليون دالر امريکائي ازطريق بانک جهاني وکار آن الي کندز تکميل و بطرف شيرخان بندر ادامه دارد. - قيرريزي سرک سرخکان مهترلام در ولايت لغمان به طول 21کيلومتر به قيمت مجموعي 1.5 مليون دالر امريکائي از بودجه انکشافي دولت اين پروژه در سال 1383 شروع شده و تکميل گرديده است. - قيرريزي سرک هاي داخل شهر ميمنه به طول 10 کيلومتر و قيمت 1.8 ميليون دالر امريکائي . عنقريب تکميل ميگردد. -قرارداد پروژه اعمار سرک ميدان شهر- باميان به طول 140 کيلومتر و ارزش 36 مليون يورو با شرکت سوني عقد گرديده و کار آن جريان دارد. در عرصه مخابرات : دراين عرصه در يک سال گذشته کارهاي ذيل صورت گرفته است. - تکميل پروژه تامين ارتباطات مخابراتي ( تيلفون هاي ديجيتل ) در ولايات کشور به ارزش مجموعي (71) مليون دالرامريکائي. - اعطا دو جواز جديد براي موبائيل (GSM) و صدور جواز خدمات انترنت که از مدارک مبلغ 81 ميليون دالر عايد به دولت افغانستان تهيه گرديده است. در عرصه تعليم ، تربيه ، تحصيلات عالی و امور فرهنگی : - پروژه تهيه اجناس و لوازم طبي براي پوهنتون طبي کابل به ارزش 50000 دالر. - کار اعمار احاطه پوهنتون طبي کابل به ارزش 6 مليون دالر در حدود 40 فيصد پيش رفته است . - پروژه مساعدت به متخصصين وزارت تحصيلات عالي به قيمت مجموعي 1.2 مليون دالر در جريان سال جاري کارهاي اعمار وبازسازي مکاتب ذيل که مجموعاً 23 پروژه ميباشند صورت گرفته است. مکتب ابراهيم ولايت کندوز ، ليسه ابن سينا ، سراچه علي ولايت ننگرهار، ليسه رحمان بابا ، پروژه نسوان ، ذکور ننگرهار ، پروژه دهرازي ولايت بلخ ، سورداک ننگرهار ، نسوان چهلستون ، سلطان بابا علي شير ولايت بلخ ، طعام خانه ليسه نابينايان کابل ، دره ژوندون سمنگان ، پروژه دلنحکمي ولايت سمنگان ، پروژه شهر نو ولايت بدخشان پروژه هاي دابرچين ارنجي ده عليا قاضيان ولايت بلخ و پروژه لايابه ولايت بدخشان . پروژه هاي مکتب لرتک ، سمل پريان ولايت خوست ، پروژه مکتب پاي منار شهر کابل ، پروژه هاي مکتب اولنگ ، شيوا ولايت پروان و پروژه نسوان غازه. قيمت مجموعي اين پروژه ها 15.3 مليون دالر امريکائي ميباشد. - دراين ساحه در پروژه هاي کوچک مانند ارتقای ظرفيت راديو تلويزيون، بهبود امور آژانس باخترو اصلاح و بلند بردن ظرفيت بعضي مطابع در مجموع (61000) دالر سرمايه گذاري صورت گرفته است . - اعمار کمپلکس ورزشي به ارزش (6) مليون دالر رويدست ميباشد . در عرصه صحت عامه : درسال 1384 در مربوطات صحت عامه به تعداد 72 پروژه انکشافي شامل هشت باب شفاخانه 34 باب مرکز صحي اساسي و 34 باب مرکز صحي جامع به قيمت مجموعي 231.3 مليون دالر از کمک کشور هاي دوست تحت کار بوده که بودجه اصلي انکشافي 31.3 مليون و بودجه خارجي 200 مليون دالر ميباشد . کار پروژه در حدود 18 فيصد پيشرفت نموده است. قابل ياد آوري است که کار ساختمان 268 باب مرکز صحي اساسي تحت جريان قرار داشته و به تعداد 250 باب مرکز صحي تحت ترميم ميباشد. درسال 1383 بودجه انکشافي حاوي مبلغ 289.4 مليون دالر شامل 107 باب مرکز صحي تحت اعمار و 138 باب مرکزصحي تحت بازسازي و ترميم مدنظر گرفته شده بود . در عرصه دفاع و امنيت : مصارف مجموعي 18 پروژه وزارت دفاع ملي در سال 1384 بالغ بر 704.44 ميليون دالر پيش بيني گرديده بود که از آن جمله 44.5 ميليون دالر به مصرف رسيده است. - در مربوطات وزارت داخله طي سالهاي 1383 و 84 به تعداد 15 پروژه شامل بودجه انکشافي بوده که از جمله کار تخنيکي 13 پروژه تکميل و کاربالاي دوپروژه باقي مانده جريان دارد. مصارف آن در سال 1384 بالغ بر 93.25 ميليون دالر سنجش گرديده بود که از آن جمله مبلغ 3.4 ميليون دالر به مصرف رسيده است. - در چوکات پروگرام ثبات ملي کاراعمار 68 باب پوسته امنيتي به قيمت 155.8 ميليون افغاني در مسير شاهراه هاي کابل هرات و کابل تورخم آغاز گرديده است . - درپروگرام تحکيم ثبات ملی که در چوکات وزارت داخله پيش برده ميشود اعمار تعمير ولسوالی های ولايات در نظر بوده که در ظرف سه سال آينده اين پروگرام در سرتاسرکشور تکميل خواهد شد. - که مصارف مجموعی آن 1.32 ميليارد افغانی تخمين ميگردد. - درعرصه امنيت ملی در سال 1384 به ارزش (3.91) مليون دالر نيازمندي تثبيت گرديده است . دفتر خدمات بازسازي و انکشافي افغانستان (ARDS): طوريکه در بالا اشاره شد دفتر خدمات بازسازي و انکشافي افغانستان به حيث يک ارگان مربوط به بانک جهاني در تحت نظارت و اداره وزارت اقتصاد در دو بخش مشتمل بر مطالعات تخينکي تمام پروژه هاي وزارت خانه هاي سکتوري و تهيه وسايل و تدارکات اين پروژه ها فعال ميباشد. بودجه افغانستان جهت تمويل تمام فعاليت هاي انکشافي و قسمت اعظم معاشات ( بودجه عادي ) به کمک هاي خارجي متکي ميباشد. بيشتر از هشتاد در صد وجوه تمويلي جوامع تمويل کننده در چار سال اخير مستقيماً از طريق جوامع متذکره و متباقي 20 در صد آن از طريق دولت بمصرف رسيده است. وجوهي که از طريق دولت بمصرف ميرسد به صندوق امانت انکشافي افغانستان انتقال مي يابد که تحت مديريت بانک جهاني قرار دارد. براي سال 1384 ، بيشتر از يک هزار پروژه پلان گرديده که نقش دفتر خدمات بازسازي و انکشافي افغانستان عبارت از انجام مطالعات قبلي ، مطالعات امکانات عملي و ترتيب اسناد پروژه ها ميباشد و يا به عباره ديگر وعده هاي جوامع کمک کننده را به تعهدات رسمي و تعهدات آنرا الي پرداخت پول از نظر تخنيکي پيگيري مينمايد. باآنکه کمکهاي بين المللي در عرصه خدمات بشري در سالهاي گذشته ادامه داشته است، بنابر اقتضاي شرايط و خواست مردم کشور، از يک ونيم سال بدين سو پروژه هاي زيربنائي نيز روي دست گرفته شده است که دفتر خدمات بازسازي و انکشافي افغانستان در عرصه اخيرالذکر مؤظف به انجام امور تخنيکي پروژه هاي متذکره نيز بوده است. دفتر خدمات بازسازي و انکشافي افغانستان براي نيل به مامول فوق مشاورين را به کار گماشته است تا در وزارت هاي مختلف جهت انجام امور تخنيکي پروژه ها توظيف گردد و بدين ترتيب زمينه تحقق پروژه ها از طريق اکمال امورات تخنيکي مساعد گردد. از آنجائيکه وجوه تمويلي از طريق مراجع بين المللي کمک کننده فراهم ميگردد، که بانک جهاني مديريت صندوق وجهي آنرا بدوش دارد، بناً لازم مي افتد تا تمام موضوعات تخنيکي پروژه ها طي مراحل و در مرحله بعدي تدارکات آن طبق معيارات بين المللي پروسه هاي رقابتي داوطلبي با درنظرداشت وصول بانک جهاني صورت گيرد. دفتر خدمات بازسازي و انکشافي افغانستان جهت تحقق مرحله اخيرالذکر نيز مساعي جدي نموده که تدارکات پروژه هاي متذکره را در عرصه هاي سه گانه خدمات، اجناس و امور ساختماني انجام داده است. قابل يادآوري است که خوشبختانه قانون جديد تدارکات که طبق معيارات بين المللي ترتيب گرديده بود، توسط مقام رياست دولت جمهوري اسلامي افغانستان توشيح و نافذ گرديد. دررابطه به پروسه تدارکات خدمات، دفتر خدمات بازسازي و انکشافي افغانستان براي تدارکات عمده و مهم کشور، با 85 شرکت بين المللي با مصرف 183 ميليون دالر امريکائي عقد قرارداد نموده است تا خدمات مشورتي آنها براي اکمال امور تخنيکي پروژه که رکن اصلي منظوري پروژه هارا تشکيل مينمايد. علاوتاً، آن اداره براي انجام امور تخنيکي پروژه ها ي کوچک با مشاورين انفرادي عقد قرارداد کوتاه مدت (دوهفته الي شش ماه ) نموده که در مجموع 57 مشاور براي وزارت هاي مختلفه با مصرف 5.5 ميليون دالر امريکائي توظيف گرديده است. قابل يادآوري ميدانيم که حتي المقدور سعي بعمل آمده تا در امتيازات و معاشات مشاورين فوق کاهش بعمل آيد که در نتيجه معاشات آنها به اندازه ثلث کاهش يافته است. علاوتاً تلاش نموده ايم تا مشاورين کشورهاي نزديک منطقه با معاشات کمتر استخدام گردند که در زمينه با کشورهاي هندوستان، سريلانکا و بنگله ديش الي الحال مذاکرات ادامه دارد. مشاورين فوق الذکر مسؤل اکمال امور پروژه بوده که طبق اصول جدي اداري بازسازي انکشافي افغانستان مکلف به انجام امور محوله و ارائه گذارشات متداوم به آن دفترميباشند. توظيف مشاورين به اساس تعداد وزارت هاي محترم نبوده، بلکه به اساس پروژه هاي فوق الذکر صورت ميگيرد. هريک از مشاورين به تاسي از لايحه وظايف خود مکلف به فراهم نمودند آموزش مسلکي به حداقل يک نفر کارمند همتاي افغاني خود ميباشند. تا بعداز اختتام دوره ماموريت مشاورين، ارتقاي ظرفيت هاي کاري کشور ما تأمين شده باشد. از جمله خدمات تخنيکي مشورتي که براي وزارت هاي مختلفه تدارک گرديده است، ميتوان از مثال هاي ذيل يادآور شد: در وزارت انرژي و آب ، مطالعه امکانات عملي شدن پروژه گمبيري، کوکچه، باغدره ، فراه رود، کيله گي، کجکي، تمديد لين انتقالي برق از شمال به کابل و امثالهم، در وزارت ترانسپورت ، مطالعه امکانات عملي شدن پروژه هاي خطوط پرواز ميدان هاي هوائي کشور، تجهيز و نصب وسايل رهنمائي طيارات احداث 10 ميدان هوائي در نقاط دور دست و روستائي کشور مدرنيزه و اعيار ساختن ميدان هوائي بين المللي کابل با معيارات بين المللي قابل ذکراند. در وزارت فوائد عامه، اعمار سرک حلقوي در خوريادآوريست. در وزارت معادن و صنايع ، مس عينک، فابريکه هاي سمنت غوري نمبر اول و دوم ، سمنت جبل السراج و هرات قابل ذکر اند. همچنان دفتر خدمات بازسازي و انکشافي افغانستان در ترتيب ماستر پلان هاي وزارت هاي محترم اقدام نموده که منجمله ماستر پلان وزارت زراعت يک هفته قبل به اکمال رسيد. برعلاوه ، با وزارت زراعت در ترتيب و ايجاد ديتابيس احصائيه زراعتي کمک صورت گرفته است. علاوتاً دفترخدمات بازسازي و انکشافي افغانستان در تدارک اجناس و امور ساختماني نيز مشغول کار ميباشد. که از موارد ذيل به تفکيک وزارت هاي مربوط به گونه مثال تذکار صورت ميگيرد. تدارک اجناس و امور ساختماني بالترتيب به مصرف 40 ميليون و 273 ميليون دالر امريکائي صورت گرفته است. که اجناس با عقد 136 قرارداد و امور ساختماني به عقد 22 قرار داد از زمان روي کار آمدن حکومت جديد تا حال به پايه اکمال رسانيده شده اند: در وزارت صحت عامه ، تهيه ادويه و تجهيزات طبي شفاخانه ها دروزارت معارف، تهيه کتب درسي و تهيه ميز و چوکي صنوف مکاتب تدارک اجناس و مواد مورد نياز سفارت خانه هاي مربوط وزارت امور خارجه کشور نيز توسط دفتر خدمات بازسازي و انکشافي افغانستان روي دست گرفته شده است. دروزارت انرژي و آب ، بازسازي بند برق نغلو، با عقد قرارداد آغاز يافته که الي شش ماه بعدي، خاتمه خواهد يافت بلاخره مجدداً عرض ميگردد که از انجائيکه حساب وجوه تمويلي تحت مديريت بانک جهاني قرار دارد، اصول اظهار نامه عدم اعتراض بانک جهاني براي تمام پروژه ها لازم ميباشد. که بايد امور تخنيکي و امور تهيه و تدارک آن طبق معيارات آن بانک صورت گيرد. دفتر خدمات بازسازي و انکشافي افغانستان چنانچه فوقاً توضيح گرديد، در هردو مرحله امور تخنيکي و تدارکات با ادارات محترم دولتي همکاري مينمايد تا اينکه ظرفيت ادارات اخيرالذکر به حدکافي ارتقا يابد و نيازي به همکاري دفتر خدمات بازسازي و انکشافي افغانستان وجود نباشد. در زمينه اخير، از وزارت احيأ و انکشاف دهات نامبرده ميتوانيم که امور تدارکاتي خود را بدون نياز و مساعدت دفتر خدمات بازسازي و انکشافي افغانستان انجام ميدهد. البته راجع به صورت مصارف تمام پروژه های که ازطرف دفتر خدمات بازسازی وانکشافی افغانستان تهيه و مطالعه گرديده و آماده ساخته شده اند وزارت های مربوط سکتوری به نوبه خود معلومات مکمل ارائه خواهند فرمود. با وجود پيشرفت هاي که در بازسازي عرصه هاي مختلف صورت گرفته خلاهاي نيز موجود است . که مهم ترين آنها قرار ذيل اند : - قسمت اعظم کمک هاي کشور هاي کمک دهنده مستقيما ً توسط سازمانها و موسسات بين المللي استفاده شده ، بدون آنکه دولت افغانستان از جزئيات آن اگاهي دقيق داشته باشد. دولت افغانستان در حدود 22 فيصد کمک ها را مستقيماً استفاده نموده است. وهم به اولويت هاي تثبيت شده در زمينه وقع گذاشته نمي شود . از جانب ديگر مصارف اداري ، معاشات ، کرايه هاي منازل ، سفريه ها وساير مصارف اين سازمانها و موسسات بين المللي که از کمک هاي افغانستان تمويل ميشود بسيار زياد بوده که موثريت کمک ها را تقليل ميدهد. - نبود يک استراتيژي و پاليسي اقتصادي معقول که روابط و تاثيرات عرصه هاي مختلف را در نظر داشته و اولويت هاي اقتصاد ملي را دقيقا ً تثبيت نمايد نيز يکي از نواقص مهم بازسازي ميباشد. درين پاليسي بايد امکانات رشد و انکشاف اقتصاد ملي و سکتور هاي مختلف طور دقيق درنظر گرفته شود. گرچه فعلا ً در طرح پاليسي اقتصاد ملي کار در جريان است اما هنوز کار آن تکميل نشده است . - عدم موجوديت همکاري هاي لازم بين وزارت ها و ادارات مختلف کشور به انسجام فعاليت هاي عرصه هاي مختلف اصلا ً اهميت داده نشده است ، در حاليکه انسجام فعاليت هاي مختلف در تسريع پروسه رشد و انکشاف داراي اهميت زياد است. برای رفع اين نقيصه کابينه افغانستان تاسيس کميته های انکشافی ولايتی در چوکات تشکيلات فعلی وزارت اقتصاد تصويب نمود که وظيفه عمده آن ايجاد هم آهنگی و انسجام بين ولايت ها نماينده گی های وزارت خانه ها در ولايت ، انجوها ، موسسات بين المللی و PRT ها ميباشد تا از تداخلات و تکرارات کاری جلوگيری بعمل آيد. - وظايف بعضي ادارات طور دقيق تعريف نشده است تداخل وظيفوي بين بعضي ادارات هنوز هم موجود است . - اصلاحات اداري طور شايد و بايد فعاليت نمي نمايد. در تقرر پرسونل در اکثر ادارات دولتي هنوز هم روابط نظر به ضوابط حاکم است . - پروژه هاي بزرگ اقتصادي مانند اعمار بند و انهار واحداث پروژه هاي توليد برق که در رشد و انکشاف اقتصادي کشور اهميت حياتي دارد، در نظرگرفته نشده است . - در پهلوي پروژه هاي کوچک که در پروگرامهاي مختلف منجمله در برنامه همبستگي ملي بسطح قرأ درنظر گرفته شده ، بايد پروژه هاي بزرگ نيز در نظر گرفته شود. کشور ما داراي دشت هاي وسيع بوده و هم آب هاي فراوان در کشور ما موجود است بدون آنکه از آن استفاده شود . احداث بند و انهار و تحت زرع قراردادن اين دشت ها اساس رشد و انکشاف اقتصادي کشور ما است . در کشور ما که بيشتر از (85) فيصد مردم در زراعت اشتغال دارند ، در نيتجه احداث بند و انهار و توسعه ساحه زراعتي توليدات غير خالص ملي ، عايد سرانه و سطح استخدام ازدياد نموده که در نتيجه آن سطح زنده گي مردم ارتقا نموده و صادرات ما افزايش مي يابد . اين موضوع در کاهش فقر نيز اهميت زياد دارد. به همين ترتيب نبود انرژي کافي يکي از نواقص بزرگ ديگر است ، که از يکطرف مانع سرمايه گذاري هاي خصوصي در کشور گرديده و از جانب ديگر مانع ارتقا رقاهيت سطح زنده گي مردم گرديده است . ظرفيت توليدي فابريکات کنوني توليد برق بسيار ناچيز بوده و از جانب ديگر اين فابريکات عمدتا ً فرسايش شده است . مصرف انرژي بسطح بين المللي يکي از محرک ها و شاخص هاي مهم پيشرفت و انکشاف اقتصادي است . با مشوره با کشور هاي کمک دهنده و سازمانها و موسسات بين المللي بايد دولت افغانستان در زمينه توجه جدي نمايد، در غير آن انکشاف اقتصادي کشور به مشکلات زيادي روبرو و خواهد بود.

شماره

نوع پروژه

مقدار به ملیون دالرآمریکایی

نوع پرداخت

1

پروژهاضطراری احیای مجدد ساختارهای زیربنایی

33

کمک مالی بلاعوض

2

احیای مجدد سیستم های آبرسانی در11 شهرهای کشور

65

وسایل ولوازم ضروری رسیده به کابل

3

پروژه اضطراری قادر ساختن مردم درکارهای عامه

42

کمک مالی بلاعوض

4

پروژه اضطراری همبستگی ملی (NSP)

123

کمک مالی بلاعوض

5

از صندوق وجوه بازسازی افغانستان

72.2

کمک مالی بلاعوض

6

از صندوق وجهی انکشاف اجتماعی جاپان

11

کمک مالی بلا عوض

7

برنامه اضطراری کاریابی ملی برای بهبود راههادر روستاها

39.2

قرضه

8

برنامه اضطراری کاریابی ملی برای بهبود راهها در روستاها

16.6

کمک مالی بلاعوض ازطریق ARTF

9

پروژه های اضطراری اداره عامه

45.4

کمک مالی بلاعوض

10

پروژه اضطراری بازسازی وانکشاف تعلیم وتربیه و تحصیلات عالی و معارف

15

کمک مالی بلاعوض

11

پروگرام بهبود کیفیت تعلیم وتربیه در کشور

35

کمک بلا عوض

12

پروگرام تقویت تحصیلات عالی

40

کمک مالی بلاعوض

13

پروژه اضطراری بازسازی ترانسپورت و هوانوردی

108

قرضه بدون مفاد

14

پروژه اضطراری بازسازی ترانسپورت و هوانوردی

45

کمک بلاعوض

15

پروژه اضطراری بازسازی و انکشاف سکتور صحت

59.6

کمک بلا عوض

16

پروژه اضطراری مخابرات

22

قرضه بدون مفاد

17

پروژه اضطراری مدرنیزه سازی گمرکات وسهولت های تجاری

31

به طورقرضه

18

پروژه اضطراری بازسازی آبیاری

40

قرضه بدون مفاد

19

سهولت تضمین سرمایه گذاری در افغانستان

5

قرضه بدون مفاد

20

پروژه بازسازی شهرکابل

25

کمک بلا عوض

21

پروژه اضطراری احیای مجدد برق

105

بطور قرضه بدون مفاد

20

کمک بلا عوض

22

پروگرام کمک و حمایت جهت تقویه ظرفیتها

80

قرضه بدون مفاد

23

پروژه حمایت قرضه های کوچک بخاطر کاهش فقر

41.

 

 

+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در جمعه 1388/10/11 و ساعت 15:23 |

 فصل اول

تعاریف کلی رشد و توسعه اقتصادی

1- تعریف رشد اقتصادی: رشد اقتصادی عبارت از افزایش تولید و عاید ملی در یک مدت زمان کوتاه مثلاً یکسال می باشد.[1] یا به عباره دیگر رشد اقتصادی به تغییرات کمی هر متغییر طی یک دوره معین معمولاً یکسال اطلاق می شود.[2]

به عنوان مثال: اگر تولید گندم طی یکسال از یک هزارتن به یکصدوهزارتن افزایش یابد گفته می توانیم که تولید گندم ده هزارتن و یا ده فیصد رشد داشته است.

در دهه های 1950 و 1960 رشد اقتصادی را عامل اصلی توسعه می دانستند و بالا بردن تولید نا خالص ملی و عاید سالانه را هدف توسعه قرار می دادند در واقع در دهه 1960 توسعه را همواره به عنوان یک پدیده صرفاً اقتصادی می دانستند و اغلب چنین فرض میکردند که رشد اقتصادی برابری بیشتر را به ارمغان خواهد آورد و این برابری موجب نابودی کامل فقر خواهد شد. به همین جهت یک تعداد اقتصاد دانان و سیاست مداران در پایان هر سال ارقام های مختلیف جمع آوری می کردند تا رشد نسبی تولید ملی را اندازه گیری کنند. بسیاری از آنها احساس میکردند که رشد اقتصادی در ریشه کن کردن و یا حد اقل کاهش فقر مطلق و گسترده که واقیعت زنده گی اقتصادی تمام کشور های توسعه نیافته است، عامل اساسی می دانستند بنابرین اغلباً چنین تاکید میشد که باید در فکر تولید نا خالص ملی بود زیرا تولید ناخالص ملی خود مسئله فقر را حل خواهد کرد.

اما نباید توجه داشت که رشد اقتصادی دارای مفهوم کمی اقتصادی ا ست و نمیتواند به خودی  خود به توسعه بی انجامد و واقیعت های موجود در زنده گی اقتصادی کشور های فقیر و عقب مانده  خلاف نظرات فوق را به اثبات رساندند بنابرین دردهه(1970) و بعد از آن اغلب پلان گذاران به مسائیل اجتماعی، اقتصادی، دیگری غیر از این افزایش تولید ناخالص ملی روی آوردند و هدف اصلی سیاست خود را توسعه قرار دادند که دارای مفهوم کمی کیفی است.

2- توسعه:

     توسعه مفهوم عام بوده که میتواند در کلیه جنبه های مختلف زنده گی انسان مصداق داشته باشد به عباره دیگر میتوان از توسعه بطور عام صحبت کرد که در برگیرنده توسعه فرهنگی، توسعه اجتماعی، توسعه سیاسی، توسعه اداری، توسعه اقتصادی و غیره می باشد.

    اگر چه توسعه یک پدیده عینی اقتصادی است ولی بر خلاف رشد اقتصادی امر پیچیده و چند بعدی است و به ساده گی نمیتوان با شاخص های کمی مانند: عاید سالانه، ازدیاد پس انداز، سرمایه گزاری و انتقال تکنالوژیپیشرفته از جوامع صنعتی پیشرفته به کشور های عقب مانده یا توسعه نیافته اندازه گیری کرد. چرا که علاوه بر بهبود وضع اقتصادی و ازدیاد ثروت ملی باید تغییرات اساسی کیفی در ساختار، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، تکنولوژیکی و غیره نیز پدید آید.

      تجربه کشورهای  در حال توسعه از سال ( 1945 ) نشان میدهد که پیشرفت اقتصادی بدون تغیر و تحول مناسب در نظام سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، کلتوری و تکنولوژیکی محال است.

       در دهه ( 1970 ) در چگونگی توسعه تجدید نظر به عمل آمد و توسعه اقتصادی را بر حسب کاهش یا از بین بردن فقر، نابرابری بیکاری در چارچوب یک اقتصادی در حال رشد مورد توجه قرار دادند و در همین دهه پروفیسور دادلی سیرز مسئله توسعه را از دیدگاه درونی مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند.

وی در مقاله تحت عنوان مفهوم توسعه، این سوال ها را در باره توسعه یکی از کشورها طرح کرد . اینکه فقر چه تغیر کرده است؟ بیکاری چه تغیر کرده است؟ نابرابری چه تغیر کرده است؟ و چنانچه سه پدیده فوق در طی یکدوره تغیر کرده باشد بدون شک این دوره برای کشور مورد نظر یک دوره توسعه بوده است. در غیر این صورت حتی اگر عاید دو برابر شده باشد ما نمیتوانیم نتیجه را توسعه بنمایم در واقع هدف اصلی توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جز لا ینفکی از توسعه را تشکیل میدهد.

3- اهداف توسعه:

      در واقع هدف اصلی توسعه که در برگیرندۀ توسعه اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، اداری وغیره می باشد بخاطر بلندبردن و ارتقای سطح زنده گی و کیفیت زنده گی مردم است، به عباره دیگر وظیفه اولی هر پلان توسعه باید بخاطر بر آوردن احتیاجات اولیه اساسی باشد تا مردم به کالای تداوم بخش زنده گی امکان دسترسی بیشتر پیدا کنند، از این نقطه نظر مردم هم وسیله و هم هدف توسعه است. اگر مردم  محور و کانون توسعه قرار گریند معلوم خواهد شد که توسعه تمامی بخش ها در یک جامعه به منظور بهتر شدن شرایط زنده گی انسانها خواهد بود.

بنابراین هدف توسعه دیگر نمیتواند صرفاً اقتصادی و بالا بردن نرخ رشد تولید خالص ملی و عاید سرانه باشد، بلکه توسعه در برگیرده تغییرات و دیگرگونی نه تنها در زمینه اقتصادی بلکه در زمینه سیستم اجتماعی، سیاسی، فرهنگی را نیز می باشد. روی این ملحوظ توسعه بر علاوه سایر اهداف دارای سه اهداف ذیل باشد.

الف: توسعه اقتصادی

تعریف توسعه اقتصادی : توسعه اقتصادی عبارت از رشد مداوم اقتصادی یک جامعه و بهبود وضیعت رفاهی افراد جامعه که در برگیرنده دگوگوی و تحول در تمام بخش های اقتصادی میباشد. ویا به عباره دیگر توسعه اقتصادی نه تنها به معنی افزایش تولید و عاید ملی در دراز مدت است بلکه تغییرات از قبیل، تغییرات در ساختار تولید، تغییر در تکنالوژی تولید تغیردر طرز تفکر اجتماعی و فرهنگی جامعه را نیز در بر میگیرد. لذا گفته میتوانیم که توسعه اقتصادی در برگیرنده موارد بیش از رشد اقتصادی است و بدین ترتیب توسعه اقتصادی غیر از تغییرات کمی شامل دگرگونی های کیفی و ساختاری نیز میباشد.

ب: توسعه سیاسی:

       برای کشورهای فقیر که مدت ها تحت فشار و استثمار بوده اند توسعه سیاسی به معنی رهای از قید بردگی است. و هر اقدام که به ایشان امکان کنترول بیشتری از امور خود شانرا بدهد اقدامی در جهت توسعه است، به عباره بهتر گسترش دامنه انتخاب و کنترول اقتصادی و اجتماعی مردم از طریق رهائی آنان از قید برده گی و وابستگی است، علمای اجتماعی اغلب بین توسعه اقتصادی و توسعه سیاسی رابطه نزدیکی مشاهده کرده اند، و براین عقیده اند که اگر یک دولت سیاست های معقول را تعقیب نماید و به نحو موثر اسعارش های مهمی را برای اتباعش فراهم آورد به مرورزمان این امر ممکن است به نظام سیاسی مشروعیت دهد. دردنیای امروز، این کار آئی در درجۀ اول به معنی توسعه مستمر اقتصادی است، کشوریکه خودرا به بهترین وجهه با یک نظام صنعتی تطبیق داده اند کمترین مشکلات یا کشمکش های دارند.

ج: توسعه فرهنگی:

    توسعه شامل تغییرات فرهنگی نیز خواهد شد ولی مسئله این است که چه نوع تغییرات و به چه بهای، چرا که بسیای از متخصصان و کارشناسان در مورد توسعه معتقد اند که با پذیرش تکنالوژی دنیای غرب یا شرق و با گرفتن کمک های علمی و فنی و مالی از کشور های صنعتی پیشرفته دیگر نمیتوان در حفظ فرهنگ و ملی کوشید و باید به آنها وداع گفت.

مثلاً: در یک فرهنگ جامعه سنتی چنین برداشت یا استدلال میشود که مدرنیزه کردن جامعه یا دریافت کمک های مالی، فنی و تکنولوژیکی در واقع فرهنگ بیگانه و اجنبی را به جامعه تسهیل ویا تسریع میکند. حتی بعضی از متخصصان یا نظریه پردازان توسعه براین عقیده اند که فرهنگ سنتی یکی از موانع توسعه در کشورهای توسعه نیافته است. این گروه از نظریه پردازان معتقید اند که اگر کشورهای توسعه نیافته بخواهند به درجه از توسعه دست یا بند باید فرهنگ سنتی خود را به فراموشی سپرده و یا با قبول فرهنگ مدرن خود را سازگار نمایند.

        اما در برابر این گروه، کارشناسان دیگری وجود دارند که معتقید اند  توسعه نه به معنی محو فرهنگ بلکه برعکس به معنی حفظ آن است، مفهوم حفظ هویت فرهنگی نیز پرهیز از تحول فرهنگی و تحول تکنولوژیکی نیست بلکه باید با حفظ هویت فرهنگی به آرمانهای نوسازی و توسعه جامعه دست یافت و برخورد فرهنگ و ارتباطات بین آنها ضروری است و در این برخورد ها و ارتباطات است که فرهنگ ها به سوی تکامل گام برمی دارند.[3]

4 ــ   نگاهی به سیر تاریخی  توسعه و توسعه نیافتگی

           اگرچه عمر ادبیا ت اقتصاد توسعه بسیار کوتاه است و تاریخ شروع آن به نظر اکثر متفکرین این رشته به اواخر دهه ( 1940 ) یعنی پس از جنگ جهانی دوم  و استقلال سیاسی بسیاری از جوامع در حال توسعه امروزی می رسد. اما در واقع پدیده توسعه نیافتگی پدیده جدید نیست و عمر آن به مراتب بیش از چند دهه است و به چندین قرن می رسد. به نظر این متفکرین توسعه نیافتگی نه تنها پدیدۀ با عمر کوتاه نیست، بلکه با پدیده توسعه یافتگی نیز ارتباط تنگاتنگ دارد.

       به نظر این علما از دوران اولیه زنده گی بشر تا شروع قرن ( 16 ) م اگر چه تفاوت های زیادی بین ساختار اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و حتی اقتصادی جوامع مختلف وجود داشته است، اما اختلاف چندان بین سطح زنده گی و سطح تکنالوژی

آنهانبوده است، به این مفهوم که تاقرن (16)با وجود تفاوت در تحولات اقتصادی وفنی جوامع مختلف و با وجود گذشت هزاران سال در زنده گی بشر اختلاف چشمگیری بین آنها نبوده است.

   زمانیکه از قرن شانزدهم به بعد چه اتفاقات افتاد و یا ارتباط و پیوند بین این دو پدیدۀ توسعه یافتگی و توسعه نیافتگی چگونه است، سوال های هستند که در ذیل بدان پاسخ داده می شود، به هر حال در چار جواب به این سوال ها دو تحلیل کلی مورد بررسی قرار میگیرد.

الف: دیدگاه اول

       به نظر عدۀ از علمای توسعه، اقتصاد جهانی بمثابه مجموعه مرکب است که اقتصاد های ملی عناصر این مجموعه هستند اگر چه شکل این مجموعه بطور کلی و دایم در حال تغیر، تحول و دگرگونی است، اما عناصر این مجموعه که همانا اقتصاد های ملی هستند با سلسله مراتب خاص با یک دیگر در ارتباط قرار دارند. بنابر این هر گونه تغییری در قسمت ازاین مجموعه اتفاق افتد،مطمینأ تغییراتی در بقیه عناصر این مجموعه ایجاد میکند.

به عقیده این نظریه پردازان توسعه اقتصادی، عناصری از این مجموعه که امروز کشور های توسعه یافته نامیده می شوند در سه مرحله انجام شده است، تحولات سه مرحله در کشور های توسعه یافته امروزی تنها مربوط به خود آنها نبوده بلکه تاثریات مهمی نیز در کشور های در حال توسعه ایجاد کرده است. این سه مرحله قرار ذیل اتفاق افتاده است.

مرحله اول یا مرحله تراکم اولیه ثروت:

     همان طوریکه گفته شد شروع این مرحله قرن شانزدههم میلادی است و تقریباً تا اواخیر قرن (18) ادامه می یابد و این مرحله که مرحله تراکم  اولیه سرمایه نامیده شده است، در این مرحله تاراج ثروت کشور های نظیر هند و غارت ثروت سرزمین های کشف شدئ امریکائی بخصوص امریکائی لاتین توسط کشورهای اروپای انجام می شد. منظور از کشور های اروپائی، ابتدا، هالند، پرتگال و اسپانیا بودند که بعدها کشورهای نظیری انگلستان و فرانسه را نیز در بر گرفت. نقطه شروع تفاوت و بوجود آمدن غنی در مقابل فقیر از همین جا آغاز می شود. تراکم سرمایه در ممالک غربی در این محدودۀ زمان شرایط مالی مناسب را برای آنها ایجاد کرد وهم چنان زمینه را برای انقلاب صنعتی در سال (1760) بوجود آورد، نتیجه انقلاب صنعتی تولید محصولات کارخانئی و شروع مرحله دوم است.

مرحله دوم یا مرحله صدورکالا:

     در این مرحله به علت تولید وسیع و انبوه که ناشی از استفاده ماشین در کار تولید است، تسخیر بازار کشور های مستعمره و نیمه مستعمره اهمیت پیدا میکند. تولید زیاد و بنابراین کاهش مصارف تولید محصولات کارخانئی در غرب شرایظ لازم برای گشایش بازار کشور های دیگر را فراهم ساخت، در مواردیکه مقاومت های در مقابل این حرکت ایجاد شده غرب از طریق زور و نیرنگ و باداشتن قرارداد های تحمیلی بازار کشورهای را که در آنها این پدیده به وقوع نه پیوسته بود فتح کرد. نتیجه این کار تخریب و فروپاشی اساس صنایع دستی یا تولیدات غیر زراعتی کشورهای بود که امروز عقب مانده خوانده می شوند، این روند روبه رشد تاقبل از جنگ جهانی اول (1914) به شکل های مختلف ادامه یافت.

مرحله سوم یا مرحله صدور سرمایه:

     در این مرحله که به دنبال تراکم کالاهای سرمایوی و نتیجتاً کاهش سود انحصارات در غرب بوجود آمد، فروش کالاهای سرمایوی به کشور های توسعه نیافته شروع می شود،به هر حال باید توجه داشت که در این مرحله صدور کالاهای سرمایوی، فروش بصورت مستقیم نبوده و نیست به بیان دیگر تعداد ازکالاهای سرما یوی به عنوان صنایع استراتیژیک فقط در انحصار کشور های توسعه یافته باقی می ماند، بطور مثال تاچند دهه قبل خرید صنعت نظیر صنعت ذوب آهن به عنوان صنعت استراتیژیک به    سهولت ممکن نبود.

نتیجه که از بحث بالا توسط این نظریه پردازان گرفته می شود آنست که اولاً نقطه شروع و ریشه دو پدیدۀ توسعه یافتگی و توسعه نیافتگی یکی است، ثانیاً ساختار اصلی مناسبات بین آنها در مراحل مختلیف حفظ می شود اگر چه شکل این مناسبات تغیر می کند.

ب: دیدگاه دوم:

     عده دیگری از علمای اقتصاد توسعه مبداً شروع و ریشه اصلی پدیده توسعه یافتگی در جوامع که امروز توسعه یافته نامیده می شوند را در انقلاب صنعتی می دانند. اما تحلیل که این گروه از نظریه پردازان از انقلاب صنعتی میکنند متفاوت یا تحلیل ارائه شده از طرف نظریه پردازان گروه اول است. در زیر همراه با بیان تاریخچه مختصری در مورد پیدایش انقلاب صنعتی عوامل بوجود آورنده آن دیدگاه گروه دوم تحلیل می شود.

انقلاب صنعتی :

     انقلاب صنعتی در سال (1760) ابتدا در انگستان اتفاق افتاد این انقلاب با فاصله زمانی 20 الی 30 سال در فرانسه و سپس به تدریج به کشور های مجاور گسترش یافت. قبل از توضیح در بارۀ عوامل بوجود آورندۀ انقلاب صنعتی ذکر دو نکته اساسی لازم است، اول آنکه این انقلاب توانست جوامع کهنه زراعتی را به جوامع صنعتی مبدل کرد. ثانیآ یکی از تفاوت های باسعار این انقلاب با سایر انقلابات سیاسی، اجتماعی در این است که تمدنهای پدید آمده هرگز منقرض نشدند، زیرا اساس و پایه این تمدن به علم و تخنیک رابط داده می شود.

عوامل بوجود آورندۀ انقلاب صنعتی

الف: عوامل اقتصادی:

      یکی از مهمترین عوامل اقتصادی بوجود آورندۀ انقلاب صنعتی تغییر در شیوه زراعت در شروع قرن (18) در انگلستان است، تغییر و تحولات عمیقی در این مدت در بخش زراعت در انگلستان بوقوع پیوست، در کنار این عامل مهم اقتصادی میتوان ا زعوامل اقتصادی دیگری نظیر وجود کارگران نسبتاً ماهر و طبع سودجوی کارفرمایان و سودا گران اقتصادی در جامعه آن زمان انگلستان نام برد.

ب: عوامل اجتماعی و فرهنگی:

     طوریکه میدانیم مؤرخین اروپای رن هارم تا سیزدهم میلادی را در اروپا، قرون وسطی ویا عصر تاریکی به جهل  رکود نام گذاشته اند، برعکس قرن چهاردهم، پانزدهم و شانزدهم اروپا را عصر رنسانس نامیده اند.

رنسانس در لغت  به معنی نوزایش و تجدید حیات است که این نوزایش و تجدید حیات علمی، ادبی، هنری، و فرهنگی اروپا تعبیر شده است، جامعه اروپا در دوره رنسانس با بهره گیری از نتایج دست آورد های تمدن های گذشته و با بهره گیری از کشفیات و تحقیقات و مطالعات انجام شده و در این دوره در قرن هجده هم به چنان سطح مرز رشد علوم وفنون رسیده بود که هیچ یک از تمدن ها گذشته به آن دست نیافته بودند بدون شک چنین سطحی از ترقی و رشد توانست زمینه های لازم را برای بوجود آمدن پدیده انقلاب صنعتی فراهم کند.

ج: عوامل فنی:

     باید توجه داشت که کشورهای انگلستان در آغاز قرن هجده هم از لحاظ علمی و تخنیکی در اروپا نه تنها مقام اول را نداشت، بلکه بعد از ایتالیا و فرانسه در رده دوم و سوم با هالند رقابت میکرد، اما مطالعات تاریخ پیشرفت های فنی در اروپا نشان میدهد که پیشرفت های فنی زمینه ساز انقلاب صنعتی شده است.

د: انقلاب زراعتی:

    به طور کلی میتوان گفت که انقلاب زراعتی در انگلستان در اوائیل قرن هجده هم با بکارگرفتن تخنیک های جدید زراعت در آن سرزمین آغاز شد این تخنیک ها خاص کار متخصصین زراعتی هالند بود که در قرن شانزده هم و هفده هم به علت تراکم جمیعت در هالند به تدریج تکمیل شده بودند، انتقال این تخنیک ها به سرزمین ها کم جمیعت انگلستان باعث افزایش چشمگیری بازدهی زراعت در آن کشور شد. اما اینکه این تخنیک های جدید در انگلستان سریعتر از نقاط دیگری رواج یافت را باید در تماس های دایمی بمیان انگلستان و هالند و به خصوص مهاجرت تعداد زیادی از پروستنانهای متخصصین هالندی که توسط اشغالگران اسپانوی از وطن خود رانده شده بودند ذکر کرد، اگر چه در ابتدا انگلیسی ها ار روش های زراعتی هالند تقلید می کردند، اما به تدریج خود نیز روش های جدید ابلاغ کردند، به طوریکه از سال (1730) به بعد انگلستان خود به عنوان کشور پیشتاز در تکنالوژی شناخته شد.[4]

5- تقسیم بندی جوامع بر اساس سطح توسعه آنها

     از گذشته های دور تا به امروز رسم براین بوده است که کشور های مختلف جهان را چند گروه طبقه بندی کنند، طبقه بندی که متفاوت نیز بر اساس به کار گرفتن معیارهای مختلف نموده است به طور مثال: براساس رنگ و پوست جوامع را به چهار دسته، سفید پوست، سیاه پوست، زرد پوست و سرخ پوست تقسیم کرده اند هم چنین بر اساس منطقه جغرافیای، جوامع را به آسیائی ، افریقای، اروپای، امریکائی، استرالیائی تقسیم کرده اند از طبقه بندی جوامع میتوان اقلیم، زمان، نوع رژیم سیاسی و غیره نام برد.

    یکی از معیار های بسیار متداول که امروز بیشتر بکار می رود و مورد بحث ما نیز می باشد طبقه بندی جوامع بر اساس سطح توسعه اقتصادی آنها است، بطور کلی کشور های جهان بدو دسته کشور های در حال توسعه و توسعه یافته تقسیم می شوند، بر همین مبنا وبراساس این معیار،برای نام گذاری این دو دسته جوامع از صطلاحات دیگری نیز استفاده میشوداز جمله معروف ترین آنها عبارت اند از، کشور های عقب مانده، در مقابل کشور های پیشرفته، کشورهای غیر صنعتی در مقابل کشورهای رشد یافته، کشور های عقب نگهداشته شده در مقابل کشور های مسلط، کشور های کم رشد در مقابل کشور های رشد یافته، کشور های کمتر توسعه یافته در مقابل کشور های توسعه یافته، کشور های فقیر در مقابل کشور های غنی، کشور های جهان سوم در مقابل اول و دوم.

      اگرچه نامیدن این دودسته جوامع، با استفاده از هریک اصطلاحات فوق در اصل مسئله تفاوت ایجاد نمی کند ، اما بکار بردن هر یک از این اصطلاحات نشان دهندۀ نگرش خاص به مسله است. بطور مثال: استفاده از اصطلاح کشور های عقب نگهداشته شده برای دسته اول بیانگر این مطالب است که توسعه نیافتگی در یک دسته از جوامع را می باید در عامل خارجی یعنی کشور های مسلط دانست.

به همین ترتیب استفاده از اصطلاح کشور های غیر صنعتی در مقابل کشورهای صنعتی نشان دهندۀ این مطلب است که تفاوت اصلی بین این دو دسته جوامع ، تفاوت در ساختار اقتصادی آنها است.

      قابل ذکر است که تقسیم بندی جوامع صنعتی و غیر صنعتی امروز بوسیله بسیاری از نویسندگان نقض می شود و کشورهای مختلیف به سه دسته کشور های غیر صنعتی، کشور های صنعتی و کشورهای فوق صنعتی تقسیم می شوند. زیرا یک تعداد از کشورها مانند برازیل، چین، هند، اندونیزی در دهه های اخیر پیشرفت صنعتی قابل توجه داشتند، به طوریکه نمیتوان تمامی کشورهای این گروه غیر صنعتی نامید، از طرف دیگر صنعت در کشور های گروه دوم به طور چشمگیری بهتر و پیچیده تر شده است در این مورد بجای لفظ صنعتی از فوق صنعت استفاده شود، به همین جهت کشور های پیشرفته را کشور های فوق صنعتی یا فرا صنعتی نیز می نامند.

   استفاده از اصطلاح کشور های جهان سوم به خصوص قبل  از فروپاشی بخش عمده از جهان کمونیزم در سالهای اخیر بدلیل شرایط عینی بعد از جنگ جهانی دوم از مناسب ترین اصطلاحات به کار گرفته، گفته می شود این اصطلاح را اولین بار آلفردسوئدی در سال (1949 ) به منظور تقسیم بندی سیاسی جوامع آن زمان به کار برده است، به این ترتیب کشورهای پیشرفته، بلوک غرب به عنوان کشورهای جهان اول، کشورهای بلوک شرق آن زمان به عنوان جهان دوم و بقیه کشور های که از نظر اقتصادی عقب افتتاده بودند ولی از نظر سیاسی حد اقل به هیچ یک از دو بلوک غرب و شرق وابسته نبودند کشورهای جهان سوم نامیده شده اند. اما این تقسیم بندی سیاسی بعد ها به یک طبقه بندی اقتصادی استفاده شد و در تقسیم بندی سیاسی لفظ کشور های غیر متعهد جای اصطلاح جهان سوم را گرفت، اما ستفاده از اصطلاح جهان سوم به عنوان مناسب ترین واژه به یک عده از کشور های به این دلیل است که تحولات اقتصادی جهان اول شامل کشور های اروپائی غربی و شمالی، تحولات اقتصادی بلوک شرقی، و بلاخره تحولات اقتصادی درکشور های جهان سوم بطور جداگانه قابل طرح، تحلیل و نتیجه گیری است.

6- ویژه گی های کشور های در حال توسعه

مشترکات و تفاوت های اصلی بین کشور های در حال توسعه

      به منظور ارائه تصویر روشنتری از کشور های در حال توسعه و همچنین برای درک بهتر مسایل آنها لازم است در مورد مشترکات و تفاوت های اصلی موجود بین کشور های در حال توسعه توضیح بیشتر داده شود، به طور کلی، خصوصیات اصلی، مشترکات و تفاوت ها بین کشور های در حال توسعه را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد.

الف: سطح پائین زنده گی: یکی از خصوصیات مشترک و باسعار کشورهای در حال توسعه در مقایسه با کشور های توسعه یافته سطح پائین زنده گی در آن ها است، سطح پائین زنده گی در این کشور ها عمدتأ به شکل سطح پائین عاید سرانه و در بسیاری موارد بصورت فقر گسترده و مطلق خود را نشان میدهد از نظر گسترده گی فقر اگرچه تفاوت های بین کشور های در حال توسعه وجود دارد اما بطور متوسط بیش 1/3 حصه از مردم کشور های جهان سوم فاقد عاید لازم برای پیشبرد حد اقل زنده گی هستند، البته گسترده گی فقر در جوامع نه تنها به دلیل پائین بودن سطح عاید سرانه بلکه توزیع نا مناسب عاید نیز عامل مؤثر در تشدید این پدیده است.

ب: نرخ بالای رشد جمیعت: یکی دیگر از خصوصیات مشترک بین کشور های در حال توسعه نرخ بالای تولد و تناسل آنها است که این خود عامل اصلی نرخ با لای رشد جمعیت دراین کشورها است از آنجایکه نرخ رشد جمیعت، تفاوت بین زاد وولد و نرخ مرگ و میر است، نرخ زا دوولد در کشور در حال توسعه موجب کثرت نفوس در آنها شده است. بطوریکه رشد نفوس درده کشوردر حال توسعه  بالاترین نرخ بیش از3 فیصداست.در حالیکه نرخ رشد جمیعت در ده کشور تو سعه یافته با کمترین نر خ 0.2 فیصد است، در اغلب کشور های در حال توسعه به علت نرخ بالای رشد جمعیت بیش از نیمی از نفوس آنها را جوانان زیر 20 سال تشکیل میدهد.

رشد تولدات نسبت به وفیات در بسیاری از کشورهای در حال توسعه به دلیل بهتر شدن شرایط صحی و جلوگیری از مرگ و میر در دوران طفولیت زیاد می باشد. رشد جمعیت در کشور های در حال توسعه موجب کاهش عاید سرانه و تشدید فقر در این جوامع شده است.

3- بیکاری پنهان و آشکار:

      در کشور های در حال توسعه نه تنها نفوس زیادی بصورت آشکار بیکار هستند بلکه تعدا زیازی بیکاری مخفی وجود دارد * بر علاوه از نفوس بیکار غیر ماهر، افراد دارای تحصیلات عالی نیز مطرح می شود به دلیل عدم انعطاف ساختار اقتصادی کشور ها و فقدان سیستم پلان گذاری نیروی انسانی است ک نتوانستند شغل برای خود پیدا کنند چنانچه ملاحظه می شود بیکاری باز و مخفی و کم کاری از خصوصیات باسعار نیروی کار در کشور های در حال توسعه است.اگر چه تفاوت های چشمگیری در نرخ بیکاری بین کشور ها در حال توسعه وجود دارد اما در اکثر کشور های جهان سوم نرخ بیکاری از مرز 30 فیصد نیز خواهد گذشت.[5]

4- وابستگی به صادرات یک محصول:

             مشخصه مشترک دیگری کشور های در حال توسعه وابستگی شدید آنها به صادرات یک محصول است که معمولاً مواد اولیه معدنی و یا محصولات زراعتی است. به همین دلیل در بسیاری موارد کشورهای در حال توسعه را کشور های تک محصولی نیز می نامند, به بیان دیگر بیشتر عاید اسعاری اکثر کشور های در حال توسعه از یک منبع صادراتی تامین می شود عدم تتوع در محصولات صادراتی موجب آسیب پذیری این اقتصادها در برابر نوسانات قیمت ها با مقدار صادرات آنها است. به هر حال ناگفته نباید گذاشت که در دوسه دهه اخیر بعضی از کشور های در حال توسعه به دلیل پیشرفت بخش صنعت در این کشور ها موفق به صدور محصولات متنوع صنعتی و خدماتی شده اند به عنوان مثال: از کشور برازیل، تایوان، چین، هند، اندونیزی و غیره نام برد.

5- دوگانگی اقتصادی:

     از ویژه گی های اکثر کشورهای در حال توسعه به خصوص کشورهای با نظام سرمایه دارای، دوگانگی ساختار اقتصادی، اجتاعی و فرهمگی آنها است. به همین جهت در بسیار موارد، جوامع در حال توسعه را بنام جوامع یا اقتصاد های دوگانه نیز می نامند، منظور از اقتصادی های دوگانه جوامع هستند که نه تنها درساختار اقتصاد، بلکه در ساختار فرهنگی، اجتماعی آنها دوگانگی وجود دارد، نمونه از این دوگانگی را می توان در روش های تولیدی مدرن در بخش های بسیار کوچک از اقتصاد در مقایسه با روش های سنتی در بخش های بزرگ از آن و نیز و جود طبقات ممتاز تحصیلکرده اما محدود، در میان توده های فقیر و بیسواد که از جمله مشخصه های کشور های در حال توسعه می باشد.[6]

6-   عقب مانده گی تکنولوژیکی:

     کمبود سرمایه و فقدان سرمایه اسعاری؛ عدم توانای تعویض ماشین  آلات و کالای های سرمایوی مجهز و تکنالوژی مدرن یکی از عوامل مهم عدم توسعه کشور های روبه انکشاف و هم یک از ویژه گی های این کشور ها عقب مانده گی تکنولوژیکی در این کشور ها بنابر عقب مانده گی اقتصادی خود یک از ممیزات این کشور ها میباشد.

7: فقر عمومی:

     یک از خصوصیات باسعار کشور های در حال توسعه وجود فقر عمومی به دلیل پائین بودن سطح عاید و نیز توزیع نا برابر عاید در ین کشور ها است، در نتیجه پائین بودن سطح عاید باعث فقر، سوی تغذی و صحت میگردد.

در حقیقت فقر درین کشور ها یک پدیده نسبی نبوده بلکه یک پدیده مطلق است که نقش بسیارمهم را در اقتصاد های شان ایفا می نماید.

7-   تفاوت های اساسی بین کشور های در حال توسعه

الف: شرایط طبعی، جغرافیای و نفوس: اگرچه کشور های در حال توسعه در نیم کره                  جنوبی و یا در حوالی مناطق استوای قرار دارند و از نظر اقلیمی دارای آب و هوای گرم هستند اما بعضی از این کشور ها به دلیل وسعت خاک دارای آب و هوای متنوع می باشد و از طرف دیگر کشور ها از نظر مساحت بزرگ است. معمولاً از نظر منابع طبعی متنوع نیز در شرایط مناسبتری قرار دارند، در بین کشورهای در حال توسعه چین را میتوان بزرگترین کشور جهان سوم از نظر مساحت قرار داد. برازیل را بعد از چین میتوان در دوره بعدی قرارداد تنوع در اقلیم و منابع طبیعی باعث می شود که در مراحل اولیه توسعه اتکای یک کشور به تجارت خارجی کمتر شود.

از تفاوت های عمده دیگر بین کشور های جهان سوم تفاوت در منابع زیرزمینی آنهاست بعضی از کشور های در حال توسعه از نظر منابع زیرزمینی بسیار غنی هستند مانند ( 13 ) کشور نفت خیز عضو اوپیک که عبارت اند از، ایران، عراق، عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی، قطر، اندوییزی، الجزایر، لیبی، نایجریا، گابن، اکوادور و وینزویلا از نمونه های باسعار چنین کشور ها هستند، به همین اساس در بسیار از موارد اختلاف در صنایع زیر زمینی یکی از دلایل عمده تفاوت عاید سرانه بین کشورهای رو به انکشاف است.

     از نظر نفوس نیز تفاوت های چشمگیر بین کشور های روبه انکشاف و جود دارد. کشوری چین با نفوس بیش از 1.3 ملیارد نفر هستندوهند بانفوس بیش از                              930 ملیون نفر بزرگترین کشور های دنیا از نظر جمیعت محسوب می شوند. کشور های اندونیزی، پاکستان، بنگله دیش، نایجریا ومکزیک در رده های بعدی بالای نفوس در دنیا قرار دارند.

ب: شرایط تاریخی و فرهنگی:

     کشور های جهان سوم از نظر تاریخی و فرهنگی دارای زمینه های متفاوتی هستند بعضی دارای تمدن و تاریخ کهن هستند و برخی دیگر کشورهای جوان و تازه به استقلال رسیده اند کشورهای با تمدن و تاریخ قدیمی، بدلیل داشتن نیروی کاری مناسب حد اقل در زمینه های نظیر اداره حکومت و ایجاد تشکیلات اداری، دارای مشکلات جدی نیستند، بلکه بسیاری از کشور های جوان افریقای که در گذشته، بصورت قبیله ای زنده گی می کردند، حتی در ایجاد تشکیلات حکومتی، اداری،  دارای مشکل هستند

       عده از کشور ها جهان سوم، حد اقل درظاهر هر گز مستعمره*نبودند در حالیکه یک تعداد آنها در گذشته مستعمره بودند که موجودیت استعمار در ایجاد زمینه های مختلف فرهنگی در جوامع تحت استعمار مؤثر بوده است و در حرکت های بعدی آنها نیز تاثر گذاشته است.

ج- ساختار اقتصادی مختلف:

     اگرچه در گذشته ساختار اقتصادی تمام کشور های جهان سوم زراعتی بوده است اما در چند دهه اخیر در تعدا از کشور های در حال توسعه تغییرات چشمگیری در جهت صنعتی شدن صورت گرفته است کشورهای های نظیر برازیل، تایوان، نیم کره جنوبی ، چین، سنگاپور، هند، و غیره از جمله کشور های هستند که به دلیل همین تغییرات در ساختار اقتصادی، وضیعت نیروی کاردر این کشور ها دستخوش تحولات شده است، بطور مثال: بیش از 33% نیروی کار در نیم کره جنوبی در بخش صنعت مشغول است در حالیکه فقط حدود 13 % از نیروی  کار بنگله دیش در فعالیت های صنعتی شرکت دارند.[7]

 

فصل دوم

دیدگاه ها و نظریات علمای اقتصاد در مورد رشد و توسعه اقتصادی

        در این جا نگاه اجمالی خواهیم داشت بر نظریات متفکرین اقتصاد از آدم اسمت تا به امروز,شروع بحث با نظریه آدم اسمت در مورد رشد و توسعه سپس نظریه ریکاردو و به همین سلسله نظریات مالتوس جان استورات میل، روستو، شومپیتر، و دیدگاه مارشال در خصوصی رشد و توسعه اقتصادی به بررسی گرفته می شود.

الف: نظریات آدم اسمت در مورد رشد و توسعه اقتصادی

      آدم اسمت با انتشار کتاب معروف خود بنام ثروت ملل در سال 1776 مکتب کلاسیک را پایه گذاری کرد وی به آینده نظام سرمایه داری و رشد مداوم آن خوشبین بود او معتقد با دادن آزادی اقتصادی به افراد جامعه بود و باور داشت که منافع عمومی جامعه از طریق دست نامرئی تاًمین میشود به نظر وی میکانیزم طبیعی یا بهره گیری از ابزار عرضه و تقاضا، امکان کاهش در تولید ملی و بیکاری برای مدت طولانی را از بین می برد.[8]

     آدم اسمت یکی از اقتصادی دانان کلاسیک تحقق تقسیم کار را عامل جهت شروع توسعه اقتصادی می پندارد، به نظر او تحقق تقسیم کار در جامعه باعث افزایش بازدهی تولید و در نتیجه افزایش عاید ملی خواهد شد، بناً به نظر این اقتصاد دان چنانچه جوامع بخواهد در مسیر توسعه گام بردارد و باید تقسیم کار را تحقق بخشند تقسیمم کار بدین معنی که هر عامل تولید ( شامل نیروی کار ) باید جذب تولید کالای گردد که بازدهی آن نسبت به سائیر کالا بالاتر است، بدین ترتیب با گذشت زمان، تقسیم کار باعث نوآوری در تولید شده و بازدهی تولید بیش از گذشته افزایش پیدا خواهد کرد.

     اسمت به مسئله تقسیم کار بسیار اهمیت می دهد و آنرا لازمه توسعه اقتصادی به حساب می آورد وی رابط بین تقسیم کار، فن آوری و تجارت را به تفصیل بیان کرده، موصوف با آنکه برای پس انداز ملی اهمیت فراوان قایل بود و آنرا یک عامل مهم دررشد اقتصادی جوامع به حساب می آورد، اما هسته اصلی درالگوی رشد وی عامل تقسیم کار است، به نظر وی تقسیم کار از سه طریق باعث افزایش تولید در سطح ملی می شود که عبارت اند از:

1-   از طریق صرفه جوی در وقت نیروی کار

2-   از طریق اقزایش کارآئی و ایجاد مهارت و تخصص در نیروی کار

3-   از طریق ابداع وسایل و روشهای جدید کار ( افزایش به سطح تکنالوژی)

    برعلاوه اسمت به اهمیت مبادله و تجارت توجه خاص دارد و مزیتهای حاصل از مبادله را یادآور شده منافع متقابل تجارت را به اساس اصل مزیت مطلق موردتائید قرار میدهد. گسترش تجارت سبب گسترش بازار شده و نقش تعین کننده در توسعه اقتصادی دارد، دربعد داخلی اسمت به اهمیت پس انداز در ایجاد ظرفیتهای مؤلده می پردازد و افزایش پس انداز را عامل مهمی در تراکم و تشکل سرمایه، ایجاد زمینه برای تقسیم کار گسترش سطح تولید، ایجاد اختراعات وسر انجام افزایش تولید جامعه و در نتیجه باعث رشد و توسعه جامعه میگردد.[9]

مزیت تقسیم کار:

     مهمترین راهکاریکه به منظور بهبود قدرت تولید نیروی کار و افزایش مهارت میگردد تقسیم کار است، آثار تقسیم کار بر حرفه ها و مشاغل عمومی یک جامعه زمانی محسوس است که چگونگی روند فعالیت های تولیدی را در بعضی از صنایع خاص مورد بررسی قراردهد.

     به طور مثال: در یک صنعت بسیار ساده مانند ساخت،سنجاق را در نظر میگریم، میابم که شخصیکه در این کار هیچگونه آموزش ندیده و با ما شینهای قابل استفاده در این صنعت آشنائی نداشته باشد تعداد کمی سنجاق را در روز تولید می کند، اما اگر مسئله تقیسم کار در نظر گرفته شود و هر یک از کارگران در بخش ویا رشته که تخصص دارند، استخدام شوند، یقناً فعالیت آنها وسعت خواهد یافت، یعنی یک نفر سیم را چکش کاری کند، نفر دیگر آنرا بصورت مستقیم در آورد، سومی آنرا قطعه، قطعه نماید، چهارمی آنرا نوک دار و تیز نماید، پنجمی با کوبیدن قسمت بالای سیم آنرا آماده استفاده سازد. معلوم داراست که به تعداد ز یادی از سنجاق روزانه تولید میگردد به مزیت تقیسم کار را میتوان امروز در تمام ابعاد تولیدی به خوبی مشاهده کرد و پیشرفت تولید در جهان امروزی همه بستگی به تقیسم کا ردارد که نتیجه آن به وسعت تولید می انجامد که خود زمینه پیشرفت را در یک جامعه مساعد می سازد.

ب: رشد و توسعه از دیدگاه ریکاردو:

            ریکاردو یکی از اقتصاد دانان کلاسیک محدودیت در امر رشد و توسعه را مورد توجه قرار داده است، ریکاردو در نظریه توسعه خود بین سه گروه اجتماعی، سرمایه داران، کارگران و مالیکین زمین فرق قایل می شود، سرمایه داران افراد هستند که از طریق سرمایه و سرمایه گذاری مجدد در جامعه روند توسعه را به جریان می اندازد ، هدف این گروه از این فعالیت کسب سود است،گروه کارگران که بیشترین فیصدی جمعیت جامعه را در بر میگیرند خود عامل تولید در اختیار ندارند، این گروه با استفاده از عوامل تولید گروه اول در فعالیت های تولیدی مشارکت می نمایند، گروه سوم مالکین زمین هستند که زمین های قابل کشت را به طور کامل در اختیاردارند این گروه زمین خود را جهت تولید در مقابل دریافت اجاره به گروه اول یعنی سرمایه داران واگذار میکنند به این ترتیب چرخ اقتصادی جامعه در حرکت خواهد بود.

      حال اگر گروه اول یعنی سرمایه داران بتوانند در روند تولید پس انداز خود را افزایش دهند میتوانند با بکارگیری این گونه پس انداز ها روند توسعه را تسریع بخشند لذا تشکیل سرمایه از نظر ریکاردو عامل مهمی در جهت تحقق توسعه اقتصادی کشورها به شمار میرود.

ج- نظریه جان استورات میل:

     جان استورات میل ابتدا با بررسی آنچه حقایق و واقعات اقتصادی می خوانند او رابط علت و معلول بین عوامل مختلف اقتصادی، شرایط و عوامل تعین کننده مقدار تولید، اشتغال نیروی کار و سرمایه، قوانین که تنظیم کننده اجاره بها و مفاد دستمزد هستند وشرایط مبادله و نسبت کالا های مبادله شده بین افراد و کشور ها را مورد توجه قرار میدهد.

     جان استوارت میل عوامل مهم در توسعه جوامع را در فن آوری جدید پس انداز، سرمایه گذاری، اهمیت اقتصادی، و روند همکاری های اجتماعی و غیره می دانند که البته این ها میتواند در توسعه اقتصادی جامع مؤثر تلقی گردد.[10]

ج- نظریه مالتوس در مورد رشد و توسعه اقتصادی:

     تعبیریکه مالتوس در رابطه با اصطلاح امروزی " توسعه اقتصادی" بکار می برد عبارت از تشکل سرمایه گسترش توان تولید و افزایش یا گسترش ثروت ملی , وی به  ضرورت بررسی علل و عوامل که موانع یا محرکهای توسعه ثروت به شمار میروند توجه خاص دارد، در بررسی علل و گسترش ثروت مالتوس به مهمترین پیشتازهای اجتماعی در عصر خود اشاره میکند که آن در خصوص تأمین امنیت اقتصادی و حاکمیت قانون بر روابط اقتصادی، اجتماعی می باشد مورد تأکید قرار میدهد.

به عقیده وی پس از عرضه مهمترین عوامل موثر بر پیشرفت یاکندی رشد ثروت عبارت است از جمعیت،تراکم سرمایه، حاصل خیزی زمین، تجارت خارجی و اختراع و نو آوری می دانست  در بعد توزیع به سه عامل تقیسم دارای زمین داران "توزیع عادلانه ثروت" تجارت خارجی و داخلی و سر انجام حفظ نسبت معین از کارگران مولد در افزایش اسعارش تولید توجه خاص میکند، مالتوس در رابطه، بامحدودیت رشد و توسعه در جوامع از ریکاردو بدبین تراست او معتقید است که محصولات زراعتی بر اساس تصاعد حسابی افزایش پیدا میکند در حالکه جمعیت در دنیا بر اساس تصاعد هند سی افزایش خواهد یافت. *

      در نتیجه به نظر او آینده بشریت مواجه به فقرفلاکت ،گرسنگی خواهدبودواضح است که مالتوس نقش تکنالوژی را در افزایش تولیدات در نظر نگرفته بود، لذا نظریه او در  قسمت  و سعی از دنیا تحقق پیدا نکرد ولی اگر وضعیت زنده گی و معیشت را در نقاط مختلف جهان  مد نظر قرار دهیم میتوان گفت که حد اقل نظریه او در قسمت های از این کره خاکی مخصوصاً در قاره افریقا تا اندازه مصداق پیدا کرده است.[11]

د- نظریه روستو در رابطه به رشد توسعه اقتصادی

      نظریه مارکسیستی توسعه اقتصادی، با انتقاد بسیاری از صاحب نظران و اقتصاد دانان مواجه شد روستو در سال ( 1960 ) نظریه دیگری را در مقابل نظریه مارکسیستی ارائه داد که به نظریه مراحل رشد او مشهور است، مارکس و روستو در رابطه با نیرو های که موحب تحول جامعه می شوند اختلاف نظر دارند. جریان روند توسعه به نظر مارکس و جود اختلاف طبقاتی است که منجر به تحقق مرحله به مرحله انقلاب های اجتماعی می شود، مارکس عامل ایجاد تحول در جوامع را زیر بنای اقتصادی جامعه تلقی میکند که باعث تغییرات روبنای یعنی تغییرات سیاسی در کشور نیز خواهد شد.

    در طرف مقابل روستو، اعتقاد به تضاد  طبقاتی در جامعه ندارد، او معتقید به وجود احساس مسوولیت همه افراد و گروه های اجتماعی، نسبت به جامعه است که این خود میتواند باعث تحقق مرحله به مرحله تحول و توسعه گردد. روستو نیز تکامل توسعه اقتصادی را به پنج مرحله تقسیم می کند که این مراحل عبارت اند از:

جامعه سنتی: به نظر روستو در جامعه سنتی که اولین مرحله روند توسعه می باشد فقط روشهای تولید و اقتصاد قدیمی مورد استفاده قرار میگیرد، در این مرحله انسان هنوز به این واقیعت که محیط اطراف او تابع مجموعه قوانین خاص می باشد، پی نبرده است، به نظر او نباید جامعه سنتی را جامعه استا ( جامعه بدون تحرک ) مشابه دانست، بلکه در این مر حله انسان درصدد است تا وسعت زمین های زراعتی را برای افزایش میزان تولید، افزایش دهد. در یک جامعه تلاش میشود که نه نتها بازدهی در زراعت افزایش داده شود بلکه کوشش به عمل می آید تا روش های جدید در صنعت و تجارت نیز مورد استفاده قرار گیرد. در این مرحله از توسعه اقتصادی بخش زراعت بخش ممتاز بوده و سیستم فؤدالی حاکم است.

1-   جامعه پیش از صنعتی:       

       بعد از آنکه جامعه توانست مرحله اولی را پشت سر بگذارد بمرحه گذار یا مرحله دوم خواهد رسید جامعه در این حالت تلاش میکند که شرایط پیشرفت اقتصادی را مهیا سازد نشانه مشخص این مرحله افزایش فیصدی سرمایه گذاری در بخش تولید جامعه است. در این مرحله توزیع تحقق توسعه یکی پی دیگری در بخش های مختلف اقتصاد شناسای و عوامل لازم جهت از بین بردن آنها آماده  می شود. اشکال جدیدی از انواع موسسات در این مرحله بوجود می آید، مبادلات گسترش یافته و تجارت خارجی رونق گرفته کارخانه جات جدید تاسیس و روشهای فنی مدرن مورد استفاده و آزمایش قرار می گیرد به نظر روستو این خود می تواند شرایط لازم سیاسی برای تحقق توسعه اقتصادی را بوجود آورد.

2-   مرحله خیز یا جهش اقتصادی:

      بعد از اینکه موانع در زمینه های سیاسی، اجتماعی و سایر نهاد ها برطرف گردید راه برای تحقق رشد مداوم اقتصادی هموار شده است، در مرحله سوم توسعه که مرحله اوج گیری اقتصادی، فعالیت های اقتصادی بصورت بهتر به پیش می رود، روستواین مرحله را به بلند شدن هواپیما از زمین و اوج گیری آن تشبه می کند، همانگونه که هواپیمابرای بلند شدن از زمین نیاز به سرعت معین دارد جامعه نیز در این مرحله سرعت کافی پیدا کرده و آماده جهش و خیز اقتصادی است.به نظر روستو برای رسیدن به این مرحله سه شرط لا زم است.

1-   افزایش فیصدی سرمایه گذاری

2-   توسعه همزمان چند بخش اقتصاد کشور به طوریکه نقش کلیدی را در توسعه کل کشور ایفا کند.

3-   وجود یا ظهور یک نظام سیاسی، اجتماعی و نهادیکه از روند گسترش بخش های کلیدی بهر ه برداری نموده و به رشد اقتصادی تداوم بخشد.

        به نظر روستو با تحقق این مرحله کشور خود بخود رشد پیدا میکند،روستو مرحله جهش اقتصادی و رشد خود بخودی را مرحله می داند که انسان تکنالوژی و روشهای جدید تولید را به طرز مؤثری بکار  گرفته و توجه جامعه از عرضه و تقاضا و از مشکلات تولید به مصرف و در نتیجه رفاه اقتصاد جلب می شود.

     مرحله اوج گیری از میان تمامی مراحل رشد که توسط روستو مطرح گردیده، توجه بسیاری از اقتصادی دانان را بخود جلب کرده است مرحله اوج گیری و جهش اقتصادی را میتوان جدی ترین مرحله در تاریخ تحولات اقتصادی کشورها شناخته شده است، مرحله مذکور،   نشان دهنده موفقیت نهای اقتصاد کشور در شکستن دوره فقرو شروع توسعه اقتصادی می باشد، روستو این مرحله را بصورت زیر تعریف می کند. در این مرحله، روند رشد اقتصادی در یک فاصله زمانی 20 یا 30 سال جامعه و اقتصاد کشور را به صورت متحول میکند که رشد اقتصادی کم و بیش به شکل خو دکار تحقق پیدا خواهد کرد.

4-   جامعه بالغ:

در مرحله جهش اقتصادی، جامعه تلاش دارد که تخنیک و فنون جدید را در فعالیت های اقتصادی بکار برند که در نهایت جامعه و در مرحله بلوغ قرار میگیرد در این مرحله 10 یا 20 فیصد عواید ملی بطور دایم سرمایه گذاری می شود، در حالیکه افزایش ناشی از این سرمایه گذاریها  در تولید می تواند جوابگوی تقاضای روز افزون جمعیت در حال افزایش باشد.

در این مرحله عاید سرانه افزایش می آبد، در جامعه روشهای تولیدی جدید مورد استفاده قرار میگیرد به نظر روستو جوامع بعد از جهش اقتصادی مدت زمانی طولانی ( بین، 40 تا 60 سال ) نیاز دارند تا به مرحله بلوغ برسند.

5-   جامعه با مصرف انبوه:

 آخرین مرحله توسعه اقتصاد روستو مرحله رسیدن به جامعه مصرف انبوه است ، در این مرحله عاید واقعی سرانه بیش از میزان که برای حداقل معیشت لازم است، افزایش پیدا میکند، دولت ها به دولت های رفاه تبدیل می شوند، فیصدی کارکنان و کارمندان نبست و کل جمعیت افزایش پیدا میکند،درین مرحله افراد در جامعه سعی دارند از تولیدات مجموعی به صورت کالاهای مجموعی بیشتر از گذشته استفاده کنند.

       در رابطه با مصداق یافتن نظریه روستو در مورد کشور های در حال توسعه امروزی بحث های فراوانی به عمل آمده و نقطه نظرات متفاوتی ابراز شده است، شاید نظریه روستو را میتوان کم یا بیش در مورد کشور های صنعتی امروزی که زمانی در حال توسعه بودند صادق دانست ولی به نظر نمی آید کشور های که در حال حاضر در حال توسعه تلقی می شوند بتوانند مراحل رشد روستو را بصورت که ارائه داده است یک به یک طی نماینده شاید مهمترین دلیل این امر وجود مشکلات است که امروزه بر سر راهی این گونه کشور ها قرار دارد و جود کشورهای صنعتی امروزی که خود رقیب سرسختی برای تحقق توسعه اقتصادی در کشور های در حال توسعه به شمارس می آیند یک از مشکلات است که قبلاً پیش روی کشور های صنعتی نبود.

     برعلاوه بعضی از اقتصاد دانان تقیسم تاریخ تحولات اقتصادی به چند مرحله متوالی را مورد تردید قرار داد ه اند، تنوع، پیچیده گی و چند گانگی تجربه رشد و توسعه اقتصادی کشورهای مختلف باعث می شود که نتوان مراحل رشدروستو را در کلیه کشور ها تحقق داد و آنرا عمومیت بخشید.[12]

رـ نظریه شومپیتر در رابطه به توسعه اقتصادی:

شومپیتر برای پیشگوی آینده نظام سرمایه داری ابتدا، نظریه توسعه اقتصادی را در چارچوب سه اصل مهم بیان میکند،

1- جریان دایروی واسعارنده گی اقتصادی.

 2- مبانی توسعه اقتصادی.

3- ادوار تجارتی.

        و جود جریان دایره وی ار زنده گی اقتصادی به نظر شومپیتر یک شرط اساسی است که بر اساس آن نظام اقتصادی از نقطه نظر تخصیص منابع و توزیع در آمد در وضعیت تعادل عمومی قرار خواهد گرفتت.

     برای طرح این نظریه، شومپیتر از افکار لئون والراس که یکی از بنیان گذاران مکتب نیوکلاسیک است الهام میگرد، جریان دایروی واسعارنده گی اقتصادی بامتغییر های اقتصادی کمی و استا مانند مصرف سرمایه گذاری، و نیروی کار ارتباط دارد. با توجه به این جریان و اینکه توسعه اقتصادی به عنوان روش تغییرات پویاو کیفی هنوز به دوران جامعه اقتصادی راه نیافته است ، سرمایه داری رقابتی  تمایل د ارد که به سمت و ضعیت تعادل عمومی گرایش یابد در تعادل عمومی، به فرض آنکه دانش فنی، عرضه منابع و سلیقه ها در اقتصاد معلوم است و به شرط وجود رقابت کامل، تعادل در بازار کالاها ( مصرف وسرمایه گذاری ) و منابع تولید (نیروی کار و منابع طبیعی ) بوجود خواهد آمد میکانیزم تعادل همانا سیستم قیمت است که عرضه و تقاضای کالاهارادرشرایط متعادل قرار میدهد.

     در این جریان در آمد ملی بر اساس بهر وری نهای عامل کار ، زمین و سرمایه به صورت دست مزد اجاره بها و سود تقسیم می شود، به نظرشومپیتر، در چنین  شرایط ا مکان پیدایش سود اقتصادی یا مفاد  غیر عادلانه وجود ندارد، هر گاه چنین مفاد در صورت فزونی در عاید کل بر مصارف کل ایجاد شود و  در موسسات تولیدی جدیدی موجب افزایش عرضه و کاهش قیمت ودر نتیجه کاهش مفاد خواهد شد.

از سوی دیگر زیان اقتصادی یعنی اضافه بودن مصارف کل بر عاید کل موجب خروج فعالیت های تصدی های تولیدی از بازار، کاهش عرضه، اقزایش قیمت و برابری میان مصارف کُل و عاید کل می شود، بنابرین تعادل فقط با مفاد متناسب تحقق می پذیرد و نتیجه ای حاصل از این جریان رشد اقتصادی استا است.

   در رابطه با اصل دوم شومپیتر عناصر اساسی توسعه اقتصادی ر مورد برسی قرار می دهد. توسعه اقتصادی به نظر  شومپیتر مانند مارکس اساساً به پدیده تکامل تدریجی  سیستم بوسیله خود سیسستم اطلاق می شود، لیکن شومپیتتر مسئله ( نوآوری یا ابداع ) را در این میان پیش می کند و آنرا به عنوان اولین و مهمترین عنصر توسعه اقتصادی تلقی بکنید.

      ابداع به عقیده شومپیتر به صورت ارائه یک عقیده نو یک روش نو یک محصول نو، یک بازار نو و یا یک منبع عرضه نو ا مثال آن بروز می کند، بدین ترتیب ابداع  تحت عنوان پدیده ای کیفی و پویا وارد مراحل توسعه اقتصادی شده و آنرا مفهوم رشد اقتصادی در حالت کمی و استا متمایز می کند. ضمناً یک نوآور با ( مخترع ) تفاوت دارد بدین معنی که دومی چگونگی فنی و علمی عقاید نو را ارائه می دهد، در صورتیکه شخصیت تحت به کار برد تجارت و اقتصادی آنها می پردازد.

بنابر این توسعه اقتصادی به عنوان یک روش پویا دارای سه خصیصه است.

اول: توسعه اقتصادی از درون سیستم بر می خیزد، به عبارت دیگر، نوآوری به عنوان عنصر اساسی اقتصادی یک عامل درون زا است، و چون توسعه اقتصادی از نو آوری ناشی می شود و نو آوری دارای ماهیت خاص است ، توسعه اقتصادی موجب تغییرات و انطباق های کیفی میگردد و از این رو بایجاد شرایط نو وضعیت تعادل جدید جانشین وضعیت تعادل گذشته می سازد، دومین عنصر اساسی در توسعه اقتصادی، عنصر تآمین مالی نو آوری های اقتصادی می باشد. روشن است که نقش اعتبار در این مورد بسیار مهم می باشد. توضیح آنکه در نظام سرمایه داری و عاید حاصل از جریان  دایره وی و ار زنده گی اقتصادی فقط کفایت می کند که مصارف کل بپوشاند، بنابرین روش های جدید دریافت اعتبار برای تامین مالی ابداعات ضرورت پیدا می کند  و بنابرین سرمایه داران و با نکها ازطریق افزایش حجم عرضه پول، می توانند توسعه اعتبارات را بپردازد سومین عنصر توسعه اقتصادی به وظیفه نو آوری یا ابداع کننده در جامعه سرمایه داری مربوط می شود، به نظر شومپتر ارائه عقاید و روشهای نو برای محصول و تولید وظیفه اصلی نو آوران است.

     ابدع کننده با یک سرمایه دار متفاوت است، زیرا نفر دوم صاحب پول است و نفر اول باید دومی را متقاعد کند که هر گاه پول خود برای تامین مالی به ابداع قرض بدهد نه تنها اصلی آن باز پرداخت خواهد شد بلکه از این بابت عاید وِیژه بشکل بهره نیز در یافت خواهد کرد بطوریکه قبلاً نیز ملاحظه گردید اختراع و نو آوری نقش تعین کننده در توسعه و پیشرفت اقتصادی دارد.[13]

ز: دیدگاه مارشال در خصوص توسعه اقتصادی:

یانگسون طبقه بندی جالبی به شر ح زیر از تاثر عوامل مختلف بر رشد اقتصادی از دیگاه مارشال ارائه میدهد:

  1ـ عوامل تعین کنندد اساسی و دراز مدت.

  2ـ عوامل مهم که بیشتر خصوصیات اقتصادی دارند.

3 ـ عوامل که به لحاظ اهمیت از دید مارشال کمتر مورد تاکید بوده اند.

در گروه اول شرایط جوی آب و هوا، منابع طبعی و ویژه گی های انسانی عناصری از قبل مشخص است، کشوریکه از منابع طبیعی بالای بر خوردار است و یا با ویژ ه گی های فرهنگی برجسته و متمایز شده باشد می توا ند در روند دراز مدت توسعه نتایج مثبت کسب کند، آزادی انسان در مراحل تکامل یافته تر آن، آزادی انتخاب او در تمامی ابعاد زنده گی فردی و اجتماعی در این گروه قرار می گیرد، این عامل غیر اقتصادی که مرز بین انسان توسعه گرا و انسان عقب افتاده را تعین می نماید، نقطه عطفی در پیداش تمدن جدید محسوب می شود.

     در گروه دوم اهمیت پس انداز و شرایط تشکیل و رشد پس اندازر و دربه میان آوردن توسعه اقتصادی مورد تائید قرار می گیرد و سپس نقش حمل ونقل در کاهش مصارف و تسهیل مبادلات تجارتی ارائه می گردد، این عامل در زمان مارشال سبب انقلاب در تحولات کلان اقتصادی شده و به تعین آن شرایط تولید انبوه را ممکن و تسهیل گردانده بود، دریک تحلیل جامع صرفه هاُی خارجی اقتصاد بازو روش تولید و تداوم رشد خود اتکای اقتصادی را تحقق نمود. در گروه سوم به عوامل اشاره می شود که شاید اهمیت خاص آنها در آن مقطع زمانی به خوبی درک شده بود، بعضاً ساز گارهای نظیر آموزش نیز به رغم ایفای نقش کلیدی درفراهم آوردن نیروی انسانی ماهیر و خلق  فن آوری جدید را دارا می باشد. جهت تبین بهتر و دقیقتر نقطه نظرات مارشال تفصیلی از یانگسون در ذیل ارائه می شود.

1-   عوامل تعین کننده اساسی:

       چهار عوامل مهم و اساسی در این گروه عبارت اند از: آب و هوا وشرایط جوی، منابع طبیعی ، شخصیت و خصوصیات انسانی، آزادی انسانی که البته از لحاظ ماهیتی با یک دیگر متفاوت اند ،آب و هوا و منابع طبیعی از عوامل اساسی وغیر قابل تغییر هستند که مزایای آنها به راحتی در اختیار انسانها قرار میگرد. در مناطق با طبیعت خشن و منابع طبعی کم اضافه تولید که تضمین کننده استمرار رشد وحصول توسعه باشد وجود ندارد.

       با گل معتقید است اولین تمدن ها در مناطق گرمسیر ظاهر شدند و در این مناطق ضروریات زنده گی اندک بودوطبعیت بازدهی فراوان را حتی برای پست ترین کشتزارها  فراهم می آورد.

       لیکن امکان پیشرفت مستمر در چنین مناطقی و جود نداشت، زیرا ابزار تولیدی از خصوصیات مطلوب و لازم برخوردار بود و انگیزه راحت طلبی و عدم تلاش را در انسانها قوت می بخشید در حالیکه شرایط اقلیمی معتدل با فراهم آوردن روحیه قوی و مقاوم زمینه مبادله مستمر در حجم بالا را فراهم کرد و همراه به آن دانش و آزادی و قدرت تحول و تکامل را که ریشه ها و انگیزه ای پیشرفت و توسعه اقتصادی اند قوت بخشید.

سومین عامل شخصیت و خصوصیت بشری خوانده شده است، بطوریکه شخصیت مقاوم رومی ها عامل مهمی در پیشرفت آنها در امور تجارتی قلمداد می شود وبخش از پیشرفت های ایلات متحده مرهون ترکیب نژادهای مختلف، پر انرژی و کارآمد است، در نهایت باید گفت انگلیس ها و پس از چندین قرن پس گرای اقتصادی خصوصیات ویژه خو را در تجارت بکار گرفته و با انرژی و سرعت قابل توجهی به مقابل با مشکلا ت اقتصادی پرداخته در زمینه تجارت و توسعه پیشگام و پیشرو جهان غرب شدند.

     چهارمین عامل از لحاظ ماهیتی با سه عامل اول متفاوت است، این عامل نه تنها بر خواسته از طبیعت است بلکه ماهیت سیاسی دارد ( آزادی بشری است ) مارشال وجود قواعد و قوانین سنتی در میان جوامع بدوی را یکی از عوامل مهم باز دارنده و کند کننده سرعت رشد مادی در تارخ بشروسبب از بین رفتن روحیه آزادی در فعالیتهای تجارتی و اقتصادی طی زمان میداند، گفته میشود در قرون وسطی شهر های به سوی تمدن صنعتی مدرن گام نهادند و توانستند به این مقصود نایل شوند که عشق اولیه خویش به آزادی و برابری اجتماعی را حفظ کردند.

2-   عوامل مهم:

    در گروه دوم پنج عامل تاثر گذار قابل تمیزاند که از دید مارشال به لحاظ اقتصادی تاثر مهمی در شکل گیری مفهوم توسعه دارند، اولین عامل دراین گروه خواست و توان انحام پس انداز است، نکته اصلی در این بحث در کتاب اصول علم  اقتصاد به آن پرداخته شده بسیار ساده است، با رشد و گسترش سرمایه گذاری افزایش مستمر در تولید نسبت به ما یحتاج اولیه حاصل می شود که موجب افزایش توان پس انداز می گردد، رفتار مصرفی افراد را در جهت افزایش ذخیره پس انداز به امید کسب منافع آینده تغیر دهد.

     مارشال شرایط به وجود آمدن توان پس انداز را از سه جنبه مورد بررسی قرار داده است، نکته اول وجود امنیت برای پس انداز وبرقراری اعتماد نسبی و آسایش خاطر در افراد نیست به کسب انتفاع از اندوخته های شان در آینده است، نکته دوم تأکید بر نقشی است که موسسات پولی در افزایش پس انداز بازی میکنند، رشد اقتصاد پولی و رفتار تجاری مبتنی برکار کرد و نحوه ارائه خدمات موسسات پولی و مالی است، زیر این گونه موسسات و نهادها راه نمای مناسب برای تجمع ثروت و تحریک افراد به تلاش بیشتر و توزیع مناسب امکانات و مخارج در آینده اند.

     سومین مورد در ارتباط مستقیم با توزیع در آمد قرار میگیرد و به نظر می رسد مارشال در این مورد دو دیگاه مختلف را ارایه داشته است، در کتاب اصول علم اقتصاد وی تصریح می کند که قدرت  پس انداز بستگی به اضافه عاید است نسبت به تامین مصارف احتیاجات اولیه و طبعاً این قدرت در طبقه ثرونتمد بیشتر است، در همین کتاب وی به نقد دیگاه های اقتصاد دانان پیشن می پردازد  و میگوید نیروی انسانی مانند هر عامل تولید دیگروبااهمیت بوده هر تغییر در توزیع در آمدبه نفع مزدگیران موجب افزایش  تولید فزیکی میشود وهرگز از تجمع ثروت مادی  نمی کاهد. در همین راستا اضافه می کند که چنین توزیع در آمد حتی ممکن است به انباشت شدن سرمایه مادی جامعه کمک بکند، و حد اقل درنیمه دوم قرن نوزدهم این در آمد ها برای توسعه اقتصادی امریکاه منافع فراوانی را به همراه داشنه است.

    دومین عامل موثر بهبود و حمل و نقل و تولید انبوه قلمداد شده است، بهبود  حمل و نقل و دیگرمزایای خارجی اقتصادی باعث می شود که اثر بخش قانون افزایش بازدهی حتی در مورد کوچکترین فعالیت گاه های اقتصادی دردور ترین نقاط کاهش مصارف توزیع را ممکن گرداند کسب موفقیت از زمینه های مختلف به ویژه گسترش و میکانیزه شدن حمل و نقل در انگلستان موجب شد مناطق و بازارهای بیشتری برای فروش کالاها تحت کنترول در آید. تولید انبوه امکان پذیر گردد، مناطق فروش کالاها توسعه یابد و این سیکل هم چنان ادامه پیدا کند، از جمله تحولات که در  دهه های قبل (1877) انجام گرفت و مارشال آنرا تحول عظیم و استثنائی نامید، کاهش بی سابقه در نرخ  حمل و نقل بود این تحول باعث شد برای انجام بسیاری از اقدامات و فعالیتهای که قبلاً امکان پذیر نبود مهیا گردد.

3-   عامل کم اهمیت:

      از نظر مارشال عامل تاثر ضعیفتری  در رشد اقتصادی دارند، عامل اول طبقه متوسط است، در تمامی نوشته های مارشال به یک طبقه متوسط ارجاع داده شده است، مثلاً گفته شده در قرن هفده هم این گروه و بخش از طبقه کارگر به دلیل علاقه و نوا ندیشی، در توسعه و گسترش محصولات مرغوب و با دوام سهم بزرگ داشتند، در حالیکه طی قرن هجدهم فرانسه به دلیل وجود دو طبقه متمایز بسیار ثروتمند و فقیر بازار مناسب برای فروش تولیدات انبوه فراهم کرد. در واقع جامعه که به شدت دچار تبعیض طبقاتی است، امکان گسترش بازار را برای تجار محدود می نماید، عامل دوم به اهمیت و جود یک دولت کارا و غیر فاسد بر میگردد. آموزش تعلیم و تربیت و اثرات آن عامل سومی است که به آن اشاره می شود و آخرین عامل نقش قیمت است، مارشال در کتاب صنعت و تجارت اشاره میکند که افزایش قیمت موجب کندی رشد اقتصادی می شود و در بخش دیگری از همین کتاب افزایش تدریجی و ملایم قیمت ها را لازمه توسعه به حساب می آورد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در چهارشنبه 1388/10/09 و ساعت 13:22 |

مرد کور

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود. روی تابلو خوانده می شد: «من کور هستم لطفا کمک کنید.»

روزنامه نگار خلاقی از کنار او می گذشت؛ نگاهی به او انداخت. فقط چند سکه در داخل کلاه بود.. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد، تابلوی او را برداشت، آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد. عصر آن روز، روز نامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی آن چه نوشته است؟ روزنامه نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم؛ لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچ وقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده می شد:

« امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!! »



وقتی کارتان را نمی توانید پیش ببرید، استراتژی خود را تغییر بدهید؛ خواهید دید بهترین ها ممکن خواهد شد؛ باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل، فکر، هوش، و روحتان مایه بگذارید؛ این رمز موفقیت است.... لبخند بزنید!


+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در یکشنبه 1388/09/22 و ساعت 9:1 |
بزرگترين و پيچيده‌ترين آزمايش علمي تاريخ بشر در تونلي واقع مرز فرانسه و سوئيس مجددا روز شنبه 21 نوامبر 2009 مطابق با (30 آبان 1388) آغاز شد. مهندسان سازمان اروپايي پژوهش‌هاي هسته‌اي سرن، موفق شده‌اند دو پرتو پروتون را در جهت عکس يکديگر در دستگاه برخورد دهنده به حرکت درآورند. در صورتي که از سرگيري فعاليت اين طرح موفقيت آميز باشد، محققان سرن براي افزايش انرژي توليد شده به وسيله اين دستگاه، به ميزان يک و دو دهم تريليون الکترون ولت تلاش خواهند کرد. تاکنون بيشترين انرژي که به وسيله يک دستگاه شتاب دهنده ايجاد شده، در شيکاگو و به ميزان يک تريليون الکترون ولت بوده است.

برخورد دهنده بزرگ هادرون، بزرگترين دستگاه ساخت بشر است و در يک تونل زيرزميني در 27 کيلومتري مرز فرانسه با سوئيس قرار دارد. اين طرح ده ميليارد دلاري با هدف برخورد پرتوهاي پروتون براي بررسي راز خلقت کيهان و بازسازي شرايط انفجار (بيگ بنگ) راه‌اندازي شده است. «برخورد دهنده بزرگ هادرون» سال گذشته پس از راه‌اندازي به علت ايجاد اختلال در بعضي از قسمت هايش از کار افتاد. اختلال ايجاد شده باعث شد حرارت حدود 100 عدد از ادوات توليد کننده ميدان مغناطيسي که در اين دستگاه بايد در درجه حرارت بسيار پايين فعاليت کنند، به 100 درجه سانتي گراد افزايش پيدا کند. در نتيجه محققان مرکز سرن مجبور شدند پنجاه و سه آهن رباي ابررسانا را جايگزين کنند. وظيفه اين قطعات شتاب دادن به ذرات در حد سرعت نور است. حلقه اصلي «برخورد دهنده بزرگ هادرون» از 1200 آهن‌رباي ابررسانا تشکيل شده است. اين آهن ربا پرتوهاي پروتون را در جهت‌هاي مختلف و با سرعتي نزديک به سرعت نور منحرف مي‌کنند. در بعضي از نقاط مشخص شده در طول تونل «برخورد دهنده بزرگ هادرون»، پرتوهاي پروتون با هم برخورد خواهند کرد و انرژي آزاد مي‌کنند. لحظه برخورد اين پرتوها به وسيله حس گرهاي ويژه‌اي ثبت مي‌شود تا با بررسي آنها دانش فيزيک ارتقا پيدا کند.

اين شتاب دهنده عظيم که Large Hadron Collider نام دارد با هزينه 10 ميليارد دلار و بزرگترين و پيچيده‌ترين دستگاهي است که تاکنون توسط بشر ساخته شده است. اين شتاب دهنده پروتون‌ها را با بيش از 99.99 در صد سرعت نور به حرکت در مي‌آورد، سپس آنها را به هم مي‌کوباند. بر اثر اين برخورد دمايي بيش از 1000,000 برابر دماي خورشيد در مقياس کوچک ايجاد مي‌شود! اين دستگاه قادر است شرايط پس از بيگ بنگ (Big Bang) يا شروع کائنات را در مقياس ميکروسکوپي شبيه سازي کند.

Large Hadron Collider، يا LHC‌ که به نام «برخورد دهنده هادروني بزرگ» به فارسي ترجمه شده است، براي برخي حکم ماشين قيامت را پيدا کرده است. اين برخورد دهنده يا به عبارت ديگر «شتاب دهنده ذره‌اي» در حقيقت يک آزمايشگاه فيزيک است شامل يک تونل 27 کيلومتري که در زير زمين ساخته شده است . در اين تونل ذرات کوچکتر از اتم (ذرات بنيادي) تا سرعتهاي حيرت آوري نزديک به سرعت نور شتاب داده ميشوند تا پس از جمع کردن حدود 14 تريليون الکترون ولت انرژي، با هم برخورد کنند. با دنبال کردن و مطالعه اين برخوردها و نتايج حاصل از آن، فيزيکدانان اميدوارند به اسراري از دنياي زير اتمي دست يابند که تاکنون خود را از چشم و ابزار و دوربين‌هاي آنان پنهان نگه داشته است.

برخورد دهنده هادروني بزرگ (Large Hadron Collider) که متعلق به سازمان اروپايي پژوهش‌هاي هسته‌اي (CERN) ميباشد، در اعماق 175 متري زمين، نزديک شهر ژنو در ناحيه مرزي سوئيس و فرانسه بنا شده است و به علت اندازه بزرگ آن، بخشي از آن در خاک فرانسه و بخشي ديگر در سوئيس قرار گرفته است.

سير تکميل پروژه اين برخورد دهنده از ايده به عمل بيش از دو دهه طول کشيده است، اما سرانجام در روز چهارشنبه (دهم سپتامبر 2008) اينكار ميسر شد و براي اولين بار اين ماشين غول پيکر به راه‌انداخته شد بطوريکه نخستين پرتو پروتون در دهم سپتامبر 2008طول تونل «برخورد دهنده بزرگ هادرون» را طي کرد ولي نه روز بعد به علت اختلال ايجاد شده، فعاليت اين طرح متوقف شد ولي دوباره 2 روز پيش (شنبه 21 نوامبر 2009) مطابق با (30 آبان 1388) فعاليت طرح «برخورد دهنده بزرگ هادرون» پس از يک وقفه 14 ماهه از سرگرفته شده است.

يکي از اولين اهدافي که براي اين شتاب دهنده بزرگ در نظر گرفته شده، توليد و مطالعه برخوردهاي بنياديني است که به عقيده فيزيکدانان مشابه هستند با آنچه که در لحظات آغازين شروع کائنات، يا انفجار بزرگ (بيگ بنگ، Big Bang) اتفاق افتاده است.

اگر چه دانشمندان و علاقه مندان بسياري در اروپا و گوشه و کنار دنيا با بيقراري در انتظار به راه افتادن اين برخورد دهنده بزرگ و شروع به آزمايشهاي مختلف براي مطالعه ذرات بنيادي بودند، خبر آماده شدن و به راه افتادن عنقريب اين دستگاه عده ديگري را در وحشتي عميق فرو برده بود : وحشت روز قيامت !
و اما نکاتي در مورد اين ماشين شتاب دهنده CERN كه قرار است شرايط مشابه با Big Bang يا لحظات آغازين شروع کائنات را ايجاد کند، بصورت اختصار مرور كنيد :

1. مدت 20 سال است که اين پروژه در حال اجرا است.

2. گروهي متشکل از 7 هزار دانشمند و فيزيکدان با مشاركت 80 کشور جهان در اين پروژه کار کرده‌اند !

3. اين ماشين که شبيه يک تيوپ است محيطي برابر با 27 کيلومتر دارد و در 175 متري زير زمين نصب شده است بطوريكه يک قطار به راحتي مي‌تواند از داخل آن عبور کند.

4. هدف از آزمايشات اين شتاب دهنده، پاسخ به سوالات بزرگ فيزيک از طريق اصابت و برخورد پروتون‌ها با يکديگر با سرعت نور (300 هزار کيلومتر در ثانيه) است.

5. دماي توليد شده در آن 1000.000 بار از دماي مرکز خورشيد بيشتر است!

6. مگنت‌هاي ابر رساناي به کار گرفته شده در اين ماشين، مي‌تواند دما را همانند اعماق فضا پايين بياورد.

7. اين پروژه با هزينه‌اي بيش از 10 ميليارد دلار آغاز شده است و مهندسان پيچيدگي آن را بسيار بيش از پيچيدگي ماموريت سفر انسان به ماه مي‌دانند.

8. آنها اميدوارند در اين چند ميليونيوم ثانيه،‌ اتحاد نيروهاي اصلي، ‌ابعاد اضافي عالم، ‌ماده تاريك، ‌ضد ماده و همينطور بسياري از ذرات بنيادي ابتدايي را آشكار كنند.

9. فيزيكدانان ذرات معتقدند در اين آزمايش مي‌توانند شرايط اوليه شكل گيري عالم بر مبناي نظريه مهبانگ را شبيه سازي كنند.

10. اين شتاب دهنده به شكل دايره‌اي غول پيكر در زير زمين و زير خاك كشورهاي فرانسه و سوئيس مي‌گذرد و دايره‌اي به محيط 27 كيلومتر را شكل مي‌دهد.

11. بسياري از محققان اميدوارند با انجام اين آزمايش و تكرار آن در ماه‌ها و سالهاي آينده به شرايط اوليه كيهان دست يابند.

12. تا اين لحظه همه مراحل آزمايش مطابق برنامه از پيش تعيين شده به پيش رفته است.

ادامه تصاوير جديد اين ماشين عجيب و غريب، که قرار است بزودي به سوالات بسياري از عجايب خلقت و کائنات كه براي همه جهانيان مطرح است پاسخ دهد:

تصاوير زير مرکز مديريت تحقيقات «سرن» و کنترل اين پروژه عظيم را نشان مي‌دهد:

+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در یکشنبه 1388/09/15 و ساعت 9:54 |

خوردن چارمغز براي تقويه اعصاب و كم خوني كودكان و زنان كمك ميكند.

محققان طبي ميگويند خوردن مغز چارمغز تاثيري چشمگيري در كاهش كلسترول و تقويت حافظه نيز مفيد است. به گفته محققان از پوست جوشانده چارمغز براي تكاليف گرده ، زخم دهن و التهاب ميتوان استفاده كرد گفته ميشود 100 گرام چارمغز داراي مقادير زيادي پروتين چربي ف، وتامين (بي6) اسيد فوليك ، منگنيز ، مس ، مگنيزيم و فاسفوراست. چارمغز به خاطر داشتن آهن و مگنيزيم به عملكرد روده ها و همچنان براي دفع مكروب ها بسيار كمك ميكند  و خوردن آن به كودكان و افراد كه فعاليت هاي فكري  دارند مفيد است و آهن موجود در آن نيز به تداوي كم خوني كودكان و زنان بسيار مفيد خوانده شده است. داكتران ميگويند خوردن چارمغز در تقويه جنسي مردان نيز كمك ميكند .  چوب درخت چارمغز بسيار محكم و داراي رگه ها و موج هاي زيبا ست و بيشتر به همين دليل در ساختن فرنيچر از آن استفاده ميشود. چارمغز در كشور هاي چين ، تركيه ، اوكراين ، افغانستان ، فرانسه ، هند ، ايران، امريكا ، رومانيا ،‌يونان و پاكستان حاصل دهي خوبي دارد و امريكا از عمده ترين كشوري است كه چارمغز در آن حاصل دهي بيشتر دارد.

ساخت تلفون همراي كه ضربان قلب انسان را تقليد ميكند

پژوهشگران آلماني در تازه ترين دست آورد شان تلفون همراه را ساخته اند كه تنفس و ضربان قلب انسان را تقليد ميكند. گفته ميشود تا اكنون تلفون هاي همراه با قابليت ها و امكانات بيشتر ا ز جمله پخش موسيقي ، فلمبرداري ، عكس برداري ، هشدار دهنده و آگاهي دهنده در مواقع مختلف ساخته شده و به بازار عرضه شده است.اما در تازه ترين دست آورد، پژوهشگران آلماني تلفون همراهي را طراحي و ساخته اند كه ضربان قلب و تنفس را تقليد ميكند. پژوهشگران آلماني گفته اند هدف از ساخت اين تلفون همراه نزديك كردن فناوري به حيات انسان و تعامل دستگاه و ماشين با انسان ميباشد. پژوهشگران ميگويند: اين تلفون همراه ، تنفس و ضربان قلب انسان را تقليد ميكند به شكلي كه بخشي از صفحه رويي آن هنگام تنفس بالا و پائين ميرود و صداي تنفس و تپيش قلب از خود توليد ميكند. همچنان اين تلفون هنگام دريافت پيام يا تماس نا مؤفق شدن و ضربان آن افزايش مي يابند.

نوشيدن آب سرد با غذا باعث بيماري قلبي ميشود

بررسي هاي تازه نشان داده است كه نوشيدن آب سرد با غذا ميتواند باعث بيماري قلبي شود. محققان چيني ميگويند نوشيدن آب سرد يك جا با غذا باعث بيماري قلبي و گوارشي ميشود. اما آنان گفته اند كه آب و يا نوشيدني گرم ديگر نسبت به آب سرد بي ضرر ميباشد. به گفته محققان نوشيدن آب سرد بدون غذا بي ضرر ميباشد. به گفته محققان نوشيدن آب سرد با غذا و يا بعداز غذا چربي موجود در غذا را كه توسط آب سخت تر شده سطح روده را ميپوشاند و حتي در بعضي حالات موجب انسداد روده ها در برخي از افراد ميشود. پژوهشگران معتقد اند كه بهتر است با خوردن غذا از مايعات گرم مانند سوپ يا نوشيدني هاي گرم ديگر استفاده گردد.

نوشيدن آب  باعث لاغري ميشود

دانشمندان در تحقيقات تازه كه انجام دادند دريافته اند كه نوشيدن نيم ليتر آب قبل از هر وقت غذا باعث كم شدن اشتها ميشود. دانشمندان در جديد ترين تحقيقات شان گفته اند كه مصرف آب قبل از صرف صبحانه 75 كالري را كاهش ميدهد و ميتواند گفت كه اين 75 كالري در مدت يك سال به 27 هزار و 375 كالري يعني معادل 3 كيلو گرام چربي ميرسد دانشمندان ميگويند نوشيدن آب از طرف صبح براي افرادي كه دچار چاقي اند بسيار مفيد ميباشد و بايد تلاش كنند تا هميشه آب بنوشند و ازچاق شدن بيشتر وجود شان جلوگيري كنند.

نوشيدن شير فشار خون را پائين مي آورد

پژوهشگران علم طبي امريكا اعلام كردند كه نوشيدن شير بدون قيماق آن، بدن را در برابر بيماري افزايش فشار خون محافظت ميكند. محققان انجمن قلب در آمريكا در نتيجه ي بررسي اي كه بروي سي هزار زن ميان سال انجام دادند ، دريافتند زناني كه شير كم چرب بدون قيماق استفاده كرده بودند كمتر در معرض فشار خون بالا قرارداشتند. اين محققان ميگويند زنان كه روزي دو بار يا بيشتر شير مينوشند ده درصد كمتر از زناني ان كه در معرض خطر مبتلا به فشار خون بالا قرار دارند. اين محققان نوشيدن حد اقل روزي دو بار شير بدون قيماق را به خاطر جلوگيري از افزايش فشار خون بالا توصيه ميكنند.

ضبط صداي مورچه ها

پژوهشگران به تازه گي مؤفق شده اند با استفاده از تكنالوژي پيشرفته صوتي ، صداي مورچه ها را ضبط كنند. محققان دانشگاه اكسفورد لندن با استفاده از ميكروفون ها و بلند گو هاي بسيار ميناتوري شده كه بدون كدام مزاحمت در خانه هاي مورچه نصب كرده بودند مؤفق شده اند صداي به وجود آمده در خانه هاي مورچه ها را ضبط و بررسي كنند. به گفته محققان ، ملكه مورچه ها به طريقي خاص دستوراتي را به مورچه هاي كارگر ميدهد تا كارهاي شانرا انجام دهند. اما گپ جالب اينجاست كه حشرات ديگر نيز ميتوانند با تقليد صداي ملكه مورچه ها انها را به خدمت بگيرند. گفته ميشود يكي از اين حشرات نوعي پروانه آبي است كه ميخواهد با تقليد صدا و پيام هاي كيميايي مورچه ها را وادار كن تا كرم هاي پروانه را به خانه خود ببرند و از آنها براي تغذيه خود استفاده كنند. محققان ميگويند پيام هاي ارايه شده مورچه ها آنقدر گسترده است كه ميتواند مبين نوعي گفتگوبين مورچه ها باشد.

شناسايي آنزايمي كه از سرطان جلوگيري ميكند!

دانشمندان جاپاني موفق شده اند آنزايمي را دريابند كه از بروز سرطان جلوگيري ميكند و اميد وار اند كه ديگر احتياجي به تداوي براي جلوگيري از دومين نوع سرطان معمول در جهان نخواهد بود. دانشمندان جاپاني به اين باور اند كه آنزايمي سي ايچ اي پي ميتواند با كم كردن تعداد پروتين هايي كه سرطان ايجاد ميكند از رشد سرطان جلوگيري نمايد. به گفته دانشمندان اين آنزايم معمولاً دريافت هيا سينه انسان ترشح ميشود.

انتقال برق بدون سيم اختراع شد

يك مخترع ايراني بعداز سي سال تلاش موفق شده است سيستم انتقال برق را تا فاصله بيست متري بدون استفاده از سيم ايجاد كند. اين مخترع ايراني گفته است كه در مدت سي سال در بخش الكترونيكي كارگاه منزل اش مصروف كار بوده است. به گفته وي با فعال شدن اين سيستم كليه وسايل برقي بدون سيم فعاليت خواهند كرد. اين مخترع گفته است كه دستگاه اختراع شده توسط وي كه ساخت آن نزديك به 25 هزار دالر هزينه برداشته هيچ نوع عورضي محيطي ندارد.

+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در شنبه 1388/09/14 و ساعت 8:57 |

1-     هرجا که بشر را دوست بدارند، فرهنگ را هم دوست خواهند داشت.

2-     نیکی همه چیز را مغلوب میکند و خودش هرگز مغلوب نمیشود. (تولستوی)

3-     کسانی ، که مخالف آزادی دیگرانند، خود لیاقت آزادی را ندارند. ( ابراهام لینکن)

4-     فرق میان عالم و جاهل مانند تفاوت بین زنده و مرده است. ( ارسطو)

5-     کتاب غذای بشر است .( حضرت علی کرم الله وجهه)

6-     راستی موجب رضای خدا است. ( سعدی)

7-     راست و درست گوی ، اگر چه تلخ باشد (انوشیروان)

8-     راستی مایۀ اطمینان است. (حضرت محمد ص)

9-     از دروغگوی یاری مجوی. ( امام صادق ع)

10-  تواضع زگرد نفر ازان نکوست. ( سعدی)

11-  بهشت زیر پای مادرانست. ( حضرت محمد ص)

12- با پدران نیکی کنید ، تا فرزندان شما با شما نیکی کنند. ( حضرت صادق ع)

13-  زبان شما شناسنامه ء شما ست. (حضرت علی ع)

14- ریا کار زبان زیبا و قلبی بیمار دارد. (حضرت علی ع)

15- جمال مرد فصاحت زبان اوست. ( حضرت محمد ص)

16- زبان سرخ سر سبز میدهد برباد. ( ضرب المثل)

17- ترس گناه بزرگیست .( تولستوی)

18-  هرچه دردنیا آفریده شده زیبا است و زیبا تر از همه مرگ و کشته شدن در راه میهن است. ( ابومسلم خراسانی)

19- تربیت زیبا ترین حاصل مردان بزرگ است. ( حضرت علی)

20- ادب زینت انسان است. (حضرت علی کرم الله وجهه)

21- دوستان وفادار بهتر از خویشانند.( سعدی)

22- از گهواره تا گور دانش بجوی. ( حضرت محمد ص)

23- عالم بیعمل زنبور بیعسل است. (سعدی)

24- ارزش و اهمیت کاربسته به نتیجۀ آنست. ( حضرت محمد ص)

25- از کار عار نداشته باشید ، با تنبلی و بیکاری مبارزه کنید، کوشش و تلاش شعار شما باشد. ( حضرت علی ع)

+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در چهارشنبه 1388/09/11 و ساعت 12:46 |

بسم الله الرحمن الرحیم

روم باستان

در آغاز قرن پنجم قبل از میلاد روم فقط یک شهر کوچک در ایتالیا بود. در قرون پس از آن روم به امپراتوری عظیمی که از امپراتوری فارس و اسکندر بزرگتر بود مبدل شد. امپراتوری روم ، بزرگترین امپراتوری در جهان باستان میباشد که در بهترین نحو ممکن در سراسر جهان اداره میشد. رومی ها سربازان کارآمد، قانونگذاران مؤفق و حکمرانان عالی بودند. آنها میدانستند چگونه میتوانند بدیگران پیروز شوند و به دولت های دیگر حکمرانی کنند.

قرن ها گذشت تا اینکه روم از شهر کوچک به مرکز حکومت یک امپراتوری عظیم تبدیل گشت. روم درین مدت درگیر دشمنان خارجی و جنگهای داخلی بود. چنین معلوم میشد که روم قدرت و توان برآمدن و پایدارماندن این مخاطرات را ندارد. شرح اینکه چگونه روم برای حل تمامی این مشکلات فایق آمد بیانگر خصلت سیاستمداران و کردار خوب روم در شرایط سخت است.

از نظر استراتیژیک شبه جزیرۀ ایتالیا زیر نفوذ یونانیان و قبایل اتروسک ها قرار داشت. شبه جزیرۀ ایتالیا سرزمینی است حاصلخیز در بحیره مدیترانه که بنادر متناسب کمتر دارد. وضع جغرافیائی ایتالیا برای گسترش روم علل اساسی کمک دهنده میباشد. قرار اسناد و شواهد شبه جزیرۀ ایتالیا از آوان تاریخ منطقۀ مسکونی بود. و دو قوم به آن تسلط داشتند که یکی یونانها و دیگری استروسک ها بودند. اتروسک ها در شمال و غرب این شبه جزیره مستقر شده بودند. همین اتروسک ها بودند که باعث این همه تمدن رومی شدند. گمان میرود که قبایل اتروسک ها از آسیای صغیر به آنجا آمده باشند.

نخستین مرحله گسترش روم مسلط شدن به شبه جزیره ایتالیا بود. اتروسکها در برابر حملات خارجی مقاومت میکردند. بالاخره بعداز مشکلات زیاد در اواسط قرن سوم قبل از میلاد روم حکمفرمای سراسر شبه جزیره ایتالیا گردید.

موقعیت جغرافیائی و شرایط آب و هوا این شبه جزیره در توسعه و پیشرفت روم عامل مؤثر میباشد. ایتالیا در بخش عظیم سال دارای آب و هوا خشک  و گرم میباشد. چند دریا از جمله دریای پو،آرنو و غیره از بلندی های کوه ناهموار آپنین سرچشمه گرفته از شمال بطرف جنوب امتداد یافته است. این دریا ها در امتداد مسیر خود از جلگه های ساحلی و دره های پوشیده از خاک های حاصلخیز میگذرد. این مناطق گرم و حاصلخیز از مناطق مختلف اروپا ساکنین بسیار را بخود جذب نموده که این افراد به فرهنگ و تاریخ روم تأثیر عمیق گذاشتند.

وقتیکه رومیان در اواخر قرن ششم قبل از میلاد جمهوری خود را تأسیس کردند طوریکه قبلاً به آن اشاره گردید روم شهر کوچکی بود که تنها در بخش کوچکی از ایتالیا تسلط داشت. رومی ها در ظرف مدت کمتر از دو قرن تمام دشمنان شان را شکست داده و تمام خاک ایتالیا را تسخیر کردند. روم به تدریج از نقطه نظر سیاسی به یک دولت نیرومند مبدل شد که نیاز های اکثریت مردم را تأمین میکرد. همین امر باعث شد تا در مردم روم حس غرور و وطن خواهی پدید آید.

منابع و مأخذ تاریخ روم باستان

منابع تاریخ نگاری روم باستان به قرن دوم قبل از میلاد میرسد. تاریخ نویسی روم باستان اکثراً توسط کاهنان صورت میگرفت. درسال (130قبل ازمیلاد) کاهنی بنام پوپلیوس لوحۀ را که درآرشیف نگهداری میشد،در (8) کتاب تحت سالنامه های بزرگ انتشارداد، که فعلاً این سالنامه ها وجود ندارد. آثار تاریخی کانون که درسال (1060) قبل از میلاد بنام مبداء تاریخ روم باستان بوجود آمده است ، از آثار دیگران فرق زیادی داشت. و خیلی آثار گرانبها میباشد. متأسفانه این اثر نیز از بین رفته است. یکی از تحقیقات علمی در تاریخ روم کار و نوشته های پولیپ است. این شخص اصلاً از یونان بوده در باره تاریخ روم باستان در حدود (4) کتاب نوشته است. او واقعات مربوط به سنه های (264 -146 ق م) را توضیح نموده است. همچنان کارمندان و رهبران بزرگ دولتی آن وقت مانند مارک سیرون ، ژول سزار و غیره در بارۀ تاریخ روم باستان نوشته های دارند که منابع مهم این دوره محسوب میشوند. خلاصه آثاریکه در باره تاریخ روم باستان تدوین گردیده مجموعاً به (142) کتاب میرسد. که در آن آثار نویسنده گان و مؤرخین یونانی که در باره تاریخ روم باستان مطالب تاریخی دارند و تا اکنون موجود اند دیده میشود. مطالعه تاریخ روم باستان در شناخت آثار باستانی و تمدن جهان قدیم کمک شایانی نموده و مینماید. بقایای نقشه ها، و عکس های باقی مانده که نشاندهندۀ تاریخ پُرعظمت روم باستان میباشد. برعلاوه این مواد بیان کنندۀ خوبی در باره اهمیت تاریخ روم باستان محسوب میشود.

احداث شهر روم

اولین ساکنین ایتالیا از شمال به این سرزمین آمدند. آنها قبایل بدوی بودند. زمانیکه آنها به درۀ پو مهاجرت کردند در آن جا مزارع و قریه های کوچکی بوجود آوردند. بعضی از این فرهنگ ها متعلق به عصر سنگ قدیم بودند. مردان آنها از سلاح ها و ابزار سنگی استفاده میکردند. برخی از مهاجرین از مهاجرین نسبتاً پیشرفته تر بودند. هنگامیکه در ایتالیا سکونت گزیدند به فرهنگ عصر فلزات اروپا پیوستند. آنها از ابزاری استفاده کردند که از برونز یعنی ترکیب مس و قلعی ساخته شده بود. بعد از گذشت زمانی گروه های بعدی مهاجرین پیشرفته تربه سمت جنوب رفتند و به جلگه های دریای آرنو و تیبر در ایتالیا رسیدند.

مردمان لاتین نیز در اطراف دریای تیبر ساکن شدند. آنها برای این سرزمین حاصلخیز نام برگزیدند. یکی از این قبایل لاتینی برفراز هفت تپۀ کم ارتفاع جوامع کوچکی پدید آورد. این تپه ها در حدود 25 کیلومتر از دریای تیبر دورتر واقع بود. این منطقه مزایای طبیعی متعددی داشت. این منطقه را جلگه های بسیار حاصلخیز احاطه کرده بود و همچنان این منطقه در مرکز راه های تجارتی نیز قرارگرفته بود. این راه از غرب به شرق و از شمال به جنوب کشیده شده بود.

یکی از مؤرخان رومی بنام (لیوی) میگوید. در محلی که شهر روم به آن ساخته شد برای تأسیس یک شهر مکان کاملاً استراتیژیک بود.

اولین ساکنین این منطقه برسه تپه مهم (کاپیتولینوس ، آونتینوس و پاراتینوس) مستقر گردیدند. شرایط تأسیس این شهرروشن نیست. رومیان بعدها تاریخ (753) قبل از میلاد را به عنوان تاریخ تأسیس این شهر پذیرفتند. بعدها نویسنده گان رومی و یونانی سعی کردند نظریات پراگندۀ تاریخ آغازین روم را منسجم سازند. آنها نظریات مختلف را در زمینه ارایه کردند. پلوتارک مورخ یونانی مینویسد:« درین مورد که وجۀ تسمیه روم ، نامی تا این حد با شکوه و زیباتر و خاص و عام چگونه بوجود آمد مؤلفان اتفاق نظر ندارند.»

سرانجام یک نظریه و باور واحد نسبت به تأسیس شهر روم مورد قبول عام قرار گرفت. این نظریه افسانه ایست از این قرار.

آمده است که رومیان از سلالۀ(آینیأس) هستند. آینیأس شهزاده ئی بود از شهر باستانی ترآو، که در ساحل آسیای صغیر (ترکیه) قرارداشت. به اساس این داستان هنگامیکه یونانیان حدود سال ( 1200ق- م) شهر ترآورا چپاول کردند آینیأس گریخت و از بحیره مدیترانه به سوی ساحل غربی ایتالیا رسید. او در آنجا در نزدیکی کوه (آلبان) در یک تپه که در (25)کیلو متری جنوب تیبرواقع است منطقه مسکونی تأسیس کرد. از نسل آینیأس دو کودک بنام های رومولوس ورموس بودند. این دو طفل به امر پادشاه یی دادگر به حال خود رها گردیدند تا بمیرند. میوی میگوید: به زودی گرگ تشنه از تپه های اطراف که صدای کودکان توجه اش را جلب کرده بود  به طرف آنها آمد و از آن دو مراقبت کرد. و به آنها چنان مهربان بود که چوپان پادشاه یکبار حیوان را در حال لیسیدن دو کودک دید. گرگ بچه ها را به کلبه اش بُرد و آنها را بزرگ گرد.

زمانیکه رومولوس و رموس بزرگ شدند، تصمیم گرفتند که در ساحل دریای تیبر شهری تأسیس کنند. اما روی این موضوع که شهر باید در کدام قسمت احداث شود بین آنها اختلاف نظر پیدا شد.رومولوس بالای تپۀ پاراتینوس دیواری بنا کرد و هنگامیکه برادرش از آن دیوار بالارفت خشمگین شد، و دفعتاً برادر خود رموس را به قتل رسانید. سپس فریاد  برآورد. این است سرنوشت هر آن کس ازین پس برسر دیوار های من جست زند. به این ترتیب رومولوس پادشاه این شهر شد و شهر نیز به اساس نام او یعنی روم نامیده شد.

داستان تاسیس شهر روم بدست رمولوس تاحد زیاد داستان غیر واقعی است. باستان شناسان، دانشمندانیکه تمدن های گذشته را از زیر خاک درمیآورند و مورد بررسی و مطالعه قرار میدهند، مدارکی یافته اند که به اثبات میرساند که مناطق مسکونی اقوام لاتین به فراز تپه های روم پیش از سال (950 ق- م) نیز رشد و توسعه یافته بود. در حدود (753 ق- م) این جواب مجزا با یکدیگر یکجا گردیدند. و یک شهر واحد را پدید آوردند. ممکن است که خاطره گنگ این حادثه مهم بعداً به باور دیرینه یی  انجامید. بنابرآن تاریخ تاسیس شهر روم سال (750 ق – م) است.

شیوۀ زنده گی رومیان

حکومت اولین امپراتوری روم (اگوستوس) درسال (27ق- م) آغاز شد. این حکومت شاهد آغاز ترقی و پیشرفت رومی ها با دوران ثبات سیاسی و شکوه و جلال فراوان که تقریباً (200) سال ادامه داشت بود. در طول این دوره امپراتوری روم به مدیترانه و بخش اعظم اروپای غربی حکومت میکرد. امپراتوری به طور عالی سازماندهی شده بود. و بخوبی اداره و کنترول میشد. یک شبکه از راه ها سرزمین های این امپراتوری را به پایتخت روم وصله میکرد. قوای آموزش دیدۀ روم از تمام نقاط سرحدات خویش دفاع میکردند. تمام شهروندان رومی از یک قانون مشترک و زبان مشترک لاتین بهره مند بودند. جامعه روم به اساس طبقات کاملاً مجزا سازماندهی شده بود. این تقسیم بندی در ابتدای تاریخ روم در حدود قرن (6 ق- م) آغاز یافت. قدرتمندترین شخص رومی اشراف بودند. بسیاری از اشراف از خانواده های سیاستمداران انتخاب میشدند. در طبقه اجتماع بعدی اسپ سواران یعنی گارد سلطنتی قرار داشتند. این گروه اکثراً تجار ثروتمندان یا بانکداران بودند. بخش اعظم رومیان تودۀ مردمی بودند که از جملۀ فقیرترین شهروندان محسوب میشدند. مردم عادی رومی سرانجام توانستند تساوی سیاسی در مقابل اعضأ گارد و اشراف را بدست آورده حق رشد و ارتقاء تا مقام افسر نظامی و مشاغل دولتی را بدست بیآورند. در پائین ترین نظام اجتماعی جامعه رومی برده گان قرارداشتند. آنها سخت ترین و دشوار ترین ، کم اهمیت ترین کارها را انجام میدادند. رومیان از اسیران جنگی نیز به قسم برده کارمیگرفتند. برده گان هیچ نوع آزادی نداشتند. به هرحال بعد از قرن اول میلادی شرایط زنده گی برده گان بهبود پیداکرد. و بسیاری از برده گان آزادی خود را بدست آوردند. زبان مشترک سراسر امپراتوری روم لسان لاتین بود.

اعتقادات در روم باستان

روم یکی از کشور های بسیار با شکوه و قدرتمند جهان باستان بود. که بخش مهمی از اروپا ، ترکیه و شام را شامل میشد. اکنون این کشور به ایتالیا معروف است که به صورت شبه جزیره یی در جنوب اروپا موقیعت دارد. در قرن اول میلادی تمام شبه جزیره تحت تسلط و حکمرانی شهر روم قرار گرفت. طوریکه قبلاً گفته شد شهر روم را نخستین پادشاه آن قوم که بنام رومولوس یاد میشد، در قرن هشتم قبل از میلاد تاسیس کرد. بعداز آن پادشاهان دیگر از قبیل ژولیوس سزار، یچی ، کراسوس و غیره در این سرزمین حکمرانی کرده اند. آنها امپراتوری روم را تشکیل دادند. رومیان در هزادۀ اول قبل از میلاد در زمان اومولوس ترقی و پیشرفت خوبی داشتند. رومیان از گذشته های قدیم تا اکنون در معماری ، نقاشی ، مجسمه سازی ، ادبیات و فنون کشورداری مهارت خوبی داشتند.

رومیان قدیم آئین ساده و بدوی داشتند. خدای دیانا که معبدش در کنار کوه های آلبان به آنجا رو آورده آن را میپرستیدند. ولی بعد ها دیانا الاهۀ مخصوص سکنۀ روم گردید. زن ها دیانا را بیشتر پرستیش میکردند و معتقد بودند که اورا شوهری است به اسم ویربیوس . مذهب رومیان باستان به دین (نوما) معروف است. نوما یعنی دینی که برای هر چیز مثلاً انسان ، نبات ، جانور ، چشمه سار، رودخانه ها و غیره وجود روحی را تصور میکرد.

رومیان باستان مردمان شهر نشین ، زارع و در عین حال جنگجو بودند. آنها برای هریک از جزئیات امور مربوط روحی را مؤثر میدانستند و در رأس همه آنها بزرگترین خدایان یعنی ژوپیتر قرارداشت که آب ، باران ، نور ، آفتاب همه در دست او بود. درافسانه های رومیان ژوپیتر خدای خدایان بود. بعداز آنکه دولت روم تشکیل شد. دین روم باستان نیز شکل منظم بخود گرفت. رومیان مانند قبایل دیگر مثلاً قبایل لاتین ارواحی را که به گمان خویش در هر چیز منجمله اشیای بی جان چون سنگ ، درخت و غیره چیز ها وجود داشتند میپرستیدند. این نظام فکری را زنده انگاری میگفتند.

فرهنگ در روم باستان

نبوغ یونانیان اساس فرهنگ روم را عرضه میدارد. فلسفه رومی ، ادبیات رومی ، معماری ، قانون و غیره همگی مدیون یونان بود. تمدن رومی ها هرچه کاملتر شده میرفت ، یونانی تر شده میرفت.

ساختار اجتماعی رومی از آوان جمهوری به نحو قابل ملاحظه تغیر یافت. در دوران جمهوری تمام شهروندان بدون درنظر گرفتن ثروت شان از نظر قانون برابر بودند. دومین قرن امپراتوری رومیان را به دو طبقه تقسیم کرد. طبقه بالا شامل تجاران ثروتمند ، نظامیان سابقه کار، کارکنان دولت بود. در رأس این طبقه بالا گروه کوچکی از مالکین ثروتمندان قرارگرفته بودند. طبقه پائین شامل زارعان ، صنعتگران ، تجاران خرد ، فقرای شهر بودند و در پائین ترین سطح این طبقه بردگان قرار داشتند. اگر یک رومی وابسته به طبقۀ بالا قانون شکنی میکرد احتمالاً به مجازات آسان محکوم میشد. اگر یک رومی طبقه پائین همان عمل را انجام میداد به شدت مجازات میگردید. رومی های ثروتمند در خانه های مجلل زنده گی میگردند. خانه های شان ستون مرمرین داشت. باغچه های داخل حویلی از گل های رنگارنگ تشکیل شده بود و فواره های زیبا داشت. و مردم عادی در خانه های تنگ و محلات خراب زنده گی میکردند. آنها در این منازل با مشکلات روزانه محلات فقیر نشین جنایت ، آتش و کثافت درگیر بودند. زنان طبقه بالا مسؤولیت خانه داری و ادارۀ برده گان خادم را به عهده داشتند. آنها از آزادی بیشتر برخوردار بودند. رومی های طبقه بالا برای زنان خود احترام زیاد قایل بودند. و در هر مورد با آنها مشوره میکردند.

زمانیکه امپراتوری ثروتمندتر شد ، ثروتمندان رومی به کالا های تجملی وارداتی از شرق و افریقا دلبستگی نشان دادند. ادویه و سنگ های گرانبها در تجارت با هند اهمیت فراوان یافت و ابریشم وارد شده از چین اهمیت بسیار حاصل کرد. همچنان کالا های تجملی دیگری هم از افریقا وارد میشد. کاروان های تجارتی طلا ، عاج ، پرشتر مرغ و برده سیاه پوست با خود میآوردند. بسیاری از رومیان طبقه بالا خواستار لذت بردن از زنده گی بودند. رومی های ثروتمند لباس ابریشمی میپوشیدند. زنان زیورات طلائی استعمال میکردند و به ادبیات و هنر علاقۀ وافر داشتند.

 

تاریخدانان

در میان تاریخدانان رومی یولیوس قیصر (44 ق- م ) مقام بلندی دارد. تاریخ هفت جلدی او در باره جنگ با گلهاست که معلومات مفصل در مورد اقوام گل و تصویر جامعی از کشور گل ها ، ملت ها ، و فرهنگ ساکنان آن بدست میدهد. قیصر در روم دشمنان زیادی داشت. آثار او ساده و عام فهم میباشد.

از جهت عظمت موضوع هیچ تاریخدان رومی به مرتبه لیویوس (17م) نرسیده است. تاریخ روم از بنیانگذاری شهر که شامل (142) کتاب است داستان روم را تا سال (2م) در برمیگیرد. اگرچه این مجموعه بزرگ بدست ما رسیده اما آنچه که از این آثار از بین رفته منتهای اهمیت را دارد. چراکه در مورد برخی از لحظه های حساس تاریخ روم بحث میکند. لیویوس یک میهن پرست واقعی بود. او غالباً روایات را می پزیرفت و برای جداکردن حقیقت از افسانه کوشش نمیکرد. در حالیکه به ساده گی میتوانست واقیعت ها را تحقیق کند. او روش انتقادی نداشت.

نوشته های تاکیتوس (117م) ادامۀ کار لیویوس است. بطور کلی تاکیتوس در راه دست یافتن به حقیقت زحمت میکشد. اثر او بنام گرمانیا معروف است و در باره قبایل اژمن و فرهنگ آنها ست. گرمانیا کتاب با ارزشی میباشد، گرچه ناقص است اما در باره عملکرد این قبایل معلومات مفصلی ارایه میدارد. فصل نخست این کتاب تصویر کاملی از یک واقیعت میباشد.

خصوصیت دیگری که باید در کارهای تاکیتوس به آن توجه داشت تأکید وی به اخلاق است. احساس او به درین باره آنقدر شدید بود که تاریخ را برای آموختن درسهای اخلاقی بکار میبرد. ازین رو در اثر او اژنها به عنوان مردم پاک ، دلاور توصیف شده اند.

آخرین تاریخدان دوره امپراتوری سوئتونیوس (150م) است. اثر این تاریخدان آنقدر مورد توجه قرار نگرفته است.

این ها بود آثار عمده ادبی روم که از بعضی آنها یاد آور شدیم. اهمیت این آثار در تاریخ تمدن روم بی نهایت زیاد است.

فینیقی ها و کارتاژیها

نخستین قوم مدیترانۀ خاوری که به بهره برداری سرزمین های مدیترانه پرداخت فنیقیها بودند. این قوم پُر نیرو ، صنعتگر و تجار، فنون پیرفتۀ فرهنگ خاوری را به مناطق اسپانیا، ساردنی ، سسیسل آورده و درین مناطق مراکز بزرگ تجارت را تشکیل دادند. آنها روابط تجارتی خویش را با افریقا نیز برقرار ساخته از افریقا طلا ، عاج و غیره میآوردند. در اسپانیا مس ، آهن و غیره را استخراج میکردند.

در میان اقوام کوچ نشین فنیقی ، بزرگتر از همه اقوام کار تاژ بود. کار تاژیها به زبان سامی حرف میزدند. و فرهنگ شان بیشتر به فرهنگ خویشاوندان شان در فنیقیه دور دست شباهت داشت. کار تاژیها زراعت پیرفته داشتند. و انواع مختلف از میوه ها را که در مدیترانه میروئید در مناطق مربوط خویش کشت میکردند. همچنان انگور ، زیتون ، انجیر ، انار و بادام نیز میکاشتند. آنها روش های منظم کشت گیاهان ، قلمه کاشتن و پیوند زدن را نیز میدانستند. برای پرورش حیوانات اهلی نیز روش های بهتری بوجود آوردند. کارتاژیها در متون تمدن به چنان مؤفقیت های دست یافتند که رومی ها روش های آنها را به قصد سود جوئی آموختند. شهر کارتاژ در سواحل شمالی افریقا ( در سواحل خلیج تونس) قرار گرفته است.

کارتاژ به شهر بزرگ و باشکوه تبدیل شد. تجاران کارتاژ میله های فلزی گرانبها را به عوض پول بکار میبردند. زیرا ضرب سکه تا حوالی (400 ق- م) معمول  نشده بود. کشتی سازی پیشۀ مهمی بود و با تجارت فلز سود فراوانی بخود کسب میکردند. فرهنگ کاتاژ در اصل فرهنگ ، بازرگانی بود. رومی ها و یونانی ها هردو به ندرت ممکن بود از کارتاژ ها به خوبی یاد کنند. کارتاژی ها نه دولت عالی و با دوامی چون رومی ها تشکیل دادند و نه میخواستند که با سهیم ساختن رومیها امتیاز های اجتماعی و سیاسی موجود تمدن خود را از دست دهند. اهمیت اقتصادی و فرهنگی کارتاژ برای مدیترانه باختری پُربها بود. اما چون نقش کارتاژ بزرگ وی زود گذر بود. بناءً مجبوراً رهبری را یکسره به رقیب سرسخت خود روم واگذار گردید.

اتروسکها

تا قبل از ظهور اتروسکها قومی که با فرهنگ پیشرفته بودند ، تنها ایتالیای جنوبی و مرکزی بود. با وجود کوشش های فراوان باستان شناسان معماری تاریخ کهن اتروسکها گشوده نشده است. به گفته دانشمندان منشأ اصلی اتروسکها (لیدیا) یا (فریگیا) در آسیای صغیر بود. اتروسکها به آسیای صغیر مس صادر میکردند. و در عوض انواع مختلف ظروف ، شمشیر، جام وارد میکردند. اما چندی نگذشت که اتروسکها برای مصروف خود دست به تولید زدند.و اشیای عالی فلزی فراوان ساختند. در رقابت با صنعتگران آسیای صغیر اشیای بهتر فلزی را به سرزمین های باختری مدیترانه و به سرزمین های اقوام شمال آلپ صادر کردند. اتروسکها بومیان ایتالیا را رعیت خود ساخته و در میان آنها به عنوان زمینداران زیستند. اتروسکها به بازی و سرگرمی اهمیت میدادند. و مسابقه های چون پرتاب نیزه ، کُشتی گیری ، مشت زنی دونفره را که از یونانی ها تقلید کرده بودند انجام میدادند. برعکس جامعه اتروسکها زنان از آزادی قابل توجهی برخوردار بودند زیرا در مجالس و مهمانیها با مردان یکجا شرکت میکردند و در پیشگویی بیشتر ماهر بودند. اتروسکها هیچگاه دولت نیرومند و یگانه یی تشکیل ندادند آنها بصورت دسته های کوچک به ایتالیا آمدند و در جاهای پراگنده مستقر گردیدند و دولت های جنگجوی غیر مستقل را تشکیل دادند البته این دولت ها خیلی ها کوچک بود. از اینکه آنها نتوانستند با هم یکجا یک نیروی متحد را در برابر دشمنان خود تشکیل دهند بناءً آهسته ، آهسته نابود گردیدند.

اتروسکها عقیده داشتند که انسان روح دوگانه دارد. در باره زنده گی پس از مرگ تصورات روشنی داشتند و معتقد بودند زنده گی پس از مرگ بیشتر به زنده گی روی زمین شبیه است. به همین دلیل آرامگاه مفصلی میساختند. و دیوار های آرامگاه را تزئین میدادند. به مرده جواهرات می آویختند و در آرامگاه وسایل زنده گی میگذاشتند.

سلت ها یا گُلها

سلت ها یا گلها قبایلی بودند که به لسان هندو اروپائی سخن میگفتند. و نخستین مسکن آنها را سرزمین های کرانۀ رود و انوب میتوان دید. در هنگام اقامت درین ناحیه ها با فرهنگ آهن درۀ دانوب آشنا شدند و ساختن ابزار های مسی ، مغرفی و آهنی را فرا گرفتند. تاریخ کهن این اقوام نا معلوم است. زیرا آنها به ساده گی با اقوام دیگر درآویختند و در فرهنگ منطقه جذب شدند. اقوام ژرمن که از شمال کوچ کردند، سلت ها حدود (500 ق – م) حرکت خود را بسوی باختر و سرزمین گُل آغاز کردند. و جزیره های انگلیس را تحت تصرف خود درآورده به شبه جزیره بالکان و درۀ (پو) یورش بردند. به قابایل اتروسکها یورش بردند و حتی در سال (390 ق – م) به روم حمله کردند و آنجا را تاراج کردند. سلت ها به اندازه ئی با ایتالیا ها تفاوت داشتند که آنها را بیگانه میگفتند. اما به زودی از فرهنگ مناطق مسکونی خویش آموختند و در کشاورزی پیشرفت کردند. وشیوه های مختلف ضرب سکه را از یونانیها اقتباس کردند.

روم در قرن های پنجم تا سوم قبل از میلاد

طی این سه قرن روم پیوسته در حال جنگ بود. روم در قرن پنجم قبل از میلاد با شهر ها و قبایل مجاور مانند (ولسک ) و (آئک ها ) در حال جنگ بود. رومی ها با پیروزی های که درین جنگ بدست آوردند به ساحل راست رودخانه تیبر مسلط شدند. این پیروزی ها نخستین پیروزی های نظامی رومی ها به حساب میآمد. اما در قرن (چهارم ق-م ) وضع به کلی دگرگون شد. در سال (390) سلت ها یا گل ها از شمال ایتالیا به روم حمله کردند. سربازان رومی درین جنگ شکست مرگباری خوردند و گل ها توانستند به راحتی در روم مسلط شوند. به استثنای تپه کاپیتول که سربازان ماهر رومی از آن دفاع میکردند. گل ها یکبار کوشیدند شبانه به تپه کاپیتول حمله کنند و آن را بدست آورند ولی غازهای که در معبد (جونو) نگهداری میشدند زنگ معبد را به صدا در آوردند و مدافعان تپه حمله گل ها را دفع کردند. ضرب المثل معروفی که میگویند( در غازها روم را نجات دادند) از همین جا سرچشمه گرفته است.

رومی ها در نیمه دوم قرن چهارم قبل از میلاد بخاطر تسلط در ایتالیای مرکزی به نبرد بزرگی دست زدند. آنها علیه مخالفان قبلی خود یعنی لاتین ها به جنگ پرداختند و سه بار با قبایل ایتالیائی بنام سامنیت ها جنگیدند. و طی سومین جنگ سامنتی نه تنها با سامنیت ها بلکه با قبایل استروسک ها نیز مواجه شدند. سرانجام رومی ها پیروز شده و ایتالیای مرکزی را تحت تسلط خود درآوردند.

در قرن سوم قبل از میلاد آخیرین مرحله جنگ برای تصرف ایتالیا آغاز گردید. این بار نوبت به شهرهای یونان بزرگ رسیده بود. بعضی ازین شهر ها با روم متحد شدند. ولی یکی از شهرهای بزرگ جنوبی بنام (تارانت ) در برابر روم تصمیم استاده گی و دفاع را گرفت. مردم تارانت برای کمک به (پیروس ) پادشاه حاضر بودند. او یکی از نواده گان اسکندر کبیر بود که رویای دست یافتن به افتخارات بزرگ اسکندر را در سرداشت و به همین سبب با اشتیاق کامل برای فتح ایتالیا به راه افتاد.

(پیروس) همراه سپاهیان خود در سال (280 ق – م ) به ایتالیه حمله کرد. او در اولین  جنگ خود علیه رومی ها به پیروزی های چشمگیر دست یافت. پس ازین پیروزی بطرف شمال حرکت کرد و بلافاصله برای دومین بار در منطقه (آبسکولوم) با رومی ها مصادف شد و به دومین پیروزی خود رسید. اما درین جنگ ویرانگری ها و خسارات پیروس بیش از حد بود. پیروس بعداز این پیروزی سربازان خود را به سیسل برد و بعداز توقف اندک نتوانست این جزیره را اشغال کند سپس به ایتالیا بازگشت. و درسال (275 ق-م ) برای آخرین بار با رومی ها در (بنه ونت) جنگید و شکست خورد. به این ترتیب پیروس مجبور به ترک ایتالیا شد.

رومی ها در اثر جنگ های که طی قرن های پنجم ، چهارم و سوم قبل از میلاد به راه افتادند، سراسر ایتالیا را از سواحل جنوب تا منطقه ( گل ) فتح کردند. به این ترتیب روم یکی از قدرت های بزرگ اطراف مدیترانه گردید. و پیکار های روم برای اشکال سراسر مناطق بحیره مدیترانه جریان داشت.

پیکار  روم برای تسلط  بر مدیترانه

روم و کارتاژ

وقتیکه رومی ها فرا تر از مرز های خود به آنسوی شبه جزیره آسپین مینگریستند، نخست جزیره سسیسل را میدیدند. این جزیره در مجاورت ایتالیا بود که از آن جدا شده بود.

کارتاژ که دولت نیرومند و برده دار بود درین جا بزرگترین رقیب رومی ها محسوب میشد. این شهر قسمیکه در درس های گذشته گفتیم در ساحل شمالی افریقا قرار گرفته و به اساس افسانه ها در حدود قرن نهم قبل از میلاد ساخته شده بود. کارتاژ مدت ها قبل از روم به یکی از قدرت های بزرگ مدیترانه تبدیل شده بود. کارتاژ به سبب موقیعت مناسب جغرافیائی اش مرکز توزیع مواد خام و محصولات ساخته شده در سراسر حوزۀ مدیترانه گردیده بود. علاوه براین کارتاژ صاحب باغ ها و مزارع پُر رونق بود. در زمین های اطراف شهر که به ثروتمندان کارتاژی مربوط بود، هزاران برده مصروف کار بود. در آن زمان کاتاژیها به داشتن روش های پیشرفته کشاورزی نیز مشهور بودند.

رشد تجارت و اهمیت روز افزون کشاورزی باعث این گردید تا قدرت سیاسی بدست بازرگانان و زمینداران بیافتد. از آنجا که تعداد دهقانان آزاد به روی زمین های زراعتی کم بود بناً میتوان گفت که جنبه های دموکراتیک حکومت کارتاژ پایۀ محکمی نداشت.

کارتاژیها در مهاجر نشینی نیز فعال بودند. آنها در سواحل شمالی افریقا، جنوب اسپانیا به صفت مهاجر سکونت گزیدند، همچنان درمناطق دیگر مثل ساردنی نیز اقامت گزیدند.

نخستین و دومین جنگ پونیک

نخستین جنگ پونیک (رومی ها کارتاژیها را پونیک مینامیدند) مدت 23 سال (264 تا 241 ق- م) طول کشید. نخستین برخورد ها در سسیسل صورت گرفت و رومی ها به پیروزی های دست یافتند اما این پیروژی ها به هیچ وجه قطعی نبود زیرا رومیها نیروی دریائی نداشتند و نمیتوانستند با نیروی دریائی کارتاژ مقابله کنند. رومی ها فقط پس از تأسیس نیروی دریائی و کسب نخستین پیروزی دریائی خویش توانستند که صحنه های عملیات جنگی را به سرزمین افریقا منتقل سازند. اما آنها برای نخستین لشکر کشی خود به افریقا تدارکات کافی فراهم نساخته بودند به همین جهت کاملاً شکست خوردند.

جنگ یکبار دیگر در اثر برخورد های که به سسیسل به وجود آمد ادامه یافت. درین جنگ چون کارتاژیها به شکست مواجه شدند تصمیم گرفتند که سسیسل را به روم واگذار شوند. کمی بعد ایتالیا بی جهت به ساردنی تجاوز کرد و آنها را تحت محاصره قرارداد. کارتاژیها مجبور به تسلیم بودند.

(هاملکاربارکا) فرمانده کاتاژی که در جریان نخستین جنگ پونیک به قدرت رسیده بود این شورش را سرکوب کرد و پس از سرکوب شورش قدرت عظیمی در کارتاژبدست آورد. و رومیان فرماندهانی که رویای جنگی تازه و انتقام جویانه با روم را در سرداشتند به مقام ریاست رسید. هامیلکار برای ایجاد شرایط بهتر به منظور تهیه تدارکات لازم برای جنگ تازه ارتش کاتاژ را به سوی اسپانیا گسیل داشت. او میخواست جبهۀ تازه در جنگ قریب الوقوع با رومی ها بوجود آورد. هامیلکار در جریان جنگ در اسپانیا درگذشت و فرماندهی سپاهیان کاتاژ بدست فرزند جوانش (هانیبال ) افتاد. مطابق افسانه ها،وقتی میلکار برای فتح اسپانیا حرکت میکرد هانیبال که آن زمان (11) ساله بود از پدرش خواست که او را نیز همراه خود ببرد، هامیلکار موافقه کرد ولی با این شرط که هانیبال سوگند یاد کند که تا ابد با روم دشمنی داشته باشد. او این سوگند را یاد کرد و تا آخر عمر به آن وفا دار ماند.

هنگامیکه هانیبال به فرماندهی ارتش رسید با توجه  به تمام جوانب مسئله جنگ با روم را قطعی کرد. دومین جنگ پونیک در سال (218ق- م) آغاز گردید و (17) سال تمام ادامه یافت. هانیبال برای جنگ با روم پلانی را طرح کرد و بخاطر اجرای این پلان بایدار وی از کوه های صعب العبور آلپ میگذشت. درجریان این جنگ هانیبال یک سلسله شکست ها را به ارتش روم وارد آورد. اما لشکر کشی هانیبال به روم عملاً پیکار یکنفر در برابر دولت نیرومند بود. کارتاژ به قدر کافی از فرمانده نظامی خود حمایت نمیکرد. به همین علت هانیبال با اینکه یکبار هم شکست نخورده بود در جنوب ایتالیا کاملاً تنها ماند و ازکارتاژ جدا افتاد. شهرهای را که فتح کرده بود تدریجاً به تصرف روم درآمد. و فرماندهان رومی در اسپانیا بارها برکارتاژیها پیروز شد.

در سال 202 ق – م نبرد سختی میان کاتاژ و رومی ها درگرفت و طی آن ها نیبال برای نخستین و آخرین بار شکست خورد. کارتاژ تمام مناطق مهاجر نشین خود را از دست داد. کشتی های دریائی و تمام فیل های جنگی خود را به رومی ها داد و سرانجام قدرت نظامی و سیاسی کاتاژ از ریشه کنده شد و روم پس از دومین جنگ پونیک نیرومندترین قدرت در حوزه دریای مدیترانه گردید.

سومین جنگ پونیک

روم برای بار سوم تقریباً پنجاه سال پس از پایان دومین جنگ پونیک با کارتاژ درگیر جنگ شد. رومیها طی نیم قرن فاصله دو جنگ سرسختانه تمایلات جنگی خود را در مدیترانۀ شرقی دنبال کردند. آنها سه بار با خطرناک ترین دشمن خود مقدونیه ، هتی به جنگ پرداختند. رومی ها بعداز دومین جنگ مقدونی خود را آزاد کننده گان یونان نامیدند، و (فلامینوس) فرمانده سپاه روم در سال 169 استقلال یونان را اعلان کرد.

پس از دومین جنگ مقدونی بین روم و آنتیوخوس پادشاه سوریه اختلافاتی به ظهور رسید. به دنبال این اختلافات سومین جنگ پونیک درگرفت. وقتیکه جنبش رهائی بخش مردم یونان آغاز گردید رومی ها آن را وحشیانه سرکوب کردند وبرای ترساندن یونانی ها شهر کودینت را که یکی از کهن ترین و زیباترین شهر های یونان بود ویران کردند.

در سال (149 ق- م) سومین جنگ پونیک آغاز شد. از دومین جنگ به این سو، کارتاژ به واسطۀ موقیعت بی نهایت مساعد جغرافیائی اش توانست وضع اقتصادی خود را از نوسازمان دهد. این شهر بار دیگر مرکز عمده تجارت در حوزه مدیترانه گردید. رومی ها نمیتوانستند این وضع را تحمل کنند، بناً آنها د ر سال (149) علیه رقیب قدیمی خود اعلان جنگ دادند. محاصره کارتاز تقریباً سه سال به طول انجامید. بالاخره رومی ها این شهر را اشغال کردند. مطابق دستور رهبرنظامی روم این شهر کاملاً ویران شد. شهررا آتش کشیدند و شعله های آتش مدت (12) روز مشتعل بود.

نتایج جنگ ، اقتصاد روم

جامعه برده داری

جنگ های غارتگرانه روم در حوزه مدیترانه که بیش از یک قرن به طول انجامید. این جنگ ها شهرکوچک و بی اهمیت روم را به قدرت جهانی تبدیل کرد. این دگرگونی به تغیرات مهم اقتصادی منجر گردید.

فتح های روم باعث جریان یافتن سیل دایمی پول و ثروت به سوی این شهر گردید. فرمانده های پیروز روم غنایم سرشار از مناطق مفتوحه با خود میآوردند. جریان ورود پیروزمندانۀ آمیلیوس پالوس که بر پرسوس مقدونی پیروش شده بود و سربازانی که سلاح های گران قیمت ، خمره های پُر از سکه های طلا و نقره را با خود به روم میآوردند سه روز طول کشید. تا قرن دوم قبل از میلاد سکه نقره در روم کم بود اما پس از این فتوحات مخصوصاً پس از تصرف ، معادن ، نقرۀ مناطق مفتوحه را بدست روم میافتاد. تمام این دگرگونی ها به گسترش سپاه ، معلات تجارتی و پولی منجر گردید. گروه های عظیم تاجران رومی به ظهور رسیدند. رشد تجارت و افزایش درآمد ها با گسترش همه جانبۀ برده گان توأم بود. جنگ های دایمی انبوهی از برده گان را به بازار ها سرازیر کرده بود. در نخستین جنگ پونیک رومی ها با تسخیر شهر (آگری جنستو) (25000) نفر را به برده گی گرفتند. در سال (259) پس از تصرف شهر تارانت (3000) نفر از اهالی آن به برده گی فروخته شدند. سرانجام درپایان سومین جنگ پونیک که به انهدام کارتاژ انجامید تمام ساکنان آن به برده گی گرفته شدند. تقریباً در تمام شهر های بزرگ روم بازار های برده فروشی رواج یافت. جزیرۀ دلوس یکی از بزرگترین مرکز تجارت برده بود. که یک زمانی روزانه در حدود (10000) برده در آنجا به فروش میرسید. اما بهای برده گان با سواد یا برده گانی که حرفه داشتند متفاوت بود. مثلاً: آموزگاران ، آشپزان ، بازیگران، رقاصان و غیره بهای گران داشتند. رومی ها برای خریدن آنها مبالغ زیادی میپرداختند. در ایتالیا از برده گان عمدتاً برای کاردر روی زمین استفاده میشد. برده گانی که در املاک بزرگ زمینداران کار میکردند شرایط زنده گی شان بسیار دشوار بود. جنگ های که در طی قرون سوم و دوم قبل از میلاد در خاک ایتالیا درگرفت زنده گی روستائی را مشکل ساخت.اردوکشی های عظیم نظامی به سرزمین های آنسوی دریا نیز دهقانان را ماه ها و حتی سالها بطور یکسره از زمین شان جدا میکرد. دهقانان فقیر میشدند روستا ها را رها کردی برای پیدا کردن کار به شهرها میآمدند. درین ضمن کاربرده گان تدریجاً به تکیه گاه اصلی کشاورزی در روم مبدل میشد. گذشته از این دهقانان فقیر و میانه حال نمیتوانستند، با زمیندارانی که در زمین های شان از کار برده ها کار میگرفتنه رقابت کنند.

رشد تجارت و معاملات پولی ، گسترش بازار برده فروشی و فقیرا نشدن دهقانان تماماً به دلایت این میگردد که روم دارای یک جامعه پیرفته برده داری است.

بحران در جمهوری روم

شورش برده گان در سسیسل

نخستین نمونه مبارزه طبقاتی در کشور روم موج شورش های برد گان در سیسل بود یکی از ایالت روم بود.این جزیره خاک بی نهایت حاصلخیز داشت و اشراف بزرگ چندین قطعه زمین داشتند. که هزاران برده در آن کارمیگردند. شورش برده گان از املاک یکی از اشراف زمیندار بنام (داموفیلوس) که به وحشیانه ترین وجه ممکن با برده ها رفتار میکرد آغاز شد. برده گان داموفیلوس را کشته و حاصلات زمینش را به آتش کشیدند. این حادثه برای شورش های توده یی سرمشق گردید. مرکز این شورش شهری بنام (انا) بود که برده گان به رهبری برده ای سوری بنام (ائونوس) توانستند آن را اشغال کنند. بلافاصله شهر (آگری جنتو) نیز بدست برده ها افتاد. درین جا یکی از شبانان پیشین سیسل بنام (کلیون) شورشیان را رهبری میکرد. برده داران که دچار وحشت شده بودند امید داشتند که رهبران شورش ها با هم اختلاف پیدا کنند و علیه یکدیگر سلاح بردارند. اما امید آنها بهوده بود. زیرا هردو دسته شورشی نیروهایشان را به یکدیگر پیوستتند. درین موقع نقریباً سراسر سیسل بدست برده گان افتاد. از اینکه اگثریت برده ها از سوریه بودند پادشانه سوریه جدید را اعلام و ایونوس را به پادشاهی برگزیدند.

برده گان شورشی سپاهیان رومی مقیم سیسل را در چندین نقطه شکست دادند. رومی ها مجبور شدند ارتش عظیمی به سیسل اعزام دارند. اما مبارزه طولانی به وقوع پیوسته بود که مدت چهار سال از (136 تا 132ق- م) به طول انجامید. سپاهیان روم با وحشی گری هرچه تمام تر شورش را سرکوب کردند. پس از گذشت تقریباً (30) سال برده گان به شورش تازه در سیسل دست زدند. و یکباردیگر جزیره را متصرف شدند. رومی ها این بار نیز شورش را سرکوب کردند.

جامعه روم در پایان قرن دوم و آغاز قرن اول ق- م

جنگ اجتماعی یکی از ویژه گی های جامعۀ روم درین دوره روابط خصمانه بین طبقات و قشر های مختلف بود. بالاترین قشر جامعه روم قشر نجبا بود. این طبقه شامل خانواده های اشراقی و ثرمتمندانی مشد که همواره در امور دولت نقش مهمی را ایفاء میکردند. منبع اصلی درآمد این خانواده ها زمین هایشان بود. نماینده گان این قشر در بالاترین مقام ها قرار داشتند. دومین قشر مهم رومیان قشر (سواران ) بود. این عنوان به آن معنی نیست که تمام اعضای قشر مذکور در ارتش خدمت میکردند. اصطلاح مذکور از گذشته به یادگار مانده و به کسانی گفته میشود که از اعقاب نجبا بودند. سایر افراد جامعه را (پلب ها ) میگفتند. روستائی ها پلب های دهات و صنعتگران ، تجاران کوچک ، استاکاران و مغازه داران نیز پلب های شهر به شمار میرفتند. در نظر رومیان برده گان عملاً قشر جداگانه ، مستقل و از هرگونه حقوقی محروم بودند قشر معین گفته نمیشدند. پلب ها در شهرها و روستاها تکیه گاه اصلی دموکراسی بودند. قشر سواران بین قشر نجبا و پلب ها قرار داشتند. آنها مخصوصاً در شهرها از پلب ها حمایت میگردند. ولی زمانیکه به موضوع انقلابی پلب ها پی میبردند به سوی اشراف متمایل میشدند. موضوع برده گان در امور سیاسی روم بسیار بی اهمیت بود.

ماریوس یکی از فرماندهانی به اصلاحات بسیار مهم نظامی و سیاسی دست زد. از زمان تصویب قوانین (سرویوس تولیوس) فقط اعضای طبقه متمول شایسته خدمت نظامی بودند ولی طبقۀ دهقانان ازین کار محروم بودند. ماریوس این نوع محدودیت ها را از میان برداشت. بعداز این اصلاحات قسمت اعظم سپاهیان از دهقانان کم و بیش مرفه تشکیل میشد. ازاین به بعد تدریجاً وجود و نفوذ قشر های فقیر اجتماعی ، هرروز بیشتر احساس میشد.

جنبش دموکراتیک درپایان قرن دوم و اوایل قرن اول ق- م باز هم ریشه دارترشد. این جنبش ها مدت دو سال طول کشید. روم هرگز در گذشته گرفتار چنین نصیبت نشده بود. این جنگ داخلی نقش عظیمی در تاریخ بعدی روم ایفا کرد.

مبارزه بین ماریو و سولا

هنگامیکه جنگ داخلی ادامه داشت، جنگ های تازه در شرق درگیرشده بود. رومیها درین جا به وضع بسیار نا گوار مواجه شده بودند. (متری دات ششم) پادشاه به دفاع از منافع مردم شرق برخاست. متریدات ششم شخصیت برجسته بود. او مرد بی نهایت قد بلند و نیرومند و با علم بیکران بود. او (22) زبان میدانست. اوقلمرو خود را گسترش داد. و در سال (88 ق- م) با ارتش عظیم به متصرفات دوم در آسیای صغیر حمله کرد. بومیان آنجا ورود او را به عنوان آزاد کنندۀ خویش پذیرا شدند. او هر روز به مؤفقیت های تازه ئی دست میافت. بعداً متوجه یونان شد. فرماندهی سپاه روم که برای مقابله با متردات فرستاده شده بود به عهده شخصی بنام (سولا) بود. او در جریان جنگ داخلی اخیر به عنوان فرمانده با استعداد نظامی شهرت یافت. مردم به رهبری سولپیچیوس روفوس  با انتخاب سولا مخالفت کردند. وتصمیم گرفتند که ماریوس را به جای سولا به فرماندهی تعین کنند.

وقتیکه سولا ازاین تصمیم باخبر شد، زمانیکه با سپاهیان خود در جنوب ایتالیا بود نقطه ئی برای سربازانش ایراد کرد. زمانیکه توانست آنها را بانظر خود موافق کند سپاه خود را به طرف روم حرکت داد. جنگ در شهر آغاز شد و ( سولپیچیوس روفوس ) کشته شد و ماریوس گریخت. به این ترتیب روم برای بار اول بدست سربازان شورشی افتاد پس از این واقعه سولا بطرف یونان حرکت کرد و مدت سه سال  در آنجا ماند و بارها به متریدات پیروز شد. همین پیروزی تا به اوامکان داد که تمام نیروهای دشمن را از یونان خارج کند. سولا تا آسیای صغیر پیش نرفت زیرا متریدات پیشنهاد صلح کرد. سولا مجبور بود جنگ را خاتمه دهد زیرا در مدت غیبت او ماریوس قدرت را بدست گرفت و در روم شروع به حکومت کرد. سولا مجبور بود که روم را اشغال کند. بناءً در بهار سال (88 ق- م) همراه با سپاهیان خود در جنوب ایتالیا حمله کرد و درین جنگ پیروز شد. او یک حکومت وحشت را آغاز کرده بود حکومت او دیری نپائید. به زودی حکومت و قوانین او از بین رفت.

شورش اسپارتاکوش

شورش برده گان به رهبری اسپارتاکوس بزرگترین شورش در سراسر تاریخ جهان باستان است. این شورش درسال (73ق- م) آغاز گردیده تا سال (71 ق- م) ادامه  یافت.

نخست حدود (200) برده در مدرسۀ بنام گلا و یا تورهای شهر کاپوا با هم نقشه مشترک تهیه دیدند. پلان آنها کشف شد از جمله 200 برده (80) آن توانست دست به فرار زده و در کوهی بنام (وسه ویوس) مسکن گزینند. درین جا شخصی بنام (اسپارتاکوس) را به رهبری خود برگزیدند. او رهبر با استعداد ، سازمان دهنده و فرمانده خوبی بود. نیروی اسپارتاکوس با گذشت هر روز در در اثر فرار برده ها بیشتر میشد. سرانجام نیروی (3000) نفری از جانب رومی ها تدارک دیده شده به خاطر مقابله با نیروهای اسپارتاکوس فرستاده شد. این نیرو توانست تنها راه کوه و سه ویوس  را تحت تسلط شان بیآورند. و به این ترتیب راه ارتباطی سپاه برده گان قطع گردید. اما همین کار باعث شد تا اسپارتاکوس برای بارنخست استعداد فرماندهی خود را بیازماید. به فرمان او سپاه برده گان در تاریکی شب در پشت جبهه را یافتند و سپاهیان روم را شکست دادند. به زودی ارتش اسپاتاکوس به چندین هزار نفر رسید و برده گان در سراسر جنوب ایتالیا مسلط شدند. درین مرحله شورشی دربین سپاه برده گان بوقوع پیوست این شورش از چند ملیتی بودن برده گان ناشی میشد. به همین ترتیب سپاه اسپارتاکوس به دو دسته تقسیم شدند و بلافاصله به دست رومی ها شکست خوردند. درین ضمن اسپارتاکوس با نیروی مربوط خویش به طرف شمال حرکت کرد ودر قسمت شهر (موتینا) یک بار دیگر به پیروزی رسید. بعد از این پروزی تعداد عساکرش به (120000) نفر رسید.

اسپارتاکوس بعداز نبرد (موتینا) تصمیم گرفت به طرف روم شکر بکشد. اهالی شهر روم را ترس و هراس گرفت. اما برخلاف تصمیم اسپارتاکوس پلان خود را تغیر داده از کنار روم گذشته بسوی جنوب سرازیرشد. احتمال میرود که او میخواست از طریق بحر به جزیرۀ سیسل برود اما این کار به علت کمبود کشتی میسر نشد. در این فرصت نیروهای رومی به رهبری کراسوس به طرف جنوب ایتالیا حرکت کردند. نبرد سختی در جنوب ایتالیا در سال (71 ق- م) درگرفت. درین جنگ خسارات بزرگی به هردو طرف وارد گردید. درین جنگ نیروی اسپارتاکوس شکست خورده و خود اسپاتاکوس در میدان جنگ کشته شد.

شورش برده گان به طرز وحشیانه سرکوب گردید. شورش اسپارتاکوس نشان داد تضاد های موجود بین دو طبقه عمده جامعه روم (برده داران و برده گان) تاچه درجه شدت یافته بود.

اردو کشی پومپه به شرق

همزمان با آغاز شورش اسپارتاکوس جنگ تازه علیه متریدات درگرفت. این جنگ مدت (10) سال (74-64 ق- م) دوام کرد. در هفت سال اول جنگ فرماندهی سپاه شرق روم به عهده شخصی بنام (لوکولوس) بود. وی فرمانده مجرب بود. اوچند بار در نبرد هایش به پیروزی رسید اما نتوانست متریدات را بطور کامل شکست دهد. گذشته ازینکه سخت گیر بود باعث نا رضائی سربازانش گردید. همین امر باعث شد که فرماندهی سپاه شرق روم به پومپه انتقال یابد.

پومپه در جریان جنگ های داخلی شهرت فراوان کسب کرد. سپس او را به کمک کراسوس بخاطر سرکوب کردن شورش اسپارتاکوس فرستادند. اونتوانست به موقع نیروهای خود را در بندر اصلی با نیرو های کراسوس ملحق کند. اما بعداز کشته شدن اسپارتاکوس با دستۀ از سپاه برده گان که بطرف شما میگریختند مواجه گردید و آنها را از پا درآورد. او در سال (67 ق- م ) به واسطه مبارزۀ مؤفقیت آمیز علیه دزدان دریائی سواحل مدیترانه مؤفقیت عظیم کسب کرد. پومپه متریدات را نیز مؤفقانه شکست داد. و وارد ارمنستان گردید و آنرا باج گذار روم ساخت. میتری وات بعداز شکست خود کشی کرد و پومپه توانست سوریه را فتح کند. و در آسیای صغیر چندین دولت تابع روم را ایجاد کرد.

زمانیکه پومپه به روم بازگشت توطیه (کاتی لین ) افشا و درهم کوبیده شد. لوسیوس سرگیوس کاتی لین جنبش را آغاز کرد. شخصی بنام سیسرون جداً با کاتی لین و همدستانش به فعالیت برخاست. اوکاتی لین را شکست داده و یکتعداد رهبران توطیه گر را دستگیرکرد. و دریکی از جلسات سرنوشت آنها تعین گردیده و تعداز ظهر همان روز دستگیر شده گان اعدام شدند. کاتی لین که پا به فرار گذاشته بود در (اتروریا ) ارتش کوچکی تشکیل داد. در مقابل ارتشی به فرماندهی آنتونیوس به خاطر مقابله فرستاده شد. طی نبردی که بین طرفین درگرفت کاتی لین و (30000) نفر طرفدارانش به مرگ رو برو گردیدند.

نخستین تریوم ویرات

جنگ گل ها

بعداز درهم شکستن توطیه کاتی لین قدرت سیاسی روم بدست سه فرمانده برجسته افتاد. و (نخستین تریوم ویرات) درسال (60 ق- م ) بوجود آمد. اعضای این تریوم عبارت بودند از پومپه ، کراسوس و ژول سزار.

گایوس ژول سزار از اهمیت و برجستگی کراسوس و پومپه برخوردار نبود. او مرد بی نهایت جاه طلب و پر توان بود. او در سال (59 ق- م ) رهبر واقعی تریوم ویرات گردید. او یک قانون ارضی را بوجود آورد که به موجب آن میبایست به سربازان سابق پومپه زمین داده شود. اما ژول سزار متوجه  شد که قشر های دموکرات مردم یعنی پلب های شهری و روستائی نمیتوانند او را به قدر کافی  در تمایل جاه طلبانه اش برای دست یافتن به قدرت یاری کنند به همین علت از مسیر خود خارج شده و مدت (5) سال حاکم ایالت گل گردید. و سپاهی را تشکیل داد. درین فرصت هنوز ایالت گل فتح نشده بود.

فتح گل (7) سال به طول انجامید. نخستین دشمنی که سزار به آن مواجه گردید (هل وت ها) بودند که درسرزمین کنونی سویس زنده گی میکردند. سپس با (سوئب ها) مواجه گردید که ( آریوویستوس ) سرکرده آنها بود. سرانجام پس از جنگ طولانی با ( بلژها) ایالت گل را فتح و ضمیمه روم کرد. بخاطر این پیروزی مراسم جشنی را برپا کرد که مدت (15) روز طول کشید.

در بهار سال (56 ق- م) فرماندهان سه گانه در منطقه (لوکا) که در شمال اتروریا قرار داشت جلسه را تشکیل دادند و فرمانروائی ژول سزار را درین جلسه تا پنج سال دیگر تمدید کردند. ژول سزار در سال (55 ق- م ) برای از بین بردن قبایل ژرمن به منطقه (راین ) حمله کرد. اما به زودی معلوم شد که گل به این زودی تسلیم شدنی نیست. در سال (54 ق- م) گل ها شورش عظیمی را به راه انداختند. عاملین شورش (آرورن ها) بودند. رهبر این قبیله شخصی بنام (ورسین ژتوایکس ) بود. رومی ها در وضع بسیار ناگوار قرار گرفته بودند. ژول سزار در برابر ارتش (300000) نفری دشمن فقط (60000) سرباز داشت. با وجود آنهم  استعداد سازماندهی و رهبری نظامی و هوشیارانۀ سزار و وقوع اختلاف در صفوف ارتش شورشیان رومی ها را درین نبرد به پیروزی رسانید.  در سال (51 ق- م) آخرین دژ های شورشیان درهم کوبیده شد.

پیروزی برگل ها نتایج عظیمی به بار آورد. سزار توانست (300) قبیله را مطیع خود کند. و (800) شهر را متصرف و یک میلیون اسیر بگیرد. او غنایم سرشار  با خود به روم آورد. تمام این عوامل به محبوبیت سزار افزود.

جنگ داخلی

در پایان جنگ گل ها عمر نخستین تریوم ویرات عملاً به پایان رسید. اما در مورد سزار و پومپه باید گفت که مؤفقیت و محبوبیت سزار روز بروز بیشتر شد. و روابط آنها سرد تر و خصمانه تر گردید. بعداز به پایان رسیدن دورۀ حکومت ژول سزار در ایالت گل از او خوستند تا سپاه خود را با پومپه یکجا سازد، اما سزار فرصت را به هدر نداده و منتظر ورود  پومپه نشد و در سال (49 ق-م) از (روبیکون)  که مرز بین ایتالیا و سرزمین تحت فرمان او بود عبور کرد. اوپی برده بود که این اقدامش سرآغاز فصل تازه در جنگ داخلی خواهد بود.

شهر های شمال ایتالیا چندان مقاومتی در برابر سربازان سزار نکردند. پومپه که وقت کافی برای تهیه و تدارکات لازم نیافته بود به شبه جزیره بالکان پناهنده شد. سزار بدون کوچکترین مقاومتی وارد روم شد او به هیچ وجه قصد توقف طولانی در روم را نداشت. به همین سبب همرای سپاهیانش به سوی اسپانیا حرکت کرد. بعداز آن سزار تصمیم گرفت که به کشور های شبه جزیره بالکان حرکت کند او در آغاز جنگ با پومپه چندان مؤفقیتی بدست نیاورد. حتی در یک نقطه شکست بزرگی به او وارد آمد. اما دشمن او با نیروی کافی به پیروزی خود ادامه نداد. جنگ قطعی در سال (48 ق- م) در نزدیکی شهر (نارسال) آغاز گردید. درین جنگ ارتش پومپه به شکست مواجه شد و خود پومپه به مصر گریخت، و درآنجا کشته شد.

سزار به دنبال پومپه به مصر رفت. در در مصر در امور داخلی دولت مداخله کرد و باعث بروز شورشی در اسکندریه شد و به مشکل توانست آن را سرکوب کند. دراین زمان نیرو های عمدۀ پومپه در افریقا بودند و در رأس این نیرو (کاتوی صغیر) که دشمن دیرینه سزار بود قرارداشت. در سال (46 ق- م) جنگ بزرگی در نزدیکی تونس در گرفت و شکست بزرگی به نیروی کاتو وارد آمد و کاتو خود کشی کرد. سزار در تابستان همان سال به روم بازگشت و جشن های بزرگی را به خاطر پیروزی اش برگزار کرد.

اما مبارزۀ طرفداران پومپه عله سزار پایان نیافته بود. فرزندان پومپه جنگ را دوباره آغاز کردند. سزار در سال (45 ق- م) در نبرد (موندا) در اسپانیا آخرین ضربه را به پیکر دشمنان خود وارد آورد. به این ترتیب سرانجان جنگ داخلی پایان یافت. و سزار تا پایان عمر حکومت کرد. قدرت او را حد و مرزی نبود. مقام های دولتی بنابر توصیه او تعین میگردیدند. روز بروز رویه سزار نسبت به مردم تغیرمیکرد ونارضایتی مردم نسبت به او ازدیاد میافت. بناءً زمانیکه او برای جنگ با پارتی ها و گرفتن انتقام کراسوس که در پارت توسط پارتی ها کشته شده بود، اماده میشد توطیه های گوناگون علیه او سازمان یافت. توطیه گران در سال (44 ق- م) به رهبری (بروتوس ) و ( کاسیوس ) او را زخمی و بعداً به قتل رساند.روی دن سزار 23 زخم دیده میشد.

دومین تریوم ویرات

بعداز مرگ ژول سزار بی امنی در گرفت. عده از مردم با توطیه گران مخالف بودند. بروتوس و کاسیوس مجبور گردیدند تا از شهر فرارکنند. (مارکوس انتونیوس) یکی از دوستان نزدیک سزار فرمانروای روم گردید. پس از اندک زمانی رقیب خطرناک و جوان در صحنه ظاهر شد. این رقیب (اوکتاویانوس) پسرخوانده 19 ساله ژول سزار بود. مارکوس آنتونیوس نخست با او بد رفتاری کرد. اما اوکتاویانوس به طرفداری مجلس بزرگان به او جواب قناعت بخش میداد. بالاخره آخره مرحلۀ جنگ داخلی آغاز میگردد. اوکتاونایوس بخاطر جنگ با مارکوس آنتونیوس تعین گردید. او برعکس مقابله با مارکوس همرایش هم پیمان شد و تریوم ویرات روم را تشکیل داد. سه فرمان روا (اوکتا و یانوس، مارکوس آنتونیوس و لپید که یکی از طرفداران سزار بود) نوعی حکومت وحشت را براه انداختند که تا آنزمان سابقه نداشت. آنها چندین نفر را به بهانه های مختلف به قتل رسانیدند که یکی ازین قربانیان سیسرون دشمن سرسخت مارکوس بود.

در این زمان رهبران قبلی توطیه علیه ژول سزار یعنی بروتوس و کاسیوس در کشور های بالکان ارتش نیرومند تشکیل داده بودند. حکام سه گانه برای مقابله با آنها حرکت کردند. ارتش هر دو طرف در سال 42 ق- م در قسمت های مقدونیه باهم روبرو شدند. دراین جنگ بروتوس و کاسیوس کشته شدند. این بار نیز مانند تریوم ویرات اول فرمانرویان سه گانه شدیداً  با یکدیگر اختلاف پیداکردند. لپید نیروئی نداشت که نیاز به جنگ داشته باشد. ولی مارکوس آنتوینوس که بطرف شرق حرکت کرده بود با شنهی بنام کلیوپاترا متحد شده و خود را فرمانروای مطلق روم خواند. اوسرزمین های شرقی روم را که گویا  مال شخصی خودش هستند به فرزندان کلیوپاترا هدیه کرد.

تمام این عوامل باعث جدائی نهائی بین اوکتاویانوس و آنتوینوس گردید. رومی ها رسماً علیه کلیوپاترا اعلان جنگ دادند. درین جنگ کلیوپاترا و آنتونیوس کشته شدند و سرانجام جنگ داخلی پایان یافت.

روم در عصر امپراتوران

اوکتاویانوس سعی داشت تا حکومت خود را نسبت به پدرش (سزار) توسعۀ بیشتر بخشد. او بی نهایت محتاط بود. ساختمان سیاسی دولت روم که در زمان اوکتاویانوس یا اوگوستوس سزار شکل گرفت و در سراسر نخستین دوران امپراتوری دوام آورد (پرنسیپات ) نامیه میشود.

پرنسیپات را میتوان نوعی از حکومت پادشاهی دانست. اوکتاویانوس به سبب پروزی هایش در نبرد های مقام عالی روحانیت را اشغال کرد و لقب  افتخاری (پدروطن) را برخود نهاد. اوگوستوس سزار علام براین ها به فرماندهی گل نیروهای مسلح برگزدیده شد و لقب نظامی امپراتور را کسب کرد. در دوران حکومت اوگوستوس سزار یا اوکتاویانوگش مجمع خلق تدریجاً اهمیت خود را از دست داد. درین زمان در بین پلب ها نان به رایگان تقسیمات میگردید و انواع بازی ها و سرگرمی ها به آنها آموختانده میشد. پلب ها درین دوره زندگی نسبتاً خوبی داشتند. اوگوستوس در زمان حکومتش به زنده گی پلب ها توجه میکرد. ولی تمام کوشش های او به خاطر این بود که پلب ها را از شرکت درامور سیاسی دور نگهدارد.

زمینداران بزرگ روم و سراسر ایتالیا همچنان ارتش روم پشتبانان اصلی اوکتاویانوس بودند. اوگوستوس سزار به خاطر تحکیم نظام برده گی به یک سلسله اقدامات دست زد. قانونن را به تصویب رسانید که به اساس آن اگر یک برده دار کشته میشد تمام برده گان او اعدام میشدند. اگوستوس از تعداد برده گانی که میتوانستند آزاد شوند ، کاست و پذیرفتن برده گان را به قشر های بالائی جامعه ممنوع کرد.  اگوستوس از گروه های مختلف عساکر کاست و گارد مخصوص را بوجود آورده این گارد از سربازانی تشکیل میشد که امتیاز های مخصوصی داشتند. و محافظین کاملاً قابل اعتماد به حساب میرفتند.

در سیاست خارجی اوگوستوس سزار کاملاً شخص محتاط بود. او ترجیح میداد تا قدرت روم را از طریق مذاکرات دیپلوماتیک گسترش دهد نه از طریق جنگ. به این طریق توانست که به ارمستان مسلط شود. روم در نخستین مراحل نفوذ خود به آلمان با مؤفقیت کامل روبرو گردید. تا اینکه قبایل ژرمن سر به شورش نهادند. قبایل شورشی در سال (9) میلادی در یک جنگی که در منطقه ئی (تیوتوبرگروالد) رخ داد شکست بزرگی به پیکر سپاهیان روم وارد آوردند.

اوگوستوس سزار مدت (45) سال فرمانروای مطلق امپراتوری روم بود. او قدرت امپراتوری را میراثر اعلان کرد. هنگامیکه در سال (16م ) اوگوستوس درگذشت پسرش (تیبریوس ) جانشین وی گردید.

+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در سه شنبه 1388/09/10 و ساعت 10:14 |
در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر می دانند ، و گاهی اوقات پدران هم

در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایده ای ندارد ، حتی اگر با مهارت انجام شود

در 25 سالگی دانستم كه یك نوزاد ، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یك شب هشت ساعته ، محروم می كند

در 30 سالگی پی بردم كه قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن

در 35 سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد ؛ بلكه چیزی است كه خود آن را می سازد

در 40 سالگی آموختم كه رمز خوشبخت زیستن ، در آن نیست كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم ؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام می دهیم دوست داشته باشیم

در 45 سالگی یاد گرفتم كه 10 درصد از زندگی چیزهایی است كه برای انسان اتفاق می افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان می دهند

در 50 سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بدترین دشمن وی است

در 55 سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب

در 60 سالگی متوجه شدم كه بدون عشق می توان ایثار كرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید

در 65 سالگی آموختم كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز ، باید بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را كه میل دارد نیز بخورد

در 70 سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله در اختیار داشتن كارتهای خوب نیست ؛ بلكه خوب بازی كردن با كارتهای بد است

در 75 سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر می كند نارس است ، به رشد و كمال خود ادامه می دهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است ، دچار آفت می شود

در 80 سالگی پی بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است

در 85 سالگی دریافتم كه همانا زندگی زیباست

ارسالی از: فردین

+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در دوشنبه 1388/09/09 و ساعت 9:26 |
پرسيدم ...
چطور ، بهتر زندگي کنم ؟ 

با كمي مكث جواب داد :

گذشته ات را بدون هيچ تأسفي بپذير ،

با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،

و بدون ترس براي آينده آماده شو .

ايمان را نگهدار و  ترس را به گوشه اي انداز  .

شک هايت را باور نکن ،

وهيچگاه به باورهايت شک نکن .

زندگي شگفت انگيز است ، در صورتيكه بداني چطور زندگي کني .

پرسيدم ،

آخر .... ،

و او بدون اينكه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد :

مهم اين نيست که قشنگ باشي ... ،

قشنگ اين است که مهم باشي ! حتي براي يک نفر .

كوچك باش و عاشق ... كه عشق ، خود ميداند آئين بزرگ كردنت را ..

بگذارعشق خاصيت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسي .

موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن ..

داشتم به سخنانش فكر ميكردم كه نفسي تازه كرد وادامه داد ... :

هر روز صبح در آفريقا ، آهويي از خواب بيدار ميشود و براي زندگي كردن و امرار معاش در صحرا ميچرايد ،

آهو ميداند كه بايد از شير سريعتر بدود ، در غير اينصورت طعمه شير خواهد شد ،

شير نيز براي زندگي و امرار معاش در صحرا ميگردد ، كه ميداند بايد از آهو سريعتر بدود ، تا  گرسنه نماند .

مهم اين نيست كه تو شير باشي يا آهو ... ،

مهم اينست كه با طلوع آفتاب از خواب بر خيزي و براي زندگيت ، با تمام توان و با تمام وجود شروع به دويدن كني ..

به خوبي پرسشم را پاسخ گفته بود ولي ميخواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به ... ،

كه چين از چروك پيشانيش باز كرد و با نگاهي به من اضافه كرد :

زلال باش ... ،‌      زلال باش .... ،

فرقي نميكند كه گودال كوچك آبي باشي ، يا درياي بيكران ،

زلال كه باشي ، آسمان در توست .

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در دوشنبه 1388/09/09 و ساعت 9:16 |
راز عشق در تواضع است . این صفت نشانه ی تظاهر نیست. بلکه نشان دهنده ی احساس وتفکری قوی است. میان دو نفری که یکدیگر را دوست دارند ، تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه ی محبت آنها را تازه و با طراوت نگه میدارد.
راز دوم عشق
راز عشق در احترام متقابل است. احساسات متغیرند،اما احترام دو طرف ثابت می ماند. اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت است، با احترام به نظرهایش گوش کن . احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد.
راز سوم عشق
راز عشق در اين است كه به يكديگر سخت نگيريد . عشقي كه آزادانه هديه نشود ، اسارت است .
راز چهارم عشق
راز عشق در اين است كه رابطه تان را مانند يك باغ با محبت تزيين كنيد . بذر علاقه ها و عقيده هاي تازه بكار كه زيبايي برويد . ضمنا" فراموش نكن كه باغ را بايد هرس كرد ، مبادا غنچه هاي گل پوشيده از علف هاي هرزه ي عادت ها شود .براي آنكه عشق همواره با طراوت بماند ، بايد به آن مثل هنر ، خلاقانه نگاه كرد.
راز پنجم عشق
راز عشق در خوش مشربي است . شوخي با ديگران را فراموش نكن ، در ضمن مراقب شوخي ها هم باش . شوخي ناپسند نكن . شوخي بايد از روي حسن نيت باشد ، نه نيشدار.
راز ششم عشق
راز عشق در اين است كه هر روز كاري كني كه شريك زندگيت را خوشحال كند ، كاري مثل دادن هديه اي كوچك ، تحسين ،لبخندي از روي محبت . نگذار كه جويبار محبت تان از كمي باران ، بخشكد .
راز هفتم عشق
راز عشق در اين است كه حقيقت اصلي عشق ، يعني تفكر را از ياد نبري . آيا يك رابطه ي دراز مدت ، مهمتر از اختلافات كوچك و زود گذر نيست ؟
راز هشتم عشق
راز عشق در اين است كه مانع بروز هيجانات منفي در وجودت شوي ، و صبر كني تا خونسردي را دوباره به ذست آوري . با اين كه احساس جلوه ي الهام است ، اما شخص عصباني نمي تواند چيز ها را با وضوح درك كند . قلبت را آرام كن تنها به اين وسيله مي تواني چيز ها را همان طور كه هستند ، دريابي .
راز نهم عشق
راز عشق در اين است كه طرف مقابلت را تحسين كني . هرگز با فرض اين كه خودش اين چيزها را مي داند ، از تحسين كردن غافل مشو . مشكلي پيش نخواهد آمد اگر بارها با خلوص نيت بگويي : دوستت دارم . گرچه احساسات بشري به قدمت نسل بشر است ، اما كلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند .
راز دهم عشق
راز عشق در اين است كه در سكوت دست يكديگر را بگيريد . كم كم ياد مي گيريد كه بدون كلام رابطه برقرار كنيد .
راز يازدهم عشق
راز عشق در اين است كه به عشق ، بيش از يكديگر احترام بگذاريد ، زيرا عشق هديه ي ازلي خداوند است .
راز دوازدهم عشق
راز عشق در توجه كردن به لحن صداست . براي تقويت گيرايي صدا ، بايد آن را از قلب بيرون بياوري ، سپس رهايش كني تا بلند شود و به سمت پيشاني برود . تارهاي صوتي را آرام و رها نگه دار . اگر احيايات قلبي ات را به وسيله ي صدا بيان كني ، آن صدا باعث ايجاد شادي در ديگري خواهد شد.
راز سيزدهم عشق
راز عشق در اين است كه از يكديگر انتظارات بيجا نداشته باشيد ، زيرا نقص همواره جزء لاينفك بشر است . ذهنت را براي ارزشهايي متمركز كن ، كه شما را به يكديگر نزديك تر مي كند ، نه براي مسائلي كه بين شما را فاصله مي اندازد.
راز چهاردهم عشق
راز عشق در اين است كه حس تملك را از خود دور كني . در حقيقت هيچ كس نمي تواند مال كسي شود . شريك زندگيت را با طناب نياز نبند . گياه هنگامي رشد مي كند كه آزادانه از هوا و نور آفتاب استفاده كند .
راز پانزدهم عشق
درنا: راز عشق در اين است كه شريك زندگيت را در چارچوبي كه خودت مي پسندي حبس نكني. عيبجويي باعث تباهي مي شود. همه چيز را همان طور كه هست بپذير ، تا هر دو شاد باشيد . قانون طلايي اين است : نقاط قوت را تقويت كن ، و ضعف ها را نه تقويت كن، و ضعف ها را ،نه تقويت كن نه تقبيح. هرگز سعي نكن با سوزاندن ،جلوي خونريزي زخم را بگيري .
راز شانزدهم عشق
راز عشق در این است که هنگام سوء تفاهم ، فقط به این فکر نکنی که طرف مقابل چه طور ناراحتت کرده است . در عوض به راه حلی فکر کنی که در آینده از بروز سوء تفاهمی مثل آن جلوگیری کند .
راز هفدهم عشق
راز عشق در این است که هیچ کدام خود را معلم دیگری ندانید . به عبارت دیگر از این که می توانید از یکدیگر یاد بگیرید ، سپاسگذار باشید .
راز هجدهم عشق
درنا : راز عشق در این است که وقتی پیشنهادی به نظرت می رسد ، به نیاز خودت برای بیان آن فکر نکنی ، بلکه به علاقه ی دیگری به شنیدن آن فکر کنی . اگر لازم بود ، حتی ماه ها صبر کن تا آمادگی شنیدن آنچه را می خواهی بگویی پیدا کند .
راز نوزدهم عشق
درنا : راز عشق در این است که باورها ، آرمان ها و اهداف تان رابا یکدیگر در میان بگذارید .
راز بیستم عشق
درنا : راز عشق در آرامش است ، زیرا آرامش باعث تکامل عشق می شود ، عشق ، هوای نفس و احساسات شدید نیست . عشق انسان ها نسبت به یکدیگر باز تابی از عشق ازلی است و خداوند آرامش کامل است
+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در چهارشنبه 1388/09/04 و ساعت 9:56 |
+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در سه شنبه 1388/09/03 و ساعت 9:40 |
پوشیدن لباس‌های متناسب با جثه و اندام خودمان، هنری است که همه باید آن را بیاموزیم. این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که اندازه‌های طبیعی بدن از چارچوب استاندارد خود خارج ‌شوند و مشکلاتی در پوشیدن لباس‌های دلخواه ایجاد ‌کنند. یکی از این مشکلات، بزرگی شکم و پهلوها و تجمع بیش از حد چربی در این منطقه است. اگر شما هم از داشتن شکمی بزرگ رنج می‌برید، چاره اول مشکلتان این است که سعی کنید با ورزش و پیاده‌روی روزانه و مستمر، شکمتان را کوچک کنید. اما چاره دومش این است که موقع لباس پوشیدن، حواس‌تان به توصیه‌های زیر هم باشد...
قبل از هر توصیه‌ای، باید این نکته را مدنظر داشته باشید که مد همیشه تغییر می‌کند اما لباسی که اندام شما را به بهترین شکل نشان می‌دهد تغییر زیادی نخواهد کرد؛ پس بی‌دلیل از مدها پیروی نکنید و توصیه‌های ما را جدی بگیرید:

● ۹ توصیه عمومی
۱) دور پارچه‌های سنگین (فاستونی، پشمی، فلانل) را خط بکشید و از پارچه‌های سبک با نخ طبیعی و رنگ‌ تیره و مات استفاده کنید.
۲) از پوشیدن هر لباسی که به تن می‌چسبد (جلیقه، لباس‌های اندامی، تی‌شرت‌های تنگ، لباس‌های کاموایی دستباف و سفت و پیراهن‌های آستین‌کوتاه تنگ) خودداری کنید.
۳) لباس‌های گشاد و تیره بپوشید. رنگ تیره، اندام را کوچک‌تر نشان می‌‌دهد. ضمن آنکه لباس گشاد، بزرگی شکم را پنهان می‌کند.
۴) از پوشیدن لباس‌هایی که راه‌های افقی دارند، بپرهیزید و برعکس، از لباس‌هایی که راه‌های عمودی و ریز دارند، استفاده کنید.
۵) شلوار را روی شکمتان نیاورید.
۶) از شلوارهای تنگ و باریک استفاده نکنید و برعکس از شلوارهای دمپا استفاده کنید که انتهای آن از زانو به پایین به تدریج گشاد می‌شود.
۷) کمربند شلوار را پهن انتخاب نکنید و هیچ‌گاه آن را بالای شکم یا زیرشکم نبندید بلکه دقیقا روی شکم ببندید.
۸) شلوار جینی انتخاب کنید که سایز آن از اندازه واقعی‌تان یک سایز بزرگ‌تر باشد. در این صورت، به راحتی دور کمرتان قرار گرفته و شکم شما را می‌پوشاند.
۹) صاف بایستید. قدتان کوتاه باشد یا بلند، مدل ایستادن شما روی فرم بدن و چگونگی ایستادن لباس روی آن تاثیر دارد.

● ۶ توصیه مردانه
۱) کمتر تی‌شرت بپوشید. در غیر این صورت، زیر تی‌شرت‌تان زیرپوش پوشیده و آن را توی شلوار بزنید تا شکم‌تان را ثابت نگه دارد. بهتر است روی تی‌شرت، سویی‌شرت یا پلیور بپوشید.
۲) پیراهن آستین بلند با رنگ تیره بهترین مدل لباس برای تمام آنهایی است که شکمی بزرگ دارند.
۳) ترجیحا از پیراهن و شلوار یکرنگ استفاده کنید.
۴) از آویزان کردن موبایل، دسته کلید، زنجیر ساعت و این‌جور چیزها در ناحیه شکم و کمرتان خودداری کنید.
۵) از پوشیدن لباس‌های براق و تی‌شرت‌هایی که در ناحیه شکم عکس‌های بزرگ دارند، پرهیز کنید.
۶) شلوارهایی که در ناحیه بالای زانو و ساق پا جیب دارند، گزینه خوبی برای پوشیدن هستند؛ به شرط آنکه ران‌های پایتان هم به بزرگی شکم‌تان نباشد!

● ۱۰ توصیه زنانه
۱) پیراهن و بلوزهای مدل Wrap (رپ: مدلی که یک طرف لباس روی طرف دیگر پیچیده می‌شود) بپوشید؛ چون موجب می‌شود سینه شما کاملا به دو قسمت تفکیک شود و کمر مشخص‌تری برایتان ایجاد کند و در نتیجه، شکمتان کوچک‌تر به نظر برسد.
۲) دامن‌هایی که خط کمر آن پایین‌تر است، شکم شما را کوچک‌تر نشان می‌دهد.
۳) جیب، پلیسه و چین در ناحیه پشت، جلو و پهلوی شکم سبب می‌شود که شکم شما بزرگ‌تر به نظر برسد.
۴) از پوشیدن کت، مانتو، پیراهن و هر نوع لباس کمردار خودداری کنید. کمر باعث ایجاد جمع‌شدگی و چین در قسمت شکم می‌شود و دور شکم را بزرگ‌تر از آنچه هست، نشان می‌دهد.
۵) گوشواره‌ها و گردن‌بندهای بزرگ، هدبند یا روسری، همگی روش‌هایی عالی برای ایجاد توجه به صورت و عدم توجه به قسمت‌های نامناسب اندام شما می‌شود.
۶) دامن‌های کلوشی انتخاب کنید که در قسمت کمر جمع نمی‌شود.
۷) دامن‌های راسته یا باریک و تنگ، اندام پایینی بدن شما را باریک‌تر و کم عرض‌تر نشان می‌دهد و این تصور را ایجاد می‌کند که فرم کلی بدن شما لاغرتر است.
۸) می‌توانید شلوارهای جین نسبتا گشاد را با تی‌شرت یا پلیور که روی آن را بگیرد، بپوشید.
۹) بهتر است از پوشیدن شلوارهای پیله‌دار بپرهیزید؛ چرا که بزرگی میان‌تنه را بیشتر توی چشم می‌آورد.
۱۰) تی‌شرت، پیراهن یا ژاکت‌هایی بپوشید که رنگشان با شلوارتان تضاد داشته باشد.
 
+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در سه شنبه 1388/09/03 و ساعت 9:14 |

زندگی در بهترین حالت خود، آشفته و پرهرج و مرج است. همه ما همیشه در عجله هستیم، چند کار را به طور همزمان انجام می دهیم و سعی می کنیم برای همه آدم ها همه کار بکنیم و ندرتاً وقت کافی برای خودمان می گذاریم. همه ما در جستجوی آرامشیم اما معمولاً آنچه که لازمه دستیابی به آن است را انجام نمی دهیم و دنبال راه هایی برای به دست آوردن آرامش می رویم که فقط هرج و مرج زندگیمان را بیشتر می کنند. در این مقاله راه های ساده ای برای ایجاد آرامش در زندگی به شما پیشنهاد می کنیم.

1) بدانید که کنترل هیچ چیز در دنیا به جز خودتان در دست کسی نیست. خودتان تنها چیزی هستید که کنترل کامل روی آن دارید. وقتی این مسئله را درک کنید، و براساس آن دیدگاه و عملکردهایتان را تغییر دهید، زندگیتان بیش از پیش آرام خواهد شد. وقتی سعی می کنید آدم های دیگر یا موقعیت هایی که فرای کنترل شماست را کنترل کنید، فقط زمانتان را هدر می دهید و بر آشفتگی زندگیتان اضافه می کنید.

2) برخی روابطتان را قطع کنید و روابط جدید ایجاد کنید. این کار چندان ساده نیست اما اگر زندگی آرامی می خواهید، باید اینکار را انجام دهید. در زندگی اکثر ما یکی دو نفر هستند—یا شاید هم بیشتر—که تاثیر چندانی روی زندگیمان ندارند. البته این به معنی پیدا کردن دوستانی که هیچ کاری برایتان نکرده اند نیست.

موضوع این نیست که این افراد چه کاری برای شما انجام داده اند. مسئله این است که از نظر احساسی چه کمکی به شما کرده اند و چقدر سطح انرژیتان را بالا برده اند. منظور ما دوستانی است که مشکلات بیشماری در زندگیشان دارند و هربار که شما را می بینند فقط درمورد آن مشکلات منفی بافی می کنند.

قطع رابطه با افراد کار سختی است. در برخی موارد نمی توانید آنها را کاملاً از زندگیتان خارج کنید اما می توانید میزان رابطه تان را محدود کنید که کنترل آن کاملاً در دست خودتان است. می توانید این افراد را با دیگرانی جایگزین کنید که به رابطه و زندگیتان ارزش میدهند و مطمئن باشید که خودتان هم تعجب می کنید سطح انرژیتان، آرامش خاطرتان، خوشبختیتان و زندگیتان به طور کل بعد از این جابجایی چه تغییر شگرفی می کند.

3) درهم و برهمی زندگیتان را کمتر کنید. این به آن معنی نیست که همه وسایلتان را بیرون بریزید. نه، منظورمان این است که کمدها، طبقه ها و اثاثیه منزل و محل کارتان را مرتب کنید. در این مرتب کردن خودتان را از شر هر چیزی که به دردتان نمی خورد، لازم ندارید، استفاده نمی کنید و می توانید به راحتی بدون آن زندگی کنید خلاص کنید. می توانید این وسایل را به دیگران ببخشید، بفروشید یا در سطل آشغال بریزید.

4) اگر در روابط شخصیتان اختلافاتی دارید و هنوز از آن ناراحتید، رابطه تان را بهبود بخشید. بروید و با فرد مورد نظر صحبت کنید و احساستان را با او در میان بگذارید. اگر لازم باشد، عذرخواهی کنید و بخشش بخواهید یا از طرفتان معذرت خواهی طلب کنید و او را ببخشید. اگر آن رابطه ارزش نگه داشته شدن را داشته باشد، مطمئن باشید که می توانید آن را حفظ کنید. درغیراینصورت موجب ایجاد ناسازگاری و اختلاف می شود که بعد مجبور می شوید آن را قطع کنید.

5) بودجه و خرج و مخارجتان را از نو ارزیابی کنید. پول همه چیز را خیلی پیچیده می کند و برایتان آرامش نمی آورد. از قدیم گفته اند که پول خوشبختی نمی آورد اما لزوماً این جمله صحیح نیست. اگر نتوانید اجاره خانه را پرداخت کنید و صاحبخانه بیرونتان کند، خوشبت خواهید بود؟ مسلماً نه. اگر نتوانید هزینه تحصیلات فرزندانتان را فراهم کنید، خوشبخت خواهید بود؟ نه. اگر نتوانید قبض ها و مالیات ها را پرداخت کنید، سالی یکبار به مسافرت بروید یا برای فرزندانتان لباس نو بخرید خوشبخت خواهید بود؟ معلوم است که نه.

پول برایتان امنیت و راحتی می آورد و نقش خیلی مهمی در خوشبختی کلی ما دارد. خرج و مخارج های غیرضروری را قطع کنید و پول بیشتری پس انداز کنید. دنبال شغل های پردرآمدتری باشید و مطمئن شوید که امنیت مالی خانواده فراهم باشد.

6) خودتان را ببخشید. به اشتباهات گذشته تان فکر کنید. ببینید کجای کارتان غلط بوده است و خودتان را ببخشید و بعد آن را به کلی از مغزتان بیرون کنید. ما از اشتباهاتمان درس می گیریم اما این به آن معنی نیست که باید همیشه این اشتباهات را در ذهنمان نگه داریم. همه ما انسانیم و حتی باهوش ترین انسانها هم اشتباه می کنند. پس خودتان را ببخشید و به زندگی ادامه دهید.

7) اخبار را خاموش کنید. مطمئناً نیاز دارید از آنچه که در دنیا می گذرد مطلع باشید. اکثر ما هر روز و گاهاً هر ساعت در پی اخبار جدید هستیم. از اینترنت استفاده کنید و از سرویس هایی مثل گوگل بخواهید که اخبار را به ایمیلتان پست کنند. فقط یک یا دو بار در هفته به سراغ این اخبار بروید و آنها را مطالعه کنید و دقت کنید که این زمان اصلاً عصرها نباشد که می خواهید خستگی آن روزتان را برطرف کنید.

8) برای هر هفته تان برنامه ریزی کنید. تا آنجا که در توانتان است آن برنامه را کامل جلو ببرید اما این را هم باید بدانید که بعضی اوقات لازم است که برنامه تغییر کند. اوقات فراغتتان را مشخص کنید و برنامه ریزی کنید که در آن اوقات سرگرمی های محبوبتان را انجام دهید.

9) استفاده از تکنولوژی را در زندگیتان محدود کنید. تکنولوژی آرامش نمی آورد. کامپیوتر بااینکه خیلی معصوم به نظر می رسد اما وقتی قرار باشد همه روز با انگشت روی دکمه های بزنید چندان معصوم نیست. اگر کمی درمورد آن فکر کنید، کاری طاقت فرسا به نظر می رسد. عادت کنید که کامپیوتر، تلویزیون، و تلفن همراه را خاموش کنید و با آرامش خیال بیرون بروید و از زندگیتان لذت ببرید.

10) برای خودتان وقت بگذارید. خیلی ها اهمیت این مسئله را فراموش می کنند. وقتی زمانی را فقط مخصوص خودمان کنار بگذاریم و هیچ چیز دیگری ذهنمان را به خود مشغول نکند، می توانید به رویاها و آرزوهایمان فکر کنیم و از آن لذت ببریم و ریلکس شویم. این بالاترین آرامش را نصیبتان می کند.

در هیاهوی دنیای امروز، زندگی همانقدر پیچیده می شود که خودتان بخواهید. این به خودتان بستگی دارد که چه چیزهایی را در زندگیتان قبول کنید، اینکه دنیا را چطور ببینید و درمورد کارهای خودتان چه فکری بکنید. اما باوجود همه هرج و مرج ها می توانید آرامش را به زندگیتان برگردانید.
+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در دوشنبه 1388/09/02 و ساعت 10:14 |
اگه كمی و فقط كمی بخواهیم از زندگی لذت ببریم و نگاهمان را كمی بهتر كنیم بسیاری از لذت ها نه وقت زیادی می‌خواهد و نه پول زیادی. پس منتظر تغییرات زیاد در یه روزی كه معلوم نیست كی باشد نباشیم ... در کوچکترین اتفاقات عظیم ترین تجارب بشر نهفته است . باور کنید ...
1- گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.
2 -سعی كنیم بیشتر بخندیم.
3- تلاش كنیم كمتر گله كنیم.
4 - با تلفن كردن به یك دوست قدیمی، او را غافلگیر كنیم.
5 -گاهی هدیه‌هایی كه گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا كنیم.
6 - بیشتردعا كنیم.
7 -در داخل آسانسور و راه پله و... باآدمها صحبت كنیم.
8- هر از گاهی نفس عمیق بكشیم.
9- لذت عطسه كردن را حس كنیم.
10- قدر این كه پایمان نشكسته است را بدانیم.
11- زیر دوش آواز بخوانیم.
12-سعی كنیم با حداقل یك ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم .
13- گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم.
14- با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم.
15- برای انجام كارهایی كه ماهها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامه‌ریزی كنیم!
16- از تفكردرباره تناقضات لذت ببریم.
17- برای كارهایمان برنامه‌ریزی كنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته كار مشكلی است!
18- مجموعه‌ای از یك چیز (تمبر، برگ، سنگ، كتاب و... )برای خودمان جمع‌آوری كنیم.
19- در یك روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم.
20- گاهی در حوض یا استخر شنا كنیم، البته اگر كنار ماهی‌ها باشد چه بهتر.
21- گاهی از درخت بالا برویم.
22- احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوئیم.
23- گاهی كمی پابرهنه راه برویم!.
24- بدون آن كه مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی كنیم.
25- وقتی كارمان را خوب انجام دادیم مثلا امتحاناتمان تمام شد، برای خودمان یك بستنی بخریم و با لذت بخوریم
26- در جلوی آینه بایستیم وخودمان را تماشا كنیم.
27- سعی كنیم فقط نشنویم، بلكه به طور فعال گوش كنیم.
28- رنگها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم .
29- وقتی از خواب بیدار می‌شویم، زنده بودن را حس كنیم.
30- زیر باران راه برویم.
31- كمتر حرف بزنیم و بیشترگوش كنیم ..
32- قبل از آن كه مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش كنیم و مراقب تغذیه خود باشیم .
33- چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و... را یاد بگیریم.
34- اگر توانستیم گاهی كنار رودخانه بنشینیم و در سكوت به صدای آب گوش كنیم.
35- هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم.
36- احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نكنیم.
37- به دنیای شعر و ادبیات نزدیك تر شویم.
38- گاهی از دیدن یك فیلم در كنار همه اعضای خانواده لذت ببریم.
39- تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه كنیم.
40- از هر آنچه كه داریم خود و دیگران استفاده كنیم ممكن است فردا دیر باشد
+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در سه شنبه 1388/08/26 و ساعت 9:42 |
 
 
کودکان سر آمد به توجه ویژه نیاز دارند.
تمام مردم روی زمین یکسان خلق نشده‌اند تفاوت‌های فردی از مشهودات روزانه است، حتی در شکل و حالات انفعالی و روش زندگی با هم اختلاف دارند.
کودکانی را می‌بینیم که در سن ۶ سالگی بعضا قبل از راه رفتن و زبان باز کردن می‌توانند بخوانند و یا بنویسند و یا موسیقی بنوازند و نقاشی کنند.
بسیار دیده شده که کودکان بی‌سرپرست بسیار زرنگ و با هوش و با استعداد هستند منتها چون خوب تربیت نشده‌اند، استعداد خود را برای کارهای بد به کار می‌برند. از طرفی کودکانی که در آغوش خانواده در ناز و نعمت اما بی‌استعداد بار آمده‌اند زیرا والدین به جای آنها اندیشیده‌اند.
بگذارید کودکان استعداد را در کوچه یاد بگیرند به هوا پرواز کنند، به زمین سقوط کنند و راه نجات را شخصا یاد بگیرند. نباید کودک همواره فکر کند که والدین به او کمک خواهند کرد.وقتی از طرف والدین ناامید شد اتکا به نفس پیدا کرده برای زندگی خویش دست به ابتکار می‌زند. پس برای رسیدن به منتهای استعداد باید عوامل گیرنده را باور ساخت.
در هزاره سوم هیچ چیز تاسف‌بارتر از این نیست که یک نابغه بالقوه درست همانند یک معلول، براثر خفقان محیط بهنجار به انحطاط کشیده شود و جایگاه خود را از دست بدهد.
چه کسی می‌تواند آینده یک کودک نابغه را پیش‌بینی کند شاید در اثر توجه به او کشف استعداد، توانایی خلاقیت همین کودک بتواند کودک معلول (جسمی، ذهنی) را در اثر نبوغ خود نجات دهد.از دیرباز کودکان پراستعداد (تیزهوش) مورد توجه بوده‌اند به‌طوری که افلاطون در کتاب جمهوری گزینش کودکان پراستعداد را حتی از میان خانواده‌های زحمتکشان، صنعتگران و… تجویز کرده است.
در قرن پانزدهم سلطان محمد فاتح، مدرسه مخصوصی در قصر خود تاسیس کرد که زیباترین، قوی‌ترین و باهوش‌ترین کودکان را مستوفیان او از سراسر امپراتوری جمع و در آن مدرسه به تحصیل گماشتند.
هدف از تاسیس این مدرسه ایجاد افکار بزرگ در کالبدهای نیرومند بود. این کودکان را پس از اتمام تحصیلات به مناصب مهم می‌گماردند. مورخان معتقدند که این ابتکار سهم بسزایی در افزایش سریع اقتدار امپراتوری عثمانی در قرن پانزدهم و شانزدهم داشته است.
در قرن بیستم و در آستانه هزاره سوم روزافزون شدن مدارس تیزهوشان به‌ویژه در ایران اسلامی نشانگر وجود کودکان پراستعداد در کشور است و مشاهده می‌شود که ضمن تحسین‌برانگیز بودن رسیدگی و توجه به کودکان معلول ذهنی کودکان تیزهوش نیز در کانون توجه قرار می‌گیرند و به حال خود رها نمی‌شوند، هر چند که به علت نبود امکانات، بسیاری از کودکان تیزهوش به مدارس تیزهوشان و شاهد راه نمی‌یابند همچنان در مدارس ضعیف و درجه ۳ مشغول به تحصیل‌اند یعنی کودکان تیزهوش (gifted) همچنان در بوته فراموشی و فقر و فلاکت خانواده‌ها باقی می‌مانند.
در این میان بسیاری از مردم معتقدند کودکانی که از قرایح استثنایی برخوردارند، نیاز چندانی به کمک ندارند، چون «سرآمد» هستند.
قطعا سرآمد در بسیاری از موارد به راحتی از جمع سربر می‌آورد و راه خود را در جامعه می‌گشاید ولی همیشه چنین نیست.دکتر رمی‌شدون معتقد است که یک نابغه در کلاسهای درس ملالت‌بار با تکرار بیهوده مفاهیم اجمالی به انحطاط کشیده می‌شود چون سرآمد بی‌درنگ درسها را درونسازی می‌کند.
حضور او در آن تکرار برای نبوغ او زیان‌بار است.اغراق‌آمیز نیست که در بسیاری مواقع از نبوغش می‌گذرد چون بار سنگین نبوغ را نمی‌تواند تاب بیاورد چون هیچ کس به او نیاموخته که با نبوغ‌اش چه کند (طرز حملش را نمی‌داند.)
تاثیر محیط نامساعد بر نبوغ کودکان
در سالهای بسیار دور شخصا شاهد ماجرایی بودم. تاثیر این اندوه عمیق همواره تحقیق در مورد زندگی کودکان سرآمد را در ذهنم زنده نگهداشته بود.نیسی‌زاده در دبستان همشاگردی پسرم بود. همیشه به‌دنبال پسرم می‌آمد که با هم به مدرسه بروند. کودکی بسیار شاد و با نشاط و تیزهوش، چست و‌چابک.
وقتی رفتن‌شان را تعقیب می‌کردم می‌دیدم که به جای راه رفتن پرواز می‌کنند. پدر نیسی‌زاده در پی یک بیماری فوت کرد، مادرش مخارج سرپرستی خانواده ۵ نفری آنها را به عهده داشت. مادر تنگدست در خانه‌ها رختشویی می‌کرد. خواهران و برادران نیسی‌زاده به‌تدریج به شهرهای دیگر رفتند. خانواده از هم پاشیده شد. نبود اندوخته مالی (ارث) از طرف پدر به از هم ریختگی و از هم پاشیدگی خانواده بیشتر کمک کرد. نشاط و چابکی از نیسی‌زاده دور شد.
هر وقت از مدرسه به خانه باز می‌گشت مدتها در آستانه در منتظر مادرش می‌ماند. به تدریج افت تحصیلی جایگزین تیزهوشی او شد. او که همواره شاگرد ممتاز و سرآمد بچه‌های دیگر بود از ادامه تحصیل باز ماند. پسرم می‌گفت: نیسی‌زاده در طول راه که به مدرسه می‌رویم درسهایش را مرور می‌کند حافظه تمام عیار و فوق‌العاده‌ای داشت . توانایی آموختن درس کلاسهای بالاتر را نیز داشت.
مدتها گذشت که دوباره او را دیدم .چشمانی غمگین و حالتی پریشان داشت، گویی کوچکتر شده بود. رشدی در او نمی‌دیدم موفقیتهایش را یادآور شدم، از مادرش جویا شدم آهی عمیق کشید سر به‌زیر فرو برد، گفت: مادرش بیمار است و دیگر تحصیل نمی‌کند و تنها دغدغه‌اش امرار معاش و تهیه دارو برای مادرش است. اولین باری نبود که شاهد شکست یک کودک سرآمد (نابغه) بودم.
افول یک نابغه در شرایط بد
دختر آقای سبزواری شاگرد اول کنکور سراسری سال ۱۳۸۲ بود که مادرش در بستر بیماری افتاد و سبزواری که از بضاعت اندک مالی برخوردار بود نتوانست برای همسرش پرستاری استخدام کند در نتیجه آفاق سرآمد، برای پرستاری از مادر بیمار و رسیدگی به وضعیت خانه و خواهر و برادرش ترک تحصیل، و از دانشگاه رفتن باز ماند.
می‌بینیم که برخلاف عقاید بسیاری از اندیشمندان کودک سرآمد، نمی‌تواند سر برآورده و راه خود را در جامعه هموار سازد؛پیش‌داوری یا سوء تفاهم دمکراتیک مانع از درک این واقعیت مسلم می‌شود.
معمولا این تصور پیش می‌آید که محیط، سهم به‌سزایی در تحول سرآمدها دارد. کاملا درست است محیط باعث شکوفایی سرآمدها می‌شود. محیطی که مرفه پرور باشد، نه محیطی که مملو از فقر و فساد باشد.
در بسیاری موارد به‌جز استثناهای موجود سرآمدها به خانواده‌های بسیار روشنفکر تعلق دارند یعنی خانواده‌هایی که برای برانگیختن کودکان خود به انتخاب مشاغلی که با استعدادهایشان وفق می‌کند واجد هرگونه تسهیلات هستند. روا‌‌ن‌شناسان و محققین در این استدلال خطایی را نشان می‌دهند. چه نسبتی از نوابغ بالقوه به طبقات محروم تعلق دارند؟ چگونه می‌توان این نوابغ را نادیده گرفت.
بسیاری از کودکان ایرانی و آسیایی و اروپایی که توانسته‌اند درفهرست نوابغ قرار گیرند و المپیادها را فتح کنند از طبقات محروم بوده‌اند.جنگنیز در میان کودکان زاغه‌های شیکاگو به نسبت ارزنده‌ای از کودکان سرآمد دست یافت. به نظر جنگنیز «برای یافتن کودکان سرآمد کافی است معتقد باشیم وجود دارند و بخواهیم پیدایشان کنیم…»
تقسیم‌بندی کودکان
کودکان پر استعداد، سرآمد و خلاق را باید از هم متمایز کرد.درمراحل اولیه زندگی ردیابی کودک زودرس کار چندان دشواری نیست،بنابراین بسیار دیده شده که فعالیت‌های یدی در کودک خیلی زود بروز می‌کند، زود راه می‌افتد، زود حرف می‌زند، خیلی زود بر خود مسلط می‌شود.روانشناسان معتقدند کشف استعداد دوران کودکی به‌عهده والدین و سپس معلمان است.
خانم حاجیوند می‌گوید: ما در بروجرد زندگی می‌کنیم تعطیلات نوروز مهمان داشتیم که محمدحسین ۲ ساله در حضور مهمانان زیرنویس اخبار تلویزیون را برای مهمانان خواند. این عمل او موجب شگفتی مهمانان شد و حیرت همسر و برادرم را نیز برانگیخت. گفتند شاید تصادفا نوشته‌ها را درست خوانده زیاد مهم نیست.
ولی وقتی در مسیر خیابانها، نام خیابانها و فروشگاه ها و اسامی معابر و کوچه‌ها و بانکها را نیز خواند به نبوغ خدادادی او پی بردیم و از اینکه او اول اسفند ۸۲ متولد شده و در نوروز ۸۴ زیرنویس تلویزیون را خوانده است شگفت‌زده شده و بعد متوجه شدیم که او توانایی خواندن بیش از یک هزار و پانصد کلمه را دارد.
حتی در خواندن برخی آیات قرآن به کمک پدرش و کتب دبستانی توانایی دارد.خانم گروست در کتابی درباره پسر سرآمدش نوشته است: مایک در ۵/۳ سالگی توانست بخواند. وقتی مایک کوچکتر بود می‌دیدم که علاقه زیاد به ورق زدن کتاب دارد بعداز کتاب پارچه‌ای این‌بار کتاب کاغذی خریدم و خواستم که به او خواندن یاد بدهم.
وقتی به واژه‌هایی با حروف «ش» شروع می‌شد دیدم در میان حیرت من مایک کتاب را روی زانوانش گذاشت، کتاب به اندازه‌ای بزرگ بود که تمام پاهایش را می‌پوشاند، البته کتاب بزرگ نبود پاهای مایک کوچک بود مایک بعداز یک دقیقه نگاه کردن به صفحات کتاب شروع به خواندن کرد: شیر حیوانی است درنده، شیر را در قفس نگهداری می‌کنند، شمع استوانه کوچکی است شمع‌های میلاد مسیح روشن‌اند.
ناگهان متوجه شدم که با دهانی خشک در حالی که مو بر تنم راست شده و با اضطرابی نزدیک به هستری بی‌اختیار من‌هم نوشته‌های کتاب را دنبال می‌کنم با خود فکر کردم شاید من قبلاً برایش خواندم و او حفظ کرده است.
با آرامش به خود مسلط شده به او گفتم: بسیار خوب حالا واژه‌هایی را که با حرف «گ» شروع می‌شود که بدون مکث و اشتباه و بدون آنکه عجله کند تمام صفحات کتاب را خواند. مجله‌ای را شتابان برداشتم و گفتم حالا ببینم با این حروف ریزتر چه می‌کنی؟
او مجله را به چشمهایش نزدیک کرد و شروع به خواندن قسمتی کرد که مربوط به تحقیقات فضایی بود. حتی در مورد اصطلاحات علمی نیز خطا نکرد. تعجب کرده بودم عجولانه پرسیدم:
مایک چند وقت است که می‌توانی بخوانی؟
«از خیلی وقت پیش مامان…»
برای خواندن چه کار می‌کنی؟
خواندن بلدم، همین مامان.
در گزارش یکی از محققین ایالات متحده آمده است که ۹۲ درصد کودکان پراستعداد در ۶ سالگی و ۳۳ درصد قبل از ۵ سالگی قادر به خواندن هستند.
سخن آخر
کودک پراستعداد با مشکل بزرگی مواجه است، اگر در شرایطی بماند که برای دیگران عادی است ولی با وضعیت او جور نیست خطر (نابودی تدریجی) او را تهدید می‌کند.
این کودکان به علت متفاوت بودنشان با مشکلاتی روبه‌رو می‌شوند که گاه نمی‌توانند برآنها چیره شوند چون مجال و شرایط تربیتی لازم را برای شکفتن نمی‌یابند. هیچ چیز تأسف‌بارتر از آن نیست که یک نابغه بالقوه بر اثر بی توجهی به انحطاط کشیده شود.
 
+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در سه شنبه 1388/08/26 و ساعت 9:34 |
هفت شگفتی عظیم در جهان فیزیك ما به جایی رسیده‌ایم كه كه بدون حل كردن برخی از مشكلات و مسایل فیزیك، نمی‌توانیم در مورد حقایق و پدیده‌های جالب و شگفت‌انگیز دیگر فیزیكی، اطلاعات بیشتری كسب كنیم. برای درك مفاهیمی مثل خاستگاه و بنیاد جهان هستی، سرنوشت نهایی سیاهچاله‌های فضایی یا امكان سفر در زمان، نیاز داریم كه بدانیم جهان هستی چگونه ادامه‌ی حیات می‌دهد.


۱) جهان هستی چگونه برپاست؟


ما به جایی رسیده‌ایم كه كه بدون حل كردن برخی از مشكلات و مسایل فیزیك، نمی‌توانیم در مورد حقایق و پدیده‌های جالب و شگفت‌انگیز دیگر فیزیكی، اطلاعات بیشتری كسب كنیم. برای درك مفاهیمی مثل خاستگاه و بنیاد جهان هستی، سرنوشت نهایی سیاهچاله‌های فضایی یا امكان سفر در زمان، نیاز داریم كه بدانیم جهان هستی چگونه ادامه‌ی حیات می‌دهد.
هم‌اكنون یك ایده‌ی خوب در ذهن ما هست كه می‌تواند منتج به كشف حقیقت و بنیاد هستی شود. علم فیزیك در قرن بیستم بر پایه‌ی انقلابهای دوگانه‌ی مكانیك كوانتومی (تئوری ماهیت جسم) و نظریه‌ی معروف اینشتین در مورد فضا، زمان و جاذبه معروف به نسبیت، بنا شده است. اما وقتی شما به دو تعریف نهایی از واقعیت دست پیدا می‌كنید زمانی كه تنها یك واقعیت را موجود می‌بینید، این راضی‌كننده نیست.
تلاش برای یگانه‌سازی این دو تئوری، موانع تكنیكی فنی و مفهومی وحشتناكی را بر سر راه بهترین نظریه‌پردازان فیزیك در طول دهه‌های گذشته قرار داده و آنان را به چالش كشیده است. برای مثال از آنجایی كه جاذبه، خودش را به عنوان یك عامل ایجاد انحراف در فضای چهاربعدی زمان-مكان معرفی می‌كند، پذیرش نظریه‌ی كوانتومی در مورد جاذبه ایجاد مشكل می‌كند. از یك جهت، این به معنای پذیرش شك و تردید هایزن‌برگ در مورد فرضیات موجود راجع به زمان – مكان به شكل فی‌نفسه است كه قطعاً مشكل‌ساز خواهد بود.
اما ممكن است این تردیدها، یك معنای دیگر هم داشته باشند و آن به معنای وجود یك مشكل در رابطه با گرایش و رویكرد ما نسبت به قضیه است. شاید ما نباید مفهوم جاذبه را به تنهایی بررسی كنیم. اكثر تلاشهایی كه برای یكسان‌سازی نظریات موجود در مورد جاذبه انجام شدند، خود منجر به این گشتند كه تعریف كیفیت و كمیت جاذبه، وارد یك بحث و میدان جدید شود كه به ناچار همه‌ی نیروهای طبیعت مانند همه‌ی اجزای زیراتمی را به یك چارچوب تئوریك محدود می‌كند. این ایده‌یی است كه برخی از فیزیك‌دانها آن را "تئوری همه‌چیز" می‌خوانند.
نظریه‌ی جدیدی كه در حال حاضر مطرح می‌شود، نظریه‌ی "فرا-رشته‌یی" است كه به وجود حلقه‌های كوچك و ریز رشته‌یی اتمی به عنوان سازنده‌ی همه‌ی مواد حكم می‌دهد. فرضیه‌ی دیگری كه وجود دارد و به تئوری ام مشهور است هنوز كمی پیچیده و مبهم به نظر می‌رسد و می‌تواند به عنوان لایه‌یی كه در ابعاد وسیعتر فضایی حركت دارد، تصویر شد. اما مرحله و روند پیشرفت در این نظریه‌ها در بهترین حالت، اینگونه جمع‌بندی می‌شود كه هیچ كس دقیقاً به یاد نمی‌آورد وجود حرف "M” در نظریه‌ی ام، دقیقاً به چه دلیلی است و چه واژه‌یی را تداعی می‌كند. راه درازی در پیش است...


۲) آیا "ضدجاذبه‌"ی اینشتین واقعاً یك اشتباه بود؟


اینشتین، ضدجاذبه را بزرگترین اشتباه خود می‌شمارد. اما به نظر می‌رسد كه او با اضافه كردن یك نظریه‌ی ضدجاذبه به فرضیه‌ی نسبیت خود كه آن را شرط فلسفه‌ی انتظام گیتی می‌خوانند، كار درستی انجام داده است.
این شرط اضافه در فرضیه‌ی نسبیت، به فضا یك خاصیت تدافعی نسبت می‌دهد به این معنا كه فضا خودش را دفع می‌كند، گسترده‌تر می‌شود و هرچه سریعتر این روند افزایش گستردگی ادامه می‌یابد. اینشتین این عامل به ظاهر بی‌ارزش را اضافه كرد چرا كه تصور می‌شد جهان هستی ثابت است و بی‌حركت. در نتیجه نیاز بود تا نیرویی وجود داشته باشد و قدرت كشش جاذبه‌یی زمین را بالانس و دچار تعادل كند كه مواد موجود بر روی زمین، كوچك و كوچكتر نشوند.
اما در دهه‌ی ۱۹۲۰، ادوین هابل كشف كرد كه جهان هستی خود به خود در حال گسترش و افزایش است. در نتیجه اینشتین نیز نظریه‌ی "تعادل انتظامی گیتی" را به دلیل ترس، پس گرفت!
اما به نظر می‌رسد این ایده نباید محو شود. نظریه‌ی كوانتومی میدانها، ثابت می‌كند كه حتی فضاهای خالی نیز با انرژی زیاد در حال طغیان و جنب و جوش هستند. در واقع همان تاثیر جاذبه‌یی g=۱۰ كه نظریه‌ی ضدجاذبه‌ی اینشتین را توصیف می‌كند. این نظریه در مورد قدرت دافعه‌ (كه در مقابل جاذبه مطرح می‌شود) مقداری گنگ و مبهم است اما به آن یك ارزش تخمینی می‌دهد.
تقریباً 10 سال پیش، فضانوردان متوجه شدند كه سرعت گسترش ابعاد جهان هستی در حال افزایش است و در نتیجه نظریات آزمایش خود در مورد نیروی ضدجاذبه را مطرح كردند. در عین ناباوری و سرگردانی فیزیكدانها هم این فضانوردان، قدرت ضدجاذبه را شامل ۱۲۰ نیرو دانستند كه ۱۰ بار از مقدار پیش‌بینی‌شده‌ی قبلی كوچكتر است.
این نتیجه، بسیار گمراه‌كننده و عجیب است. اگر تعادل برقرار شده میان جاذبه و دافعه، مقداری برابر با صفر بود، در نتیجه یكی از قوانین عمیق و مهم طبیعی در موردش صدق می‌كرد اما یك عدد غیرصفر كه تازه با تئوری ابتدایی نیز غیرقابل مقایسه شناخته شده را نمی‌شود تعبیر كرد.
برای وخیم‌تر كردن شرایط، كیهان‌شناسان به ایده‌یی علاقه‌مند شدند كه نیروی دافعه‌ی بسیار قوی و بزرگی در اولین مرحله‌ی تفكیك پس از انفجار بزرگ یا Big Bang را مطرح می‌كند چرا كه این نظریه، سناریوی جذاب و محبوب مربوط به زمین غیرمسطح و در حال افزایش حجم را تایید می‌كند. با توجه به این تئوری، جهان هستی پس از تولد و شكل‌گیری، با سرعتی غیرقابل باور توسط یك عامل قدرتمند و عظیم، تغییر حجم داد و این نیرو را قدرت ضدجاذبه یا دافعه ایجاد نمود.

در نتیجه اگر بخواهیم دلیل و برهانی بر این افزایش حجم سریع و روزافزون بیابیم، به نظریه‌یی نیاز داریم كه توضیح دهد چرا ضدجاذبه در ابتدا بسیار قوی و شدید بود، سپس با شتاب و سرعت كاهش مقدار پیدا كرد و سپس به مقداری در حوالی صفر رسید. به عبارت دیگر، ما می‌خواهیم بدانیم كه چرا نیروی ضدجاذبه، تقریباً در اولین فازهای شكل‌گیری جهان هستی حذف و محو شد اما به طور كلی از بین نرفت؟
یك احتمال این است كه نیرو بر اثر گذشت زمان، محو می‌شود. احتمال دیگر می‌تواند این باشد كه نیرو در فضا تغییر می‌كند و در نتیجه ممكن است از ورای دوربین تلسكوپهای ما، همه چیز بسیار بزرگتر از آنچه هستند نشان داده شوند. اگر اینگونه است، در نتیجه هر جسمی در آن منطقه، با سرعت در كهكشانها و ستاره‌های دیگر پخش و متلاشی می‌شد و در نتیجه اصلاً هیچ ناظری نمی‌توانست حضور داشته باشد تا نیرو را اندازه بگیرد.
آنچه كه ما نیاز داریم، یك تئوری است كه قدرت نیروی دافعه یا ضدجاذبه را به اندازه‌ی بخشی از قدرت همه‌ی نیروهای موجود در طبیعت برای ما تعریف كند. متاسفانه به نظر نمی‌رسد كه تئوریهای موجود مثل تئوری فرارشته‌یی یا تئوری "ام"، این میزان خاص را مشخص كنند و مقدار كمی كه باقی می‌ماند هم همچنان ناشناخته و اسرارآمیز خواهد بود. در نتیجه باید دوباره به سوال یك رجوع كنیم!


۳) چرا ما در سه بعد زندگی می‌كنیم؟


آیا اینكه زمین ما سه بعد دارد، اتفاقی است یا باید برایش دنبال یك تعبیر عمیقتر گشت؟ بعضی از تئوریسین‌ها معتقدند كه فضای به وجودآمده بر اثر انفجار بزرگ، تنها به صورت اتفاقی از سه بعد تشكیل گشت و ممكن است قسمتهای دیگری از جهان هستی وجود داشته باشند كه ابعادشان متفاوت باشد.
مثلاً هیچ دلیل منطقی نمی‌توان یافت برای پاسخ به این سوال كه چرا مثلاً جهان هستی فقط دو بعد ندارد. چندصد سال پیش، ادوین آبوت اثری به نام "زمین مسطح" نوشت كه در آن جهانی دوبعدی را تصویر كرد. جهانی كه در آن اجسام و موجودات حیات خود را تنها بر روی "سطح" ادامه می‌دادند. اما فیزیك جهان دوبعدی با فیزیك جهان ما بسیار متفاوت خواهد بود. برای مثال در فضای دو بعدی، امواج به شفافیت انتشار در فضای سه بعدی، پخش نمی‌شوند و باعث ایجاد انواع مشكلات در سیگنال‌رسانی و انتقال اطلاعات می‌گردند. و نیز از آنجایی كه زندگی آگاهانه، به فرآیند انتقال درست و صحیح اطلاعات بستگی دارد، در نتیجه این تفاوتها كافی خواهند بود برای اینكه مشاهدات ما را تنها در حد مناطقی ناشناخته محدود نگاه دارند.
تصور كردن فراتر از سه بعد نیز مشكلات مختلفی به همراه خواهد داشت. در چنین حالتی، سیستمهای نجومی و سیاره‌یی غیرممكن می‌شوند چرا كه عكس قانون جاذبه یعنی قانون قدرتهای افزایشی به وجود خواهد آمد. در نتیجه به نظر می‌رسد كه جهان سه بعدی تنها جهانی است كه وجود دارد و فیزیكدانها می‌توانند درباره‌اش بنویسند. اما نكات ریزی وجود دارد كه باعث می‌شود این فرضیه با شك و تردید همراه باشد.
شاید فضا سه بعدی نیست و تنها اینگونه برای ما نشان داده می‌شود. شاید فضا ۹ یا ۱۰ بعد دارد و حتی ابعاد بیشتر! برخی از تئوریهایی كه قصد یكپارچه‌سازی نیروهای طبیعت را دارند مانند فرضیه‌ی فرا-رشته‌یی، امكان وجود تعداد ابعاد بیشتری نسبت به آنچه كه ما می‌بینیم را رد نمی‌كنند.
دلیلشان نیز این است كه بسیاری از معادلاتی كه برای توصیف وضعیت موجود به كار می‌روند، با در نظر گرفتن تعداد بیشتر ابعاد، نتایج بهتری می‌دهند! در نتیجه نمی‌توان آن را كاملاً بی‌معنی دانست. ابعاد اضافی فضا، سابقه‌ی حل بسیاری از مشكلات و مسایل حل‌ناشدنی فیزیك را دارند. برای مثال اینشتین برای توصیف كردن جاذبه، به یك بعد اضافی نیاز داشت و آن، زمان بود. و تئودور كالوتزا نیز یك بعد به سه بعد اثبات شده اضافه كرد چرا كه می‌خواست نظریات جاذبه را با فرضیات ماكس‌ول در مورد الكترومغناطیس، همگون سازد.
مطمئناً ما نمی‌توانیم بعد چهارم را ببینیم اما این هم احتمالاً یك دلیل دارد. این بعدهای اضافه، می‌توانند بسیار كوچك و فشرده شوند. یك لوله‌ی پلیمری آب را از دور در نظر بگیرید. مانند یك خط دراز و معوج به نظر می‌رسد. از یك بعد نزدیكتر آن را نگاه كنید. به شكل تیوب یا لوله دیده می‌شود. اما آنچه كه در حقیقت این لوله را می‌سازد، یك سطح دایره‌یی شكل كوچك است كه دور محیط لوله چرخیده است. به طور مشابه، بعد چهارم نیز می‌تواند چنین لوله‌یی باشد كه دور فضای سه‌بعدی می‌چرخد اما آنقدر كوچك است كه دیده نمی‌شود.
در نتیجه تصور كردن ابعاد بسیار زیادتری كه اینگونه در فضا پنهان‌ شده‌اند، به راحتی ممكن است. اما متاسفانه نظریه‌ی فرا-رشته‌یی هنوز دقیقاً سه بعد گشوده‌شده را تایید نمی‌كند در نتیجه برای تصور ما نسبت به جهان هستی هم تعریف درستی نمی‌توان ارایه داد.
اما برای تصور كردن یك بعد جدید، راههای دیگری هم هست. فرض كنید نیروهای فیزیكی بتوانند نور و جسم را به یك صفحه‌ی سه‌بعدی مسطح یا ورقی‌شكل تقلیل دهند و محدود كنند در حالی كه به برخی پدیده‌های دیگر فیزیكی اجازه می‌دهند تا وارد بعد چهارم شوند. ساكن شدن سطوح دو بعدی به جای اجسام سه‌بعدی در فضاهای مشخص باعث می‌شود تا هر جسم و پدیده‌یی به شكل طرح و نقشه‌اش نشان داده شود. مثلاً ما یك توپ كره‌یی شكل را به صورت دایره ببینیم! به طریق مشابه، ممكن است ادعا شود كه ما در حال حاضر تنها تصویری سه بعدی از اجسام و مفاهیمی را می‌بینیم كه در واقع چهاربعدی هستند.
اما فضای "سه لایه‌یی" ما می‌تواند تنها در چهار بعد نیز محدود نشود. لایه‌های قابل كشف دیگری نیز می‌توانند وجود داشته باشند كه در فضای چهاربعدی حضور دارند. اثبات این فرضیه، انجام آزمایشهایی تازه را می‌طلبد كه وجود بعد چهارم را نیز به ما نشان دهد. اما این نظریه وجود دارد كه برخورد لایه‌های چندبعدی در مقیاسهای این‌چنینی می‌تواند به تكرار شدن "انفجار بزرگ" منجر گردد در نتیجه حضور ما بر روی كره‌ی زمین شاید اصلاً موید همین مطلب باشد كه فضا واقعاً سه‌بعدی نیست!


۴) آیا سفر در زمان امكانپذیر است؟


شاید سوال یك نیز بازگویی همین سوال باشد. ماهیت جسم و جاذبه‌ی كوانتومی را فراموش كنید. شاید این سوال را هر كسی دوست دارد كه پاسخ دهد. سفر در زمان به یك موضوع علمی – تخیلی مورد علاقه و جذاب برای مردم تبدیل شد پس از اینكه اچ.جی. ولز، رمان نوگرایانه و جالب خود با نام "ماشین زمان" را نوشت. اما هرآنچه كه اینجا مطرح شده، لزوماً علمی – تخیلی نیست. برای مثال سفر در زمان به سوی آینده، یك واقعیت علمی پذیرفته شده است. تئوری نسبیت اینشتین تایید می‌كند كه یك جسم ناظر و مشاهده‌گر در برابر زمین، می‌تواند به سمت آینده‌ی زمین جهش كند. این تاثیر را ساعتهای اتمی ثابت كرده‌اند.
اما اینگونه درگیر شدن با تار و پودهای زمان، به سرعتی مشابه سرعت نور نیاز دارد كه شاید در تئوری قابل اثبات و ممكن باشد اما به یك شاهكار بزرگ مهندسی نیاز دارد، حتی اگر به بودجه و هزینه‌هایش فكر نكنیم. اما سفر در زمان به سمت عقب، مشكلات بزرگتری خواهد داشت. نسبیت، این فرضیه را تایید نمی‌كند كه یك جسم ناظر بتواند در دو بعد زمان-مكان سفر كند و به عقب هم برگردد. اما در همه‌ی داستانها و سناریوها، چنین شرایط خارق‌العاده‌یی نیز در نظر گرفته شده است.
یكی از راههای سفر به عقب در زمان، استفاده از یك "لانه‌ی مار" فضایی خواهد بود. تئوریسین‌ها معتقدند چنین تونل یا دروازه‌ی ستاره‌یی كه دو نقطه را در ابعاد زمان – مكان به یكدیگر متصل كند، وجود دارد. اگر یكی‌شان را پیدا كنید و داخلش بپرید، چند لحظه‌ی بعد از نقطه‌یی دیگر در جهان هستی سردر خواهید آورد. آنها معتقدند اگر چنین چاله‌یی وجود داشته باشد، می‌توان آن را با ماشین زمان نیز مطابق و هماهنگ كرد. می‌توانید از طریق آن سفر كنید و نه تنها از یك مكان دیگر سر دربیاورید، كه وارد یك زمان دیگر نیز بشوید. این "زمان" می‌تواند در گذشته یا آینده باشد.
اگر امكان سفر به گذشته وجود داشته باشد، انواع پارادوكس‌ها و تضادها نیز اتفاق خواهند افتاد. مانند معمای یك مسافر زمان كه به سالهای گذشته می‌رود و مادرش را وقتی یك كودك است، به قتل می‌رساند. از این تضادها می‌توان گریخت اگر اصرار بورزیم و بدانیم كه هیچ چیز نمی‌تواند قانون علت و معلول و كنش و واكنش را از بین ببرد. اما سفری دوطرفه در مسیر زمان، هنوز پیچیده و غیرقابل هضم است.
برای بسیاری از فیزیكدانها، این مساله بسیار غیرعقلانی است. استفان هاوكینگز نظریه‌ی "تخمین محافظت از تسلسل وقایع" را مطرح می‌كند و معتقد است كه یك نیرو یا عامل خاص باعث می‌شود تا اجسام فیزیكی یا نیروها نتوانند به گذشته برگردند. این مساله شاید به دلیل موانع و سدهای فیزیكی اساسی بر سر راه ساخت ماشین زمان اتفاق می‌افتد. برای مثال انرژی خلاء كوانتومی در صورتی كه هیچ محدودیتی برای ورود به حفره‌های ماری فضا نداشته باشد، طغیان خواهند كرد و دفع خواهند شد.
این مساله همچنان لاینحل باقی مانده اما موضوعی است كه بسیاری از مردم، وقت و تلاش خود را صرف آن می‌كنند. همانطور كه هاوكینگز اشاره كرده، صرف هزینه برای تحقیق در مورد سفر به زمان بسیار سخت است. در نتیجه به نظر می‌رسد برهان یا تكذیبیه‌یی برای حل این مساله، خود به مشكلات عمومی دیگر منجر شود. مانند طرح یك نظریه‌ی رام‌شدنی و قابل دسترسی در مورد جاذبه‌ی كوانتومی.


۵) آیا ما در یك صافی كهكشانی زندگی می‌كنیم؟


سیاهچاله‌های آشنای كهكشانی همچنان می‌توانند باعث ایجاد بهت و حیرت برای فیزیكدانهای تئوریست شوند. یك سیاهچاله‌ی فضایی می‌تواند زمانی كه یك ستاره‌ی بزرگ آتش می‌گیرد و محو می‌شود، تشكیل گردد. هسته‌ی آن بر اثر جاذبه‌ی درونی فراوان، به دو نیم تقسیم می‌شود. اگر جسم به لحاظ شكلی، كروی باشد، آنگاه همه‌ی مواد تجزیه‌شده از ریشه با نسبتهای مساوی به سمت مركز هندسی هسته، ریزش می‌كنند در نتیجه مقدار میدان چگالنده و میدان جاذبه به بی‌نهایت میل خواهد كرد. تا زمانی كه جاذبه، خود را به عنوان تاروپودی از هندسه‌ی مكان – زمان معرفی می‌كند، میزان خمیدگی و پیچش این دو بعد یعنی زمان و مكان، به بی‌نهایت میل خواهد كرد و برای زمان – مكان یا هر دوی آنها، یك خط مرز و محدوده خواهد ساخت. ریاضیدانها، این پدیده را تكین یا فردیت می‌نامند.
هیچ كس نمی‌داند كه از این فردیت‌ها، چه چیزی حاصل می‌شود. آیا فضا-زمان، همانجا به پایان خواهد رسید یا این فردیتها به از كارافتادگی نظریات ما منجر می‌شوند؟ اگر زمان – مكان مرز و حدودی داشته باشد، آنگاه پیش‌بینی كردن حاصل آن نیز غیرممكن خواهد بود. از آنجایی كه پیش بینی و فلسفه‌ی جبر و تقدیر، پایه‌ی همه‌ی تصاویر علمی و منطقی از جهان حاضر را تشكیل می‌دهد، فردیتها می‌توانند پا را از مرزهایی فراتر بگذارند كه علم نمی‌تواند.
وقتی یك سیاهچاله‌ی فضایی، حاصل یك تفرد را در بربگیرد، آن دیگر پوشیده و مستور می‌شود و دیگر تهدیدآمیز نیست. در ۱۹۶۷، راجر پنروز، فرضیه‌ی "سانسور فضایی" را مطرح كرد. در این فرضیه، اعتقاد بر این بود كه همه‌ی تفردهای ایجادشده بر اساس كاهش جاذبه، قاعدتاً توسط سیاهچاله‌های فضایی پوشیده می‌شوند و در نتیجه برای ما غیرقابل مشاهده هستند. راه چاره نیز غیرقابل دسترسی بود یعنی وجود تفردهای ناپوشیده كه می‌توانند باعث اتفاقاتی بدون توجیه و دلیل منطقی و عقلانی شوند.
سپس چند سال بعد، استفان هاوكینگز، یك پیچیدگی دیگر در مورد این مساله را نیز مطرح كرد. او متوجه شد كه سیاهچاله‌ها، امواج گرمایی از خود منتشر می‌كنند و به آرامی تجزیه می‌شوند. تئوریسین‌های فیزیكی، آنچه كه ممكن بود در پایان اتفاق بیفتد را اینگونه تصور كردند: آیا این تبخیر و تبدیل در نهایت، تفردهای موجود در دل سیاهچاله‌ها را نمایان و بی‌پرده خواهد كرد؟
این مساله در مباحث مربوط به تئوری اطلاعات نیز به شكلی دیگر مطرح شد. وقتی ستاره‌یی از یك سیاهچاله برمی‌خیزد، محتوای اطلاعات جزیی ستاره (مانند تعداد اجزا و ذره‌هایی كه از آن تشكیل شده است و از هر نوع ذره و قسمت، چند تكه عضو در ستاره به كار رفته) برای یك ناظر بیرونی، غیرقابل مشاهده خواهد بود.
در نتیجه زمانی كه یك سیاهچاله‌ی فضایی از بین می‌رود، آیا اطلاعات بر اثر نوعی از تابش كه هاوكینگز مطرح كرد، دوباره برمی‌گردند؟ این سیاهچاله‌ها به نظر می‌رسد به وضوح در همه‌جای جهان هستی وجود دارند و حاضر هستند. اگر پیچ‌ و تابهای موجود در حفره‌های ماری (حفره‌های تكینی) باعث آشكار شدن یك چاله‌ی جدید در بعد فضا – زمان می‌شوند، پس می‌توان نتیجه گرفت كه جهان هستی مثل یك كف‌گیر یا صافی فضایی در حال نشست كردن است؟ اگر اینگونه است، پس محتویاتش به كجا می‌روند؟


۶) جهان هستی از چه چیز ساخته شده است؟


دریغ و افسوس كه این سردرگمی همچنان ادامه دارد. فیزیكدانها دقیقاً نمی‌دانند و مطمئن نیستند كه آنجا چه چیزهایی هست. در نجوم اینگونه مطرح می‌شود كه آنچه شما می‌بینید، دقیقاً آنچه نیست كه وجود دارد. ستاره‌ها، سیاره‌ها و توده‌های غبار موجود در فضا از اتم‌های معمولی تشكیل شده‌اند. اما برای هر گرم از اجرام معمولی در جهان هستی، چندین گرم اجرام نادیده و ناشناخته وجود دارد.
ما این را از نوع حركت ستاره‌ها می‌دانیم. كهكشان راه شیری بیش از حد تند می‌چرخد و این برای نیروی جاذبه ایجاد مشكل می‌كند كه همه‌ی اجسام و اجرام قابل مشاهده‌ی بر روی آن را نگاه دارد. ستاره‌های اطراف نیز اگر مقدار زیادی از اجرام و اجسام فضایی در اطرافشان در حال كشیده شدن نبودند، حتماً سقوط می‌كردند. كهكشانهای دیگر نیز همین‌گونه اند. حجم زیادی از مواد و اجرام نادیده و ناشناس در بین كهكشانها وجود دارند كه آنها را به دسته‌های در حال جنب و جوش و آسیاب كردن تبدیل می‌كنند.
اگر جهان هستی را یك كل در نظر بگیریم، آنگونه كه گسترش پیدا می‌كند و پس‌زمینه‌ی كهكشانی در حال ساطع كردن امواج گرمازا (پس‌فروزشهای در حال محو شدن پس از انفجار بزرگ) یعنی همه‌ی اجزای ظاهری و قابل رویت جهان هستی، به وجود یك اصل فراگیر و نافذ اشاره می‌كنند، یعنی جهان پنهان هستی.
تئوریهای این‌چنینی در مورد ماهیت ماده یا "جرم تاریك" باز هم وجود دارند. از دسته‌های بزرگ سیاهچاله‌های فضایی گرفته تا ذرات ریز تجزیه شده‌ بر اثر انفجار بزرگ. اساساً در این مورد، سه ایده‌ی اصلی وجود دارد. نخستین ایده، نظریه‌ی "انرژی تاریك" است كه مانند اجرام محو و پنهان درون فضا به شكل یكسان و یكنواخت پراكنده شده‌اند، رفتار می‌كند. مشاهدات به ما نشان می‌دهد كه این اجرام می‌توانند بیش از دو سوم كل مواد جهان هستی را تشكیل دهند. نظریه‌ی دوم، نظریه‌ی "اشیای نورانی فشرده و حجیم" معروف به MACHO است. اشیایی مانند كوتوله‌های قهوه‌یی فضایی! فضانوردان، برخی از آنها را كشف كرده‌اند اما برای تشكیل دادن باقی‌مانده‌ی جهان هستی، این اشیا بسیار ناچیز هستند.
در نهایت، اجزا و ذرات ریز زیراتمی مانند نوترونها را داریم. این اجرام روان و سیال به سختی با دیگر اجرام و مواد تعامل می‌كنند و بسیار گنگ و نامعلوم به نظر می‌رسد كه آیا آنها به كره‌ی زمین هم وارد می‌شوند یا نه. تعداد بسیار زیادی از آنها وجود دارند كه شاید هر گروه یك میلیارد نوترونی از آنها، فقط به اندازه‌ی یك نوترون در برابر تمام مقادیر موجود در گیتی به حساب بیاید اما احتمالاً این ذرات جرم بسیار كمی دارند و بخش كوچك و ناچیزی از مواد و اجرام موجود در جهان را تشكیل می‌دهند.
تئوریسین‌ها معتقد به وجود نوع دیگری از ماده‌های پرنفوذ هستند كه جرم قابل توجه و فراوانی دارند و به عنوان WIMP یا "ذرات حجیم كم‌تعامل" شناخته می‌شوند و آزمایشها برای به دست آوردن و جمع‌آوری آنها در حال انجام است.
ایده‌های عجیب و هیجان‌انگیز دیگری مانند مواد و اجرام پنهان شده در بعد چهارم یا وجود یك جهان دیگر در سایه‌ی كهكشهانهای شناخته شده نیز مطرح شده‌اند. شاید ماهیت جهان تاریك، مركبی از بسیاری چیزها باشد كه بسیاری از آنها هنوز هم ناشناخته‌اند. آنچه كه واضح و مبرهن است اینكه به نظر می‌رسد اتمهای معمولی و رایجی كه ما و كره‌ی زمین از آنها ساخته شده‌ایم، تنها بخش كوچكی از كل جرم و ماده‌ی موجود در جهان هستی را شامل می‌شود كه بخش عمده‌ی آن را ناشناخته‌ها تشكیل می‌دهند.


۷) این سوالهای من از كجا می‌آیند؟


هوشمندی و آگاهی انسانها از كجا می‌آید؟ چرا برخی الگوها و صفحات سلولی الكتریكی مانند صفحات سلولی در مغز، دارای احساس و اندیشه هستند در حالی كه برخی دیگر از این صفحات مانند سلولهای سراسری در دستگاه گوارش یا دستگاه تنفسی احتمالاً چنین احساساتی را ندارند؟ یا از سوی دیگر، چگونه می‌شود كه مفاهیم انتزاعی و غیرجسمانی مانند تفكرات یا آرزوها می‌توانند الكترونها و یون‌ها را به سمت مغز حركت دهند و دستگاه حركت فیزیكی بدن را تحریك نمایند؟
یا آیا این سوالات فقط مغلطه‌ی بی‌معنا و بی‌مورد مفاهیم هستند؟ آیا فیزیكدانها این سوالات را به راحتی پاسخ می‌دهند؟ عده‌یی فكر می‌كنند كه این سوالها برای فیزیكدانها، به آسانی پاسخ داده می‌شوند. ارتباط دادن جهان مادی و جهان معنوی، چیزی است كه اكثر فیزیكدانها از آن اجتناب و دوری می‌كنند. اما اگر فیزیك مدعی باشد كه یك علم جهان‌شمول و عمومی است، می‌توان نتیجه‌گیری كرد كه آگاهی و معرفت علمی، تعریفی عام و تلفیقی از هر دوی این مفاهیم است.
مكانیك كوانتومی به عنوان یك كلید در این زمینه شناخته شده است. بیشتر به این دلیل كه ناظر بیرونی، نقشی اساسی در تعریف و تعبیر سیستمهای كوانتومی بازی می‌كند. اما هنوز راه زیادی مانده تا این موضوع روشن شود كه تاثیرات كوانتومی می‌تواند به كل دستگاه و مجموعه‌ی نورونها و سلولهای عصبی برسد یا نه.
شاید كلید رسیدن به پاسخ، رجوع كردن به تعریف زندگی است. هیچ كس نمی‌داند كه دقیقاً چگونه، كجا و چه زمانی، حیات شروع شد. شاید تلفیقی از مواد شیمیایی بی‌جان، در ابتدا منجر به تشكیل شدن بدن یك موجود زنده شد. به نظر نمی‌رسد كه این اتفاق به شكل آنی و لحظه‌یی و در یك مرحله افتاده باشد و بی‌هیچ گفت‌وگویی، می‌توان ادعا كرد كه یك فرآیند فیزیكی پیچیده و طولانی طی شده اما هنوز مشخص نیست كه این سیر تكامل حیات، از مشكلات و مسایلی است كه باید در حوزه‌ی فیزیك بررسی شود یا نه.
گاهی اوقات ادعا می‌شود كه زندگی بر پایه‌ی قانونهای فیزیكی نوشته شده است. البته این مساله درست است كه اگر این قوانین اندكی متفاوت بودند، زندگی به طور كلی دگرگون می‌شد اما هیچ چیزی در این قانونهای شناخته شده وجود ندارد كه جسم یا مفهومی را به ساماندهی در زندگی مجبور كند. اگر قانون حیات نیز در طبیعت وجود داشته باشد، نمی‌توان در لابه‌لای قانونهای فیزیكی آن را یافت كه خاستگاهش، نظریاتی چون تئوری اطلاعات و... است. علاوه بر اینها، یك سلول زنده، نوعی از ماده‌ی ناشناخته و جادویی نیست كه یك سیستم و نظام بسیار پیچیده‌ی پردازش و تكرار اطلاعات است.
قوانین حاكم بر تئوری اطلاعات یا تئوری پیچیدگی، همچنان مورد استفاده هستند. در سطح مشابه و از سوی دیگر، همانطور كه اروین شرودینگر در دهه‌ی ۱۹۲۰ ادعا كرده بود، مكانیك كوانتومی نیز نقش مهمی در تاریخچه‌ی حیات بازی می‌كند.
هرچند كه قوانین مربوط به پردازش كوانتومی اطلاعات، به شكل قابل ملاحظه‌یی با سیستمهای كلاسیك بیولوژیك تفاوت دارند اما می‌توانند كلیدی برای حل این مشكلات و پاسخ به این سوالها باشند

+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در سه شنبه 1388/08/26 و ساعت 9:14 |

به نام آن كه جان را فكرت آموخت

چراغ دل به نور جان برافروخت

ز فضلش هر دو عالم گشت روشن

ز فيضش خاك آدم گشت گلشن

 

فلسفه حوزه‌اي از دانش بشري است كه به پرسش و پاسخ درباره مسائل بسيار كلي و جايگاه انسان در آن مي‌پردازد؛ مثلاً اين كه آيا جهان و تركيب و فرآيندهاي آن به طور كامل مادي است؟ آيا به وجود آمدن يا به وجود آوردن جهان داراي هدف است؟ آيا ما مي‌توانيم پاسخ قطعي بعضي چيزها را بيابيم؟ آيا ما آزاد هستيم؟ آيا ارزشهاي مطلقي وجود دارند؟ تفاوت اصلي فلسفه يا علم در اين است كه پاسخهاي فلسفي را نمي‌توان با تجربه يا آزمايش تاييد كرد.

از جهتي مي‌توان براي فلسفه دو معني در نظر گرفت، در معني نخست مراد از فلسفه عبارت است از تامل و تحقيق عقلاني و پيشين در باب موضوعات خاص مي‌باشد. موضوعاتي از قبيل خدا، شناخت، هستي، اخلاق، انسان، ذهن، جامعه و ... در اين معني از فلسفه، فلسفه به عنوان دانشي با موضوع خاص مي‌باشد كه فراتر از آن نمي‌رود. براي مثال فلسفه در نزد ابن سينا و يا ملاصدرا يعني علم به وجود و اوصاف آن، يا نزد كانت فلسفه يعني تامل عقلاني در باب شناخت و معرفت انسان و يا فلسفه نزد ويتگنشتاين يعني تحقيق و تامل در باب زبان و ... در چنين تلقي‌اي از فلسفه، فلسفه در معنايي محدود به كار مي‌رود و در محدوده خاصي محدود جهان، شناخت، زبان، انسان و در اين معنا، فلسفه معناي عامي ‌مي‌يابد و حوزه وسيعي را شامل مي‌گردد به گونه‌اي كه شامل تمام حوزه‌هاي محدودي كه هر فيلسوف براي خود در نظر گرفته است، مي‌گردد. حال آنچه از فلسفه در عنوان "تاريخ فلسفه" مراد است، همانا معني دوم از معاني سابق مي‌باشد چرا كه آنچه با عنوان تاريخ فلسفه مورد بررسي واقع شده و مي‌شود طيف گسترده‌اي از مباحث فلسفي اعم از هستي، خدا، جهان، انسان، اخلاق، معرفت و ... را شامل مي‌گردد.

تحقيق در معني فلسفه مستلزم تحقيق در معني تاريخ فلسفه است.

فلسفه، حيات انديشه است. فلسفه پرسش از وجود موجود و علم به اعيان موجودات است. فلسفه سير مدام و در راه بودن است.

افلاطون وجود موجود را ماهيات ثابته و ارسطو منشايت اثر و دكارت من متفكر دانسته و كانت مابعدالطبيعه را متعلق به ماهيت بشر خوانده و آن را منحصر در نقادي شناسايي انگاشته و هگل فلسفه را بكلي از معناي يونانيش كه حب دانايي است دوره كرده و آن را عين دانايي و دانندگي مطلق دانسته است. فهم اين معاني بدون انس با آنها ميسر نيست و اين انس هم به صرف خواندن و آموختن فلسفه، يعني با علم فلسفه، حاصل نمي‌شود. طي طريق در انديشه فلسفي ما را به انس با اين معني مي‌رساند. با اين همه رسوخ در تفكر گذشته و تذكر نسبت به آن، شرط هر تفكر تازه است. اما بايد آن زمان فرا رسد – و شايد بزودي فرا رسد – كه بشر بتواند نه با راي فضولي بلكه با خروج از آن، يعني خروج از اداره خود و خودرائي، ندايي را بشنود كه او را به تفكر مي‌خواند؛ آن وقت بشر از مفهوم به معني مي‌رود و پرسش قلبي از وجود مي‌كند. وقتي پرسش قلبي مطرح باشد، ديگر حتي تفكيك پرسش و پاسخ هم مورد ندارد بلكه پرسش عين پاسخ است. فلاسفه تصديق دارند كه از طريق علم حصولي نمي‌توان به اعيان و ماهيت موجودات و اشياء رفت بلكه اين فقط با انس و در اصول حضور ميسر است. تفكر اصيل همزبان شدن با وجود و با متفكران است. در سير تفكر، پرسش و پاسخ يكباره با هم مي‌آيد.

ويليام جيمز مي‌گويد: فلسفه چيزي جز وصول به كنه حقايق اشياء و غور در معاني عميق آنها نيست و در سلسله واقعيات، پيدا كردن جوهر ذاتي يا به قول اسپينوزا ذات جوهري آنهاست؛ بدين طريق تمام حقايق با هم متحد مي‌گردند و به "كلي مافوق كليات" مي‌رسند.

در فلسفه لذتي وجود دارد؛ حتي در سراب بيابانهاي علم بعدالطبيعه جذب و كششي هست. هر طالب علمي ‌اين معني را تا هنگامي‌كه ضروريات قاطع حيات مادي او را از مقام بلند انديشه به سرزمين پست مبارزه اقتصادي فرود نياورده است، درك مي‌كند. اغلب ما در بهار عمر خويش روزهاي طلايي را گذرانده‌ايم كه در آن معني قول افلاطون را كه "فلسفه لذتي گرامي ‌است" درك كرده‌ايم، در آن روزها عشق به حقيقتي ساده آميخته با اشتباه براي ما خيلي برتر از لذايذ جسماني و آلودگيهاي مادي بود. ما همواره در خود نداي مبهمي ‌مي‌شنويم كه ما را به سوي اين نخستين عشق به حكمت مي‌خواند. ما مثل براونينگ چنين مي‌انديشيم كه: "طعام و شراب من براي تحصيل معني زندگي است". قسمت اعظم زندگي ما بي‌معني است و در ترديد و بيهودگي هدر مي‌رود؛ ما با بي‌نظمي‌هايي كه در درون و بيرون ماست مي‌جنگيم و مع ذلك حس مي‌كنيم كه اگر بتوانيم روح خود را بشكافيم يك امر مهم و پرمعني در آن پيدا مي‌كنيم. ما در جستجوي فهم اشياء هستيم: "معني زندگي براي ما اين است كه خود و آنچه را كه به آن برمي‌خوريم به روشني و شعله آتش مبدل سازيم." مانند ميتيا در "برادران كارامازوف" از "كساني هستيم كه احتياجي به آلاف الوف ندارند، فقط پاسخي به سوالات خود مي‌خواهند." ما مي‌خواهيم ارزش و دورنماي اشيايي را كه از نظر ما مي‌گذرند دريابيم، و بدين وسيله خود را از طوفان حوادث روزانه بركنار داريم. ما مي‌خواهيم پيش از آنكه دير شود اشياي كوچك را از بزرگ تشخيص دهيم و آنها را چنانكه در واقع و نفس الامر هستند ببينيم. ما مي‌خواهيم در برابر حوادث و ناملايمات خندان باشيم و هنگام مرگ هم تبسمي‌ بر لب داشته باشيم. ما مي‌خواهيم كامل باشيم و نيروها و قواي خود را بررسي كنيم و آنها را نظم و ترتيب دهيم و اميال خويش را هماهنگ سازيم، زيرا نيروي منظم و مرتب آخرين سخن اخلاق و فن سياست و شايد آخرين كلمه منطق و مابعدالطبيعه نيز هست. ثورو مي‌گويد: "براي فيلسوف شدن داشتن افكار باريك و حتي تاسيس مكتب خاص كافي نيست، تنها كافي است كه حكمت را دوست بداريم و بر طبق احكام آن زندگي ساده و مستقل و شرافتمندانه و اطمينان بخش داشته باشيم."

            اگر ما فقط حكمت را پيدا كنيم مي‌توانيم مطمئن باشيم كه بقيه به دنبال آن خواهند آمد. ليكن چنين اندرز مي‌دهد: "نخست اموري را كه براي روح خوب و صالح است جستجو كن تا چيزهاي ديگر بر آن بيفزايد و يا لااقل فقدان آن حس نشود." حقيقت ما را توانگر نمي‌سازد ولي آزاد بار مي‌آورد.

كلامي ‌از ويتگنشتاين وجود داشت كه اشليك هم نقل مي‌كرد داير به اينكه فلسفه نظريه و آموزه نيست، فعاليت و عمل است. حاصل و نتيجه فلسفه مجموعه‌اي از گزاره‌هاي صادق يا كاذب نيست، زيرا علوم بايد به اينگونه گزاره‌ها رسيدگي كنند؛ بلكه صرفاً عمل روشن كردن و تحليل و در بعضي موارد، برملا كردن مهملات است.

جمله‌اي كه بعضاً بكار مي‌رود اينكه مساله "حل نمي‌شود، منحل مي‌شود" كه از جمله كارهاي فلسفه است.

فلاسفه بزرگ هميشه به زباني حرف زده‌اند كه افراد عادي از آن سر در آورده‌اند و بنابراين، جوهر و چكيده آن را دست كم بصورت ساده فهميده‌اند. ديد و بينش محوري و اساسي فلاسفه بزرگ ساده است.(راسل)

هدف فيلسوف بيان حقيقت است و بنابراين او از نظر حرفه‌اي در اين كار نيست كه به اظهارات ارزشي مبادرت كند، كار او اين نيست كه به مردم بگويد چه بايد بكنيد، چون اينگونه گفته‌ها ارزشي است و بنابراين به معناي دقيق كلمه، نه به هيچ وجه صادق است و نه كاذب. از طرف ديگر، چون هدف او كشف حقايق امكاني (contingent) و تجربي هم نيست از جهت حرفه‌اي احكام تركيبي و تجربي هم صادر نمي‌كند. كار فيلسوف از اساس با كار معلم اخلاق و دانشمند تفاوت دارد. كار حرفه‌اي او، بر پايه آن دو فرقي كه گفتيم، كشف آنگونه حقايق تحليلي است كه نسبتهاي منطقي بين مفاهيم را آشكار مي‌كنند. فلسفه ذاتاً و عمدتاً عبارت از تحليل مفاهيم است

بعد از اينكه در جهان قرار گرفتيد، اولين وظيفه‌اي كه فلسفه پيدا مي‌كند توصيف است. فيلسوف مي‌خواهد شيوه‌ها و وجوه مختلف بودن ما را در دنيا بررسي و توصيف كند.

حقيقت فلسفه انكشاف چيستي موجود و نحوه وجود آن است و اين حقيقت از آن جهت كه تاريخي است در هر دوره‌اي به نحوي و با نامي ‌ظاهر مي‌شود.

تاريخ ترقي انسانيت در طول فرهنگ سازي و مدنيت، همه از بركت تفكر فلسفي بوده است. زيرا راه گوش و چشم و بيني را مي‌توان بست و نشنيد و نديد و نبوييد اما راه تفكر و فهم را نمي‌توان بست، زيرا در دست بشر نيست و جرياني دروني و باطني است.

بنابر عقيده افلاطون، وظيفه فلسفه چيزي جز اين نيست كه معرفت و دانش معقول را جانشين ايمان سازد و براي اثبات درست بودن قوانين و سرمشقهايي كه مورد اطاعت كوركورانه جامعه است براهين و دلايل معقول پيدا كند. به عبارت ديگر تمام آن قوانين و سرمشقها را به محك استدلال بزند و از صحتشان در پرتو برهان (و نه در پرتو ايمان) اطمينان حاصل نمايد.

افلاطون و ارسطو حيرت را آغاز فلسفه دانسته‌اند.

 

آيا در حقيقت فلسفه بي‌حاصل است؟ چرا بايد به فلسفه رسيد؟

به نظر مي‌رسد كه علم دائماً در پيشرفت است و حال آنكه فلسفه قلمرو خود را از دست مي‌دهد ولي اين امر فقط بدان جهت است كه فلسفه وظيفه‌اي سنگين و پرحادثه دارد و آن عبارت است از حل مسائلي كه هنوز ابواب آن بر روي روشهاي علوم باز نشده است: مانند مسائل خير و شر، زيبائي و زشتي، جبر و اختيار، و حيات و موت؛ به محض اينكه ميداني از بحث و بررسي معلوماتي دقيق با قواعد صحيح در دسترس مي‌گذارد علم به وجود مي‌آيد. هر علمي ‌مانند فلسفه آغاز مي‌شود و مانند فن پايان مي‌پذيرد؛ با فرضيه‌ها بيرون مي‌آيد و با عمل جريان پيدا مي‌كند. فلسفه تعبير فرضي مجهول است و يا تعبير فرضي اموري است كه به درستي و چنانكه بايد هنوز معلوم نشده است؛ فلسفه نخستين شكافي است كه در حصار حقيقت رخ مي‌دهد. علم سرزمين تسخير شده‌اي است كه در ماوراي آن مناطق آرامي ‌وجود دارد و در آن معرفت و هنر جهان ناقص و شگفت انگيز ما را مي‌سازند. فلسفه ساكن و متحير به نظر مي‌رسد، ولي اين امر از آن جهت است كه وي ثمرات پيروزي خود را به دختران خود، يعني علوم، واگذار كرده است، وي راه خود را به سوي مجهولات و سرزمينهاي كشف نشده ادامه مي‌دهد و در اين كار اشتهاي ملكوتي سيري ناپذيري دارد .حتي در اين راه مخالفت با فلسفه، خود نوعي فلسفه است.

علم عبارت است از مشاهده نتايج و تحصيل وسايل؛ فلسفه عبارت است از انتقاد و تنظيم غايات، و چون امروز كثرت وسايل و اسباب و آلات با تعبير و تركيب ايدئالها و غايات متناسب نيست، زندگي ما به فعاليت پر سر و صدا و جنون آميز تبديل شده است و هيچ معني ندارد. ارزش يك امر بسته به ميل ماست، و كمال آن در ربط آن به يك نقشه يا يك كل است. علم بدون فلسفه مجموعه اموري است كه دورنما و ارزش ندارد و نمي‌تواند ما را از قتل و كشتار حفظ كند و از نوميدي نجات بخشد. علم، دانستن است و فلسفه حكمت و خردمندي است.

فلسفه هم بطوري كه مي‌دانيم ميداني وسيع دارد و هر كس قوه تفكر و نيروي استنباط داشته باشد مي‌تواند در مسائل فلسفي چيزهايي بگويد كه قبل از او بفكر ديگران نرسيده است، لذا خواندن حاشيه‌هائي كه دانشمندان بر كتب فيلسوفان نوشته‌اند مي‌تواند براي كساني كه بخواهند از نظريه فيلسوفان مطلع گردند سودمند باشد.

كسي نمي‌تواند فلسفه را از ديگري بياموزد. فيلسوف شدن راه و رسم معيني ندارد كه بشود في المثل با برنامه‌ريزي فيلسوف تربيت كرد.

اگر كسي تاكنون يا به ميل و اراده خويش و يا به علت اينكه نظام آموزش و پرورش او را به اين راه هدايت نكرده، به فلسفه علاقمند نشده باشد، چه دلايلي مي‌توان براي او آورد كه چنين علاقه‌اي پيدا كند؟

به طور صريح، فلسفه پنج قسم بحث را دربر مي‌گيرد:

-          منطق: مشاهده و درون‌بيني، قياس و استقراء، فرض و تجربه، تحليل و تركيب، صور فعاليت انساني است كه منطق مي‌خواهد آن را تهيه و تنظيم كند، اين امر براي اغلب ما خشك و بي‌حاصل است، ولي با اينهمه، اصلاحاتي كه در روش تفكر و تحقيق نصيب مردم شده است از حوادث مهم تاريخ فلسفه محسوب مي‌شود.

-          علم الاجمال: مطالعه شكل مطلوب، يا همان زيبايي، و نيز فلسفه هنر است.

-          اخلاق: مطالعه در رفتار كمال مطلوب است و علم خير و شر و علم حكمت عملي و به قول سقراط، علم اعلي است.

-          سياست: بحث در تشكيلات ايدئال اجتماع است (و چنانچه مي‌گويند فن به دست آوردن قدرت و حكومت و نگاه‌داري آن نيست) و بازيگران فلسفه سياسي عبارتند از: حكومت مطلقه، حكومت اشراف، حكومت عامه، سوسياليسم، آنارشيسم، و طرفداري از حقوق زنان.

علم مابعدالطبيعه: بحث در حقيقت بازپسين كليه اشياء است، يعني طبيعت واقعي ماده (علم الوجود) و روان (روانشناسي متافيزيك) و نسبت "روح" و "ماده" در ادراك و معرفت (بحث درباره معرفت انساني يا "شناسايي نگري

 

+ نوشته شده توسط محم کریم "بیگزاد" در دوشنبه 1388/08/25 و ساعت 8:56 |